زن در توسعه و سیاست (پژوهش زنان)

زن در توسعه و سیاست (پژوهش زنان)

زن در توسعه و سیاست دوره 23 زمستان 1404 شماره 4 (مقاله علمی وزارت علوم)

مقالات

۱.

برساخت معنایی زنان از دوگانه سنت و مدرنیته در چارچوب نظریه داده بنیاد ساخت گرایانه چارمز(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۷ تعداد دانلود : ۶۱
در دهه های اخیر، تقابل سنت و مدرنیته در زندگی زنان ایرانی، چارچوب معنایی دوگانه ای ایجاد کرده که هویت اجتماعی و سیاسی آنان را تحت تأثیر قرار داده است. در این راستا، پرسش اصلی تحقیق این است که تقابل سنت و مدرنیته چگونه بر تجارب زیسته و راهبردهای زنان در بازتعریف هویت و نقش های اجتماعی آن ها تأثیر می گذارد و این امر چه پیامدهایی برای آن ها دارد. این مطالعه با رویکرد کیفی و مبتنی بر نظریه زمینه ای ساخت گرای چارمز انجام گرفت. داده ها از طریق مصاحبه های نیمه ساختاریافته با 23 زن از زمینه های اجتماعی و فرهنگی متنوع در تبریز جمع آوری و با استفاده از کدگذاری اولیه، متمرکز و محوری تحلیل شدند. یافته ها نشان داد زنان دو راهبرد اصلی را به کار می گیرند: پذیرش محتاطانه که تعادلی میان هنجارهای سنتی و فرصت های مدرن ایجاد می کند، و مقاومت انتقادی که با چالش محدودیت های سنتی، نقش های جنسیتی را بازتعریف می کند. این راهبردها تحت تأثیر ریشه های ساختاری (هنجارهای جنسیتی، ارزش های مدرن، تجارب زیسته)، عوامل محیطی (خانواده، نهادها، فرهنگ، اقتصاد) و شرایط مداخله گر (اجتماعی، فرهنگی، نهادی، روان شناختی) در سه سطح فردی، گروهی و اجتماعی شکل می گیرند و پیامدهای آن از حفظ مشروعیت اجتماعی زنان در برابر انتظارات سنتی تا تقویت عاملیت و تغییر اجتماعی را دربرمی گیرد. مطابق نتایج، خوانش دوگانه سنت و مدرنیته فرایندی پویا و بازاندیشانه است که در نوسان میان امنیت اجتماعی و تحقق فردیت، به تحول تدریجی فرهنگ سیاسی و اجتماعی زنان می انجامد.
۲.

شکنندگی سیاست های جنسیتی در ایران دوره پهلوی دوم: تحلیلی از حق رأی زنان و قانون حمایت خانواده بر اساس نظریه انطباق مسئله محور (PDIA)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۵ تعداد دانلود : ۶۳
اصلاحات حقوقی حوزه زنان در دوره پهلوی دوم، از جمله اعطای حق رأی در سال ۱۳۴۲ و تصویب قوانین حمایت از خانواده در ۱۳۴۶ و ۱۳۵۳، در چارچوب پروژه مدرنیزاسیون دولتی و با هدف ارتقای موقعیت سیاسی و اجتماعی زنان اجرا شد. بااین حال، این مداخلات نتوانست به مشارکت معنادار یا نهادینه سازی پایدار حقوق زنان بینجامد و بخش قابل توجهی از دستاوردهای آن پس از انقلاب ۱۳۵۷ بازگشت پذیر شد. این پژوهش با بهره گیری از نظریه «انطباق رفت وبرگشتی مسئله محور (PDIA)» علل این ناکامی را در سطوح فرایندی و ساختاری بررسی می کند. در این مسیر با رویکرد کیفی و روش تحلیل تاریخی–تطبیقی، داده ها از طریق تحلیل اسناد حقوقی، مشروح مذاکرات قانون گذاری و منابع تاریخی گردآوری و با کدگذاری باز، محوری و انتخابی تحلیل شده اند. یافته ها نشان می دهد اصلاحات مزبور به جای اتکا بر مسئله محوری، بر تقلید شکلی از الگوهای غربی، اجرای سریع و بالا به پایین و نبود مشارکت واقعی ذی نفعان متکی بوده اند و به دلیل بی توجهی به زمینه های فرهنگی–اجتماعی و ضعف ظرفیت سازی نهادی، پشتوانه تثبیت کننده نداشته اند. تحلیل حاضر نشان می دهد پایداری اصلاحات جنسیتی نیازمند طراحی مبتنی بر شناسایی دقیق مسئله، بومی سازی تدریجی راهکارها، بهره گیری از بازخورد مستمر و تقویت ظرفیت های حکمرانی است؛ رویکردی که می تواند از تکرار شکست اصلاحات نمایشی جلوگیری کند.
۳.

واکاوی چالش های گزینش، آموزش و نظارت در فرزندپذیری از منظر مادران: یک مطالعه کیفی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۷ تعداد دانلود : ۵۶
فرزندپذیری به عنوان شیوه ای مهم برای تأمین نیاز والدین به فرزند و نیز کودکان نیازمند خانواده به والدینی مسئول، فرایندی پیچیده و مستلزم ارزیابی دقیق، آموزش تخصصی و حمایت مستمر از والدین متقاضی است. این مطالعه با رویکرد کیفی و با هدف کاوش تجارب مادران فرزندپذیر از چالش های فرایند فرزندپذیری انجام شد تا مبنایی علمی برای بهبود سیاست ها و شیوه های گزینش، آموزش و نظارت فراهم آورد. نمونه گیری هدفمند شامل ۱۱ مادر فرزندپذیر تحت پوشش سازمان بهزیستی بود و داده ها از طریق مصاحبه های عمیق تا اشباع نظری جمع آوری شدند. تحلیل داده ها به روش تحلیل مضمون انجام شد و درنهایت ۶ مضمون کلی و ۱۲ مضمون اصلی استخراج شد. یافته ها نشان داد مادران فرزندپذیر با چالش هایی از جمله فرایند طولانی و فرسایشی، ابهام در فرایند، شیب نامناسب آشنایی والد و کودک، شاخص های ناکارآمد و غیرپویای ارزیابی، جامع و کارآمدنبودن گزینش، آموزش و قطع تداوم آن، نبود اخلاق حرفه ای و کرامت محوری در سبک گزینش، ضعف در نظارت و رصد خانواده و کودک، استفاده ناکافی از ظرفیت ها و شبکه سازی محدود خانواده و تجربه هیجانات منفی و پیامدهای عینی ناکارآمدی سیستم مواجه هستند. این پژوهش بر اهمیت بازنگری و تقویت فرایندهای گزینش، آموزش و نظارت بر والدین فرزندپذیر تأکید دارد و ارائه راهکارهای علمی و عملی می تواند به ارتقای کیفیت زندگی خانواده های فرزندپذیر، افزایش سازگاری کودک و والد و کاهش پیامدهای منفی ناشی از ناکارآمدی سیستم منجر شود.
۴.

طراحی الگوی مفهومی کمال گرایی مبتنی بر تجارب زیسته دختران نوجوان تیزهوش و کمال گرا: یک مطالعه کیفی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۷ تعداد دانلود : ۵۲
مطالعه حاضر با هدف طراحی الگوی مفهومی کمال گرایی در دختران نوجوان تیزهوش و کمال گرا برای ایجاد فهمی عمیق تر از این پدیده انجام گرفت. روش پژوهش کیفی است و داده ها از طریق نظریه داده بنیاد با استفاده از مصاحبه های نیمه ساختاریافته از نمونه های پژوهش جمع آوری شد. جامعه پژوهش دانش آموزان مدارس تیزهوشان در مقطع متوسطه بود که داده ها از طریق نمونه گیری هدفمند گردآوری شد و تعداد آن ها 13 نفر بود. تحلیل داده ها به روش کدگذاری استراوس و کوربین صورت گرفت. طی کدگذاری ها، مقوله هسته ای تحت عنوان کلی «تلاش برای کسب خودارزشمندی و انطباق با هویت مبتنی بر توانمندی برتر شناختی» انتخاب شد. ویژگی های فردی، انتظارات خانوادگی، عوامل اجتماعی و ساختار آموزشی به عنوان عوامل علی کمال گرایی، فرهنگ ارزش گذاری بر موفقیت و فضای مجازی به عنوان عوامل زمینه ساز، مهارت های مقابله ای و حمایت خانواده به عنوان عوامل مداخله گر، دو راهبرد پیشرفت محور و اجتنابی حفاظت محور به عنوان راهبردهای متأثر از کمال گرایی و فهرستی از پیامدهای مثبت و منفی کمال گرایی نوجوانان تیزهوش در الگو استخراج شدند. طبق یافته ها، دانش آموزان تیزهوش به خاطر توانمندی های ذهنی شان، تحت انتظارات خاص و زیادی قرار دارند. به همین دلیل کمال گرایی آن ها می تواند در کنار رشد و پیشرفت تحصیلی، به آسیب های روان شناختی متعددی منجر شود. از این رو نیاز است خانواده ها و مدارسی که با این دانش آموزان در تعامل اند، به اصلاح شیوه ها و استانداردهای تربیتی و آموزشی خود اهتمام ورزند.
۵.

پشت درهای شورا: تحلیل کیفی تجارب زنان پس از ورود به شوراهای اسلامی شهر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۵ تعداد دانلود : ۴۲
شوراهای اسلامی شهر و روستا به عنوان مجالس محلی، فضایی تازه برای مشارکت سیاسی و اجتماعی زنان فراهم کرده اند، اما حضور آنان همچنان محدود و همراه با چالش های ساختاری است. این پژوهش به روش توصیف کیفی و انجام مصاحبه های نیمه ساختاریافته با ۱۷ زن عضو شوراهای شهر استان اصفهان انجام گرفت که به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شده بودند. تحلیل داده ها با استفاده از تحلیل مضمون و با نرم افزار مکس کیودی ای به شناسایی چهار مضمون اصلی انجامید: ۱. شورا به مثابه میدان چالش برانگیز؛ ۲. مواجهه با فشارهای نهادی در کنار اتکای هم زمان به شبکه های حمایتی؛ ۳. جهت یابی راهبردی از طریق سازگاری منفعلانه تا ایستادگی کنشگرانه؛ و ۴. قراردادن زنان در کانون توجهات. یافته ها نشان می دهد ترکیب مردانه شوراها و هنجارهای ریشه دار جنسیتی، محیطی ایجاد می کند که در آن، زنان با فشارهای نقشی، تردید در شایستگی آنان، کلیشه های جنسیتی و حاشیه رانی در تصمیم گیری مواجه اند. این شرایط تعارض میان مسئولیت های خانوادگی–سازمانی و نیاز مداوم به اثبات توانمندی را تشدید می کند و استرس و فرسودگی نقش را افزایش می دهد. با وجود این محدودیت ها، زنان با استفاده از راهبردهایی مانند شبکه سازی، مذاکره، ایستادگی تدریجی و تمرکز بر نیازهای عملی زنان می کوشند فضای تصمیم گیری را دگرگون و حساسیت جنسیتی را در سیاست ها تقویت کنند. بااین حال، اثرگذاری این عاملیت همچنان در چارچوب های مردسالارانه محدود است و تقویت مشارکت مؤثر زنان نیازمند اصلاحات نهادی و افزایش حضور آنان در سطوح بالاتر حکمرانی محلی است.
۶.

تحلیل علی-ساختاری موانع سقف شیشه ای در پیشرفت شغلی کتابداران زن دانشگاه پیام نور با استفاده از تکنیک های DEMATEL و ANP(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۴ تعداد دانلود : ۴۷
پژوهش حاضر با هدف تحلیل علی-ساختاری موانع سقف شیشه ای بر پیشرفت شغلی کتابداران زن دانشگاه پیام نور انجام شده است. سقف شیشه ای به عنوان مانع نامرئی جنسیتی، محدودیت های ارتقای زنان در مناصب مدیریتی را بررسی می کند و بر شناسایی روابط علی و وزنی عوامل مؤثر تمرکز دارد تا راهکارهایی برای توانمندسازی حرفه ای ارائه دهد. این مطالعه کاربردی و ترکیبی (کیفی-کمی) است و در دو فاز متوالی انجام گرفت. در فاز کیفی، با استفاده از پرسشنامه باز، داده ها از طریق تحلیل محتوا و شناسایی مضامین در محیط پایتون پردازش شد. در فاز کمی، جامعه آماری شامل ۱۰۰ کتابدار زن دانشگاه پیام نور به روش نمونه گیری خوشه ای انتخاب شدند. ابزار جمع آوری داده پرسشنامه محقق ساخته با ۱۹ گویه بود که روایی آن به وسیله کارشناسان تأیید و پایایی آن با آلفای کرونباخ ۰/۹۱۷ محاسبه شد. تحلیل داده ها با تکنیک های DEMATEL (برای روابط علی) و ANP (برای اولویت بندی) در نرم افزار پایتون صورت گرفت. نتایج نشان داد از میان ۱۹ عامل شناسایی شده، محدودیت های شخصی ادراک سقف شیشه ای (شامل تبعیض ادراک شده و تأثیر سقف شیشه ای) با وزن های ۰/۲۸ و ۰/۲۵ به ترتیب بیشترین تأثیر را در مدل نهایی دارند. عوامل ساختاری مانند فرهنگ سازمانی مردانه و مسئولیت های خانوادگی نیز روابط علی قوی با پیشرفت شغلی برقرار می کنند. موانع سقف شیشه ای به طور معناداری پیشرفت شغلی کتابداران زن را محدود می سازد. پیشنهاد می شود دانشگاه پیام نور، برنامه های آموزشی توانمندسازی جنسیتی، سیاست های حمایتی تعادل کار-زندگی و نظارت بر تبعیض ها را اجرا کند تا فرصت های برابر فراهم شود. این یافته ها می تواند مبنایی برای سیاست گذاری های ملی در حوزه آموزش عالی باشد.
۷.

حضور فرهنگی و اجتماعی زنان در فعالیت ها و تشکل های محلی: به سوی الگوی کنشگری زنان در جمهوری اسلامی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۳ تعداد دانلود : ۴۹
حداقل نیمی از کنش های فرهنگی و اجتماعی در جامعه ایرانی پس از انقلاب اسلامی مبتنی بر مشارکت و نقش آفرینی زنان شکل گرفته و در جریان است. از آنجا که کمتر پژوهش و بررسی علمی به جایگاه و نقش زنان با محوریت فعالیت های فرهنگی و اجتماعی در مسیر جریان سازی گفتمان انقلاب اسلامی پرداخته است، این مقاله به این پرسش پاسخ می دهد که نحوه کنشگری فرهنگی و اجتماعی زنان در فعالیت ها و تشکل های محلی و سراسری در ایران چگونه است و آیا می توان الگویی برای توصیف این کنشگری مبتنی بر رویکردهای انقلابی تبیین کرد. برای پاسخ به این پرسش و استخراج الگو، 15 مصاحبه نیمه ساخت یافته با زنان فعال و موفق در ایجاد و راه اندازی این تشکل ها و فعالیت های فرهنگی محلی در سراسر کشور صورت گرفت. سپس با استفاده از تکنیک تحلیل داده بنیاد، نقش زنان در این فعالیت ها و کنشگری، شرایط و زمینه های دخیل، علل و راهبردهای اتخاذشده از سوی زنان و همچنین پیامدها و آثار این کنش های زنانه در زیست بوم محلی و بومی استخراج شد و درنهایت الگویی مبتنی بر مدل پارادایمی به دست آمد. در این مدل، پدیده کنشگری زنانه حلال مسائل، تجربه گر زیست زنانه، یداللهی، توانمندساز، ساده و محلی، ولایت پذیر، تربیتی و دینی، خانوادگی و روشمند زنانه توصیف شده است.

آرشیو

آرشیو شماره‌ها:
۹۰