۱.
در آیه ۳۴ سوره نساء، شیوه مواجهه با «نشوز» زنان بیان شده است. جمعی از مفسران و فقها، نشوز را به معنای ترک تمکین زن دانسته و مراتب برخورد با آن را مرتبط با ترک تمکین می دانند. این دیدگاه با چالش هایی روبه روست؛ ازجمله ناسازگاری با گستره معنای قوامیت که فراتر از تمکین است. همچنین، تنبیه زوجه تارک تمکین به وسیله «هجر در مضجع» نمی تواند برای وی ناخوشایند باشد. از دیدگاه نگارندگان، با توجه به قرائن متعدد از جمله شأن نزول، معنای قوامیت و گستره آن، سیاق آیه در ضمن سیاق سوره، قرائن مربوط به واژگان آیه، تقسیم زنان به قانت و ناشز در برابر قوامیت شوهر، روایات مستند به آیه، روایاتی که مرد را قیّم بر زن قرار داده، روایات نکوهش گر مردان فرمان بر زنان و روایاتی که ضرب را به موارد غیرتمکین گسترش داده اند، معنای نشوز فراتر از ترک تمکین است. این پژوهش می کوشد بر مبنای داده های کتابخانه ای و با رویکرد تحلیلی توصیفی اثبات کند که مقصود از نشوز، طغیان و شورشگری زوجه در برابر قوامیت و مدیریت زوج است، نه صرف ترک تمکین. با این تفسیر، حکیمانگی مراتب سه گانه مقابله با نشوز در قرآن کریم روشن می شود.
۲.
پژوهش حاضر به تحلیل معنایی آیات ۱۹ تا ۲۱ سوره مطففین از منظر تفاسیر فریقین پرداخته و سه واژه کلیدی «عِلِّیُّون»، «کِتَابٌ مَرْقُومٌ» و «الْمُقَرَّبُونَ» را بررسی می کند. این پژوهش با روش توصیفی تحلیلی و با بهره گیری از منابع کتابخانه ای، معنای لغوی و تفسیری این واژگان را در دیدگاه مفسران شیعه و اهل سنت تحلیل کرده است. یافته ها نشان می دهد که «عِلِّیُّون» در اغلب تفاسیر، نمادی از مقام والای نیکوکاران در آخرت و مکانی بهشتی دانسته شده است. «کِتَابٌ مَرْقُومٌ» به عنوان سندی الهی و نشانه ای از عدالت مطلق در ثبت اعمال انسان ها تفسیر شده که در جایگاهی بلند نزد خداوند نگهداری می شود. همچنین «الْمُقَرَّبُونَ» به فرشتگان یا افراد نیکوکاری اشاره دارد که از جایگاهی ویژه برخوردارند و بر درستی اعمال نیکوکاران گواهی می دهند. تحلیل این آیات، نقش کلیدی این واژگان را در تبیین مفاهیم اخلاقی و نظام ارزشی اسلام نشان می دهد. این پژوهش همچنین بر اشتراکات و تفاوت های دیدگاه های تفسیری شیعه و اهل سنت درباره این آیات تأکید دارد و نشان می دهد که اگرچه در برخی جزئیات تفاوت هایی وجود دارد، هر دو دیدگاه بر اصول مشترکی مانند عدالت الهی و اهمیت اعمال صالح تأکید می ورزند. این یافته ها می توانند به تعمیق فهم قرآنی و توسعه مطالعات تفسیری تطبیقی کمک شایانی کنند.
۳.
این مقاله به بررسی کرامت ذاتی انسان در بُعد جسمانی از منظر قرآن کریم می پردازد. مسئله اصلی این پژوهش پاسخ به این پرسش است که آیا کرامت ذاتی انسان، ناظر به بُعد جسمانی او نیز هست یا خیر. این فهم می تواند تأثیر بسزایی در تبیین جایگاه انسان در نظام آفرینش داشته باشد. پژوهش حاضر با روش مطالعه کتابخانه ای و روش حل مسئله تحلیلی-تفسیری با کاربست تفسیر موضوعی به تحلیل دلایل نفی کرامت ذاتی در بعد جسمانی و ادله اثبات این دیدگاه می پردازد. اطلاق احسن الخالقین به خداوند متعال و مسجود واقع شدن انسان بعد از نفخ روح و همگانی نبودن ویژگی های جسمانی کرامت، از جمله دلایل نفی کرامت ذاتی انسان در بعد جسمانی است. در مقابل مثبتین کرامت ذاتی انسان در بعد جسمانی از ادله ای همچون صورت و تقویم احسن، تعادل در ترکیب، و متمایز بودن برخی حواس و اندام های انسان نسبت به سایر حیوانات استفاده کردند که مورد نقد و تحلیل قرار گرفت. در همین راستا روایات تفسیری ناظر به کرامت جسمانی بررسی شده و قوت سندی و مفهومی آن ها سنجیده می شود. مقاله در نهایت به این نتیجه می رسد که شواهد قرآنی و روایی، کرامت ذاتی انسان را به ویژگی های روحانی و عقلانی او نسبت می دهند و انتساب این کرامت به بُعد جسمانی با اشکالات متعددی روبروست.
۴.
مطابق آیه ۵۰ سوره مائده، خدای متعال بهترین قانونگذار است و قوانین الهی، بهترین قوانین محسوب می شوند. این برتری علاوه بر محتوا، شامل شکل و روند ارائه احکام نیز می شود. بنابراین، هدف این پژوهش، بررسی تفسیری شکل و روند تشریع احکام اجتماعی جهاد، حج و ربا در قرآن کریم است تا بتوان الگویی برای قانون گذاری مسائل اجتماعی از قرآن استخراج کرد. دستیابی به این الگو از آن جهت حائز اهمیت است که می توان از آن در حوزه های تفسیر، فقه و قانون گذاری اجتماعی بهره برد. این پژوهش که با روش توصیفی تحلیلی تدوین شده و داده های آن به شیوه کتابخانه ای گردآوری شده است، با تفکیک آیات به «اصل حکم» و «فروعات» و نیز ترتیب نزول آیات، به الگویی دست یافته که بر اساس آن، آیات پیش از حکم اصلی با بیان سابقه حکم و فرهنگ سازی، به بسترسازی برای پذیرش حکم می پردازند و آیات پس از اصل حکم، با تبیین احکام فرعی، بهره گیری از ابزارهای تبشیر و انذار، در نظرگیری انعطاف، و بیان حکمت و آثار حکم، در جهت تکمیل و تأثیرگذاری احکام بر مکلفان گام برمی دارند.
۵.
در آیات قرآن کریم بارها به جبرئیل، ملائک و نقش آنها در اجرای فرامین الهی اشاره شده است. خداوند ایمان به ملائکه را لازم و شرط تقوا می داند و دشمنی با جبرئیل را دشمنی با خود دانسته است. ایمان و دوستی، بدون شناخت ممکن نیست، از این رو شناخت جبرئیل در حد توان هرکس، ضروری است. این پژوهش بر اساس تئوری شبکه معنایی که در مطالعات قرآنی با نام ایزوتسو گره خورده است، درصدد یافتن ماهیت جبرئیل از منظر آیات قرآن مجید است. بنا بر حصر عقلی و با توجه به الفاظ همنشین و جانشین جبرئیل در قرآن، چهار فرض محتمل است: جبرئیل مَلَک است؛ جبرئیل روح است؛ جبرئیل هم روح و هم مَلَک است؛ جبرئیل نه روح است و نه مَلَک. پس از مداقه در آیات، مطالعه منابع تفسیری و تحلیل و بررسی، این نتیجه حاصل آمد که جبرئیل، از جنس ملائکه است و مانند آنها، دارای مقامی معلوم است و امکان ارتقاء یا سقوط از آن مقام برای او ممکن نیست. در این مقام معلوم، دارای روحی در مرتبه بالای قدس و امانتداری است. بنابراین مُجاز است، به او و هر صاحب چنین روحی، به ترتیب، روح القدس و روح الامین گفته شود.
۶.
پیشرفت همه جانبه جوامع بشری در سایه ترقی علم تحقق می یابد.سکان داری کشتی علم، سهم عمده ای در تولید علم دارد. در چینش نظام هستی، امامت جوامع بشری بر عهده قرآن است و نظریه «مرجعیت علمی قرآن» از جایگاه امامت قرآن نشأت می گیرد. از پرسش های کلان در این زمینه، توصیف خود قرآن از این نظریه است. پرسش جزئی تر این است که آیا هدایت قرآنی، نسبت به همه حوزه ها از جمله حوزه علم فراگیر است، یا منحصر به امور معنوی مصطلح می باشد؟ نوشتار پیش رو با هدف بررسی هدایت قرآنی از منظر فراگیری یا عدم فراگیری، با محوریت آیه ۹ سوره اسراء و با روش توصیفی-تحلیلی سامان یافته است. این پژوهش برای دستیابی به هدف یادشده، آیه ۹ سوره اسراء را در قالب هفت محور بررسی کرده است: معنای لغوی هدایت، معنای قرآنی هدایت، موصوف حذف شده اسم اشاره، هدایت علمی قرآن، تبیین کلمه «أقوم»، فرآیند هدایت، و هدایت به برترین ها. یافته های پژوهش نشان می دهد معنای قرآنی هدایت، هماهنگ با معنای لغوی آن، منحصر در امور معنوی نیست، بلکه عام بوده و شامل انواع هدایت ها از جمله هدایت علمی می شود. از این رو، هدایت قرآنی به واسطه شأن «امامت» قرآن، هدایتی فراگیر و چندبُعدی از جمله هدایت علمی است.
۷.
یکی از رویکردهای مدرن در حوزه فهم و تفسیر قرآن، مطالعه ساختارهای نظم قرآن کریم با بهره گیری از روش های نوین است. در این میان، پژوهش های مبتنی بر «نظم متقارن» جایگاه ویژه ای یافته اند. این مقاله با روش توصیفی تحلیلی، به بررسی رویکرد «ریموند فرین» قرآن پژوه معاصر در تحلیل تفسیر بلاغی سوره آل عمران می پردازد. در این راستا، ابتدا مفهوم نظم متقارن معرفی شده و سپس دیدگاه فرین در خصوص ساختار این سوره بیان و نقد و بررسی گردیده است. ریموند فرین، سوره آل عمران را به هفت بخش تقسیم کرده و میان بخش های مختلف، بر اساس ساختار دایره ای یا ترکیب حلقوی، ارتباط برقرار نموده و مدلی کلی و فراگیر از ارتباط اجزای سوره ارائه داده است. با این حال، دیدگاه وی در تحلیل ساختاری سوره آل عمران با انتقاداتی مواجه است: نخست آنکه مدل پیشنهادی او بسیار مختصر است و می بایست به جزئیات متنوع تری توجه می شد. دوم، عدم تبیین مبانی تقسیم بندی بخش ها؛ سوم، ناکافی بودن شواهد ارائه شده برای اثبات تقارن در بخش های C و C′؛ چهارم، غفلت از اشاره به برخی تقارن های لفظی و محتوایی در بخش های A و A′؛ و سرانجام، تمرکز صرف بر ترکیب حلقوی و مضمونی و بی توجهی به ترکیب خطی، لغوی و نقش تکرار واژگان که در فهم ترکیب مضمونی سوره بسیار مؤثر است. با این همه، فرین بر حفظ ترتیب موجود آیات و سوره های قرآن کریم تأکید دارد.
۸.
زیبایی محتوایی یک متن، به آن دسته از زیبایی هایی اطلاق می شود که در قالب های زبانی و بلاغی بخش های گوناگون آن متن تبیین پذیر است و به طور مشخص به تحلیل محتوای زیبای اثر می پردازد. نوشتار حاضر با محوریت سوره فجر، در پی تحلیل تفسیر محتوای زیبای این سوره است. مسئله اصلی این پژوهش، نهفتگی این زیبایی ها در لایه های مختلف سوره است. از آنجا که تحلیل زیباشناختی قرآن به درک بهتر اعجاز و فهم و تفسیر آن کمک می کند، هدف این موضوع بیش ازپیش آشکار می شود. این پژوهش با روش تحلیل محتوایی و با بیان ارتباط میان مضامین گوناگون سوره شکل گرفته است. در این راستا، زیبایی محتوایی گسترده سوگندهای ابتدایی، وجود صنعت اتساع و هیجانات زبانی، ارتباط این بخش با بخش های دیگر، محتوای جواب قسم و محتوای کلی سوره تحلیل شده است. سپس زیبایی های تفسیری مبتنی بر مباحث زیباشناختی زبانی و بلاغی در بخش های عبرت آموز، ابتلائات و معاد تبیین می گردد.