۱.
مقدمه: سلامت، جزء مهم و جدایی ناپذیر زندگی انسان است و عوامل مختلفی بر آن مؤثر است که یکی از مهم ترین آن ها آزادی اقتصادی است. افزایش آزادی اقتصادی می تواند باعث بالا بردن سطح سلامت در جامعه شود، و یا تهدیدی برای سلامت باشد. بنابراین با توجه به نامشخص بودن اثر مثبت یا منفی آزادی اقتصادی بر شاخص سلامت از لحاظ نظری، لازم است این رابطه در نمونه های مختلف مورد بررسی قرار گیرد. از این رو در این پژوهش، اثر آزادی اقتصادی بر شاخص سلامت در دو گروه کشورهای منتخب شرق آسیا و کشورهای منتخب غرب آسیا (شامل ایران) طی دوره زمانی 2020-2000 مورد بررسی قرار گرفته است. روش: در مدل اقتصاد سنجی این تحقیق که یک مدل خطی است و به روش داده های تابلویی برآورد شده است، شاخص سلامت (مرگ و میر کودکان زیر پنج سال)، به عنوان متغیر وابسته وارد مدل شده است. متغیر مستقل اصلی پژوهش، آزادی اقتصادی است که به جای آزادی اقتصادی از شاخص آزادی اقتصادی مؤسسه ی هریتیج استفاده شده است و متغیرهای کنترلی پژوهش، شامل فناوری اطلاعات و ارتباطات (تعداد افراد دارای دسترسی به اینترنت به صورت درصدی از جمعیت)، رشد تولید ناخالص داخلی (به صورت درصد سالیانه)، نرخ شهر نشینی (به صورت درصدی از جمعیت کل) و مخارج بهداشتی عمومی داخلی دولت (به صورت درصدی از کل مخارج دولت) وارد مدل شده اند. یافته ها: متغیر های آزادی اقتصادی، فناوری اطلاعات و ارتباطات و نرخ شهر نشینی در هر دو دسته از کشور های شرق و غرب آسیا، دارای تأثیرات مثبت و معناداری بر شاخص سلامت بودند. همچنین هزینه بهداشت عمومی دولت، در شرق آسیا دارای تأثیر مثبت و معناداری بر شاخص سلامت بود. بحث: بر اساس یافته ها می توان نتیجه گرفت که گسترش آزادی اقتصادی باعث بهبود شاخص سلامت در کشورهای آسیایی می شود. به عبارت دیگر، یک راه مؤثرتر برای ارائه مراقبت های بهداشتی به جامعه، ارتقای آزادی اقتصادی است، زیرا آزادی اقتصادی، نه تنها کشورها را قادر می سازد تا به نتایج بهداشتی بهتری برای جمعیت خود دست یابند، بلکه کانالی را فراهم می کند که کارآفرینی و نوآوری را برای پیشرفت پایدار فناوری در حوزه پزشکی تقویت می کند. علاوه بر این، کشورهایی با حکمرانی منطبق با اصول آزادی اقتصادی، ظرفیت ارائه مراقبت های بهداشتی بهتر از بدو تولد دارند که این امر منجر به کاهش مرگ و میر کودکان زیر 5 سال می شود.
۲.
مقدمه: کشورهای مختلف عمدتا در کنار مجموعه خدمات برای تامین نیازهای عموم کودکان، به نیازهای ویژه انواع کودکان در وضعیت های مخاطره آمیز، در قالب نظام رفاه کودک رسیدگی می کنند. در دهه های اخیر با توجه به اهمیت اثربخشی و بهره وری، ارزشیابی این خدمات مورد توجه قرار گرفته است. لذا این مطالعه به دنبال این است که بیانگرهایی برای ارزشیابی نظام رفاه کودک در ایران تدوین کند. روش: در این مطالعه، با کمک مرور منابع داخلی و بین المللی، مجموعه ای از بیانگرهای اولیه استخراج و تدوین شدند. سپس روایی محتوای آن ها شامل مناسبت و شفافیت هر سؤال، مناسبت و شفافیت کلی ابزار و جامعیت کلی ابزار با کمک صاحب نظران مختلف اندازه گیری و تایید شد. یافته ها: در نهایت بیانگرهای ارزشیابی نظام رفاه کودک ایران در چهار طبقه درونداد( 74 بیانگر در ابعادی مانند نیروی انسانی و منابع مالی)، فرایند( 17 بیانگر در ابعادی مانند اجرای مداخلات مبتنی بر استانداردها)، برونداد (53 بیانگر در ابعادی مانند پوشش خدمات) و برآیند (71 بیانگر در ابعادی مانند توانمندسازی فرزندان بالای 19 سال تحت حمایت و پیگیری) اصلاح و تایید شدند. بحث: این مطالعه بیانگرهایی با رویکردی سیستمی، کل نگر و یکپارچه، برای نظام رفاه کودک ایران تعریف کرده که فرایند و همچنین تعاملات اجزا و سطوح مختلف زمینه و اهداف مرتبط با کودکان را در نظر گرفته است. لذا برنامه ریزی برای ایجاد و تکمیل این اطلاعات در گذر زمان، مقایسه نتایج آن در کشور در سطح ملی و استانی و حتی با کشورهای دیگر، می تواند زمینه ساز ارتقای خدمات و سیاست های رفاه کودک در ایران گردد.
۳.
مقدمه: روند فزاینده سالمندی در ایران، ضرورت تدوین راهکارهایی برای ارتقاء سلامت روانی، جسمی و کیفیت زندگی سالمندان را دوچندان کرده است. در این راستا، گردشگری به عنوان فعالیتی اجتماعی و نشاط بخش می تواند عاملی مؤثر در کاهش احساس تنهایی و افزایش تعاملات اجتماعی سالمندان باشد. روش: این پژوهش به شیوه توصیفی-تحلیلی و به صورت مقطعی در سال ۱۴۰۲ انجام شد. جامعه آماری شامل ۳۵۰ نفر از سالمندان ۶۰ سال به بالا از شهرهای تهران، اصفهان و شیراز بود که نیمی از آن ها در برنامه های گردشگری شرکت کرده بودند. داده ها با استفاده از پرسشنامه های استاندارد 28GHQ- و WHOQOL-BREF از طریق ارسال الکترونیکی گردآوری شد و با نرم افزار SPSS نسخه ۲۶ و آزمون های آماری تی مستقل، کای دو، ANOVA و تحلیل مسیر مورد بررسی قرار گرفت. یافته ها: میانگین سنی شرکت کنندگان 2/5 ± 8/67 سال بود. نتایج نش ان داد سالمندانی که در برنامه های گردشگری شرکت نمودند، به طور معناداری وضعیت بهتری از نظ ر سلامت روان و کیفیت زندگی نسبت به اف رادی که در این برنام ه ها حض ور نداشتند، دارا بودند. همچنین، ش رکت در گ ردشگری با ک اهش احس اس تنهایی و افزایش تعاملات اجتماعی همراه بود. بحث: نتایج این پژوهش با نظریه های سالمندی فعال و خودتعیین گری همسو بوده و اهمیت برنامه ریزی سیاست گذاران برای توسعه زیرساخت های گردشگری سالمندی را برجسته می سازد. گردشگری به عنوان ابزاری مؤثر در بهبود وضعیت روانی و اجتماعی سالمندان باید در سیاست های کلان سلامت اجتماعی مورد توجه قرار گیرد.
۴.
مقدمه: چرخه معیوب فقر و معلولیت یکی از موانع مشارکت اجتماعی تمام عیار و تلفیق اجتماعی افرادی است که دارای معلولیت هستند. برای غلبه بر این چرخه توانمندسازی اقتصادی ضرورتی غیر قابل انکار است. پژوهش حاضر با هدف تبیین مؤلفه های توانمندسازی اقتصادی افراد دارای معلولیت انجام شد. روش: این مطالعه در دو مرحله انجام شد. در مرحله اول با مرور منابع مواردی که به عنوان عامل مرتبط و یا مؤلفه توانمندسازی اقتصادی نام برده شده بود گردآوری شدند. در مرحله دوم از چهارده نفر از خبرگان مدیریت، توانبخشی، توانمندسازی افراد دارای معلولیت که برای عضویت در تیم دلفی رضایت خود را اعلام کردند، خواسته شد نظر خود را درباره اهمیت هر یک از عوامل مذکور بیان نموده و اگر عوامل دیگری را در توانمندسازی اقتصادی افراد دارای معلولیت موثر می شناسند نام ببرند. با استفاده از شیوه دلفی با تحلیل فازی، طی سه دور دلفی عواملی که در توانمندسازی اقتصادی افراد دارای معلولیت نقش دارند شناسائی شده بر اساس اهمیت رتبه بندی شده در قالب مولفه ها و محورهایی سازماندهی شدند. یافته ها: در مجموع 48 عامل مرتبط برای توانمندسازی اقتصادی افراد دارای معلولیت شناسایی و در 12 مولفه و 3 محور «فرد دارای معلولیت»، « بافتار و محیط توانمندساز» و «پی آمدهای اقتصادی» سازماندهی شدند. در محور فرد دارای معلولیت، مولفه های «سلامت»، «دانش»، «مهارت»، «نگرش» و «استعداد» جای گرفتند، محور بافتار و محیط توانمندساز مولفه های «محیط فیزیکی»، «محیط اجتماعی»، «محیط شغلی» و «منابع در دسترس» را شامل شد و محور پیامدها مولفه های «اشتغال»، «پیامدهای اجتماعی» و «پیامدهای اقتصادی» را در خود جای داد. بحث: توانمندسازی اقتصادی افراد دارای معلولیت فرآیندی است که طی آن سه محور «فرد دارای معلولیت»، «محیط توانمندساز» و «پیامدها ی اقتصادی» به گونه ای ارتقاء می یابد که توانمندی اقتصادی حاصل شده و افراد دارای معلولیت قادر می شوند در چرخه اقتصادی جامعه خود نقش پررنگ تری ایفاء نمایند.
۵.
مقدمه: از آنجایی که عوامل محیطی و اجتماعی با سلامت روانشناختی مردم ارتباط دارند و فرهنگ ها نیز با شکل دادن به هنجارها، ارزش ها و باورهای اجتماعی می توانند افراد را به شیوه های مشخصی از تنظیم هیجان ترغیب کنند، بنابراین پژوهش حاضر با هدف وارسی کیفی دیدگاه صاحبنظران در باره زمینه های اجتماعی هیجان و تنظیم هیجان انجام شد. روش: مطالعه حاضر از نوع تحلیل محتوای کیفی با رویکرد استقرایی بود. جامعه مورد مطالعه شامل متخصصان و صاحب نظران فعال حوزه تنظیم هیجان ایران بودند، که بر اساس سوابق علمی، پژوهشی و میزان سابقه بالینی آنها در حوزه تنظیم هیجان به روش نمونه گیری هدفمند با تعداد ۱۱ نفر از آنها مصاحبه نیمه ساختاریافته انجام شد. یافته ها: تحلیل یافته ها منجر به سه مقوله اصلی و شش زیرمقوله شد. مقولات اصلی در برگیرنده ی؛ 1-تعاملات اجتماعی، 2-هنجارهای اجتماعی ابراز هیجان و 3-کلیشه های جنسیتی مرتبط با تنظیم هیجان است. مقوله اصلی تعاملات اجتماعی خود شامل دو زیرمقوله ی روابط موثر اجتماعی و انتظارات و توقعات دیگران است. همچنین هنجارهای اجتماعی ابراز هیجان نیز در برگیرنده دو زیرمقوله ی تسهیل کننده های ابراز هیجان و بازدارنده های ابراز هیجان است و نهایتاً مقوله اصلی کلیشه های جنسیتی دو زیرمقوله ی تابوهای جنسینی و جدا کردن هیجانات متناسب با جنسیت را شامل می شود. بحث: نتایج بیانگر آن است که عوامل مختلف اجتماعی به شیوه های مختلف می توانند بر روی تنظیم هیجان افراد تاثیر بگذارند که گاهی این شیوه ی اثرگذاری، سازگارانه و موجب رشد فرد می شود و برخی مواقع نیز به شکل ناسازگارانه و غیر منطقی، ممکن است دشواری در تنظیم هیجان و سرکوب هیجانی را به دنبال داشته باشد. بنابراین به متخصصان حوزه سلامت پیشنهاد می شود به این مسئله توجه ویژه ای داشته باشند.
۶.
هدف: پاسخگویی یکی از مولفه های اصلی نظام سلامت است. پاسخگویی نظام سلامت با زمینه اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی افراد جامعه مرتبط است. این امر در مورد خدمات توانبخشی اهمیت دوچندان دارد زیرا توانبخشی فرایندی طولانی و پیوسته است و رضایت توان جویان از کیفیت خدمات در تداوم برنامه توانبخشی موثر است. هدف این مطالعه بررسی وضعیت پاسخگویی مراکز توانبخشی دانشگاه علوم توانبخشی و سلامت اجتماعی از نظر دریافت کنندگان خدمت در سال 1403 بود. روش: این مطالعه، پیمایشی از نوع مقطعی است. جامعه آماری پژوهش کلیه افراد دریافت کننده خدمت از مراکز توانبخشی دانشگاه علوم توانبخشی و سلامت اجتماعی تهران بودند. نمونه گیری از مراکز توانبخشی نظام مافی و اسماء (مراجعین سرپایی) و بیمارستان رفیده (بیماران بستری) به صورت در دسترس انجام شد. پرسش نامه پاسخگویی نظام سلامت سازمان بهداشت جهانی توزیع و ۳84 نمونه جمع آوری شد. مراجعینی که توانایی برقراری ارتباط داشته و حداقل یک جلسه خدمات توانبخشی دریافت کرده بودند و برای بیماران، بستری به مدت حداقل 48 ساعت وارد مطالعه شدند. تحلیل داده ها با استفاده از آمار توصیفی و آمار استنباطی با نسخه ۲۲ نرم افزارSPSS انجام شد. یافته ها: دامنه سنی شرکت کنندگان در مطالعه 3 تا 78 سال با میانگین (08/25±28/34) بود. نمرات پاسخگویی برای کل نمونه بالاتر از میانگین و این امتیاز برای مراجعین سرپایی بالاتر از بیماران بستری بود. کمترین نمره پاسخگویی به بعد حمایت اجتماعی و بیشترین نمره پاسخگویی به بعد محرمانگی اختصاص داشت. میانگین نمرات پاسخگویی در مرکز اسما، نظام مافی و رفیده بود و این تفاوت از نظر آماری معنادار بود. همچنین زنان، افراد متاهل و افراد دارای بیمه های درمان، اجتماعی و تکمیلی پاسخگویی بالاتری را گزارش کردند. بحث: نتایج این مطالعه نشان می دهد پاسخگویی ابعاد مختلفی دارد که در تجربه دریافت کنندگان خدمات توانبخشی مؤثر است. ابعاد مختلف پاسخگویی در کیفیت خدمات توانبخشی تأثیرگذار هستند. در میان ابعاد پاسخگویی بعد حمایت اجتماعی نیازمند توجه ویژه در سیاست گذاری ها به منظور تقویت حمایت اجتماعی برای دریافت کنندگان خدمات توانبخشی است. این یافته ها می تواند به بهبود عملکرد مراکز توانبخشی و ارتقاء کیفیت خدمات توانبخشی در راستای افزایش رضایت دریافت کنندگان خدمات کمک کند.
۷.
مقدمه: این پژوهش با هدف واکاوی تجربه زیسته مراقبان بیماران پروانه ای و درک عمیق چالش ها، نیازها و معنای مراقبت از این بیماران انجام شد. روش: این پژوهش با رویکرد پدیدارشناسی تفسیری و انجام مصاحبه های نیمه ساختاریافته با ۱۱ مراقب بیماران پروانه ای در ایران صورت گرفت. یافته ها: یافته های این تحقیق 5 مضمون اصلی را نشان داد: ۱) تجربه زیسته از طرد و انزوای اجتماعی در سایه ناآگاهی عمومی 2) چالش های عاطفی و روانی خانواده در فرآیند پذیرش و سازگاری با بیماری 3) بازتعریف نقش ها و روابط خانوادگی در نظام مراقبت از بیمار 4) سازوکارهای حمایتی و نقش منابع اجتماعی در ارتقای کیفیت زندگی 5) فشارهای اقتصادی و آموزشی به عنوان موانع ساختاری در زندگی بیماران. بحث: نتایج نشان داد که ناآگاهی عمومی و نگرش های منفی جامعه به طور قابل توجهی در انزوای بیماران نقش دارند. در مقابل، حمایت اجتماعی و خانوادگی می تواند کیفیت زندگی آن ها را بهبود بخشد. این پژوهش بر ضرورت فوری افزایش آگاهی عمومی، ایجاد نظام های حمایتی مالی و اجتماعی، تدوین برنامه های آموزشی متناسب، و مشارکت فعال مشاوران و جوامع حمایتی تأکید می کند تا پذیرش بیماری تسهیل شده و احساس تنهایی در میان بیماران و مراقبان کاهش یابد.
۸.
مقدمه: سال های کودکی دوران مهم و حساسی برای حمایت و تحقق حقوق کودکان است. نظام آموزشی به واسطه کتاب های درسی می تواند نقش مهمی در آموزش و به رسمیت شناختن حقوق کودکان در دوره ابتدایی ایفا نماید. هدف از انجام این پژوهش بررسی محتوای کتب درسی دوره اول ابتدایی براساس مولفه های حقوق کودک بود. روش: این پژوهش ترکیبی (کیفی و کمی) است. در بخش کیفی، اسناد بین المللی و ملی بررسی و مولفه ها و شاخص های حقوق کودک استخراج شد. همچنین از نتایج پژوهش طهماسب زاده شیخلرو همکاران(2022) به دلیل قرابت و جامعیت استفاده و چک لیستی طراحی شد که اعتبار آن توسط اساتید دانشگاه و دو متخصص حقوق کودک تایید گردید. در بخش کمی، 9 جلد کتاب درسی سال تحصیلی 1403 شامل (فارسی، علوم، هدیه و مطالعات) دوره اول ابتدایی به صورت هدفمند انتخاب و تحلیل شدند. واحد تحلیل شامل متن، تمرین ها و تصاویر بود که به صورت دستی شمارش شد. پایایی داده ها با روش اجرای مجدد و محاسبه ضریب توافق بین دو پژوهشگر مستقل انجام و مقدار آن 0/82 به دست آمد. برای تحلیل کمی داده ها از روش آنتروپی شانون استفاده گردید. یافته ها: نشان داد که در مجموع 9 کتاب بررسی شده دوره اول ابتدایی بیشترین ضریب اهمیت در بین مولفه های حقوق کودک، مربوط به مولفه حقوق اجتماعی(0/990) دارای بالاترین ضریب اهمیت و مولفه حقوق بهداشتی (0/248) دارای کمترین ضریب اهمیت بوده است. همچنین کتاب علوم پایه دوم و مطالعات پایه سوم به ترتیب بیشترین فراوانی و فارسی پایه اول کمترین توجه را به مولفه های حقوق کودک داشته اند. بحث: نتایج بیانگر عدم رعایت توازن، پراکندگی، توزیع نامتعادل، عدم پیوستگی و ناکافی بودن محتوای مورد نیاز درباره مولفه های حقوق کودک در محتوای کتاب های درسی دوره اول ابتدایی است که نشان دهنده بار اطلاعاتی ناکافی درباره مواد کنوانسیون حقوق کودک و نیازمند بازنگری و اصلاح است.
۹.
مقدمه: سنت یاریگری یکی از مؤلفه های کلیدی سرمایه اجتماعی در بازارهای سنتی است که باعث شکل گیری روابط مبتنی بر اعتماد، همکاری و حمایت متقابل میان بازاریان می شود. پدیده یاریگری در بازارهای سنتی ایران به عنوان یک رفتار اجتماعی و اقتصادی از جنبه های گوناگون مورد بررسی قرار گرفته است. پرسش اصلی این پژوهش آن است که بازاریان سنتی چه تجاربی از یاریگری در فضای بازار دارند و چه شرایطی در شکل گیری، استمرار یا تضعیف این تجربه نقش دارند؟ روش: مطالعه حاضر، یک مطالعه کیفی از نوع پدیدارشناسی توصیفی است. شرکت کنندگان در پژوهش شامل 13 نفر از بازاریان با تجربه در بازار سنتی تبریز بودند که طی نمونه گیری گلوله برفی تا حد اشباع داده ها، انتخاب شده اند. جمع آوری داده ها با استفاده از روش مصاحبه نیمه ساختار یافته، انجام شده و داده ها با روش تحلیل کلایزی، مورد تحلیل قرار گرفتند. یافته ها: در فرآیند بررسی مصاحبه ها فهرستی از کدهای باز متمرکز بر موضوع پژوهش به دست آمد. از کدهای به دست آمده 14 مقوله و 5 مضمون اصلی منتج شد که شامل سرمایه اجتماعی با 3 مقوله، اجتماعی شدن با 3 مقوله، همیاری اقتضائی با 3 مقوله، شبکه ارتباطی شفاف با 3 مقوله و سبک زندگی غیرطبقاتی با 2 مقوله بودند. بحث: براساس یافته ها، همیاری در بازارهای سنتی حاصل تعامل ابعاد اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی است. سرمایه اجتماعی مبتنی بر اعتماد و ارزش های دینی، فرآیند اجتماعی شدن، همیاری اقتضایی، شبکه های ارتباطی شفاف و سبک زندگی غیرطبقاتی، از موضوعات کلیدی در شکل گیری و تقویت این همیاری هستند.
۱۰.
مقدمه: نظریه های فشار که ریشه در مفهوم آنومی دورکیم دارند بیش از هر نظریه ی جرم شناختی دیگری در سینما به تصویر کشیده شده اند. فیلم های سینمایی به عنوان یکی از مهم ترین و غنی ترین منابع فرهنگ و جرم شناسی عامه، با استفاده از قابلیت های خود و شیوه هایی از جمله توصیفات جامع به خوبی توانسته اند ابعاد احساسی، عاطفی و پنهان جرم را نمایش دهند. این پژوهش با تحلیل موردی فیلم طلاخون به عنوان یکی از منابع مهم فرهنگ عامه به علل ارتکاب قتل های سریالی مهین قدیری از لنز دوربین طلاخون خواهد پرداخت. روش: این پژوهش با چارچوب نظری کلی جرم شناسی عامه و از روش نشانه شناسی سینمایی صورت خواهد گرفت. نشانه شناسی سینمایی با استفاده ی خاص از قواعد نشانه شناسی عمومی، از جمله دلالت ارجاعی و دلالت ضمنی، به تفسیر و معنایابی فیلم ها می پردازد. یافته ها: ارتکاب جرم می تواند ناشی از فشار در سطح فردی و اجتماعی که خود نتیجه ی احساس نابرابری، محرومیت و عصبانیت است رخ دهد، چیزی که در جرم شناسی دانشگاهی تحت عنوان نظریه ی عمومی فشار از آن یاد می شود. همچنین انتقام مفهومی است که در این فرایند نقشی کلیدی ایفاء می کند. بحث: سینما با هنر بی بدیل خود و با ارائه ی تصویری همه جانبه از جرم و مجرم در نظریه ی فشار، اغلب باعث می شود مجرم در نگاه مخاطب نه تنها فردی عادی، بلکه تبدیل به شخصی سمپاتیک گردد. طلاخون به عنوان یک اثر سینمایی و با نمایش ابعاد پیدا و پنهان زندگی شخصیت اول فیلم، ضمن تبیین نظریه ی عمومی فشار، نقش مهمی در بازخوانی علل پیچیده ی قتل های سریالی مهین قدیری دارد.