۱.
شکل گیری و رشد کسب و کارهای نوپا در هر حوزه ای به عنوان یکی از فرصت های توسعه یافتگی مطرح است و این موضوع در ورزش می تواند به دستیابی به نتایج موردانتظار کشورها در رشته های ورزشی مدنظر منجر شود؛ بنابراین پژوهش حاضر با هدف طراحی مدل شکل گیری و رشد کسب و کارهای نوپای ورزش فوتبال در کشور عراق انجام پذیرفت. روش پژوهش از نوع آمیخته با ماهیت اکتشافی بود. در بخش کیفی که با بهره گیری از رویکرد گلیزر صورت پذیرفت، خبرگان و فعالان در حوزه کسب و کارهای نوپا جامعه آماری را تشکیل دادند که به شیوه هدفمند گزینش شدند. در این بخش پس از 15 مصاحبه اشباع نظری حاصل شد. در بخش کمّی از مدل سازی معادلات ساختاری استفاده شد که جامعه آماری در این بخش شامل همه فعالان در حوزه کسب و کارهای نوپای ورزشی در کشور عراق بودند. در این بخش پاسخگویان به شیوه دردسترس گزینش شدند که درنهایت داده های حاصل از 208 پرسشنامه تحلیل شد. براساس نتایج، مدل نهایی متشکل از اکوسیستم شکل گیری و رشد کسب و کارهای نوپا (ارتباطات، حمایت های سازمانی، زیرساخت قانونی، منابع و فرهنگ)، راهبردها (حمایت، مدیریت منابع انسانی و شبکه سازی) و نتایج (رشد اقتصاد ورزش و رشد ورزش فوتبال) شکل گرفت. نتایج نشان می دهد، شکل گیری و رشد کسب و کارهای نوپا در یک رشته ورزشی، نه تنها به عملکرد مؤثر عوامل مرتبط با آن رشته ورزشی به طور خاص و همچنین ورزش به طور عام بستگی دارد، نقش مجامع علمی یا سازمان های غیرورزشی در این عرصه نیز انکارنشدنی است.
۲.
این پژوهش با هدف بررسی نقش بریکولاژ در بهره برداری از فرصت در کسب وکارهای کوچک و متوسط ورزشی انجام شد. این پژوهش از نظر روش، آمیخته، از لحاظ هدف، توسعه ای-کاربردی و از حیث استراتژی در بخش مروری، فراترکیب و در بخش کیفی، دلفی و تحلیل تماتیک بود. جامعه پژوهش در بخش کیفی، 11 نفر از خبرگان دانشگاهی و در بخش روایت پژوهی، 6 نفر از رهبران کارآفرین ورزشی بودند که به روش هدفمند انتخاب شدند. براساس یافته ها در گام اول با فراترکیب پیشینه، از 17 مقاله 19 شاخص شناسایی شد. در گام دوم در مصاحبه با خبرگان دانشگاهی، 33 شاخص به روش تحلیل تِم استخراج و به روش دلفی 27 شاخص تأیید شد که روایی به روش لاوشه و پایایی با آلفای کرونباخ بررسی شد. همچنین در گام سوم، 35 مضمون از تجربه زیسته 6 نفر از رهبران کارآفرین ورزشی به روش روایت پژوهشی شناسایی شد که پایایی کد گذاری به روش ضریب پایایی هولستی تأیید شد. درنهایت، بعد از ترکیب و ادغام مراحل 47 مؤلفه در قالب پنج عامل ادغام فرصت ها، ابتکار و خلاقیت، خلق و تشخیص فرصت، رشد سرمایه، کالا و خدمات و توسعه دانش و فرصت به عنوان ابعاد و شاخص های شناسایی شد. نتایج پژوهش حاکی از این است که بریکولاژ می تواند با ایجاد و توسعه فرصت های جدید در بحران ها و با استفاده از کمترین منابع و با امکانات حداقلی، در بهره برداری از فرصت در کسب وکارهای ورزشی مؤثر باشد.
۳.
این پژوهش کیفی با هدف بررسی نقش فناوری های نوین در مشارکت افراد در فعالیت بدنی اوقات فراغت انجام شد. 13 نفر از متخصصان این حوزه با رعایت اصول روش قدرت اطلاعات به صورت هدفمند برای مصاحبه های نیمه ساختاریافته انتخاب شدند. تجزیه وتحلیل مضمون، با استفاده از چارچوب شش مرحله ای براون و کلارک (2006)، برای تجزیه وتحلیل داده ها استفاده شد. یافته ها سه نقش متمایز فناوری های نوین را در فعالیت بدنی اوقات فراغت نشان دادند: «تسهیل گر»، «کاهنده» و «بازدارنده». نقش «تسهیل گر» که توسط ۱۰۰ کد استخراج شده حمایت می شود، جنبه تسهیل کنندگی فناوری های نوین در ارتقای فعالیت بدنی را نشان می دهند. برعکس، نقش «کاهنده» که شامل 19 کد استخراج شده است، نشان می دهد که فناوری های نوین افراد را سمت رفتار بی تحرک و کاهش سطح فعالیت بدنی سوق می دهند. درنهایت، نقش «بازدارنده» که شامل 29 کد است، نشان می دهد که فناوری های نوین با تأثیرگذاری بر سایر جنبه های زندگی افراد، به طور غیرمستقیم آنها را از مشارکت در فعالیت بدنی باز می دارند. بر اساس یافته های پژوهش، می توان نتیجه گرفت که فناوری های نوین نقش های چندوجهی در شکل دهی به مشارکت افراد در فعالیت بدنی اوقات فراغت دارند. درحالی که آن ها با تسهیل و افزایش فرصت های فعالیت بدنی به عنوان تسهیل گر عمل می کنند، نقش کاهنده ای نیز دارند و به طور بالقوه ترویج دهنده رفتارهای کم تحرک نیز هستند. علاوه بر این، فناوری های نوین می توانند به عنوان بازدارنده عمل کرده و از طریق تأثیرات مختلف بر تفکرات، ترجیحات و سبک زندگی افراد، به طور غیرمستقیم افراد را از مشارکت در فعالیت بدنی بازدارند.
۴.
پژوهش حاضر با هدف شناسایی و تحلیل عوامل سازنده اکوسیستم استارتاپهای ورزشی در ایران انجام شد. تحقیق از نوع اکتشافی و با ماهیت کیفی بود که با روش تحلیل تم اجرا شد. 16 نفر از خبرگان حوزه کارآفرینی و استارتاپهای ورزشی از بنیانگذاران استارتاپ های ورزشی، پارک های علم و فناوری، مراکز رشد، اساتید دانشگاه و نخبگان حوزه کارآفرینی ورزشی به شیوه هدفمند و گلوله برفی مورد مصاحبه های عمیق نیمه ساختاریافته قرار گرفتند. الگوی پنج مرحله ای کسلبری و نولن (2018) برای تحلیل داده ها استفاده شد. یافته ها نشان داد اجزای اصلی یک اکوسیستم استارتاپ ورزشی شامل آموزش و پژوهش، سرمایه انسانی، سرمایه اجتماعی، سیاست های دولت، ارزش های فرهنگی، زیرساخت ها و عوامل حمایتی، عوامل اقتصادی، عوامل بازار و فناوری است.
۵.
هدف این پژوهش، شناسایی عدم قطعیت های کلیدی در استارت آپ های ورزشی تا سال 1414 با رویکرد آینده نگری بود. این پژوهش برحسب هدف، کاربردی و به لحاظ راهبرد از نوع آمیخته (کیفی-کمّی) بود. در بخش کیفی، رویکرد پژوهش تحلیل محتوای کیفی و در بخش کمّی، دلفی فازی و آینده نگری رهیافت تحلیل ساختاری بود. در بخش کیفی، مالکان و فعالان حوزه استارت آپ های ورزشی و در بخش کمّی، کارشناسان و اساتید مشارکت کنندگان در پژوهش را تشکیل دادند. در بخش کیفی، انتخاب مشارکت کنندگان با روش نمونه گیری هدفمند انجام شد و مبتنی بر اشباع نظری با 15 نفر از آن ها مصاحبه شد. در بخش کمّی نیز از روش نمونه گیری هدفمند استفاده شد و برحسب معیارهای از پیش تعیین شده 10 نفر انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها در مطالعه کیفی مصاحبه نیمه ساختاریافته و در بخش کمّی، پرسشنامه و ماتریس 36×36 بود. برای ارزیابی روایی و پایایی از راهبردهای قابلیت باورپذیری، انتقال پذیری، تأییدپذیری، مطالعه حسابرسی فرایند و توافق درون موضوعی دو کدگذار استفاده شد. تجزیه و تحلیل داده ها نشان داد، رشد صنعت تجهیزات ورزشی، سرمایه گذاری بخش خصوصی در استارت آپ ها، استفاده از فناوری های نوین در استارت آپ ها و افزایش رقابت در بازار صنعت ورزش به عنوان چهار عدم قطعیت کلیدی استارتاپ های ورزشی در افق 1414 هستند. براساس این نتیجه می توان گفت که چهار عامل مذکور مهم ترین محرک های تغییر در استارت آپ های ورزشی هستند؛ ازاین رو استارت آپ های ورزشی لازم است قبل از تدوین سیاست ها و برنامه هایشان روندهای این محرک ها را رصد کرده و مبتنی بر تغییرات آن ها اهداف خود را تنظیم کنند.
۶.
هدف پژوهش حاضر شناسایی چالش های توسعه ورزش الکترونیک بود. روش پژوهش حاضر کیفی و از نوع پژوهشهای اکتشافی می باشد و از لحاظ هدف جزء پژوهش های کاربردی به شمار می آید. مشارکت کنندگان در این پژوهش شامل خبرگان و افراد مجرب در حوزه ورزش های الکترونیک، بازیکنان ورزش های الکترونیک، مدیران باشگاه های ورزش های الکترونیکی و مدیران و کارشناسان انجمن ورزش های الکترونیک بودند و از روش نمونه گیری هدفمند در پژوهش استفاده شد. برای گردآوری اطلاعات مصاحبه های عمیق و نیمه ساختاریافته ای با شرکت کنندگان انجام گرفت و با 27 مصاحبه اشباع نظری حاصل شد. برای تحلیل داده ها از روش تحلیل مضمون جهت کسب اطلاعات این پژوهش استفاده شد. نتایج پژوهش در بخش چالش های توسعه ورزش الکترونیک نشان می دهد که چالش های توسعه ورزش الکترونیک از شش مقوله اصلی تشکیل شده است که شامل چالش های زیرساختی، چالش های اقتصادی، چالش های ساختاری، چالش های فرهنگی-اجتماعی، چالش های آموزشی و چالش های سلامتی و تندرستی می شود. چالش های توسعه ورزش الکترونیک از شانزده مقوله فرعی تشکیل شده است که شامل زیرساخت فیزیکی محدود، زیرساخت آنلاین نامناسب، دسترسی محدود به فناوری، کمبود بودجه و منابع، فقدان حمایت مالی، سازماندهی نامناسب، عدم رسمیت، موانع فرهنگی، کلیشه ها و برچسبها، مسائل نژادی و جنسیتی، آموزش و آگاهی نامناسب، کمبود محتوا، فقدان پرورش استعداد، فشار جسمانی، سلامت روان و سلامت اجتماعی می باشد. در نهایت با توجه به نتایج و چالش های توسعه ورزش الکترونیک نیاز است برای مدیریت چالشهای این حوزه برنامه های مناسبی تدوین کرد.