۱.
هدف: هدف پژوهش حاضر بررسی اثر تمرین افتراقی و تداخل زمینه ای بر یادگیری و بازنمایی ذهنی ضربه گلف بود.
روش پژوهش: 50 دانشجوی دختر راست دست 20 تا 35 ساله با بینایی طبیعی از دانشگاه الزهرا به صورت هدفمند انتخاب و به طور تصادفی در پنج گروه یادگیری افتراقی تصادفی، افتراقی مسدود، تداخل زمینه ای تصادفی، تداخل زمینه ای مسدود و کنترل تقسیم شدند. برای اجرای تکلیف از توپ و چوب استاندارد گلف، اهداف دایره ای با قطر 11 سانتی متر روی زمین چمن (9×4 متر) و نرم افزار سنجش بازنمایی ذهنی استفاده شد. آزمودنی ها در پیش آزمون تکلیف سنجش بازنمایی ذهنی و 15 ضربه از فاصله 3 متری را اجرا کردند. در مرحله اکتساب، 12 بلوک 15 کوششی مطابق دستورالعمل گروهی انجام دادند. 24 ساعت بعد، در آزمون یادداری مشابه با پیش آزمون و در آزمون انتقال، 15 ضربه از فاصله 5 متری اجرا شد.
یافته ها: نتایج نشان داد در مرحله اکتساب، عملکرد گروه افتراقی تصادفی به طور معناداری ضعیف تر از سایر گروه ها بود (0/001=P). در آزمون یادداری، گروه های افتراقی تصادفی و تداخل زمینه ای تصادفی دقت بالاتری نسبت به گروه های مسدود داشتند (0/001=P) و در آزمون انتقال، گروه های یادگیری افتراقی عملکرد دقیق تری نشان دادند. همچنین بازنمایی ذهنی در یادداری برای گروه افتراقی تصادفی نسبت به پیش آزمون به طور معناداری بهبود یافت (0/001=P).
نتیجه گیری: تغییرات مستمر در یادگیری افتراقی احتمالاً به دلایلی مانند ظهور جاذب های وابسته به خود و زمینه و نوسانات تصادفی به تعمیم پذیری بالاتر در مقایسه با تداخل زمینه ای منجر شده است.
۲.
مقدمه: پژوهش هایی که به بررسی عملکرد اندام فوقانی کودکان فلج مغزی همی پلژی پرداخته اند، بیشتر از تکالیف تک دستی شامل تکنیک محدود کردن دست سالم استفاده کرده اند، اما این روش به مشکلات هیجانی در کودک منجر می شد. هدف این پژوهش بررسی عملکرد دست پس از تمرین دریافت دودستی هندبال در کودکان مبتلا به فلج مغزی همی پلژی بود. روش پژوهش: شرکت کنندگان پنج کودک مراجعه کننده به کلینیک فخر صادق با میانگین سنی 2/28±10/2 سال بودند که به صورت در دسترس انتخاب شدند. والدین کودکان برگه رضایت نامه را تکمیل کردند. هر شرکت کننده در مجموع یک بار پیش و یک بار پس از تمرین با استفاده از آزمون پوردو پگ بورد آزمایش شد و عملکرد تک دستی، دودستی همزمان و متوالی بررسی شد. شرکت کنندگان در مجموع شش هفته، هر هفته دو جلسه 30 دقیقه ای تمرینات دودستی را انجام دادند. یافته ها: تمرینات عملکرد دست کمتر آسیب دیده (P=0/03) و هماهنگی دودستی متوالی (0/00=P) به طور معناداری افزایش یافت، اما هماهنگی دودستی همزمان پیشرفت معناداری نداشت (0/08=P). همچنین پیشرفت معناداری در دست بیشتر آسیب دیده مشاهده نشد (0/06=P). نتیجه گیری: به نظر می رسد استفاده از تمرینات دریافت دودستی توپ می تواند در بهبود هماهنگی دودستی متوالی و عملکرد دست کمتر آسیب دیده کودکان فلج مغزی همی پلژی مؤثر باشد و به عنوان روشی مداخله ای در توانبخشی حرکتی این کودکان استفاده شود.
۳.
مقدمه: بینایی یکی از حواس بسیار مهم در یادگیری مهارت های حرکتی است و در این رابطه نقش خطای ادراک بینایی از اهمیت بالایی برخوردار است، لذا این پژوهش با هدف بررسی تأثیر خطای ادراک بینایی در یادگیری مهارت پرتاب دارت در افراد مبتدی انجام شد. روش پژوهش: شرکت کنندگان شامل 20 نفر از نوجوانان با میانگین سنی 17 سال بودند که به صورت نمونه گیری در دسترس از جامعه دانش آموزان دوره متوسطه دوم انتخاب شدند. شرکت کنندگان پس از اجرای پیش آزمون به دو گروه تجربی (دارت تغییریافته با خطای ادراک بینایی) و کنترل (دارت معمولی) تقسیم شدند. هر دو گروه 10 جلسه تمرین انجام دادند. بلافاصله پس از جلسات تمرینی، پس آزمون و 2 ساعت بعد از پس آزمون، آزمون یادداری و انتقال فوری و یک هفته بعد، آزمون یادداری و انتقال تأخیری برگزار شد. برای تحلیل داده ها از آزمون تحلیل واریانس مرکب و آزمون تعقیبی بونفرونی استفاده شد. یافته ها: نتایج نشان داد که در هر دو گروه تجربی و کنترل پیشرفت معناداری در اجرای مهارت دارت از پیش آزمون تا پس آزمون مشاهده شد (0/05 >p). اما مقایسه گروه تجربی و کنترل نشان داد که در تمام مراحل اکتساب، یادداری و انتقال بین دو گروه تفاوت معناداری وجود ندارد. نتیجه گیری: به طورکلی نتایج نشان داد که ادراک بزرگ تر هدف تأثیری بر اجرا و یادگیری مهارت دارت ندارد و احتمالاً دستگاه کنترل حرکتی را تحت تأثیر قرار نمی دهد. پیشنهاد می شود در پژوهش های بعدی تأثیر خطای ادراک بینایی در شرایط جدیدی تحت بررسی قرار گیرد.
۴.
مقدمه: کارکردهای اجرایی، شاخص حیاتی برای موفقیت ورزشی اند و یکی از مداخلات تأثیرگذار بر آن، تمرینات کوادراتو است. هدف تحقیق حاضر بررسی تأثیر این تمرینات در سطح رفتاری بر کارکرد اجرایی ورزشکاران نیمه ماهر است. روش پژوهش: 100 ورزشکار نیمه ماهر دختر در دامنه سنی 15 تا 18 سال به روش در دسترس از بین تیراندازان استان یزد انتخاب و به صورت تصادفی به دو گروه آزمایش و کنترل تقسیم شدند. در جلسات جداگانه ای هر کدام از آزمون ها به منظور سنجش کارکرد اجرایی گرفته شد. مداخله تمرینات کوادراتو به مدت 28 روز، هر روز شش دقیقه انجام گرفت. سپس پس آزمون مطابق با پیش آزمون گرفته شد. داده ها با استفاده از آزمون های کوواریانس چندمتغیره و تک متغیره تحلیل شدند و سطح معناداری 0/05>P در نظر گرفته شد. یافته ها: یافته ها نشان داد که تمرینات کوادراتو بر افزایش نمره تداخل و پاسخ ناهمخوان از ابعاد بازداری پاسخ، دو بعد طبقات و درجاماندگی از ابعاد انعطاف پذیری شناختی و همچنین افزایش نتیجه از ابعاد حافظه کاری در مرحله پس آزمون اثربخش بوده و موجب بهبود 6/12 درصد در بازداری پاسخ، 21/6 درصد در حافظه کاری و 18 درصد در انعطاف پذیری شناختی شده است. نتیجه گیری: نتایج این تحقیق همراستا با تحقیقات ساختاری و عملکردی مغز بود. تمرینات کوادراتو در سطح رفتاری بر سه هسته کارکرد اجرایی اثر مثبت داشت و می تواند مداخله مناسبی برای افزایش کارکرد اجرایی ورزشکاران باشد.
۵.
مقدمه: تنوع در دریافت پیام از گیرنده های عمقی و اطلاعات محیطی می تواند بر عملکرد کنترلی مؤثر باشد. هدف پژوهش حاضر، مقایسه تأثیر تمرین راه رفتن با سرعت های متغیر در سطوح متفاوت به عنوان قیود تکلیف و محیط بر تعادل و ترس از افتادن است. روش پژوهش: پژوهش حاضر به صورت پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل انجام شده است. به این منظور 21 سالمند زن بالای 60 سال شهر سمنان به صورت نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند و به صورت انتصاب تصادفی در سه گروه (تمرینات با قیود ثابت، تمرینات با قیود متغیر و کنترل) قرار گرفتند. در ادامه گروه تمرین ثابت، تمرینات راه رفتن با سرعت ثابت سطح هموار و صاف و گروه تمرین متغیر، تمرینات تعادلی و قدرتی راه رفتن با سرعت متغیر در سطح ناهموار و لغزنده را انجام دادند. به منظور تحلیل داده ها، از آزمون تحلیل واریانس مرکب استفاده شد. یافته ها: نتایج تحلیل داده ها نشان داد پیشرفت شرکت کنندگان ناشی از تأثیر تمرینات بر هر دو متغیر تعادل و ترس از افتادن معنادار است. یافته ها، تأثیر متفاوت تمرینات متغیر راه رفتن قدرتی و تعادلی و سرعت متغیر بر تعادل (0/042=P) را تأیید کرد؛ اما تفاوت آماری معناداری بین سه گروه در متغیر ترس از افتادن مشاهده نشد (0/208=P). نتیجه گیری: تمرینات راه رفتن بر تعادل و ترس از افتادن زنان سالمند مؤثر بوده و تمرینات با سرعت های متغیر راه رفتن همراه با دستکاری قیود محیطی می تواند برای ارتقای تعادل بسیار مفیدتر باشد. از این رو پیشنهاد می شود این نوع تمرینات به عنوان بخشی از مداخله های درمانی و توانبخشی در مراکز کار با سالمندان مورد توجه قرار گیرد.
۶.
مقدمه: این پژوهش با هدف مقایسه دو روش آموزش خطی و غیرخطی بازی های توپی بالشوله هایدلبرگ بر میزان فعالیت بدنی، خودکارامدی و لذت از فعالیت در دختران هفت تا نه ساله انجام گرفت. روش پژوهش: این تحقیق نیمه تجربی با ۳۰ دختر هفت تا نه ساله در دو گروه ۱۵ نفره (آموزش خطی و غیرخطی) انجام گرفت. مداخله شامل هشت هفته تمرین (سه جلسه در هفته) بود و فعالیت بدنی شرکت کنندگان با پرسشنامه فعالیت بدنی نونهالان (ضامنی و همکاران، ۱۳۹۸) در طول دوره و دو ماه پس از آن اندازه گیری شد. همچنین از پرسشنامه های خودکارامدی و لذت از فعالیت بدنی مورانو و همکاران (2019) قبل و بعد از مداخله استفاده شد. یافته ها: نتایج حاصل از تحلیل واریانس مرکب نشان داد که روش آموزش غیرخطی تأثیر معناداری بر افزایش سطح فعالیت بدنی، خودکارامدی و لذت از فعالیت بدنی داشته است (p>0/5). اثر اصلی گروه در تمامی متغیرهای وابسته معنادار بود، که بیانگر تفاوت های شایان توجه بین دو گروه خطی و غیرخطی است. با این حال، اثر اصلی زمان و همچنین اثر تعاملی زمان × گروه در هیچ یک از متغیرهای وابسته به سطح معناداری نرسید (p>0/5). نتیجه گیری: آموزش غیرخطی بازی های توپ های هایدلبرگ با افزایش خودکارامدی و لذت از فعالیت بدنی، نسبت به آموزش خطی، تأثیر بیشتری در بهبود و پایداری سطح فعالیت بدنی دختران هفت تا نه ساله دارد. این یافته ها می توانند مبنای علمی برای طراحی برنامه های آموزشی مؤثرتر جهت ارتقای مشارکت کودکان در فعالیت بدنی باشند.
۷.
مقدمه: دوران سالمندی به عنوان یکی از مراحل مهم رشد انسان، به طور معمول با تغییرات چشمگیر در تمامی ابعاد رشد همراه است که این تغییرات پس از یک دوره کند و تدریجی در دوران میانسالی، شتاب بیشتری می گیرد. بنابراین، هدف از پژوهش حاضر بررسی آثار تمرینات فال پروف و چندجزئی بر عملکرد تعادلی، کارکردهای شناختی و زمان واکنش سالمندان مرد بود. روش پژوهش: در این پژوهش تجربی ۴۵ سالمند مرد در دامنه سنی ۶۵ تا ۷۵ سال به صورت تصادفی ساده انتخاب و به سه گروه مساوی گروه تمرین فال پروف، تمرین چندجزئی و کنترل، تقسیم شدند. گردآوری داده ها با استفاده از آزمون مختصر وضعیت شناختی، مقیاس عملکرد تعادلی و آزمون زمان واکنش انجام شد. برای تحلیل داده ها از آزمون تحلیل واریانس تکراری برای بررسی تأثیر زمان (دفعات اندازه گیری) و از آزمون تحلیل واریانس یکراهه برای بررسی اختلافات میان گروه ها در پس آزمون و آزمون پیگیری استفاده شد. یافته ها: بر اساس یافته ها، متغیرهای پژوهش در هر دو گروه تمرینی از پیش آزمون به پس آزمون پیشرفت معنادار داشتند (0/01>P )، درحالی که در گروه کنترل چنین نبود. همچنین نتایج حاکی از تفاوت میانگین های دو گروه آزمایشی نسبت به گروه کنترل در مراحل پس آزمون و پیگیری بود (0/01>P). نتیجه گیری: نتایج نشان داد که هر دوی گروه تمرینات فال پروف و چندجزئی سبب بهبود عملکردهای شناختی و حرکتی در سالمندان پژوهش حاضر شدند. بنابراین، توصیه می شود که این تمرینات به عنوان روش های مفید تمرینی مناسب برای سالمندان این رده سنی، استفاده شود.