۱.
دایره مفهومی و مصداقی هر پدیده تحت رصد، ممکن است در تطور تاریخ، اجتماع و زیست انسانی به دگرگونی در معنا یا مفهوم حقیقی رسیده باشد. اولین قدم در تعریف و کشف ماهیت یک پدیده، شناسایی و تعریف مفاهیم کلیدی و واژه شناسی است. پدیده تمدن نوین اسلامی، به عنوانِ مولد حیاتی نوین در عرصه زیسته انسان مورد توجه بسیاری از متفکران حوزه زبان شناسی قرار گرفته و علاوه بر فرایند مفهوم یابی لغوی، تطوری تاریخی و فرهنگی بر اساس گرایش های مذهبی و اجتماعی داشته است. در این پژوهش تلاش شده تا با مطالعه کتابخانه ای و تحلیل توصیفی، علاوه بر معناشناسی و مفهوم یابی اصطلاح «تمدن نوین اسلامی» از منظر اندیشمندان و متفکران اسلامی، سیر تطور تاریخی و فرهنگی این اصطلاح را بررسی نموده و از این رهگذر، مؤلفه های بنیادین، بایسته ها و الزامات تمدن نوین اسلامی را نیز بیان نمائیم. یافته های پژوهش نشان می دهد که «تمدن نوین اسلامی» از نگاه متفکران مسلمان، مصداق عینیت یافته از تمدن برتر الهی است که در آن به دو عنصر انسان و الله و پیوند میان آنها در ساحت زندگی اجتماعی بشر توجه شده و ابزار موثر آن نیز فطرت و عقلانیت است.
۲.
یکی از مهم ترین و شاخص ترین برخوردها میان شرق و غرب بروز جنگ های صلیبی بوده است. اندیشه حاکم بر جنگ صلیبی، همواره اسلام (و مسلمانان) را دشمن خود معرفی کرده است. بر این اساس و تفکر، صلیبیان در برخورد با این دشمن از حربه ها و شیوه های مختلفی استفاده کردند و در کنار اقدامات نظامی به مقابله فرهنگی با مسلمانان پرداختند. مقابله و رویارویی که در آن در جهت نفوذ هنجارهای فرهنگ خود و استحاله فرهنگی و سیاسی ملت مورد هدف تمام روش های ممکن به کارگرفته می شود. پژوهش حاضر با روش توصیفی تحلیلی مبتنی بر داده های تاریخی با هدف تبیین مقابله فرهنگی مسیحیان با مسلمانان در دوران جنگ های صلیبی به بررسی روش ها و شیوه های مقابله فرهنگی مسیحیان با مسلمانان در این دوران می پردازد. حاصل آنکه، مسیحیان در دوران جنگ های صلیبی از شیوه های راهبردی چون: ترجمه مغرضانه قرآن به زبان لاتینی، نشر اکاذیب و اتهامات ناروا علیه اسلام و مسلمانان، تهیه و تألیف کتاب های گمراه کننده، تأسیس مدارس و مراکز تبلیغی و آموزشی علیه اسلام و مسلمانان در شرق اسلامی و... و شیوه های کاربردی چون: صدمه بر کانون های علمی فرهنگی مسلمانان، بستن مساجد و ساختن کلیسا، ایجاد تفرقه در جهان اسلام، ایجاد رعب و ترس در جهت تضعیف روحیه مسلمانان و... استفاده کردند.
۳.
فرهنگ را به واسطه نقش بنیادین آن از جهت تعالی انسان ها در اندیشه و رفتار می توان اساس و مایه حیات بخش هر جامعه ای دانست. فرهنگ پژوهان معتقدند فرهنگ طی فرایندی زمان بَر با محوریت و ترتیب چیدمانی سه حوزه باورها، ارزش ها و رفتارها شکل می گیرد. نوشتار حاضر سوره قلم را محور پژوهش خویش قرار داده و در تلاش است با روش توصیفی تحلیلی به کشف الگوی مورد نظر بپردازد. ازاین رو پس از طی مراحل رصد واژگانی و دلالت شناسی فرهنگی سوره ، الگوی قرآن در این سوره براساس سنجه های موجود در هر بُعد از نظام فرهنگی هویدا گردید که فرآیند کلی آن در قالب الگو ارائه گردید. در هر سه نوع از این الگوها عنصر بینش، مشترک بوده و در دو نوع دیگر با فقدان یکی از دو عنصر دیگر مواجه هستیم. الگوی موردنظر در این سوره براساس نظام فرهنگی در عنصر بینش ثابت است که نشان گر اولویت دار بودن لایه جهان بینی ربوبی و یادآوری جهان پس ازمرگ در تنظیم رفتارهای فردی و اجتماعی افراد می باشد. از سویی دیگر نیز نسبت به دو بعد دیگر متغیر بوده که در فرایند الگوی موردنظر مشخص می گردد و این امر باعث تمایز ساختاری در ترتیب این عناصر با رویکرد فرهنگ پژوهان شده است.
۴.
گزارش منابع تاریخی نشان می دهد در دوران حکومت گورکانیان هند، گروه وسیعی از نخبگان ایرانی راهی این سرزمین شدند و با حضور در عرصه های مختلف سیاسی، اجتماعی و فرهنگی نام خود را در تاریخ این سرزمین جاودانه ساختند. در بین این مهاجرین، زنان نیز حضور داشتند که عمدتاً وابسته و همراه همین نخبگان بودند و در مقایسه با دیگر زنان، هم از توانایی و هم فرصت بیشتری برای نقش آفرینی مؤثر برخوردار بودند که برخی با حضور در عرصه معماری و خلق بناها و سازه های زیبا، در اعتلای هنر معماری و آبادانی سرزمین هند گام برداشتند. این پژوهش با استفاده از منابع کتابخانه ای و به شیوه توصیفی–تحلیلی با هدف معرفی زنان بانی ایرانی در هند عصر گورکانی، علل مهاجرت این دسته از زنان و بررسی نقش آنان در عرصه معماری و خلق آثار بدیع، قصد دارد تا به این پرسش پاسخ دهد که چه عواملی در مهاجرت این زنان وجود داشته است؟ زنان ایرانی چه نقشی در رونق معماری و ساخت بناها و سازهای ماندگار سرزمین هند داشتند؟ یافته های پژوهش نشان می دهد زنان ایرانی دربار گورکانی در عرصه معماری و ساخت ابنیه و سازه های زیبا و ماندگار به عنوان بانی و سرمایه گذار، حامی و مشوق و انگیزه دهنده و با داشتن مسئولیت مستقیم و غیر مستقیم در این زمینه، نقش و حضوری مؤثر و کارآمد داشتند.
۵.
امامت و مسائل مربوط به آن در قرون نخستین هجری، یکی از مهم ترین بحث ها و دغدغه های عالمان شیعی بوده است. ازاین رو، نوشتار حاضر در صدد است با استفاده از روش توصیفی - تحلیلی، احادیث اسماعیل بن مهران (زنده در 224 ق) درباره آموزه امامت را مورد کنکاش قرار دهد و به این پرسش پاسخ دهد که چه ارتباط و پیوندی میان مؤلفه های امامتِ ابن مهران با شرایط فرهنگی - عقیدتی زمانه وی وجود دارد؟ وی از اصحاب امام رضا(ع) و امام جواد(ع) و از ارکان علمی امامیه در دوره خویش بوده است. با تحلیل احادیث امامت این عالم شیعی، می توان به نقش وی در انتقالِ خوانش ناب ائمه(ع) از آموزه امامت و نقد جریان های رایج زمانه اش پی برد. یافته های این پژوهش نشان می د هد که ابن مهران، احادیث امامت خود را در رویارویی با سه جریان خلافت انتخابی، افضلیت خلفا و جریان مهدویت بازتاب داده است که این جریان ها در صدد نشر و ترویج پنداره های ناصوابی درباره امامت در بافت فرهنگی - فکری جامعه آن دوران بوده اند. در واقع، اسماعیل بن مهران، در تقابل با جریان های مذکور به اثبات حقانیت امامت دوازده امام با تأکید بر مؤلفه های نص امام، فضائل امام علی(ع)، معجزات و کرامات امام، حجت الهی بودن ائمه، لزوم اطاعت از ائمه و غیبت امام دوازدهم(عج) پرداخته است.
۶.
در طول تاریخ اسلام شاعران، فراوان از متون دینی الهام گرفته و در اشعار خود به کار برده و رابطه بینامتنیت برقرار کرده اند. جانشینی امام علی(ع) پس از پیامبر(ص) همواره در کانون توجه شاعران قرار داشته است. ناصرخسرو در اشعار خود آن را انعکاس داده است. پژوهش حاضر با روش توصیفی تحلیلی به تحلیل روابط بینامتنی قصیده غدیریه ناصرخسرو با مطلع: «ای خردمند و هنر پیشه و بیدار و بصیر» با نصوصِ جانشینی امام علی(ع) پرداخته است. نتایج نشان داد که عمده روابط بینامتنی در قصیده ناصرخسرو بینامتنیت اشاره ای بوده و تا حدودی نیز بینامتنیت واژگانی به کار رفته است. شاعر برتری و جانشینی امام علی(ع) و دلایل آن را با تشبیه و تلمیح بیان کرده و از نظر ابزارها و شیوه های بیان اقناعی در قصیده خود از شیوه استناد به مدارک و شواهد و استفاده از شگردهایی که شنونده را جهت پذیرش مطلب آماده کند ، بهره گرفته است.