۱.
بیان مسئله: تاریخ روابط ایران و فرانسه در دوره صفوی، به ویژه عصر شاه صفی، به دلیل کمبود منابع اولیه، از زوایای بسیاری ناشناخته مانده است. پژوهش حاضر تمرکز بر دو مکتوب مغفول مانده از مبادلات شاه صفی و لویی سیزدهم -که در نسخه خطی دانش نامه فارسی درج شده اند، دارد.
هدف : اسناد مذکور چه نقش و جایگاهی در تبیین سازوکار، گاه شماری و محتوای روابط دو کشور داشته اند و چگونه می توانند به بازخوانی نقش مبلغان فرقه کاپوسن به عنوان کارگزاران اصلی این تبادلات یاری رسانند؟
روش پژوهش: این مقاله با بهره گیری از روش «تحلیل سندشناختی» و با رویکردی توصیفی-تحلیلی، به واکاوی ساختار، محتوا، اصالت و دلالت های تاریخی این دو نامه می پردازد. در این روش، اسناد نه تنها ازمنظر متن محور، بلکه در بافت تاریخی، ادبی، و کارکردی شان بررسی می شوند.
دستاوردها: یافته های پژوهش نشان می دهد که این مکتوبات، باوجود هدفِ ظاهریِ آموزشیِ نسخه خطی دانش نامه فارسی ، از اصالت تاریخی برخوردارند و گواهی روشنی از تداوم و نهادینه شدن روابط ایران و فرانسه در دوره شاه صفی هستند. نامه لویی سیزدهم به عنوان نخستین پاسخ مستقیم یک پادشاه فرانسه به پادشاهی صفوی، از یافته های منحصربه فرد این پژوهش محسوب می شود. هم چنین، تحلیل القاب و اصطلاحات به کاررفته، هم عمق آگاهیِ فرهنگیِ کاتبِ فرانسوی در تألیف نسخه فارسی را آشکار می سازد و هم نقش محوریِ کشیشان کاپوسن را به عنوان واسطه های فرهنگی-دیپلماتیک در مسیر تحکیم مناسبات دو کشور بازتعریف می کند.
۲.
هدف : بررسی جایگاه و ظرفیت نقشه های نظامی در مطالعات شهری و آشکارسازی جزئیاتی که در نقشه های عادی کمتر به آن ها پرداخته شده است. روش شناسی : پژوهش حاضر با روش تحقیق تاریخی و رویکرد توصیفی، به مطالعه تطبیقی سه نقشه از شهر تهران (نقشه دایره جغرافیایی ارتش ایران 1327ش، نقشه مشترک ارتش ایران و ارتش آمریکا 1327ش، و نقشه دفتر جنگ بریتانیا ۱۳۳۱) می پردازد. این سه نقشه با جست وجوی کلیدواژه های مرتبط با «نقشه نظامی»، در مراکز اسناد داخلی و خارجی شناسایی شدند؛ سپس براساس معیارهایی چون مقیاس، هم زمانیِ تاریخی، تنوع منشأ نظامی، دقت ترسیم، و محتوای کالبدی، انتخاب شدند و در سه محدوده شهریِ دانشگاه تهران، باغ ملی، و ورزشگاه امجدیه به صورت تطبیقی تحلیل شدند. یافته ها : هر نقشه براساس هدف و نهاد تهیه کننده، داده های منحصربه فردی را ارائه می دهد. نقشه ارتش ایران (1327ش) غنی ترین اطلاعات نام گذاری معابر را دارد؛ نقشه مشترک ارتش ایران و ارتش آمریکا (1327ش) سندی از همکاری های فنی-نظامی است؛ و نقشه بریتانیا (1331ش) کامل ترین نمایش از ساختار توده-فضا و جزئیات زیرساختی مانند شبکه قنات ها را به تصویر می کشد. نتیجه گیری : نقشه های نظامی، با ثبت دقیق لایه های کالبدی و زیرساختی، منبعی ارزشمند برای بازخوانی تحولات شهری اند و تلفیق آن ها با دیگر اسناد تاریخی، درکی جامع تر از روند توسعه تهران فراهم می کند.
۳.
تاریخ نگاریِ اسنادی در طرح روایتی دقیق تر از گزاره های تاریخی اهمیت بسیاری دارد. سند نویافته گزارش کارگزار وزارت امور خارجه از غارت اردبیل (1327ق/1288ش) به عنوان منبعی دست اول، امکان تحلیل دقیق تر واقعه غارت اردبیل و پیامدهای آن را فراهم می کند و به فهم تاریخ خُرد وقایع مشروطه کمک می کند. هدف : بررسی غارت اردبیل در سال 1327ق و پیامدهای آن براساس سند گزارش کارگزار وزارت امور خارجه. روش: پژوهش حاضر با شیوه توصیفی-تحلیلی مبتنی بر متن سند و منابع کتاب خانه ای انجام شده است. یافته ها و نتیجه گیری: این سند شواهد جدیدی از نقش کنش گران محلی و پیامدهای اقتصادی و اجتماعی حاصل از غارت اردبیل را نشان می دهد. برطبق نتایج حاصل از این سند، کارشکنی های روسیه، توقف نیروهای دولتی در سراب، و خروج ستارخان، سبب شکست مقاومت مردم و نیروهای نظامی شد و با ورود مدافعان سلطنت، اهالی اردبیل حوادث مصیبت بار اقتصادی ای همچون ویرانی بازارها و روستاهای اطراف، ازدست رفتن سرمایه، کاهش درآمدهای حاصل از صدور تذکره، و مهاجرت نیروی کار به باکو را متحمل شدند. تبعات اجتماعی این حادثه ازجمله آسیب به محلات، خانه ها و بقاع متبرکه؛ قتل، غارت و شکنجه اهالی؛ گسترش فقر، ناامنی، بی خانمانی و بی سرپرستی خانوارها؛ و تسلط روسیه و ارامنه بر شهر مدت های مدیدی ادامه یافت.
۴.
هدف : واکاوی نقش موقوفات تجار ساریِ دوره قاجار در تأمین مالی امور مذهبی و اجتماعی (برپایه اسناد وقفی). پرسش اصلی پژوهش: تجار ساری چگونه ازطریق نهاد وقف در پشتیبانی و مدیریت امور مذهبی و اجتماعی مشارکت کرده اند و انگیزه ها و کارکردهای اجتماعی-اقتصادی این اقدامات چه بوده است؟ روش/ رویکرد پژوهش : پژوهش حاضر با رویکرد توصیفی-تحلیلی و برپایه وقف نامه های تجار ساری در دوره قاجار انجام شده است. داده های مربوط به املاک و نیات واقفان از متن اسناد استخراج شده و با روش تحلیل محتوای کیفی بررسی شده است. یافته ها و نتیجه گیری : واکاوی اسناد دوره قاجار نشان می دهد که تجار ساری با وقف مجموعه متنوعی از موقوفات -از دکان، باغ، قریه، و کاروان سرا تا حمام، آسیاب، و خانه- تأمین مالی گستره ای از نیازهای مذهبی و اجتماعی را برعهده گرفته اند. مصارف کلی این موقوفات شامل برگزاری آیین هایی چون تعزیت داری امام حسین (ع)؛ تعزیت داری سایر ائمه؛ حمایت از زائران عتبات؛ اعانه به فقرا و ابن السبیل؛ کمک به طلاب، و تهیه کتاب های علوم دینی؛ مرمت بناهای مذهبی؛ و مرمت بناهای عام المنفعه بوده است. بدین ترتیب، وقف برای تجار ساری در دوره قاجار نه صرفاً عملی عبادی، بلکه ابزاری برای پیوند با جامعه و حمایت از امور مذهبی و اجتماعی محسوب می شده است.
۵.
هدف: بررسی نظام مندِ آسیب های ساختاری و محتوایی پایان نامه های دانشگاهی حوزه تاریخ شفاهی در بازه زمانی پس از انقلاب اسلامی تاکنون، هدف پژوهش حاضر را تشکیل می دهد. متعاقباً، توجه بر شناسایی چالش های موضوعی، روش شناختی، پراکندگی زمانی، مقطع، گرایش و کانون های تولید و تبیین تأثیر آن ها بر کیفیت و اعتبار پژوهش های دانشگاهی مبنی بر تاریخ شفاهی متمرکز است. روش: این پژوهش با رویکرد آسیب شناسی و به روش توصیفی-تحلیلی، با مراجعه به پایگاه های معتبر نمایه ساز پایان نامه ها و با استفاده از رویکرد کمی-کیفی داده ها انجام یافته است. یافته ها: نتایج نشان دهنده چالش های متعددی هستند. از لحاظ موضوعی، تمرکز نامتوازن بر مناطق مرزی و سلطه گفتمان انقلابی-دفاعی به حاشیه رانی ابعاد اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی انجامیده و از نظر روش شناختی، ضعف بنیادین در به کارگیری چارچوب های نظری و غلبه الگوی توصیفی وجود دارد. فقدان نوآوری موضوعی و کلی گویی در انتخاب عنوان ها و غیبت مشهود حوزه های بینارشته ای از دیگر آسیب هاست. بررسی ساختاری، نشانگر شکاف عمیق مقاطع تحصیلی (با غلبه کمی کارشناسی ارشد) و متعاقباً عدم پیوستار پژوهشی میان مقطعی، منجر به سطحی نگری نسبی روشی و نظری شده است. از منظر سالشماری، پایان نامه ها پس از رکود اولیه به رشد افراطی و درنهایت ثبات مبنی بر اشباع دست یافته اند. این رویکرد منجر به کمی گرایانه تولید انبوهی از پژوهش های فاقد توانایی برای توسعه علم تاریخ شده است. تمرکز نامتوازنِ پراکندگی جغرافیایی کانون های تولید پایان نامه ها و متعاقباً ایجاد خلأهای جدی در ثبت تجارب زیسته مردمان مناطق مختلف، از دیگر یافته های پژوهش حاضر است. نتیجه گیری: درنهایت دریافت می شود که تاریخ شفاهی در فضای دانشگاهی ایران هنوز نتوانسته از تمامی ظرفیت هایش در تولید دانش اصیل و متوازن استفاده نماید و نیازمند بازنگری جدی در سیاست گذاری های پژوهشی، آموزش روش مند و توسعه زیرساخت های نظری و اجرایی است.
۶.
هدف : هدف از پژوهش حاضر، شناسایی صلاحیت های شغلی و حرفه ای آرشیویست ها در ایران است. روش : پژوهش حاضر از نوع توسعه ای است و به لحاظ روش، کیفی است. جامعه پژوهش شامل صاحب نظران و آرشیویست ها است و داده ها ازطریق مصاحبه های نیمه ساختاریافته با ۱۲ نفر از شرکت کنندگان -که به روش نمونه گیری هدفمند از نوع گلوله برفی انتخاب شده بودند- جمع آوری و با استفاده از تحلیلِ مضمون، تحلیل شدند. برای اطمینان از اعتبار یافته ها، فرایند کدگذاری و تحلیل داده ها به طورکامل تشریح و به صورت نوشتاری و دیداری ارائه شد. یافته ها : نتایج نشان داد که ضرورت دارد آرشیویست ها دارای صلاحیت هایی در سه سطح اصلی و شش بعد مرتبط باشند: سطح ۱: صلاحیت های پایه شامل ابعاد مهارت های ارتباطی و ارائه خدمات (مانند تعامل با پژوهش گر، خدمات اطلاع رسانی، درک نیاز پژوهش گر، روابط عمومی حرفه ای، توان چانه زنی و اقناع، تعهد و انعطاف پذیری شغلی) و ویژگی های شخصیتی و اخلاق حرفه ای (مانند تحمل و صبوری، رازداری حرفه ای، علاقه و انگیزش درونی، وجدان حرفه ای، اخلاق حرفه ای در تاریخ شفاهی، تعهد ملی، نظم و انضباط کاری)؛ سطح ۲: صلاحیت های فنی که ابعاد زیر را دربر می گیرد: دانش تخصصی آرشیوی (مانند سندشناسی، پالئوگرافی، نسخه شناسی، دانش کتابداری، شناخت رجال تاریخی، تسلط بر تاریخ معاصر، شناخت منابع آرشیوی، شناخت منابع چندرسانه ای)؛ صلاحیت های فناورانه (مانند تسلط بر فناوری اطلاعات، دانش دیجیتال سازی، آشنایی با سیستم های دیجیتال، تسلط بر نرم افزارهای اطلاعاتی، آشنایی با فضای مجازی و اینترنت، آشنایی با نرم افزارهای کتاب خانه ای، تسلط بر نرم افزارهای آرشیوی)؛ و صلاحیت های فرایندی (مانند ارزیابی و پالایش سند، طبقه بندی مبتنی بر اقتضای اجتماعی، نمایه سازی و استخراج اطلاعات، فرایند سازمان دهی منابع، اعتبارسنجی اسناد، نمایه سازی اطلاعات مصاحبه، مستندسازی علمی، تحلیل تطبیقی اطلاعات)؛ و سرانجام، سطح ۳: صلاحیت های مدیریتی که بُعد شایستگی های مدیریت و راهبری فعالیت های آرشیوی (مانند مدیریت فرایند آرشیوی، برنامه ریزی و زمان بندی، نظارت حرفه ای، ایجاد هماهنگی سازمانی) را شامل می شود. علاوه براین، از مراکز اسناد و آرشیوی انتظار می رود یافته های این پژوهش را برای حمایت از توسعه حرفه ای آرشیویست ها و جلوگیری از هدررفتن منابع انسانی و مالی به کار گیرند. نتیجه : شناسایی صلاحیت های شغلی و حرفه ای آرشیویست ها نه تنها به ارتقاء عملکرد آن ها کمک می کند، بلکه راه را برای تقویت جایگاه اجتماعی و مشروعیت حرفه ای آن ها هموار می سازد. این امر، ابزاری کلیدی برای بهبود مدیریت اطلاعات و اسناد در سازمان ها و توسعه پایدار این حرفه خواهد بود. باتوجه به یافته های پژوهش، می توان نتیجه گرفت که صلاحیت های جامع شغلی و حرفه ای آرشیویستِ معاصر، ترکیبی پیچیده و چندوجهی از دانش تخصصی (سخت)، مهارت های فرایندی و فناورانه، مهارت های ارتباطی و ویژگی های شخصیتی (نرم) و مدیریت و راهبری فعالیت های آرشیوی است. آرشیویست قرن بیست ویکم، نه تنها باید بر اصول سنتی آرشیو مسلط باشد، بلکه لازم است تا به طور مداوم مهارت های خود را در پاسخ به پیشرفت های فناورانه، تغییرات در محیط های اطلاعاتی (به ویژه ظهور اسناد الکترونیکی) و نیازهای متغیر کاربران ارتقا دهد. این تحولات باعث می شود تا نقش آرشیویست به تدریج به سمت مدیر اطلاعات، کارگزار اطلاعات یا متخصص فناوری مدرن تکامل یابد؛ بنابراین، برای موفقیت در این حرفه، آرشیویست ها به ترکیبی از دانش نظری، مهارت های عملی، و ویژگی های اخلاقی و شخصیتی قوی نیاز دارند. درواقع، این پژوهش به دنبال پرکردن خلأ مدلی جامع، منسجم و قابل اعتماد برای تعیین صلاحیت های موردنیاز حرفه آرشیویست در ایران بود. این چارچوب می تواند به عنوان راهنمایی عملی برای رشد و پیشرفت حرفه ای آرشیویست ها عمل کند. با توسعه و تعیین دقیق صلاحیت ها، آرشیویست ها از استانداردها و انگیزه ای مشخص و قابل قبول برخوردار خواهند شد که این امر درنهایت به نفع سازمان ها و جامعه به عنوان بهره برداران اصلی خدمات آرشیوی خواهد بود.