نظریه های اجتماعی متفکران مسلمان

نظریه های اجتماعی متفکران مسلمان

نظریه های اجتماعی متفکران مسلمان سال 15 زمستان 1404 شماره 4 (مقاله علمی وزارت علوم)

مقالات

۱.

تمدن اخلاقی برساختی در فلسفه مالک بن نبی و لوازم مترتب بر آن(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۵ تعداد دانلود : ۶۸
این مقاله به بازخوانی انتقادی اندیشه تمدنی مالک بن نبی می پردازد و نشان می دهد که او چگونه از رهگذر نقد مبانی پیش فرض شده تمدن غربی، افق هایی نو برای بازسازی تمدن اسلامی می گشاید. مسئله اصلی آن است که به زعم بن نبی، تمدن غربی حقیقتی جهان شمول و فراامتی را مسلم می انگارد و آن گاه تجلی تمدنی خود را صورتی کامل از آن حقیقت مطلق جهان شمول می بیند. اما در نقطه مقابل، بن نبی بر این باور است که حقیقت امری است مقید، موقعیت مند و مبتنی بر ساختارهای جمعی هر امت. حقیقت اطلاق ناپذیر است و هیچ قومی را نمی توان مالک تمامیت آن دانست. این پژوهش به روش تحلیلی-تطبیقی و بر پایه داده های کتابخانه ای سامان یافته و با بهره گیری از تکنیک تحلیل مضمونی، در پی استخراج مؤلفه های کلان اندیشه تمدنی بن نبی است. یافته ها نشان می دهد بن نبی روح حاکم بر هر امت و فرهنگ ساری در آن را، عامل سازنده حقیقت قومی می داند. بر این بنیاد، مسلمانان را به ساخت تمدنی متناسب با ظرفیت ها، سلایق و تمایزات وجودی خویش فرامی خواند. در سپهر اخلاق، دستگاه فکری او به سوی نوعی «وظیفه گرایی امت مدار» میل می کند که در آن، تکلیف اخلاقی نه از عقل فردی، بلکه به واسطه ضمیر جمعی امت، برعهده فاعل اخلاقی نهاده می شود. در این هندسه تمدنی، تقدم با جنگ است نه صلح؛ چرا که هر تمدنی برای صیانت از تعین خویش، ناگزیر از ستیزی دائمی با دیگر تمدن ها است. همچنین با التزام به این چارچوب، دین و سیاست چنان درهم تنیده می شوند که اخلاق تابع شریعت می شود و اعتبار جهان شمول حقوق بشر غربی زیر سؤال می رود. درنتیجه هر امتی خود را محق می داند که دستگاه حقوقی ای متناسب با هویت و تمدن خویش بنیان نهد.
۲.

از اقتدار مردانه تا انتخاب زنانه؛ مطالعه ای دیرینه شناسانه در چرخش های گفتمانی در الهیات معاصر حجاب(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۹ تعداد دانلود : ۵۲
در دهه های منتهی به مشروطه، ورود و استقرار مفاهیم نوآیین در نظام آگاهی ایرانی، اقتدار بسیاری از حوزه های معرفت سنتی را با چالش مواجه کرد. در مواجهه با این چالش ها، اندیشه دینی دیگر نمی توانست بر پاسخ های تعبدی متکی باشد. همچنین تاریخیت تعینات اندیشه دینی، اجازه فراروی از مقدورات و امکانات نظام آگاهی مسلط آن دوره را نمی داد. این نظام دانایی که دارای مجموعه ای از مفاهیم و ارزش ها بود، هرگونه نظرورزی عقلایی را به این چارچوب ها محدود می کرد. تبیین و تحلیل حجاب در غیاب هرگونه عاملیت زنانه موجب شکل گیری تبیین هایی از حجاب شد که دارای سوگیری جنسیتی و گاهی زن ستیز بودند. این نگاه در بستر تحولات فکری جامعه ایرانی نتوانست استمرار یابد و با تحول در ساختار آگاهی قدمایی، اندیشه دینی به بازنگری در تمامی ادعاهای خود وادار شد. پژوهش حاضر، به روش دیرینه شناسی به بررسی این گسست و شرایط امکان آن در اندیشه اسلامی معاصر می پردازد. در این راستا، دوره تاریخی مورد مطالعه به سه مقطع پیشاپهلوی با گفتمان تحمیل حجاب حداکثری، پهلوی دوم با گفتمان حجاب و کنترل مدرن و پیشاانقلاب (دهه منتهی به انقلاب اسلامی) با گفتمان مشارکت اسلامی-اجتماعی زنان تقسیم شده است. سپس با اشاره به نخستین تبیین های شکل گرفته، تطورات فکر دینی درباره حجاب را نشان می دهد. یافته های پژوهش بیان می کند که خلط مناسبات فرهنگی و دینی در گذشته، سرعت تحولات فکری در ایران، مشروط شدن فضای فکری به حضور زنان و کنشگری گسترده زنان از عوامل مهم چرخش پیش گفته و ضرورت شکل دهی به زبان و منطقی زنانه و فراجنسیتی در فهم و تبیین حجاب است.
۳.

مبانی معرفتی میزان ورود دولت به اقتصاد در دهه 1360 (با تمرکز بر نظریه ولایت فقیه امام خمینی)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۰ تعداد دانلود : ۴۸
در دهه ۱۳۶۰، میزان و حدود دخالت دولت در اقتصاد ایران محور اختلافی جدی میان دو رویکرد متفاوت از نظریه ولایت فقیه امام خمینی بود. پیش از انقلاب، فقه شیعه رویکردی فردمحور داشت که مالکیت خصوصی را محترم می شمرد و دخالت دولت را محدود به چارچوب قوانین فقهی مانند قاعده «تسلیط» می دانست. این در حالی است که قرائت امام خمینی و برخی پیروان ایشان مانند آیت الله بهشتی که در ذیل فقه حکومتی مطرح می شود، بسیار گسترده تر از قرائت سنتی بود. ایشان اختیارات ولی فقیه را بسیار گسترده می دانست و مصلحت نظام و حفظ انقلاب را بر قوانین فقهی مقدم می شمرد. براین اساس، ولی فقیه می تواند حتی مالکیت خصوصی مشروع را برای مصالح بالاتر نظام محدود کند یا تغییر دهد. این نظریه زمینه قانونی و فلسفی مداخلات گسترده دولت در اقتصاد، به ویژه در شرایط بحرانی مانند جنگ، را فراهم کرد. پژوهش حاضر به روش مطالعه اسنادی و کتابخانه ای، با بهره گیری از منابع فقهی، اسناد تاریخی و آرای فقها و با تحلیل محتوایی متون، به بررسی تأثیر نظریه ولایت مطلقه فقیه بر سیاست های اقتصادی می پردازد. براساس نتایج، مفهوم مصلحت نقشی محوری در ارجحیت مصالح عمومی و حفظ نظام بر قواعد فقهی سنتی دارد و موجب تعدیل دیدگاه های فقهی شده است. همچنین برخی تنش ها میان فقها و کارشناسان اقتصادی بر سر حدود دخالت دولت در اقتصاد، با استناد به اختیارات ولی فقیه و نقش کلیدی مصلحت، حل وفصل شده است. به طورکلی، نظریه ولایت مطلقه فقیه به گسترش دخالت دولت در اقتصاد به خصوص طی نیمه نخست آن مشروعیت بخشیده است.
۴.

آرمانشهر ایرانی- اسلامی از منظر ابوالقاسم فردوسی توسی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۱ تعداد دانلود : ۱۱۱
به عنوان یک تصویر ایدئال و ذهنی از شهر، آرمان شهر هر جامعه ایده ها، ارزش ها و آرزوهای خود را نمایان می کند که با گذشت زمان و تحولات اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی، شکل و شمایل های گوناگونی به خود می گیرد. این تصویر هرچند در اندازه و شکل متفاوت قابل تداوم است، همواره با ایدئال شهر هماهنگی دارد. از زمان باستان تا تمدن اسلامی، در تاریخ ایران، این اندیشه توسط متفکران و دانشمندان به شکل های گوناگون بیان شده است و امروزه تبیین و کاربرد آن به عنوان مدلی مفید در طراحی شهرهای معاصر، اهمیت زیادی دارد. در این پژوهش، آرمان شهر در سیاق تمدن ایرانی-اسلامی به ویژه با تمرکز بر نظام فکری حکیم ابوالقاسم فردوسی توسی بررسی و تحلیل می شود. هدف پژوهش تحلیل و تدوین چارچوب مفهومی دیدگاه شاعر و اندیشمند درباره مفهوم آرمان شهر و تأثیر آن در فرایند شهرسازی ایرانی-اسلامی است. با بهره گیری از روش های تحلیل محتوای کیفی، مفاهیم آرمان شهر در داستان های شاهنامه فردوسی به دقت بررسی و تجزیه و تحلیل می شود. سپس ارتباط این مفاهیم در چارچوب مفهومی آرمان شهر ایرانی-اسلامی، با استفاده از روش مرور روایتی، به صورت جامع و دقیق مطالعه می شود. نتایج نشان داد آرمان شهر اسلامی-ایرانی به عنوان مفهومی مستقل از زمان و مکان، با تأکید بر اصول خرد و دانش، به عنوان الگوی ایدئال برای شهرهای امروز در مواجهه با شرایط و محیط های آن ها، طراحی و تدوین شده است.
۵.

تحلیل مفهوم بیگانگی در نگاه شریعتی از دو منظر ایدئالیستی و ماتریالیستی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۵ تعداد دانلود : ۴۴
مفهوم بیگانگی علی رغم چارچوب معنایی منسجم و مشترکی که متفکران مختلف در تبیین آن به کار برده اند، از منظر هستی شناختی دارای تکثر و تنوع فراوان است و در باب چیستی آن دارای اختلاف نظرند. بااین همه، این متفکران از این مفهوم در نقد وضع موجود و تبیین وضع مطلوب استفاده می کنند. اینکه وضعیت مورد نقد، ناشی از یک تضاد ماتریالیستی میان دو طبقه یا گروه باشد یا به یک گفتمان محدود شود، مشخص کننده مبنای ایدئالیستی یا ماتریالیستی بیگانگی خواهد بود. در یک تقسیم بندی کلی می توان سورن کیرکگارد، هگل، لودویگ فوئرباخ و ماکس اشتیرنر و نیز متفکران نیهیلیست (مانند نیچه و نیز اشتیرنر) و اگزیستانسیالیست (مانند سارتر) را از کسانی دانست که به تبیین بیگانگی در بعد ایدئالیستی آن پرداخته اند. در مقابل اما مارکس و فرانتس فانون از این مفهوم در ساحت ماتریالیستی استفاده کرده اند. در میان متفکران انقلابی نیز شریعتی از مفهوم بیگانگی استفاده فراوان کرده است. بااین حال، راقم این سطور معتقد است در آرای شریعتی هم بعد ماتریالیستی و هم ایدئالیستی تعریف بیگانگی به کار گرفته شده است. این امر بعضاً با ابهامات روش شناختی شریعتی، موجب نافهمی این مفهوم یا دست کم عدم انسجام نظری تعاریف او از این مفهوم شده است. بعد ماتریالیستی مفهوم بیگانگی در آرای شریعتی، به بیگانگی فرهنگی و مسئله هضم در فرهنگ بیگانه مرتبط می شود. علت احتمالی این امر، مشهودبودن مرزهای تخاصم مادی میان فرهنگ خودی و فرهنگ بیگانه است. غلبه گفتمان وابستگی و خودبسندگی و در شق ایرانی خود، مضمون بازگشت به خویشتن، نشانه ای از آشکاربودن این مرزها است. در مقابل اما مرزهای تخاصمات طبقاتی و مادی در بطن جامعه ایران به دلیل قوام نیافته بودن نظام طبقاتی و جامعه مدنی در ایران معاصر با شریعتی، مبهم است و در همین بعد است که نظرات شریعتی در باب بیگانگی شکلی ایدئالیستی به خود می گیرد.
۶.

کنش گفتاری مستتر در واژگان هنجارین محمدرضا حکیمی درباره عدالت اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۵ تعداد دانلود : ۵۷
نظریه ها و دیدگاه های مربوط به عدالت در اندیشه سیاسی معاصر اسلامی به ویژه در میان متفکران شیعه اندک است. بخشی از آن نیز یا بازگویی همان دیدگاه های کلاسیک است یا تلاشی برای سازگاری اسلام با یکی از نظریه های غربی. محمدرضا حکیمی یکی از متفکرانی است که می کوشد واژگان دینی را به استخدام عدالت اجتماعی درآورد و خوانشی نو از عدالت برمبنای بافتار فرهنگی-اجتماعی جامعه ایرانی ارائه کند. نوشتار حاضر با بهره از نظریه زبان شناسی جان سرل، کنش های گفتاری نهفته در واژگان هنجاری محمدرضا حکیمی درباره عدالت اجتماعی را تحلیل می کند و به این پرسش پاسخ می دهد که بسترهای ایدئولوژیک و فکری محمدرضا حکیمی چه تأثیری بر فهم او از عدالت اجتماعی داشته است و کنش گفتاری بیانی، منظوری و تأثیری مستتر در واژگان هنجارین او درباره عدالت چیست. این مقاله نشان می دهد: 1. حکیمی در فاصله گذاری از اسلام محافظه گرا از یک سو و نظام سرمایه داری از سوی دیگر دیدگاه خود درباره عدالت را مطرح می کند. از همین رو مضامین ناظر بر عدالت اجتماعی در اندیشه او کاملاً برتری دارد؛ 2. واژگانی مانند امربه معروف و نهی ازمنکر، عدل الهی و توحید واژگان هنجارین او برای ساخت دیدگاهی جدید درباره عدالت اجتماعی اسلامی است که معطوف به پیوند معنای مسلمانی به کنشگری فعالانه اجتماعی برای رفع استضعاف و فقر است.
۷.

هویت اسلامی در تنگنای تکفیر؛ واکاوی انتقادی بحران و چشم انداز نوین تقریب مذهبی بر محور اندیشه های شیخ شلتوت(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۱ تعداد دانلود : ۵۴
پژوهش حاضر با رویکرد انتقادی به تحلیل بحران هویت اسلامی در عصر معاصر می پردازد و نشان می دهد گسترش گفتمان تکفیر در کنار رشد سکولاریسم، مانند دو روی یک سکه، به تضعیف بنیادهای همبستگی، مشروعیت و هویت دینی در جوامع اسلامی منجر شده است. مسئله اصلی تحقیق، واکاوی سازوکارهای گفتمانی و بحران آفرین جریان های تکفیری و تحلیل ظرفیت های وحدت محور اندیشه های شیخ محمود شلتوت در مقابله با این بحران است. براین اساس، پژوهش به روش تحلیل گفتمان انتقادی و مدل چهارمرحله ای توماس اسپریگنز به بررسی روند شکل گیری و تداوم بحران موجود می پردازد. به این معنا که نخست، بحران هویت درنتیجه غلبه گفتمان تکفیری و انحصارگرایی مذهبی رخ داده و به فروپاشی همبستگی و سستی مشروعیت دینی انجامیده است. سپس در تبیین علل، سلطه رویکردهای جزمی، حذف گرایانه و غیریت ساز و فاصله گرفتن از سنت عقلانیت و تعامل میان مذاهب، ریشه یابی شده است. در گام سوم، راهبرد اصلاحی شیخ شلتوت بر تقریب مذاهب، گفتگوی عقلانی، به رسمیت شناختن تنوع فقهی، به ویژه با پذیرش فقه شیعه به عنوان مذهب پنجم و تکیه بر مشترکات اصول دینی بنا شده که درنهایت، جامعه آرمانی در اندیشه او براساس مکتب توحیدی و وحدت در بستر اشتراک اصول ایمانی شکل می گیرد. یافته های این پژوهش بیانگر آن است که برای عبور از بحران چندلایه تکفیر و سکولاریسم، بازاندیشی در گفتمان هویت اسلامی و احیای عقلانیت، وحدت و پذیرش رسمی کثرت مذاهب، بر پایه منظومه فکری و انتقادی اصلاح گرانه ای مانند اندیشه شیخ شلتوت، ضرورتی جدی برای جهان اسلام معاصر به شمار می رود.
۸.

مفهوم، موضوع، علل و سنخ های بیگانگی در آرا و آثار شریعتی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۵ تعداد دانلود : ۵۳
غور در اندیشه شریعتی در باب بیگانگی و اکتشاف مفهوم، موضوع، علل و صور آن و وقوف به رویکرد و رهیافت نظری و دیدگاه او در باب راه های خروج از بیگانگی عمده ترین هدف های تحقیق حاضر بود. برای این منظور از دو شیوه تحلیل محتوای کیفی و تحلیل مضمونی بهره گرفته شد. داده های مورد نیاز از آثار شریعتی جمع آوری شدند. پردازش داده ها از طریق تکنیک کدگذاری سه مرحله ای استراوس شامل کدگذاری باز، محوری و انتخابی صورت گرفت. چنین تکنیکی زمینه را برای آزادسازی مفاهیم حساس از دل منابع مرورشده، مقوله بندی و طبقه بندی آن ها و اکتشاف خرده مقوله ها همراه با ربط معقول و منطقی آن ها فراهم کرد. به این ترتیب هفت مضمون اصلی به مثابه طبقات و مقوله ها همراه با خرده مقوله ها به دست آمد. نتایج نشان داد شریعتی مفهوم بیگانگی را به مفهوم «ازخودبیگانگی» فرومی کاهد و با اتخاذ رویکرد روان شناختی اجتماعی، ازخودبیگانگی را به معنی «حلول جن در کالبد آدمی» تعریف می کند که در آن فرد خود را آن چنان که هست حس نمی کند و دیگری یا شیئی دیگر را به جای خود احساس می کند. او با تأکید بر سرشت فراگرد ازخودبیگانگی معتقد است فرد و جامعه در ارتباطی مداوم با یکدیگر در پیدایی آن نقش بازی می کنند. به زعم شریعتی، رابطه جدلی بین آسیمیلاسیون، آلیناسیون (ازخودبیگانگی)، تقلید و فساد وجود دارد و خروجی این رابطه بیداری، آگاهی و خودباوری است. کار و ابزار تولید، ماده گرایی، تقلید کورکورانه از فرهنگ بیگانه، استعمار، ماشین و بوروکراسی، پول، زهد، عشق، صوفی گری، ایدئولوژی و وابستگی حزبی و جناحی مفرط عواملی هستند که به وسیله آن ها آدمی ازخودبیگانه می شود. این عوامل درعین حال صور و اشکال بیگانگی را پدید می آورند. شریعتی خروج از بیگانگی را در خودیابی می داند. به زعم او اسیمیله که همان بومی خودباخته در برابر غربی است، وقتی شروع به حرف زدن می کند خودیاب می شود.

آرشیو

آرشیو شماره‌ها:
۳۹