مطالعات تاریخ فرهنگی

مطالعات تاریخ فرهنگی

مطالعات تاریخ فرهنگی سال 17 تابستان 1404 شماره 64 (مقاله علمی وزارت علوم)

مقالات

۱.

بازنمایی تاریخ ایران در کتاب های درسی تاریخ مقطع پنجم ابتدایی (چاپ 1341) و ششم ابتدایی (چاپ 1345) در دوره محمدرضاشاه پهلوی: تحلیلی انتقادی بر مبنای نظریه روث وداک(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۰ تعداد دانلود : ۴۹
مطالعه حاضر با هدف تحلیل انتقادی گفتمان کتاب های درسی تاریخ مقطع پنجم ابتدایی (چاپ 1341) و ششم ابتدایی (چاپ 1345) در دوره محمدرضاشاه پهلوی انجام شده است. چهارچوب نظری این پژوهش نظریه «تحلیل گفتمان تاریخی» روث وُداک است که با تأکید بر ابعاد گفتمانی قدرت، ایدئولوژی، حافظه جمعی و بازنمایی تاریخی، به واکاوی فرایندهای مشروعیت بخشی، طرد و هویت سازی در متون رسمی آموزشی می پردازد. در این مطالعه، کتاب های تاریخ پنجم و ششم ابتدایی منابع اصلی گفتمانی نظام آموزشی دوره محمدرضاشاه پهلوی مورد تحلیل قرار گرفتند. یافته ها نشان می دهد که نظام آموزشی این دوره، با به کارگیری استراتژی هایی چون اسطوره سازی از شاهان باستان، حذف و تحقیر دوره قاجار، قهرمان سازی از خاندان پهلوی و برجسته سازی مفاهیمی چون «تمدن ایرانی»، «اقتدار ملی» و «مدرنیته دولتی» به تولید حافظه ای تاریخی اقدام کرده که در خدمت تثبیت مشروعیت سیاسی و فرهنگی سلطنت پهلوی بوده است. از منظر نظریه وُداک، این فرایند با استفاده از ابزارهایی مانند واژگان ارزشی، روایت های تک سویه، تکرار بینامتنی و تصویرسازی عاطفی در راستای شکل دهی به گفتمان غالب تاریخی صورت گرفته است. مقاله حاضر می کوشد با بازخوانی انتقادی این متون، زمینه ای برای تحلیل سیاست حافظه و آموزش ایدئولوژیک تاریخ فراهم سازد.
۲.

تحول نهادی و کارکردی جمعیت هلال احمر در امپراتوری عثمانی تا پایان جنگ جهانی اول(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۶ تعداد دانلود : ۵۰
این پژوهش به بررسی شکل گیری و تحول جمعیت هلال احمر عثمانی، نخستین نمونه هلال احمر در جهان و نقش آن در عرصه های جنگی، امدادرسانی اجتماعی و مدیریت بحران های طبیعی می پردازد. مسئله اصلی پژوهش، چگونگی تأثیر شرایط سیاسی و اجتماعی دوران مشروطیت عثمانی و جنگ های نیمه دوم قرن نوزدهم بر شکل گیری، رشد و فعالیت های هلال احمر است. هلال احمر عثمانی، یک نهاد مبتنی بر سنت اسلامی بود که در پاسخ به تشکیل صلیب سرخ اروپایی شکل گرفت و فعالیت های خود را در میادین جنگ و امدادرسانی توسعه داد. رویکرد پژوهش تاریخی بوده و داده ها به صورت کتابخانه ای گردآوری شده اند که شامل منابع کتبی، اسناد آرشیوی و مدارک مرتبط در ترکیه است. یافته ها نشان می دهند که طی پنجاه سال نخست فعالیت، هلال احمر عثمانی با وجود فشارهای سیاسی دوره استبداد سلطان عبدالحمید دوم، رشد قابل توجهی داشت. حضور مداوم این نهاد در میادین جنگی، منجر به تحول ساختار تشکیلاتی، تنوع منابع مالی و افزایش تجربه امدادرسانی شد؛ علاوه بر فعالیت های جنگی، هلال احمر نقش مهمی در پاسخ به حوادث طبیعی و انسانی مانند آتش سوزی، زمین لرزه، سیل و بیماری ایفا کرد و عملکرد آن تأثیر قابل توجهی بر افکار عمومی جهان اسلام گذاشت. این تأثیر، زمینه ساز شکل گیری سازمان های مشابه در سایر کشورهای اسلامی شد.
۳.

«مساوات» و بازتاب گفتمان مشروطه(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷ تعداد دانلود : ۲۹
این پژوهش با رویکرد تاریخ فرهنگی و با بهره گیری از روش «تحلیل گفتمان فرهنگی»، به واکاوی روزنامه مساوات به سردبیری محمدرضا مساوات (1244-1304ش) به عنوان یکی از رادیکال ترین مطبوعات دوره مشروطه می پردازد. مسئله اصلی تحقیق آن است که این روزنامه چگونه در شکل دهی و بازتاب گفتمان فرهنگی و سیاسی مشروطه نقش آفرینی کرده است. هدف پژوهش، تحلیل مفاهیم محوری چون آزادی، عدالت، ملت و استقلال ملی در گفتمان مساوات و بررسی شیوه های زبانی و فرهنگی بازنمایی آن هاست. روزنامه مساوات در ۳۱ شماره، طی سال های ۱۲۸۶ تا ۱۲۸۸ خورشیدی در دو شهر تهران (۲۵ شماره) و تبریز (۶ شماره پایانی) منتشر شد. یافته ها نشان می دهد که مساوات ضمن دفاع از اصول مشروطه، در نقد استبداد، روحانیون مخالف و نفوذ بیگانگان از زبانی بی پروا و مردمی بهره گرفته و از طریق تأکید بر پیوند ملت و دولت، به بازسازی معنایی مفاهیم مدرن در جامعه ایران کمک کرده است. این روزنامه با طرح مباحثی چون آموزش زنان، جایگاه اقلیت ها، اخلاق اجتماعی و استقلال ملی، به یکی از پایه های شکل گیری فرهنگ مشروطه تبدیل شد؛ بنابراین، مساوات نه تنها یک رسانه سیاسی، بلکه متنی فرهنگی است که بازتاب دهنده تحولات هویتی و گفتمانی ایران در آستانه مدرنیته به شمار می آید.
۴.

بررسی محتوایی رساله موسیقی امیرخان کوکبی گرجی با نگاهی تطبیقی به بهجت الروح عبدالمؤمن بن صفی الدین و رساله موسیقی عبدالرحمن بن سیف غزنوی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۴ تعداد دانلود : ۴۰
رساله موسیقی امیرخان کوکبی گرجی، موسیقی دان و نوازنده درباری دوره شاه سلطان حسین صفوی، یکی از آخرین رسالات مهم موسیقی تألیف شده در عصر صفوی است که نمایانگر نخستین مرحله های گذار در تاریخ موسیقی ایران از نظام مقامی به دستگاهی است. این رساله یک دیباچه بسیار مفصل و دو بخش دارد؛ بخش اول در پانزده باب در نظریه موسیقی است و بخش دیگر بیشتر به بحور اصول، ادوار ایقاعی و تصانیف ساخته این مصنّف و دیگر تصنیف سازان معاصر او اختصاص دارد. این پژوهش با هدف تحلیل محتوای این رساله و سنجش جایگاه آن در تداوم سنت رساله نویسی موسیقایی ایران، به بررسی تطبیقی آن با دو متن برجسته پیش از خود بهجت الروح اثر عبدالمؤمن بن صفی الدین و رساله عبدالرحمن بن سیف غزنوی می پردازد. رویکرد پژوهش توصیفی-تحلیلی است؛ همچنین داده های نسخه شناختی و محتوایی رساله ها گردآوری و سپس بر اساس مقایسه ابواب و ساختارهای نظری تحلیل شده اند. یافته ها نشان می دهد امیرخان با بهره گیری از مبانی نظری عبدالقادر مراغی و تأثیرپذیری از دو رساله پیش گفته، نظامی منسجم تر و درعین حال ساده تر از موسیقی نظری صفوی عرضه کرده است. تأکید بر مفاهیمی چون «بانگ»، «شدود»، «بحور اصول» و به ویژه «گوشه» بیان کننده آگاهی مؤلف از تحولات موسیقایی زمانه خویش و پیوند اندیشه او با جریان دستگاهی متأخر است. در تطبیق با رسالات صفی الدین و غزنوی، تفاوت نگرش امیرخان در تنظیم منطقی ابواب و کاستن از عناصر فراموسیقایی، از عقلانیت بیشتر و گرایش به تحلیل تجربی موسیقی حکایت دارد؛ درنتیجه، رساله امیرخان کوکبی گرجی را می توان حلقه پیوند سنت نظری موسیقی مقامی عصر صفوی با موسیقی دستگاهی پساصفوی دانست؛ اثری که ضمن بازتاب افول دربار صفوی، استمرار حیات فکری و زیبایی شناختی موسیقی ایران را در قرن دوازدهم هجری نشان می دهد.
۵.

بازتاب داستان های عاشقانه و عارفانه در کاشی نگاری دوره قاجار (مطالعه موردی آثار علی محمد اصفهانی)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶ تعداد دانلود : ۳۹
دوره قاجار را باید یکی از مهم ترین و نوآورترین ادوار تاریخ هنر ایران به شمار آورد؛ عصری که در آن پیوند میان سنت های هنری گذشته و جریان های نوین برقرار شد. کاشی نگاری این دوره تنها بیان کننده ذوق و مهارت هنرمندان نیست، بلکه بستری برای بازتاب جلوه های ادبیات و روایت های داستانی نیز فراهم کرده است. در میان مضامین گوناگون، حضور پررنگ داستان های عاشقانه و عارفانه جایگاه ویژه ای دارد. علی محمد اصفهانی، از برجسته ترین هنرمندان و کاشی کاران این دوره، با بهره گیری از توانایی های خود در نقاشی و کاشی نگاری، آثاری آفرید که ترکیب زیبایی از نقوش ختایی و اسلیمی و نگارگری ایرانی است؛ بر این اساس، پژوهش حاضر به دنبال پاسخ به دو پرسش اصلی است: نخست آنکه کدام داستان های عاشقانه و عارفانه در کاشی نگاری دوره قاجار بازتاب یافته اند؟ و دوم، علی محمد اصفهانی با استفاده از چه شیوه ها و ویژگی های تصویری به بازنمایی این مضامین پرداخته است؟ هدف اصلی مقاله، تحلیل و بررسی جایگاه داستان های عاشقانه و عارفانه در آثار کاشی نگاری این هنرمند است. رویکرد پژوهش حاضر، توصیفی تحلیلی بوده و گردآوری داده ها برپایه منابع کتابخانه ای و اسنادی صورت گرفته است. یافته ها نشان می دهد که اصفهانی با تلفیق مهارت های نقاشی و کاشی نگاری، توانسته است مضامین ادبیات کلاسیک فارسی به ویژه روایت های خمسه نظامی را در قالب نقوش کاشی به تصویر بکشد. او با استفاده از ترکیب بندی های هندسی متنوع مانند قاب های بیضی و مستطیل، رعایت اصول پرسپکتیو و ایجاد عمق بصری، موفق شده است روایت های عاشقانه و عارفانه را به گونه ای هنرمندانه و اثرگذار در آثار خود بازتاب دهد.
۶.

«مُغ» به مانند نشان هویتی در بافت فرهنگی بافق(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۴ تعداد دانلود : ۲۸
در مطالعات فرهنگی واژگان بومی در گویش های محلی از اهمیت زیادی برخوردارند؛ زیرا واژگان طی سده ها در بستر زبانی تکرار شده اند؛ اگرچه به تدریج از مبادی و علل تسمیه فاصله گرفته و تنها شکل و قالب لغت به مثابه حروفی معلق منتقل شده باشد؛ اما بازهم به مانند نشانه ای قابلیت رمزگشایی بافتاری دارد. نام گذاری نخل به «مُغ» در بافق از آن نشانه های فرهنگی است که تحلیل چرایی تسمیه نخل به مغ هدف اصلی این پژوهش است. پرسش این گونه طرح می شود که مبتنی بر منابع مکتوب تاریخی، تسمیه نخل به «مغ» بر چه فرضیاتی استوار بوده و بر مبنای کدام انگاره می توان بحث را جمع بندی کرد؟ به نظر می رسد علت نام گذاری مغ بر عواملی چون سودمندی، دهش و در صورت تغییر حرف آخر واژه به «خ» و تبدیل به «مخ» به سر نخل و اهمیت آن دلالت دارد. پژوهش حاضر از انواع تحقیقات کیفی است که بر اساس هدف، در دسته بنیادی و بر اساس روش مطالعه، بنیادی نظری است؛ اما بر اساس ماهیت و روش از پژوهش های تاریخی به شمار می آید که دغدغه تحلیل تسمیه نخل به «مُغ» در بافق را دارد. با این هدف سعی شده است منابع مکتوب معتبر مبنای مطالعه قرار گیرند. از سویی دیگر رویکرد پژوهش ترکیبی از توصیفی تحلیلی و تاریخی است؛ زیرا به مطالعه واژه ای خاص در بستر زبانی بافق و آداب و سنن آن ها پرداخته است. شیوه گردآوری اطلاعات در بخش تاریخی کتابخانه ای بوده و در قسمت توصیفی از مشاهده و مصاحبه های میدانی بهره جسته است. دستاورد پژوهش آنکه از میان فرضیات گوناگون نظیر پرفایده بودن و سودرسانی، بخشندگی، سخاوت و دهش و مخ یا مغ به معنی مغز بر چرایی تسمیه برگ نخل در بافق به «مُغ» دلالت دارد و در ضمن مؤید این ادعاست که به نحوی در ارتباط با صفات و ویژگی های انسانی مانند سخاوتمندی و دارابودن مغز معنا شده است.

آرشیو

آرشیو شماره‌ها:
۶۵