باغ نظر

باغ نظر

باغ نظر سال 22 آذر 1404 شماره 150 (مقاله علمی وزارت علوم)

مقالات

۱.

مطالعه امکان سنجی تغییر بخش مرکزی شهر محمودآباد مازندران به پیاده راه شهری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۵ تعداد دانلود : ۵۵
بیان مسئله: بخش مرکزی شهرها معمولاً به عنوان نقاط کلیدی برای فعالیت های اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی شناخته می شوند. سه راه مرکزی شهر به دلیل بافت و تراکم قدیمی، ازیک طرف با سرعت توسعه شهری و ازدیاد فشردگی کاربری ها و به روز نشدن زیرساخت ها تاب آوری منطقه را به چالش کشیده و باعث معضلاتی برای شهروندان شده است. هدف پژوهش: این پژوهش باهدف مطالعه امکان سنجی تغییر بخش مرکزی شهر به پیاده راه شهری در محله محمودآباد مازندران انجام شده است. روش پژوهش: این پژوهش توصیفی است و داده های پژوهش براساس مطالعات کتابخانه ای گردآوری شده اند. روش تحلیل داده ها به صورت کیفی (مصاحبه) انجام شده است. جامعه آماری تحقیق 28 نفر از متخصصان، اساتید و مدیران در زمینه برنامه ریزی شهری و منطقه ای در شهر محمودآباد مازندران بود که داده ها با استفاده از نرم افزار میک مک تحلیل و بررسی شد. نتیجه گیری: نتایج نشان داد پیاده راه ها به عنوان فضاهای شهری می توانند به تقویت تعاملات اجتماعی، کاهش ترافیک و آلودگی هوا و همچنین افزایش امنیت و آرامش شهروندان کمک کنند. براساس نتایج مؤلفه های اقتصادی با عدد 142 بیشترین تأثیرگذاری و مؤلفه های زیست محیطی با عدد 84 کم ترین تأثیرگذاری را در تبدیل بخش مرکزی به پیاده راه شهری در شهر محمودآباد مازندران دارند. به این ترتیب، ضرورت بازنگری در سیاست ها و برنامه ریزی شهری احساس می شود تا بتوان به بهبود شرایط زندگی در این بخش کمک کرد و تاب آوری آن را افزایش داد.
۲.

بازنمایی اقتدار رضا شاه در چشم انداز یادبودی شهرهای عصر پهلوی دوم (نمونه مورد مطالعه: میدان رضا شاه شهر دزفول)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۴ تعداد دانلود : ۹۱
بیان مسئله: میدان و مجسمه رضا شاه دزفول، یکی از میادین متعدد رضا شاهی بود که در دوره پهلوی دوم، در مراکز شهری سراسر کشور توسعه یافتند. مسئله پژوهش این است که آیا می توان این میادین را به عنوان بیانیه هایی برای حضور، اقتدار و مشروعیت بخشی به پادشاهی پهلوی در چشم انداز شهری آن زمان محسوب کرد؟ این امر چگونه محقق شده است؟ هدف پژوهش: این پژوهش با خوانشی انتقادی نقش و جایگاه میدان رضا شاه دزفول و چگونگی بهره گیری از آن به عنوان یک یادمان مشروعیت بخش و تثبیت کننده قدرت را بررسی و تحلیل کرده است. روش پژوهش: با رویکردی متنی، میدان رضا شاه بررسی و به پیوندهای بینامتنی آن با فضای پیرامونی اش توجه شده است. سپس این چشم انداز یادبودی با بهره گیری از رویکرد شمایل نگارانه تحلیل شده است. نتیجه گیری: با بررسی تطبیقی می توان گفت میان ویژگی هایی که محمدرضا شاه از پدرش توصیف کرده است با ویژگی های نشانه شناختی میدان رضا شاه، مطابقت زیادی وجود دارد. در واقع تولید یک تصویر مقتدرانه از رضا شاه در دوران پادشاهی محمدرضا شاه، پاسخی به نیازهای شاهِ جوان برای ایجاد اقتدار و مقبولیت عمومی با استفاده از خاطره عمومی پدر و جایگاه نمادین او بوده است. این فرایند را می توان «وام گیری اقتدار» نامید؛ به این معنا که پهلوی دوم در دهه های آغازین حکومت خود برای تثبیت جایگاه متزلزلش، میادین رضا شاهی را تبدیل به کانون اصلی مشروعیت بخشی خود کرده بود تا تصویری منطبق بر نیازهای سیاسی آن دوران را به مردم ارائه کند.
۳.

تحلیل طرح واره های گامبریچ در ادراک نقاشی های سالوادور دالی با تأکید بر توهم بصری و دید فریبی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۹ تعداد دانلود : ۶۲
بیان مسئله: این پژوهش نحوه ادراک بیننده در آثار سالوادور دالی بر مبنای طرح واره ها و تصحیح آن ها با توجه به توهم های بصری و تکنیک های دیدفریبی مطالعه می کند. این مؤلفه ها از کتاب «هنر و وهم» ارنست گامبریچ انتخاب و تشریح شده اند. هدف پژوهش: در آثار دالی مهارت های توهم آفرینی و تکنیک های دیدفریبی، از درک واقعیت فراتر رفته و با خلق عناصر نامتعارف، طرح واره ها را به چالش می کشد. هدف این پژوهش پاسخ به این پرسش است: چگونه نقاشی های منتخب با به چالش کشیدن طرح واره ها براساس مهارت های توهم آفرینی و تکنیک های دیدفریبی، ادراک مخاطب را رقم می زنند؟ برای پاسخ به این پرسش ها، از تأکید گامبریچ بر نقش توهم و تکنیک های دیدفریبی در به چالش کشیدن طرح واره های ذهنی مخاطب استفاده شده است. روش پژوهش: روش پژوهش توصیفی- تحلیلی است و پژوهش می کوشد با مطالعه پنج نقاشی از دهه 40 آثار این هنرمند، براساس هدف معین، نقش طرح واره در ادراک مخاطب را مشخص کند. نتیجه گیری: مطالعه آثار دهه 40 دالی در این مطالعه نشان داد مهم ترین ابزار او برای به چالش کشیدن طرح واره ها و ادراک مخاطب، مهارت های توهم آفرین و تکنیک های دیدفریبی است. وی با استفاده از فریب دید، تصاویر دووجهی، انعکاس ها و تغییر شکل اشیا، دگردیسی ها، ادغام ها یا خلق ترکیب های خاص و نوآور، استفاده معمایی از سایه ها، زوایا و عمق های نامتعارف طرح واره های ذهنی بیننده را به چالش می کشد. او مخاطب را در مرز واقعیت و رؤیا گیر می اندازد. بر این اساس تلاش دالی، فراتر از بازی های ادراکی می رود. دالی از این تمهیدات برای تحریک قوه تخیل بیننده و چندگانگی معنایی، استفاده می کند؛ مخاطب را وامی دارد به طور فعال در فرایند درک اثر هنری و سپس معناکاوی آن شرکت کند. در نقاشی های دالی به کارگیری مهارت های توهم آفرین و تکنیک های دیدفریبی با گذر زمان بیشتر می شود. هرچه زمان بیشتر می گذرد؛ این روش ها و تکنیک ها بیشتر در خدمت معنایابی قرار می گیرند.
۴.

دسترس پذیری فضامند به شاه: بررسی شش سیاست نامه دوره میانه اسلام(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۹ تعداد دانلود : ۴۶
بیان مسئله: دسترس پذیری در معماری و شهرسازی معاصر به عنوان یک ارزش شناخته می شود. از آن جا که الگوهای فضامند و سیاسی امروزی برگرفته از نظریات و تجربیات تاریخی غربی است، در این تحقیق کوشش شده تا انگاره دسترس پذیری در بستر تاریخی سیاستِ فضا در ایران جست وجو شود. هدف پژوهش: هدف این تحقیق بررسی ضرورت و چگونگی دسترس پذیری عموم مردم به شخص شاه در دوره میانه اسلام است. قرون میانه، عصر طلایی اسلامی است که دانش نظری سیاسی هم پا با قدرت سیاسی پویایی داشته است. روش پژوهش: در این تحقیق، متن شش سیاست نامه دوره میانه اسلام، یعنی قابوس نامه عنصرالمعالی، سیاست نامه نظام الملک، نصیحه الملوک امام محمد غزالی، تحفه الملوک، اخلاق ناصری نصیرالدین طوسی و مرصادالعباد نجم رازی توجه شده است. هدف از مطالعه این منابع دسته اول، استخراج تجویزها و دستوراتی است که الگوها و سازوکارهای دسترس پذیری شاه را در سطح خُرد توضیح می دهند و یک خرد روایت مطلوب از نخبگان سیاسی آن زمانه را بازتاب می دهد. نتیجه گیری: اگرچه حکمتِ عملی سیاست نامه ها توصیه هایی برای تطویلِ عمرِ رژیم سیاسی استوار بود و همچنین ضروری است که به دور از زمان پریشی، از معادل انگاشتن نسبت رعیت به شاه با شهروندان معاصر به دستگاه سیاسی حاکم اجتناب کرد، اما در صورت پرسش از چگونگی به جای چیستی، چند چرخش گفتمانی در سیاست نامه ها نمایان می شود. سیاست نامه ها، به منزله ابزارِ تظاهر به توجیهِ مشروعیت، به تدریج از سطحِ صرفِ تظلّم خواهی عبور کرده اند؛ چنانکه در سیاست نامه و نصیحه الملوک نمونه های فضامندِ ارجاع یافته به پیش از اسلام و صدر اسلام دیده می شود، با این حال در سیاست نامه های متأخر از قرون میانه، محورِ رعیت و نیز دالِ احسان در کنارِ دالِ عدالت برجسته تر است. احسانِ به مردم بسترِ دسترس پذیری را فراهم می سازد و اوجِ این توجه در مرصادالعباد است؛ جایی که دسترس پذیری/ایتاء ذی القربی هم ارزِ عدالت نهاده می شود و به جای شمارشِ فضیلت ها، «حالتِ شاه» را در نظر می گیرد.
۵.

بازنمایی هویت ملی و نقد اجتماعی در بستر مدرنیته سوری در نقاشی های توفیق طارق(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۳ تعداد دانلود : ۴۹
بیان مسئله: توفیق طارق، از نقاشان برجسته نسل رُوّاد سوری، با بهره گیری از سبک های آکادمیک و شرق گرایانه و تکنیک رنگ وروغن، به بازنمایی هویت تاریخی و ارائه نقد اجتماعی می پردازد. آثار او، در ظاهر محافظه کار اما در باطن هدفمند، به نقد انحطاط اجتماعی پرداخته و مخاطب را به مقاومت در برابر سلطه خارجی فرا می خوانند. تاریخ در آثار وی همچون آینه ای برای مسائل معاصر عمل می کند و او نه تنها پیشگام هنری بلکه هنرمندی متعهد در ابعاد تاریخی، اجتماعی و ملی محسوب می شود. همچنین با توجه به رویکرد مدرن، او در آموزش هنر و شکل دهی به خودآگاهی هنری و ملی در سوریه معاصر که از آموزه های فرانسه الهام گرفته است، آثار طارق ضمن بازتاب دغدغه های اجتماعی، بر هویت ملی و مقاومت فرهنگی تمرکز دارند. هدف پژوهش: این پژوهش با تمرکز بر هشت اثر منتخب توفیق طارق، نقاشی های او را در بستر مدرنیته معاصر سوریه تحلیل کرده و با ارائه جدول های تحلیلی و مستندات بصری، جایگاه او را در تاریخ هنر سوریه بازتعریف کرده و بر تداوم مضامین هویت و مقاومت تأکید می کند. روش پژوهش: روش پژوهش، توصیفی تحلیلی است و از ابزارهایی چون تحلیل بصری و بررسی متون تاریخی بهره گرفته شده است. نتیجه گیری: یافته ها نشان می دهد آثار توفیق طارق با بهره گیری از سبک های آکادمیک، شرق گرایانه و رنگ وروغن، نقدی هدفمند بر انحطاط اجتماعی ارائه کرده و هویت تاریخی، خودآگاهی ملی و مقاومت فرهنگی را تقویت می کند. تعهد هنری او فراتر از زیبایی شناسی صرف، در خدمت نقد اجتماعی و شکل دهی مدرنیته در سوریه بوده و وی را به الگویی پیش رو در هنر متعهد جهان عرب بدل ساخته است.
۶.

تبارشناسی نمایشگاه های جهانی (اِکسپو) بر مبنای ارزیابی ساختار و محتوای آنها(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۰ تعداد دانلود : ۵۵
بیان مسئله: نمایشگاه های جهانی با شروع انقلاب صنعتی شکل گرفتند که به عنوان مهم ترین پدیده عصر مدرن، بستر ظهور و بازتاب نگرش ها، عرصه یافته ها و تحوّلات فناورانه و فرهنگی را فراهم آورده اند. با وجود پیشینه گسترده ، تاکنون ساختار، محتوا و سیر تاریخی آ نها به صورت نظام مند ارزیابی نشده است تا راهگشای برنامه ریزی برای آینده باشد. سؤال پژوهش این است که چگونه می توان منطق ساختاری و محتوایی نمایشگاه های جهانی را از منظر تبارشناسی آنها ارزیابی کرد و نتیجه این بررسی چه چشم اندازی را برای برنامه ریزی آینده آنها رقم خواهد زد؟ هدف پژوهش: دستیابی به منطق ساختاری و محتوایی نمایشگاه های جهانی از طریق شناخت بنیادین موضوعات حاکم بر آنها در هر دوره ، بررسی تکامل و سِیر تاریخی از آغاز تاکنون، ارائه مسیر تکامل و تبیین نسل ها به گونه ای که بتوان برای امتداد در آینده آن را برنامه ریزی کرده و چشم اندازی برای آنها در نظر گرفت. روش پژوهش: پژوهش به منظور فهم تاریخی و منطق پیدایش نمایشگاه های جهانی، از رویکرد تبارشناسی با روش توصیفی-تحلیلی بهره می گیرد. اطلاعات از طریق منابع کتابخانه ای، اسناد تاریخی، مقالات علمی و پایگاه های اطلاعاتی گردآوری و با رویکردی تطبیقی تحلیل شده اند. سِیر منطقی استدلال، استقرایی است که از طریق توصیف، تحلیل محتوا و دسته بندی مطالب گردآوری شده و ارزیابی آن تبار و گونه شناسی انجام شده است. نتیجه گیری: نمایشگاه ها علیرغم تفاوت در اعصار و مکان برگزاری، از یک جوهره ذاتی و میل به سوی رشد برخوردار بوده که زمینه ساز جریانات متعددی چون توسعه در ادوار بعدی و تکوین موضوعات پس از خود هستند. جریانات مختلفی بر ماهیت آنها تأثیر دارد، اما پایان و تغییر هر نسل به معنای تحول بنیادین نبوده است و گاهی موضوعات به صورت هم پوشان تکرار می شوند. بنابراین می توان چنان برنامه ریزی کرد که نمایشگاه های آتی فارغ از سازمان دهی منطقه ای در چند نقطه به صورت همزمان، راه نسل نوین را پیموده و فرایند آن را تکمیل نماید.

آرشیو

آرشیو شماره‌ها:
۱۵۵