۱.
پژوهش حاضر با هدف واکاوی و تحلیل خاستگاه اجتماعی واقفان شهر ساری در دوره قاجار پیشامشروطه، و با تمرکز بر بررسی القاب و مشاغل مندرج در اسناد وقفی این دوره سامان یافته است. در این اسناد، اطلاعات خاستگاه اجتماعی واقفان و پدرانشان استخراج شده و مبنای تحلیل قرار گرفته است. روش تحقیق استفاده شده در این مقاله، تحلیل محتوای کیفی اسناد تاریخی است و داده ها ازطریق داده کاوی ۲۶۸ سند وقفی برجای مانده از این دوره گردآوری شده است. در طی این دوره طیف گسترده ای از اقشار اجتماعی، از پیشه وران، اصناف و بازرگانان گرفته تا عالمان دینی، مالکان محلی و برخی چهره های ممتاز شهری، در فرایند وقف مشارکت داشته اند. تنوع القاب و مشاغل به کاررفته در اسناد، بیان کننده گوناگونی جایگاه طبقاتی واقفان و بازتاب دهنده ساختار چندلایه جامعه سنتی ساری در این دوره است. ثبت مشاغلی نظیر «بزاز»، «آهنگر»، «بقال»، «ارسی دوز»، «عطار» و «تاجر» گویای نقش برجسته طبقات متوسط شهری در ایجاد موقوفات است. یافته ها نشان می دهد وقف در ساری عصر قاجار، عرصه ای برای بازتولید منزلت و جایگاه اجتماعی فرد و بازتابِ ساختار و تعلق طبقاتی چندلایه ای بوده که با مشارکت گسترده اصناف، دین داران، زنان و خرده مالکان، فراتر از انحصار نخبگان سنتی عمل کرده است. این نهاد، هم زمان آیینه تحولات اجتماعی شهر در آستانه مشروطه و ابزاری برای تثبیت هویت گروه های مختلف بوده است.
۲.
تیمور به عنوان وارث الوس جغتایی در اواخر قرن هشتم هجری، از ماوراءالنهر به قلمرو ایلخانی یورش آورد و پس از شکست حکومت های محلی آل مظفر و آل جلایر، منطقه خوزستان را در اختیار گرفت که تا حدود نیم قرن بعد، تحت فرمان نوادگان وی باقی ماند. ظهور مشعشعیان، بلافاصله بعداز تیموریان نشان می دهد که آنان به واسطه شیوه حکومت و نوع عملکرد، زمینه لازم را برای رشد و بسط نهضت مشعشعیان فراهم آورده اند. به علت کمبود داده های تاریخی در باب حوادث خوزستان در قرن نهم هجری، به این موضوع کمتر توجه شده است؛ لذا در این پژوهش تاریخی سعی می شود تا با رویکرد توصیفی-تحلیلی، ازطریق مقایسه منابع و نقد روایات، ضمن تبیین چگونگی حاکمیت تیمور و تیموریان در خوزستان، به این پرسش پاسخ دهد: حاکمیت تیموریان بر خوزستان چه پیامدهای سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی را در پی داشت؟ این مطالعه نشان می دهد که به واسطه عواملی همچون موقعیت و شرایط جغرافیایی منطقه، وجود رقبای سیاسی متعدد و جز آن، حکومت تیموریان بر خوزستان تقریباً هیچ گاه استحکام نیافت. از طرف دیگر، در برخورد و تعامل حکمرانان تیموری در خوزستان با ساکنان و اهالی منطقه، اغلب از شیوه «غارت» و «مصادره» استفاده می کردند؛ ازاین رو، حاکمیت تیموریان بر خوزستان، تأثیرات شگرفی در اوضاع منطقه داشت که از آن میان می توان به ناامنی اجتماعی، رکود اقتصادی ناشی از آسیب های وارده به بخش کشاورزی، کاهش تجارت و آسیب به ایلات منطقه، و ازنظر فرهنگی، رشد تشیع، مرکزیت یافتن شوشتر برای تشیع و شیعیان، رونق فزون تر تصوف و منجی گرایی در منطقه اشاره کرد که این سه جریان زمینه های ظهور نهضت مشعشعیان را فراهم ساخت.
۳.
در کتاب الملاحم و الفتن سید بن طاووس گزاره ای ذکر شده است که در آن کعب الاحبار را از اصحاب برگزیده امیرالمؤمنین(ع) معرفی کرده است. با تتبع در مصادر روشن می شود که نظیر این گزارش در هیچ یک از مصادر متقدم فریقین یافت نمی شود؛ ازاین رو این روایت، در ردیف شذوذ اخبار (گزارش های نادر و غیرمتعارف) جای می گیرد. با بیان این مسئله، می توان دو سؤال را تدقیق کرد: الف) چرا سید بن طاووس، کعب الاحبار را در شمار خواص یاران امیرالمؤمنین(ع) آورده است؟ ب) چه شواهد و دلایلی وجود دارد که ناقضِ گزارش سید بن طاووس مبنی بر اینکه کعب الاحبار در ردیف یاران برگزیده امام علی(ع) است؟ پژوهش حاضر بر این فرضیه مبتنی است که سید بن طاووس در حُسن ظن و تسامح مذهبی به کعب الاحبار افراط کرده است. این نوشتار می کوشد در مطالعه ای تاریخی با روش توصیفی تحلیلی، اعتبار روایت الملاحم و الفتن سید بن طاووس را درباره معرفی کعب الاحبار در ردیف خواص اصحاب امیرالمؤمنین(ع) ارزیابی و نقد کند. نتایج این پژوهش تاریخی نشان می دهد سید بن طاووس درباره تشیع کعب الاحبار دچار خطای تاریخی شده است. جهت گیری گزارش سید بن طاووس درباره کعب الاحبار بیش از آنکه بر واقعیتی عینی در بستر تاریخ اسلام منطبق باشد با تصوری که خوشایند ذهن سید بن طاووس از کعب الاحبار بوده است، همسوست؛ در نتیجه گزارش سید بن طاووس، بدون اتقان و اعتبار تاریخی کافی، محل تردید و مردود است.
۴.
رویکرد کلامی- تاریخی ازجمله رویکردهای رایج در نگارش سیره نبوی است که تبیین مؤلفه های آن با بررسی دو کتاب تاریخ اسلام از آغاز تا هجرت نوشته علی دوانی و تاریخ اسلام (از جاهلیت تا رحلت پیامبر اسلام) اثر مهدی پیشوایی در این نوشتار مورد توجه قرار گرفته است. بدین قرار پرسش این خواهد بود: رویکرد کلامی-تاریخی چیست و چه بازتابی در دو اثر تاریخ اسلام از آغاز تا هجرت علی دوانی و تاریخ اسلام مهدی پیشوایی یافته است؟ برای پاسخ به این سؤال، دو اثر یادشده به روش تحلیل محتوا و به صورت مقایسه ای واکاوی و روشن شد که رویکرد کلامی-تاریخی رویکردی دوگانه است که وامدار تاریخ و کلام است، با این توضیح که تکیه اصلی آن بر کلام بوده و نویسندگان به دنبال ارائه الگویی مبتنی بر باورهای کلامی بوده اند. همچنان که روشن شد تمرکز بر تاریخ مقدس، تکیه بر باورهای کلامی، بهره گیری از شواهد و روش تاریخی، تحفظ بر باورهای کلامی، پرداختن به معجزات، بازنمایی نقش حضرت علی(ع) در صدر اسلام و نقد شبهات مستشرقان از ویژگی های رویکرد کلامی-تاریخی است. ازسویی، تخطی از الزامات تاریخ نگاری، ابزاری دیدن تاریخ و خلط کلام با تاریخ از نقدهایی است که به این روش وارد شده است.
۵.
کمبود نان در دهه ۱۳۲۰ یکی از شدیدترین بحران های معیشتی ایران در دوران جنگ جهانی دوم بود و در استان فارس ابعاد گسترده تری یافت. هرچند نشانه های کوتاهی در تولید و توزیع غلات از اواخر دوران رضا شاه آشکار شده بود، اشغال نظامی ایران در سال ۱۳۲۰ و بهره برداری نیروهای متفقین از منابع داخلی، این کمبودها را به بحرانی فراگیر تبدیل کرد. مسئله اصلی این پژوهش، تبیین ریشه ها و سازوکارهای چندعاملی کمبود نان در فارس طی سال های ۱۳۲۰ تا ۱۳۲۴ است؛ موضوعی که باوجود اهمیت، در مطالعات پیشین کمتر به صورت مستقل و منطقه محور بررسی شده است. پرسش اصلی آن است که چه عواملی در سطوح محلی و ملی در شکل گیری و تشدید بحران نان فارس نقش داشتند. هدف مقاله، تحلیل این مجموعه عوامل و تبیین نقش تعامل آن ها در شکل گیری این بحران های غذایی جنوب ایران است. پژوهش با روش توصیفی-تحلیلی و براساس اسناد دست اول سازمان اسناد ملی ایران، مکاتبات اداری، گزارش های محلی، مذاکرات مجلس، روزنامه های هم عصر و پژوهش های متأخر انجام شده است. داده ها در محورهای تولید، توزیع، حمل ونقل، امنیت، مداخله های خارجی و مدیریت اداری طبقه بندی و تحلیل شده اند. یافته ها نشان می دهد که اشغال نظامی ایران و استفاده گسترده متفقین از شبکه های حمل ونقل و غلات داخلی، همراه با خشکسالی، کاهش تولید، طغیان آفات، مهاجرت های گسترده، احتکار، فساد اداری و ناامنی راه ها، مجموعه ای از عوامل درهم تنیده را پدید آوردند که بحران را تشدید کردند.
۶.
شاه اسماعیل با بازگرداندن یکپارچگی سیاسی-سرزمینی ایران و بازنشر اندیشه ایران شاهی شاه تمامیت خواه، الگوی رفتاریِ سیاسی، نظامی و فرهنگی بنیان نهاد، که تا دوران معاصر ادامه دارد. اهمیت شناخت الگوی رفتاری، سبب گرایش نویسندگان مقاله به رصد کنشگری به هنگام خروج از گیلان، و سیر و گذار از رهبری فردی فرقه ای، به قدرت نهادینه دولتی شده است. وجهی به مانند آنچه لازمه فرمانروایی شاه ایرانی است. نوشتار با به پرسش گرفتن عناصر اندیشه ایران شاهی شاه اسماعیل، و چرایی اعلام مذهب رسمی تشیع، به سنجش کارنامه کنشگری او، به ترتیب رخدادها و بر پایه تفسیر بن نوشته های تاریخی، یعنی متون اصلی تاریخی سده های نهم و دهم هجری پرداخته است. داده ها نشان از جایگاه مذهب رسمی، به عنوان ابزار یکپارچگی سیاسی، پس از برنشستن تختگاه تبریز و بازنشر اندیشه ایران شاهی است. در ادامه، شاه اسماعیل با بازگشت به اندیشه ایرانشهری و هویت باستانی، برگزاری جشن های ایرانی، شاهنامه نویسی، و به کارگیری ایرانیان در تقابل با قزلباش، به یکپارچگی سیاسی-سرزمینی ایرانشهر ساسانی نزدیک شد، و اندیشه شاه ایرانی خارج شده از سایه دین را، به گفتمانی تأثیرگذار و عامل تغییر تبدیل کرد. موضوعی که تاکنون با توجه ویژه به کرانه دین، از شاخصه و ابزارهای شاه ایرانی در پیوند با دولت نادیده گرفته شده است. روش پژوهش به جهت شناخت گذار شاه اسماعیل از مراحل سه گانه، پدیدارشناسی هرمنوتیک است.