۱.
این مطالعه با هدف تعیین تأثیر هشت هفته تمرینات عصبی عضلانی واکنشی بر تعادل ایستا و پویا و میزان زانوی ضربدری دانش آموزان دختر انجام شد. سی دانش آموز دختر 8 تا 12 ساله دارای ناهنجاری زانوی ضربدری، داوطلبانه در این مطالعه شرکت کردند و به دو گروه تجربی و کنترل تقسیم شدند. گروه تجربی برنامه تمرین عصبی عضلانی واکنشی را در هشت هفته دریافت کرد، اما گروه کنترل تمرین خاصی را انجام نداد. پس از هشت هفته، اندازه گیری ها تکرار شد. برای بررسی تفاوت بین گروه ها از تحلیل واریانس با اندازه گیری های مکرر استفاده شد (05/0≥P). براساس نتایج پژوهش، تفاوت معناداری بین میزان زانوی ضربدری گروه آزمایش و گروه کنترل وجود داشت (05/0≥P). در تعادل ایستا، هر دو گروه در نتایج پس آزمون نسبت به پیش آزمون بهبودی نشان دادند (05/0≥P). علاوه بر این، بهبود درخورتوجهی در جهت های قدامی، قدامی-خارجی و خلفی تست تعادل ستاره مشاهده شد (05/0≥P).
۲.
در مطالعات گذشته شناسایی آسیب های سر براساس معیارهای تک پارامتری بود؛ در حالی که با در نظر گرفتن چند پارامتر در ارزیابی آسیب سر می توان اطلاعات دقیق تری به دست آورد؛ ازاین رو هدف مطالعه حاضر، بررسی و تحلیل معیارهای تک پارامتری و چندپارامتری آسیب سر در ورزش های برخوردی بود. با استفاده از مطالعات پیشین و شبیه سازی با نرم افزار آدامز معیارهای تک پارامتری (شتاب های خطی و چرخشی) به دست آمد. همچنین با استفاده از معادله ای ترکیبی از شتاب های خطی و چرخشی، معیار چندپارامتری محاسبه شد. نتایج نشان داد، شتاب های چرخشی سر در ورزش های برخوردی بالاتر از آستانه شتاب چرخشی مرتبط با ضربه مغزی بود. در میان ورزش های بررسی شده، تنها در تکواندو شتاب خطی بالاتر از آستانه آسیب سر بود؛ این در حالی است که در بررسی معیار چندپارامتری، هیچ کدام از ورزش های مطالعه شده درمعرض آستانه آسیب سر قرار نداشتند. به طورکلی، نتایج حاکی از بالا بودن معیار های آسیب سر در تکواندو نسبت به سایر ورزش های رزمی بود. از طرفی معیار ترکیبی آسیب سر برخلاف معیارهای تک پارامتری نمی تواند منجر به آسیب های سر در ورزش های برخوردی شود.
۳.
یکی از شایع ترین چالش های ورزش، آسیب های ورزشی و بازگشت ورزشکار در کوتاه ترین زمان ممکن به ورزش و سطح ایده آل قبلی است. شناخت عوامل خطرزا و پیشگیری از آن نیز بسیار حائز اهمیت و کاربردی است. تحقیقات گذشته تأثیر انواع عوامل آسیب زای ACL را بررسی کرده اند، اما مطالعات کمی به نقش کیفیت خواب در بروز آسیب ACL و به طور ویژه آسیب ثانویه ACLR پرداخته اند؛ ازاین رو هدف این پژوهش بررسی، رابطه اختلال خواب با کینماتیک فرود، تعادل و حس عمقی اندام تحتانی در مردان با سابقه جراحی بازسازی ACL و ولگوس پویای زانو بود. تعداد 44 مرد که سابقه جراحی ACL و ولگوس پویای زانو داشتند، به عنوان نمونه آماری انتخاب شدند. برای تشخیص اختلال خواب از پرسشنامه پیتزبورگ استفاده شد. برای بررسی شاخص های کینماتیکی فرود از آزمون LESS، تعادل از آزمون تعادل وای و حس عمقی از آزمون خطای بازسازی زاویه مفصل زانو در 30 و 60 درجه فلکشن استفاده شد. برای بررسی آمار استنباطی، آزمون رگرسیون خطی ساده با سطح معناداری (05/0P≤) به کار رفت. نتایج نشان داد، اختلال خواب در مردان با سابقه بازسازی ACL و ولگوس پویای زانو می تواند پیش بین افزایش خطای کینماتیکی فرود 59 درصد، افزایش خطای حس عمقی 30 درجه مفصل زانو 65 درصد و 60 درجه مفصل زانو 78 درصد باشد. همچنین اختلال خواب می تواند پیش بین بسیار قوی کاهش تعادل 92 درصد باشد؛ بنابراین با توجه به نتایج پژوهش که اختلال خواب را به عنوان عامل خطرزا در افراد با سابقه بازسازی ACL بیان می کند، به مربیان پیشنهاد می شود الگوهای خواب ورزشکاران را ارزیابی و کنترل کنند تا میزان آسیب احتمالی ناشی از اختلال یا کمبود خواب کاسته شود
۴.
این مطالعه با هدف تحلیل هماهنگی مفاصل اندام تحتانی در اجرای لانج به جلو، با و بدون تی آرایکس انجام شد. با استفاده از سیستم آنالیز حرکت هشت دوربینه، داده های کینماتیکی مربوط به اجرای سه مدل مختلف از لانج به جلوی 22 دانشجوی دختر فعال (شامل لانج به جلوی معمولی، لانج به جلو با قرار دادن دست یا پا داخل طناب تی آرایکس) جمع آوری شد. از نرم افزار متلب برای پردازش داده ها و از آزمون تحلیل واریانس در سطح معناداری 05/0≥P برای تحلیل آماری داده ها استفاده شد. نتایج نشان داد که حرکت لانج به عنوان یک تمرین زنجیره حرکتی بسته و زانومحور، حاصل حرکت هم فاز مفاصل اندام تحتانی است. در اجرای لانج با قرارگیری پا داخل طناب تی آرایکس، درگیری مفصل ران افزایش و درگیری مفصل مچ پا کاهش نشان داد؛ در حالی که در اجرای لانج با گرفتن طناب تی آرایکس در دست، درگیری مفصل مچ پا بیشتر و درگیری مفصل ران کمتر بود. با توجه به نتایج به دست آمده، فرضیه وجود هم افزایی بین مفاصل ران و مچ پا تأیید شد. با توجه به افزایش تغییرپذیری هماهنگی در فاز بالا آمدن در لانج، پیشنهاد می شود افرادی با مشکلات تعادلی یا ضعف عضلانی در هنگام اجرای این حرکت، کنار یک تکیه گاه بایستند و در صورت لغزش یا افتادن از تکیه گاه کمک بگیرند.
۵.
سندرم گیرافتادگی شانه در ورزشکاران رشته بدنسازی به دلیل انجام تمرینات مختلف بالای سر، شایع است. هدف این مطالعه تعیین فعالیت الکترومایوگرافی منتخبی از عضلات مجموعه شانه حین انجام حرکات عملکردی منتخب در زنان بدنساز مبتلا به سندرم گیرافتادگی شانه بود. در این مطالعه نیمه تجربی، 10 بدنساز زن سالم و 10 ورزشکار مبتلا به سندرم گیرافتادگی شانه شرکت کردند. فعالیت الکترومیوگرافی عضلات دلتوئید قدامی، سینه ای بزرگ، دندانه ای قدامی، دلتوئید خلفی، بخش فوقانی و تحتانی ذوزنقه حین اجرای حرکات کشش بارفیکس خوابیده، شنای سوئدی و دیپ پارالل ثبت شد. تجزیه و تحلیل آماری با آزمون های تی مستقل و آنالیز واریانس با اندازه گیری تکراری انجام شد (05/0P<). نتایج نشان داد، میانگین فعالیت عضلات منتخب در حرکت دیپ پارالل در مقایسه با سایر حرکات در دو گروه بیشتر بود. در حرکت شنای سوئدی نیز درگیری عضلات بیشتر از حرکت کشش بارفیکس خوابیده بود. هم انقباضی قدامی خلفی در حرکت شنای سوئدی در افراد دارای سندرم گیرافتادگی شانه کمتر بود. هم انقباضی جهت دار نیز در حرکت کشش بارفیکس خوابیده کمتر از دو حرکت دیگر بود. ورزشکاران زن رشته بدنسازی دچار سندرم گیرافتادگی شانه، در اجرای سه حرکت در زنجیره حرکتی بسته شامل کشش بارفیکس خوابیده، شنای سوئدی و دیپ پارالل، فعالیت الکترومایوگرافی بیشتری در عضلات قدامی مجموعه شانه شامل سینه ای بزرگ و دلتوئید قدامی نسبت به ورزشکاران سالم داشتند. این عمل احتمال دارد که مکانیسم جبرانی برای سایر عضلات اطراف مفصل شانه ایجاد کند و باعث تغییر در الگوی فعالیت عضلانی شود. بهتر است ورزشکاران بدنساز دچار سندرم گیرافتادگی شانه از تمرینات زنجیره بسته تا زمان بهبودی دوری کنند.
۶.
سارکوپنی کاهش توده عضلانی است که بر بسیاری از سالمندان تأثیر می گذارد؛ ازاین رو هدف پژوهش حاضر، بررسی تأثیر هشت هفته تمرینات عصبی عضلانی واکنشی (RNT) بر تعادل، جنبش پذیری، ترس از سقوط و قدرت اندام فوقانی و تحتانی سالمندان مبتلا به سارکوپنی بود. تعداد 30 سالمند مبتلا به سارکوپنی به صورت هدفمند به عنوان نمونه تحقیق حاضر انتخاب شدند. آزمودنی ها به صورت تصادفی در دو گروه تمرین (15=N) و کنترل (15=N) قرار گرفتند. گروه تمرینی سه بار در هفته و به مدت هشت هفته RNT را انجام دادند. مقیاس تعادل برگ، آزمون زمانی برخاستن و راه رفتن، مقیاس بین المللی کارآمدی سقوط، آزمون 30 ثانیه ای جلو بازو و آزمون 30 ثانیه ای نشستن و برخاستن، قبل و بعد از پروتکل تمرین ارزیابی شدند. برای تحلیل داده ها از آزمون آنکووا استفاده شد. تمام تحلیل های آماری در نرم افزار SPSS نسخه 26 انجام شد. نتایج نشان داد،RNT به طور معناداری تعادل (001/0P= )، تحرک عملکردی (001/0P= )، قدرت اندام فوقانی (001/0P= ) و اندام تحتانی (001/0P= ) را در گروه تمرین نسبت به گروه کنترل افزایش داد؛ با وجود این، تفاوت معناداری در متغیر ترس از سقوط بین دو گروه وجود نداشت (102/0P= ). براساس نتایج، RNT را می توان به عنوان یک مدالیته تمرینی برای بهبود تعادل، تحرک و قدرت اندم فوقانی و تحتانی در سالمندان مدنظر قرار داد.