۱.
هدف پژوهش حاضر، مطالعه تأثیر ابعاد سازمانی شامل فرهنگ اطلاعاتی، مالکیت سازمانی اطلاعات و استقلال شغلی؛ ابعاد فردی شامل گرایش به اشتراک اطلاعات و راحتی با رایانه و بُعد اطلاعاتی ویژگی های اطلاعات مبتنی بر رایانه بر استفاده از سیستم اطلاعاتی بهداشتی بیمارستان امیرالمؤمنین اهواز بود. پژوهش ازنظر هدف کاربردی و ازلحاظ ماهیت توصیفی- علّی بود. جامعه پژوهش تمامی کاربران سیستم های اطلاعاتی بیمارستان به تعداد 250 نفر بودند که 151 نفر به صورت تصادفی ساده انتخاب گردیدند. داده ها از طریق پرسش نامه محقق ساخته مبتنی بر ابزار پژوهش های پیشین گردآوری شد. روایی ابزار به صورت محتوایی و سپس تحلیل عامل تأییدی و پایایی آن با استفاده از آلفای کرونباخ (85/0=α) تائید شد. داده ها با نرم افزارهای اس پی اس اس و ایموس تجزیه و تحلیل شد. یافته ها نشان داد که فرهنگ اطلاعاتی (20/0=β و 440/2=t-value)، مالکیت سازمانی اطلاعات (18/0=β و 165/2 =t-value)، گرایش به اشتراک اطلاعات (22/0=β و 708/2 =t-value)، استقلال شغلی (17/0=β و 119/2 =t-value)، راحتی با رایانه (24/0=β و 929/2=t-value) و ویژگی های اطلاعات مبتنی بر رایانه (17/0 =β و 055/2=t-value) بر استفاده از سیستم اطلاعاتی بیمارستان امیرالمؤمنین اهواز تأثیر دارد. نتیجه این که استفاده از سیستم های اطلاعاتی بیمارستانی یک مسئله پیچیده چندبعدی است و ویژگی های مختلف فردی، فرهنگی، سازمانی و فناورانه در آن تأثیر دارند.
۲.
دانش تولیدشده در سازمان ها در حال افزایش است و آن ها را وادار به استفاده از راهبردهای جدید برای ذخیره سازی دانش می کند. بلاک چین یک فناوری غیرمتمرکز جدید است که به طور بالقوه می-تواند مدیریت دانش را بهبود بخشد. با عنایت به این که جهاددانشگاهی با قریب به 7200 نفر کارکنان هیئت علمی و غیر هیئت علمی یک سازمان دانشی است و با توجه به ماهیت آن شاید بیش از سازمان های دیگر حفظ و نگهداری دانش در آن اهمیت داشته باشد به همین منظور طرحی پیشنهادی به مدیران ارشد این نهاد ارائه گردید تا با استفاده از به روزترین فناوری ها این مهم را پیاده سازی نمایند. به همین جهت هدف از این پژوهش ارزیابی وضعیت جهاددانشگاهی برای استقرار مدیریت دانش و سپس ارائه طرحی پیشنهادی جهت پیاده سازی آن با استفاده از فناوری بلاک چین است. در مطالعه حاضر، با استفاده از جدول مورگان 367 نفر به عنوان جامعه نمونه که ترکیبی از مدیران و کارشناسان هیئت علمی و غیر هیئت علمی انتخاب و با مدل توصیفی به بررسی وضعیت جهاددانشگاهی درزمینه فرهنگ سازمانی، فناوری اطلاعات، ساختار سازمانی و منابع انسانی می پردازد تا الگویی مناسب برای مدیریت دانش ایجاد کند. برای تجزیه وتحلیل داده ها از آمار توصیفی و استنباطی استفاده شده است. با عنایت به نتایج آزمون t با درجه آزادی 319 و فاصله اطمینان 05/0 و میانگین نظری 5/3 یافته های پژوهش حاکی از آن است که وضعیت منابع انسانی مناسب و وضعیت ساختار و فرهنگ سازمانی و فناوری اطلاعات متوسط برای کاربرد مدیریت دانش است. درنهایت بر اساس نتایج پژوهش، طرحی پیشنهادی جهت پیاده سازی مدیریت دانش با استفاده از فناوری بلاک چین ارائه شد.
۳.
هدف پژوهش حاضر، بررسی تأثیر فرهنگ بین نسلی سازمان بر نوآوری با نقش واسطه ای تسهیم دانش در بین کارکنان دانشگاه شیراز بود. روش پژوهش، توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش شامل تمامی کارکنان دانشگاه شیراز به تعداد 700 نفر بود که با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی ساده، 248 نفر انتخاب شدند. ابزارهای این پژوهش شامل پرسش نامه فرهنگ بین نسلی کینگ و برانت (2017)، تسهیم دانش ون دن هوف و دی رایدر (2004) و رفتار نوآورانه هولمن و همکاران (2012) بود. روایی محتوایی پرسش نامه ها مورد تائید صاحب نظران قرار گرفت و پایایی پرسش نامه ها با روش آلفای کرونباخ به ترتیب 91/0، 81/0 و 84/0 برآورد شد. تجزیه وتحلیل داده ها در دو سطح توصیفی و استنباطی مشتمل بر ضریب همبستگی پیرسون و مدل معادلات ساختاری انجام گرفت. نتایج پژوهش نشان داد که وجود فرهنگ سازنده بین نسلی، تأثیر مثبت و معناداری بر رشد رفتار تسهیم دانش دارد. به علاوه، رفتار تسهیم دانش نیز تأثیر مثبت و معناداری بر رشد نوآوری کارکنان دارد. همچنین، فرهنگ بین نسلی در دانشگاه تأثیر مثبت اما غیرمعنادار بر نوآوری کارکنان دارد؛ بنابراین، فرهنگ بین نسلی در دانشگاه به واسطه رفتار تسهیم دانش، می تواند نوآوری کارکنان را تحت تأثیر قرار دهد.
۴.
هدف پژوهش حاضر ارائه چارچوب برای شناسایی تحلیل عوامل مؤثر بر موفقیت های کسب وکارهای دانش بنیان با تمرکز بر فرایندهای مدیریت دانش است. پژوهش حاضر ازنظر روش کمی و به لحاظ هدف کاربردی است. در پژوهش حاضر از روش دلفی فازی و مارکوس برای تحلیل داده ها، استفاده شد. جامعه پژوهش حاضر متشکل از متخصصان درزمینه مدیریت دانش، اقتصاد و حوزه کسب وکار دانش بنیان است؛ و 13 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزارهای گردآوری داده در این مطالعه، مصاحبه و پرسش نامه (پرسش نامه خبره سنجی و پرسش نامه روش مارکوس) هستند. عوامل از طریق مرور پیشینه و مصاحبه با خبرگان مدیریت دانش، 43 عامل شناسایی شد که بعد از غربال دلفی فازی به 27 مؤلفه نهایی رسید؛ و غربال شاخص های استخراجی با توزیع پرسش نامه های خبره سنجی و برای غربال عوامل از روش دلفی فازی استفاده شد. نتایج نشان داد که هدف گذاری و برنامه ریزی مشخص، نه تنها مسیر و جهت گیری کسب وکارها را تعیین بلکه به ایجاد تمرکز و انگیزه در گروه ها مؤثر است و سیاست گذاری، حکمرانی تعریف ساختارها و فرایندهای لازم برای مدیریت دانش سبب بهبود ارتباطات داخلی و تعامل با ذی نفعان می شود. علاوه بر این، فرهنگ سازمانی مثبت و حمایتی، زمینه ساز اشتراک و تبادل دانش است و اعضای گروه در محیطی امن و خلاقانه به فعالیت می پردازند. فرهنگ نوآوری و خلاقیت نیز به تحریک ایده های جدید و ایجاد فضای مناسب برای آزمون وخطا است و درنهایت، هم افزایی بین این عوامل به ایجاد یک اکوسیستم دانش بنیان تبدیل می شود که در آن نوآوری، همکاری و یادگیری مداوم محور فعالیت ها است.
۵.
با توجه به اهمیت پدیده پنهان سازی دانش در محیط های دانشگاهی و مراکز آموزش عالی، پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر عارضه پنهان سازی دانش در میان استادان دانشگاه تهران صورت پذیرفته است. راهبرد پژوهش حاضر پیمایشی است که درصدد تبیین روابط و میزان تأثیر متغیرها است. جامعه آماری آن شامل اعضای هیئت علمی دانشکده پردیس علوم دانشگاه تهران بود که تعداد آنان 151 نفر برآورد شده است و با استفاده از نرم افزار سمپل پاور حجم نمونه برابر با 130 نفر تخمین زده شد. دستاورد پژوهش حاضر حاکی از آن بود که طردگرایی سازمانی بر پنهان سازی دانش تأثیرگذار بوده است و 46 درصد واریانس متغیر پنهان سازی دانش توسط متغیر طردگرایی سازمانی تبیین شده است. تفکر ابزاری بر پنهان سازی دانش تأثیرگذار بوده است و 18 درصد واریانس متغیر پنهان سازی دانش توسط متغیر تفکر ابزاری تبیین شده است و در رابطه بین تفکر ابزاری و طردگرایی سازمانی بر پنهان سازی دانش رهبری فداکارانه نقش واسطه ای جزئی دارد. تأثیر طردگرایی سازمانی و تفکر ابزاری به عنوان متغیرهای مستقل و پنهان سازی دانش به عنوان متغیر وابسته و رهبری فداکارانه که متغیری با بار معنایی مثبت است به عنوان متغیر واسطه ای برای نخستین بار است که در داخل و خارج از کشور مورد واکاوی قرار گرفت که نشان از نوآوری و اصالت پژوهش است که می تواند به کاهش خلأ پژوهشی و نظری در امر پنهان سازی دانش یاری رساند. با توجه به یافته های پژوهش می توان دریافت عارضه پنهان سازی دانش در میان استادان دانشگاه از دو عامل طردگرایی و تفکر ابزاری متأثر است و عدم توجه به رشد این دو مؤلفه می تواند در درازمدت چرخه بهبود و اشتراک دانش را به خطر اندازد. ازاین رو توجه به مؤلفه رهبری فداکارانه و کمک به بهبود آن می تواند در تفکر ابزاری و طردگرایی نقش بااهمیتی ایفا کند.
۶.
پژوهش حاضر با هدف مدل یابی معادلات ساختاری رابطه هوش هیجانی، مهارت های ارتباطی، سواد رسانه های اجتماعی و تسهیم دانش در بین کتابداران کتابخانه های عمومی استان آذربایجان شرقی انجام گرفته است. این پژوهش بر اساس ماهیت و ویژگی کلی، یک پژوهش کمی؛ بر اساس هدف، کاربردی و بر اساس روش پژوهش و جمع آوری داده ها، توصیفی از نوع همبستگی مبتنی بر مدل یابی معادلات ساختاری است. جامعه آماری پژوهش کتابداران کتابخانه های عمومی استان آذربایجان شرقی در سال 1401 (تعداد 401 نفر) بودند. نمونه آماری پژوهش 310 نفر است که به روش تصادفی ساده انتخاب شده بودند. جهت جمع آوری داده ها پرسش نامه استاندارد هوش هیجانی شات (1998)، مهارت های ارتباطی زادبود (1401)، رسانه های اجتماعی مجردی (1393) و تسهیم دانش آجزن (2006) استفاده شد. پایایی پرسش نامه ها با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ تائید شد. داده های جمع آوری شده با استفاده از روش های آمار توصیفی و آمار استنباطی تجزیه وتحلیل گردید. یافته های پژوهش میانگین هوش هیجانی، مهارت های ارتباطی، سواد رسانه های اجتماعی و تسهیم دانش کتابداران کتابخانه های عمومی استان آذربایجان شرقی را به ترتیب 09/3، 21/3، 16/3 و 24/3 نشان دادند. همچنین نتایج آزمون مدل یابی معادلات ساختاری حاکی از برازش مدل مفهومی ارائه شده (78/0RMSEA=، 94CFI=، 98/0GFI=) و تائید رابطه بین هوش هیجانی و تسهیم دانش با نقش واسطه ای مهارت های ارتباطی و سواد رسانه های اجتماعی بود. پیشنهاد می شود در نظام آموزشی علم اطلاعات ایران و نیز توسط نهاد کتابخانه های عمومی کشور برنامه ریزی های لازم برای تقویت متغیرهای مذکور (به خصوص هوش هیجانی) انجام پذیرد.
۷.
تفکر تأملی فرایند استفاده از ذهن برای جستجوی معنا و درک پدیده ها، تصمیم گیری و قضاوت در جهت حل مشکل است. رفتار اطلاع یابی نیز مجموعه فعالیت هایی است که یک فرد برای رفع نیاز اطلاعاتی خود انجام می دهد. یکی از مهم ترین روش ها برای بهینه سازی رفتار اطلاع یابی استفاده از تفکر سطوح بالا بالأخص تفکر تأملی است. این پژوهش با هدف پیش بینی رفتار اطلاع یابی بر اساس تفکر تأملی دانشجویان حوزه علوم پزشکی در درس زبان انگلیسی تخصصی بود. روش پژوهش حاضر ازنظر هدف کاربردی از نوع پیمایشی بود. جامعه آماری پژوهش شامل 377 نفر از دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی و دانشکده علوم پزشکی دانشگاه آزاد اسلامی واحد کرمانشاه بودند. جهت گردآوری داده ها از دو پرسش نامه شامل تفکر تأملی و پرسش نامه محقق ساخته رفتار اطلاع یابی استفاده شد. داده ها با استفاده آزمون نشانه و رگرسیون چندگانه به کمک نرم افزار اس پی اس اس نسخه 23 انجام شد. یافته ها نشان داد که میانگین کلی تفکر تأملی و رفتار اطلاع یابی پایین تر از میانگین نظری (3) بود. این وضعیت حاکی از آن داشت که دانشجویان در وضعیت نامناسبی از تفکر تأملی و رفتار اطلاع یابی قرار داشتند. در ضمن نتایج رگرسیون نشان داد که بین دو متغیر تفکر تأملی و رفتار اطلاع یابی رابطه معناداری وجود دارد و متغیرهای پیش بین تفکر تأملی توانستند واریانس رفتار اطلاع یابی را به صورت معناداری پیش بینی کند. توجه به سطوح عالی تفکر در دانشجویان حوزه پزشکی از اهمیت زیادی برخوردار است. این اهمیت در درس زبان تخصصی با توجه به ضرورت فراگیری زبان های خارجی دوچندان است. با توجه به یافته ها رفتار اطلاع یابی در درس زبان تخصصی در این دانشجویان در صورتی سودبخش می بود که از تفکر تأملی بهره می گرفتند. با این رویکرد، ضروری به نظر می رسد که برنامه ریزان درسی و آموزشی به ارتقای تفکر نقادانه و نقش آن در رفتار اطلاع یابی دانشجویان در درس زبان تخصصی توجه ویژه ای داشته باشند.
۸.
گسترش کسب وکارهای الکترونیک و نیاز به جلب رضایت مشتریان، درک مسائل اخلاقی مربوط به تجارت الکترونیک را دوچندان کرده است. هدف پژوهش حاضر، استخراج معیارهای اخلاقی در کسب و کارهای الکترونیک و اولویت بندی آن ها با استفاده از یک رویکرد آمیخته بود. روش پژوهش، در مرحله اول، کیفی و از نوع تئوری داده بنیاد و در ادامه نیز از روش های مدلسازی معادلات ساختاری و تحلیل سلسله مراتبی استفاده گردید. در مرحله اول با 23 نفر از مدیران کسب وکارهای الکترونیک در سطح شهر تهران مصاحبه شد. همچنین پرسش نامه ای بین 209 نفر از کارکنان شاغل در کسب وکارهای الکترونیک توزیع شد و درنهایت جهت اولویت بندی معیارها نیز، پرسش نامه مقایسات زوجی میان 15 نفر از همان 23 خبره پیشین، توزیع گردید. 5 مؤلفه امنیت اطلاعات مشتریان، حفظ حریم خصوصی مشتریان، کسب اعتماد مشتری، انجام تعهدات و به روزرسانی خدمات به عنوان معیارهای اخلاقی مدیران کسب وکارهای الکترونیک استخراج گردید. تأثیر همه مؤلفه ها به جز مؤلفه انجام تعهدات بر رشد بانکداری الکترونیک تأیید شد. نهایتاً این نتیجه حاصل شد که رعایت معیارهای اخلاقی از جانب کسب وکارهای الکترونیک، تأثیر بالایی در پذیرش این کسب وکارها از جانب مشتریان و رشد کسب وکار آن ها دارد.
۹.
پژوهش حاضر، با هدف شناسایی رابطه بین سواد اطلاعاتی با اخلاق حرفه ای، میزان تسهیم دانش و سرمایه اجتماعی کتابداران کتابخانه های عمومی استان آذربایجان شرقی انجام شده است. پژوهش حاضر از نوع کاربردی است. روش پژوهش توصیفی - همبستگی و به طور مشخص مبتنی بر مدل یابی معادلات ساختاری بود، جامعه آماری شامل تمامی کارکنان کتابخانه های عمومی استان آذربایجان شرقی به تعداد 370 نفر در سال 1397 بودند که 250 نفر از آنان به روش نمونه گیری تصادفی ساده، انتخاب شدند. برای جمع آوری اطلاعات در این پژوهش از 4 پرسش نامه استاندارد استفاده شد. یافته های پژوهش نشان داد که سواد اطلاعاتی، اخلاق حرفه ای و تسهیم دانش در کتابداران در حد بالا و سرمایه اجتماعی در حد متوسط است. همچنین بین سواد اطلاعاتی با اخلاق حرفه ای، تسهیم دانش و سرمایه اجتماعی رابطه مثبت و معناداری وجود دارد و این بدان معنی است که سواد اطلاعاتی بر اخلاق حرفه ای، تسهیم دانش و سرمایه اجتماعی اثر مستقیم دارد. تقویت سطح سواد اطلاعاتی موجب ارتقای سطح اخلاق حرفه ای، تسهیم دانش و سرمایه اجتماعی کتابداران کتابخانه های عمومی می شود؛ بنابراین مدیران کتابخانه های عمومی باید برای تقویت میزان اخلاق حرفه ای، تسهیم دانش و سرمایه اجتماعی کتابداران سعی در افزایش سواد اطلاعاتی آنان داشته باشند.