تحقیقات کتابداری و اطلاع رسانی دانشگاهی (کتابداری سابق)

تحقیقات کتابداری و اطلاع رسانی دانشگاهی (کتابداری سابق)

تحقیقات کتابداری و اطلاع رسانی دانشگاهی دوره 59 تابستان 1404 شماره 2 (مقاله علمی وزارت علوم)

مقالات

۱.

تأثیر ظرفیت جذب دانش و کیفیت روابط بر اشتراک گذاری دانش توسط صاحبان کسب وکارهای کوچک(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۷ تعداد دانلود : ۴۰
هدف : پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر ظرفیت جذب دانش و کیفیت روابط بر اشتراک گذاری دانش در میان صاحبان کسب وکارهای کوچک انجام شده است. روش پژوهش : این پژوهش از نوع کاربردی است که با رویکرد کمی و به شیوه توصیفی-پیمایشی به بررسی دیدگاه صاحبان کسب وکارهای کوچک در مورد تأثیر ظرفیت جذب و کیفیت روابط بر اشتراک گذاری دانش پرداخته است. جامعه آماری این پژوهش صاحبان مشاغل کوچک فعال در استان البرز در سال 1404 هستند. برای محاسبه حجم نمونه از قاعده تحلیل توان  کوهن (1992) و نرم افزار جیپاور  استفاده شد. چون پرسشنامه مورد کاربرد در این پژوهش دارای 3 عامل اصلی و 21 گویه است، با استفاده از قاعده تحلیل توان در سطح اطمینان 95 درصد با اندازه اثر  15/0 و قدرت آماری 80 درصد حداقل حجم نمونه 78 نفر برآورد گردید که برای اطمینان بیشتر 80 پرسشنامه گردآوری شد. ابزار گردآوری داده ها، پرسشنامه محقق ساخته و برگرفته از مطالعه کیفی در همین رابطه است که توسط پژوهشگر صورت گرفته است. به منظور تجزیه و تحلیل داده ها از روش حداقل مربعات جزئی در نرم افزار SmartPLS استفاده شده است. یافته ها : بر اساس نتایج حاصل از بررسی مدل ساختاری پژوهش، ظرفیت جذب دانش رابطه معناداری با اشتراک گذاری دانش دارد. اندازه اثر به دست آمده برای این رابطه 289/0 است که این مقدار نشان دهنده رابطه قوی این دو سازه است. بین ظرفیت جذب دانش و کیفیت روابط صاحبان کسب وکار کوچک نیز رابطه معناداری وجود دارد. اندازه اثر به دست آمده برای این رابطه 788/0 است که این مقدار نشان دهنده رابطه خیلی قوی این دو سازه است. بین کیفیت روابط صاحبان کسب وکار کوچک و اشتراک گذاری دانش نیز رابطه معناداری وجود دارد. اندازه اثر به دست آمده(233/0) نشان دهنده رابطه قوی بین این دو سازه است. ضریب تعیین سازه های درون زا نشان به ترتیب برای اشتراک گذاری دانش و کیفیت روابط صاحبان کسب وکار، 786/0 و 736/0 به دست آمد. بنابراین، متغیرهای وابسته می توانند 74% تغییرات متغیر مستقل ظرفیت جذب دانش را پیش بینی نمایند. نتیجه گیری : وجود رابطه قوی بین متغیرهای طرفیت جذب دانش، کیفیت روابط و اشتراک گذاری دانش در میان صاحبان کسب وکارهای کوچک نشان دهنده این واقعیت است جامعه کسب وکارهای کوچک در ایران با داشتن پتانسیل لازم جهت تأثیرگذاری در اقتصاد کشور نیازمند توجه بیشتری در حوزه فرهنگ سازی تبادل دانش، زیرساخت های اجتماعی و حمایت های صنفی هستند. این مطالعه برای نخستین بار در ایران صورت گرفته است. بنابراین، نتایج به دست آمده می تواند مورد توجه مدیران و تصمیم گیران در حوزه کسب وکارهای کوچک قرار گیرد.
۲.

طراحی مدل جامع مدیریت امنیت داده در شبکه بانکی کشور(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۸ تعداد دانلود : ۵۳
هدف : داده ها در دنیای کنونی ارزشمندترین دارایی هر سازمان محسوب می شود، باید آن را کالای اساسی هر سازمان دانست و جهت افزایش امنیت آن کوشش نمود. براین اساس هدف از پژوهش حاضر طراحی مدل جامع مدیریت امنیت داده در شبکه بانکی کشور است. روش پژوهش : روش پژوهش حاضر آمیخته اکتشافی است و برای گردآوری اطلاعات از دو روش کتابخانه ای و میدانی استفاده خواهد شد. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل گروه کیفی (مصاحبه از مدیران و خبرگان در حوزه شبکه بانکی کشور) و گروه کمی (پرسش نامه از مدیران، معاونان و کارکنان بانک های کشور) جهت جمع آوری اطلاعات استفاده شد. جهت تجزیه وتحلیل داده ها از نرم افزارهای MAXQDA و SmartPLS استفاده شد. یافته ها: یافته های به دست آمده نشان داد که هشت مؤلفه (علل عمده حوادث امنیتی در بانک، موانع و نگرانی ها در اجرای انطباق امنیتی بهتر، استراتژی های امنیتی در شش ماه اخیر، اقدامات امنیت داده ها، چرخه امنیت داده ها، اقدامات امنیتی اضافی لازم برای بهبود امنیت داده ها، مکانیسم های امنیت داده در خدمات بانکداری برخط، خدمات مالی تحت تأثیر مکانیسم های امنیت داده ها) بر مدیریت امنیت داده در شبکه بانکی کشور تأثیر معنا داری دارند (05/0P<). نتیجه گیری: استراتژی های امنیتی باید با تمرکز بر آموزش کارکنان، تطبیق با مقررات جدید و تقویت هماهنگی بین بانکی، جهت بهبود پایداری و اعتماد در شبکه بانکی باشد. در مجموع، عوامل یاد شده با ایجاد یک چارچوب امنیتی منسجم، مدیریت امنیت داده را در شبکه بانکی کشور به سطح بالاتری ارتقا می دهند.
۳.

سیاست های حمایتی دولت از صنعت نشر در ایران: تحلیل محتوای قوانین و مقررات(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۴ تعداد دانلود : ۴۴
هدف : پژوهش حاضر با هدف شناسایی، طبقه بندی و تحلیل حمایت های دولتی از صنعت نشر ایران، شامل ناشران، توزیع کنندگان و کتاب فروشان، بر اساس قوانین و مقررات مصوب تا 1403 شمسی انجام شده است. این مطالعه به دنبال درک عمق و گستره این حمایت ها در طول زمان است. روش : این پژوهش از روش تحلیل محتوای کیفی نظام مند برای دستیابی به هدف پژوهش بهره گرفته است. جامعه آماری شامل 37 قانون و مقرره مرتبط با صنعت نشر است که در بازه زمانی مورد مطالعه تصویب شده اند. داده ها (متن کامل قوانین و مقررات) با استفاده از نرم افزار «مکس.کیو.دی.ای.» و طی فرایند کدگذاری سه مرحله ای (باز، محوری، و انتخابی) تحلیل شدند. این فرایند منجر به استخراج 232 کد اولیه و سپس دسته بندی آنها در حوزه های فراگیر گردید. یافته ها : یافته ها نشان داد که حمایت های دولتی از صنعت نشر ایران به هشت حوزه فراگیر تقسیم می شوند: مالی و زیرساختی، خلق محتوا، دسترسی و توزیع، ترویج و عمومی سازی، تنظیم گری، سازمانی و نهادی، شبکه سازی و آموزشی، و نهادسازی و مدیریتی. حوزه دسترسی و توزیع با اشاره در 17 قانون/مقرره و مالی و زیرساختی با 15 قانون/مقرره، بیشترین فراوانی را داشتند. تحلیل تاریخی نشان داد که رشد قابل توجهی در قوانین حمایتی بین سال های 1371 تا 1390 شمسی رخ داده است. حمایت های دولتی از صنعت نشر ایران جامع و چندوجهی است، اما نوساناتی را در طول زمان تجربه کرده است. کتابخانه ها نقش محوری در این حمایت ها دارند و وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی نهاد اصلی متولی است. تأکید بر محتوای منطبق با ارزش های اسلامی/ایرانی، حمایت از مالکیت فکری، و توجه فزاینده به دیجیتال سازی و گروه های خاص از ویژگی های بارز این حمایت هاست. نتیجه گیری : این پژوهش با ارائه یک تحلیل جامع، نظام مند، و تاریخی از حمایت های دولتی، خلأ موجود در ادبیات پژوهشی را پر می کند و چارچوبی نوین برای طبقه بندی این حمایت ها ارائه می دهد. نتایج این مطالعه برای سیاست گذاران، فعالان صنعت نشر و پژوهشگران دانشگاهی در جهت تدوین استراتژی های آتی، ارزیابی اثربخشی سیاست ها و انجام پژوهش های بیشتر در این حوزه، کاربردی و ارزشمند هستند.
۴.

بررسی تأثیر اطلاع درمانی بر فساد شناختی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۸ تعداد دانلود : ۳۹
هدف: فساد شناختی کاهش تدریجی توانایی های شناختی مانند حافظه، تمرکز و حل مسئله بر اثر عوامل مختلف مانند پیری، بیماری ها یا استفاده بیش از حد از فضای مجازی است. هدف این پژوهش بررسی اثرات اطلاع درمانی بر فساد شناختی است.روش شناسی: این پژوهش به صورت آمیخته (کیفی-مقطعی-نیمه تجربی) انجام گرفت. به طوری که ابتدا با روش کیفی (مصاحبه عمیق و گروه های متمرکز با 6 متخصص) معیارهای « فساد شناختی» استخراج شد سپس با مطالعه مقطعی بر روی 36 نفر، تأثیر استفاده از فضای مجازی بر فساد شناختی بررسی و در نهایت اثربخشی اطلاع درمانی بر این عارضه با روش نیمه تجربی ( ارزیابی گردید. یافته ها: یافته های این پژوهش معیارهای فساد شناختی مرتبط با استفاده از فضای مجازی را شامل کاهش توجه، حافظه، مهارت های اجتماعی، همچنین افزایش اضطراب، وابستگی به فضای مجازی شناسایی کرد. وابستگی به فضای مجازی بیشترین همبستگی را با فساد شناختی نشان داد. مداخله اطلاع درمانی منجر به بهبود معنی دار شاخص های شناختی و کاهش علائم فساد شناختی شد. بهبود قابل توجه نمرات شرکت کنندگان پس از اطلاع درمانی اثربخشی این روش را تأیید می کند و در همین راستا باید گفت امروزه آگاهی بخشی و آموزش استفاده صحیح از فضای مجازی ضروری است. نتیجه گیری: ، اطلاع درمانی می تواند با کاهش میزان توجه به محتوای سطحی و ناپایدار فضای مجازی به تقویت تمرکز و بهبود قابلیت تفکر منطقی و خلاق کمک کند. اطلاع درمانی نه تنها می تواند به عنوان یک ابزار مفید برای افزایش خودآگاهی و تعالی فردی مطرح باشد، بلکه به ویژه در دنیای امروز که استفاده مفرط از فضای مجازی به یک مسئله جدی تبدیل شده است، می تواند راه حلی کارآمد برای کاهش آثار منفی آن از جمله فساد شناختی باشد.
۵.

رابطه بین فناوری اطلاعات و چالاکی سازمانی با میانجی گری مدیریت دانش(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۸ تعداد دانلود : ۴۹
هدف: هدف از پژوهش حاضر مطالعه رابطه بین فناوری اطلاعات و چالاکی سازمانی با میانجی گری مدیریت دانش در بین کتابداران کتابخانه های دانشگاه پیام نور است. روش: پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی و با استفاده از روش پیمایشی انجام گرفته است. جامعه آماری کتابداران کتابخانه های دانشگاه پیام نور به تعداد ۱۱۲ نفر است که حجم نمونه با اس تفاده از فرمول کوکران ۸۶ نفر تعیین ش د و ابزار گردآوری داده ها شامل سه پرسش نامه استاندارد چالاکی سازمانی ، پرسش نامه میزان استفاده از فناوری اطلاعات و پرسش نامه مدیریت دانش است. یافته ها : نتایج پژوهش نشان داد که میان فناوری اطلاعات و چالاکی سازمانی رابطه ای مثبت و معنادار وجود دارد؛ به گونه ای که استفاده مؤثر از فناوری اطلاعات قادر است سطح چالاکی سازمانی را در میان کتابداران دانشگاه پیام نور ارتقا بخشد. همچنین مدیریت دانش با تمامی ابعاد خود تأثیر معناداری بر چالاکی سازمانی دارد. علاوه بر این، نتایج آزمون نقش میانجی نشان داد که ورود متغیر مدیریت دانش به مدل، توان پیش بینی فناوری اطلاعات نسبت به چالاکی سازمانی را به میزان 9 درصد افزایش می دهد. نتیجه گیری: هرچند فناوری اطلاعات به تنهایی بر چالاکی سازمانی مؤثر است؛ اما زمانی که مدیریت دانش دراین رابطه وارد می شود، توان پیش بینی و تأثیرگذاری افزایش می یابد. بنابراین، ترکیب بهره گیری مناسب از فناوری اطلاعات و توسعه نظام مند مدیریت دانش، می تواند به شکل معناداری در افزایش چالاکی سازمانی نقش آفرین باشد. این امر برای کتابخانه های دانشگاهی که با تغییرات سریع محیطی و نیازهای متنوع کاربران مواجه هستند، اهمیت ویژه ای دارد.
۶.

ارائه الگوی مدیریت دانش در مدارس ابتدایی اشکذر در چارچوب SWOT(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۲ تعداد دانلود : ۵۴
هدف : هدف پژوهش حاضر، ارائه الگوی مدیریت دانش در مدارس ابتدایی اشکذر در چارچوب SWOT است. روش پژوهش : رویکرد پژوهش حاضر، کیفی و از نوع تحلیل SWOT است. جامعه هدف این پژوهش، معلمان و مدیران مدارس ابتدایی شهرستان اشکذر واقع در استان یزد می باشند. نمونه گیری به روش هدفمند انجام شد و تا رسیدن به نقطه اشباع ادامه یافت. جهت جمع آوری داده ها نیز از مصاحبه های نیمه ساختاریافته استفاده شد. جهت تحلیل داده ها از روش تحلیل مضمون استفاده شد و در نهایت، 13 مضمون اصلی و 47 مضمون فرعی، شناسایی شدند. یافته ها : نتایج یافته ها نشان داد در بخش نقاط قوت، 2 مضمون اصلی بهبود یادگیری دانش و ارتقای دانش و 10 مضمون فرعی شناسایی شدند. در بخش نقاط ضعف، 3 مضمون اصلی فقدان فرهنگ بهره گیری، فقدان فرهنگ حمایتی و فقدان مهارت های لازم و 14 مضمون فرعی شناسایی شدند. در بخش فرصت های مدیریت دانش نیز 2 مضمون اصلی اشتراک گذاری دانش و خلق دانش و 8 مضمون فرعی شناسایی شدند. در بخش تهدیدها 4 مضمون اصلی هزینه های مرتبط، برنامه ریزی، ابزار و فناوری، و نیروی انسانی و 9 مضمون فرعی شناسایی شدند. در بخش راهکارهای بهبود مدیریت دانش مدارس نیز 2مضمون اصلی به کارگیری فناوری های نوین و ایجاد فرهنگ اشتراک گذاری و 6 مضمون فرعی شناسایی شدند. نتیجه گیری : این پژوهش به ارائه یک مدل مدیریت دانش در مدارس ابتدایی اشکذر بر اساس تحلیل SWOT  می پردازد. با بهره گیری از نقاط قوت، رفع نقاط ضعف، استفاده از فرصت ها و کاهش تهدیدها، مدارس ابتدایی می توانند مدیریت دانش را با استفاده از راهکارهای پیشنهادی بهبود بخشند. مدل پیشنهادی علاوه بر قابلیت استفاده در مدارس ابتدایی اشکذر، قابل تعمیم به سایر مدارس ابتدایی و سایر دوره های تحصیلی است. این مدل همچنین می تواند الگویی برای سایر مدارس و سازمان ها در طراحی مدل های بومی مدیریت دانش باشد، همچنین یافته های این پژوهش می تواند مبنایی برای مطالعات آینده و غنای دانش موجود در حوزه مدیریت دانش باشد.

آرشیو

آرشیو شماره‌ها:
۹۸