تداوم و تغییر اجتماعی

تداوم و تغییر اجتماعی

تداوم و تغییر اجتماعی سال 4 پاییز 1404 شماره 3 (مقاله علمی وزارت علوم)

مقالات

۱.

واکاوی چالش های گذر از صنعت منبع بنیان به صنعت دانش بنیان: مطالعه واحدهای فناور و دانش بنیان خوزستان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۵ تعداد دانلود : ۱۰۱
زمینه و هدف: گذار از صنعت وابسته به منابع طبیعی به صنعت دانش بنیان، یکی از بنیادی ترین چالش های توسعه در استان های دارای ساختار اقتصادی متکی بر منابع، مانند خوزستان است. در همین راستا هدف پژوهش حاضر شناسایی چالش های توسعه شرکت های دانش بنیان و واحدهای فناور در استان خوزستان است. روش و داده ها : تحقیق به روش کیفی و با رویکرد داده بنیاد اجرا شد. مشارکت کنندگان تحقیق، نخبگان استان خوزستان، شامل استادان دانشگاه و مدیران شرکت های دانش بنیان و واحدهای فناور بودند که 44 نفر آن ها به عنوان نمونه انتخاب شدند نمونه گیری به شیوه نمونه گیری نظری و جمع آوری داده ها از طریق مصاحبه عمیق و نیمه ساختاریافته صورت گرفت. تحلیل داده ها با استفاده از کدگذاری نظری صورت گرفت. یافته ها: مقوله های شرایط علی مستخرج از یافته ها عبارتند از؛ نبود فضای کارگاهی مالکیتی؛ پارک علم و فناوری خوزستان؛ تناسب نداشتن رشد کمی شرکت ها و توسعه کالبدی پارک علم و فناوری؛ افزایش هزینه های تولید در اثر کمبود فضای کارگاهی؛ ناتوانی پارک در برقراری امکانات اولیه فناوران؛ در اختیار قرار گرفتن سوله های صنعت و معدن توسط دلالان؛ اجرانشدن قوانین مصوب کشوری در خوزستان؛ و سرانجام خارج شدن تحقیق و توسعه از اولویت شرکت های دانش بنیان. بحث و نتیجه گیری: نتایج نشان می دهد گذار از صنعت وابسته به منابع طبیعی به صنعت مبتنی بر دانش نه به دلیل ضعف بنگاه ها در دانش فنی، بلکه به دلیل موانع ساختاری، نهادی و اجرایی با کندی مواجه شده است. پیام اصلی: آنچه شرکت های دانش بنیان را از میدان تولید خارج می کند ضعف دانش فنی نیست؛ بلکه فراهم نبودن بستر ها و شرایط زیست مناسب برای شرکت های دانش بنیان در جامعه است. 
۲.

تحلیلی آینده پژوهانه از پیامدهای خودمراقبتی اجتماعی زنان در افق 1430: مطالعه ای در شهر یزد(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۱ تعداد دانلود : ۹۵
زمینه و هدف:  خودمراقبتی اجتماعی پرورش هدفمند روابط سالم و تقویت تعاملاتی است که به زندگی ما غنا بخشیده و تأثیر عمیقی بر تاب آوری، نشاط و حمایت اجتماعی ادراک شده ما دارند. در جهان مملو از پیچیدگی و آسیب، کاوش درباره آینده های بدیلِ موضوعات مهمی چون خودمراقبتی اجتماعی در راستای تحقق جامعه ای سالم ضرورت می یابد. از این رو هدف پژوهش حاضر ارائه سناریوهایی از آینده وضعیت خودمراقبتی اجتماعی در چارچوب روش چرخ آینده است.  روش و داده ها : روش تحقیق، تحلیل مضمون بوده و پیامدها با استفاده از تکنیک چرخ آینده، بازنمایی شده اند. علاوه براین، آینده ی وضعیت خودمراقبتی اجتماعی زنان شهر یزد سناریوپردازی شد. مشارکت کنندگان در این پژوهش، 10 نفر از خبرگانِ حوزه علوم اجتماعی، پزشکی و مشاوره بوده اند و نمونه گیری براساس نمونه گیری هدفمند انجام شد.  یافته ها: نتایج در قالب چرخ آینده ای که از 4 پیامد مرتبه اول، 11 پیامد مرتبه دوم و 24 پیامد مرتبه سوم تشکیل شده است، ارائه گردید. براساس پرتکرارترین و مهم ترین پیامدها و مشخص نمودن راهکارهای مدیریت آن، سناریوهای محتمل آینده خودمراقبتی اجتماعی در چشم انداز 1430 با عنوان ترمیم پیوندها و پیوندهای خشک شده، ارائه شدند و تداوم یا تغییر وضعیت مورد بررسی را به تصویر کشیدند.  بحث و نتیجه گیری: برای دستیابی به تصویری خوشبینانه از آینده وضعیت خودمراقبتی اجتماعی زنان در یزد، یعنی ترمیم پیوندها، نیازمند تأسیس سازمان خودمراقبتی، آموزش خودمراقبتی اجتماعی، احیای مجدد سرمایه اجتماعی، افزایش سطح رفاه اجتماعی و شناسایی موانع تحقق خودمراقبتی اجتماعی در سطح مطلوب هستیم.  پیام اصلی: فقدان مهارت های خودمراقبتی اجتماعی، زنان را با پیامدهای منفی متعددی همچون تنهایی، روابط پرخطر و نبود حمایت اجتماعی روبرو می سازد. درک این واقعیت و شناسایی این پیامدها، اهمیت توجه به سناریوهای محتمل در عرصه سیاستگذاری و راهکارهای مداخله ای برای تغییر این وضعیت را در اولویت قرار می دهد.
۳.

عوامل اجتماعی و فرهنگی تعیین کننده نگرش به زندگی مجردی (مورد مطالعه: دانشجویان دانشگاه خوارزمی)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۰ تعداد دانلود : ۹۱
زمینه و هدف: در جامعه ایران، طی سالیان اخیر رفتارها و نگرش های جوانان در زمینه های ازدواج و همسرگزینی تغییرات چشمگیری را تجربه کرده است. پژوهش حاضر، نگرش دانشجویان دانشگاه خوارزمی نسبت به زندگی مجردی و عوامل فرهنگی و اجتماعی مؤثر بر آن را مورد مطالعه قرار می دهد. روش و داده ها : روش پژوهش کمی است. داده های پژوهش با استفاده از تکنیک پیمایش و ابزار پرسشنامه گردآوری شده است. جامعه آماری تحقیق، دانشجویان دانشگاه خوارزمی بوده اند که 400 نفر به عنوان نمونه انتخاب و مورد مصاحبه قرار گرفتند. یافته ها: برمبنای یافته ها، متغیرهای «پایبندی به آموزه های دینی»، «پایبندی به ارزش های خانواده»، «اعتماد اجتماعی»، «فردگرایی» و «مسئولیت پذیری اجتماعی» به عنوان متغیرهای اثرگذار بر نگرش به زندگی مجردی شناسایی شدند. یافته ها نشان داد که 26 درصد از تغییرات نگرش به زندگی مجردی تحت تأثیر عوامل اجتماعی- فرهنگی قرار دارد. فردگرایی به عنوان مهم ترین عامل با ضریب بتای 230/0 شناسایی شد، درحالی که پایبندی به ارزش های خانوادگی و مسئولیت اجتماعی نیز تأثیر معنی داری با جهات مختلف داشتند. بحث و نتیجه گیری: ارزش های خانوادگی و پایبندی به آموزه های دینی، نقش مهمی در شکل گیری نگرش های مثبت به ازدواج دارند. از سوی دیگر، افزایش فردگرایی، به تغییر در انتخاب های زندگی مجردی منجر شده است. یافته ها حاکی از آن است که اگرچه سنت های دینی و خانوادگی همچنان بر تمایل به ازدواج تأثیرگذارند، اما گسترش فردگرایی، که خود متأثر از فضای مجازی است، به عنوان یکی از عوامل مهم تغییرات ارزشی جامعه ایران، نگرش های دانشجویان را به سمت پذیرش سبک زندگی مجردی سوق می دهد. پیام اصلی: نگرش جوانان به زندگی مجردی نشان دهنده تغییرات عمیق در ارزش ها و باورهای اجتماعی است که تحت تأثیر عوامل مختلف فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی قرار دارد. این نگرش ها نه تنها بر تصمیم گیری های فردی تأثیر می گذارند بلکه می توانند بر ساختارهای اجتماعی و الگوهای خانوادگی نیز اثرگذار باشند. شناخت این نگرش ها برای برنامه ریزی های اجتماعی و فرهنگی ضروری است تا بتوان به نیازها و دغدغه های جوانان پاسخ داد. 
۴.

موانع فرهنگی مؤثر بر توانمندی حاصل از اشتغال زنان دارای معلولیت شهر خرم آباد(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۹ تعداد دانلود : ۸۵
زمینه و هدف: نقش تعیین کننده زمینه های فرهنگی در چالش های اشتغال زنان دارای معلولیت، غیرقابل انکار است. به جهت آنکه ارتقای توانمندی های شغلی این گروه از زنان وابسته به شناسایی و رفع موانع فرهنگی بازدارنده است، لذا در پژوهش حاضر، رابطه موانع فرهنگی موجود در جامعه و اشتغال زنان دارای معلولیت مورد توجه و مطالعه قرار گرفته است. روش و داده ها : روش پژوهش حاضر کمی و از نوع پیمایش است، جامعه آماری این پژوهش شامل زنان دارای معلولیت شهر خرم آباد است که به روش تصادفی ساده انتخاب شده اند. داده های پژوهش با استفاده از پرسشنامه محقق ساخته گردآوری و برای تحلیل روایی از اعتبار صوری مبتنی بر مراجعه به خبرگان و صاحب نظران استفاده شده است. برای پایایی از تحلیل عاملی تأییدی و ضریب آلفای کرونباخ استفاده شده است که نتایج آن حکایت از اعتبار و پایایی ابزار پژوهش دارد. حجم نمونه با استفاده از نرم افزار سمپل پاور 185 نفر بوده که برای حصول اطمینان این تعداد به 200 نفر افزایش یافت. یافته ها: یافته ها نشان داد که هر چقدر تجربه ستم دیدگی، کلیشه های جنسیتی، اقلیت سازی در میان زنان دارای معلولیت افزایش پیدا کند، توانمندی آنها در جهت اشتغال کاهش پیدا می کند.  نتایج مدل سازی معادله ساختاری، اثرگذاری موانع فرهنگی فوق را بر اشتغال زنان دارای معلولیت در شهر خرم آباد نشان داد. بحث و نتیجه گیری: نتایج پژوهش حاضر نشان می دهد که کاهش موانع فرهنگی در جامعه، نقش مهمی در توانمندی زنان در حوزه اشتغال دارد. به طور کلی وجود این گونه موانع فرهنگی در جوامع، رشد و بالندگی جامعه را از جمله اشتغال و توانمندی زنان دارای معلولیت را تحت تأثیر قرار می دهند. پیام اصلی: اشتغال و توانمندی اقتصادی، از جمله مسائل پیش روی زنان دارای معلولیت در شهر خرم آباد است که تا حد زیادی در ساختارهای فرهنگی جامعه ریشه دارد. تلاش برای رفع موانع فرهنگی موجود در این زمینه، می تواند نقش اساسی در توانمندی اقتصادی و فعالیت و اشتغال زنان دارای معلولیت ایفا نماید.
۵.

کووید-19 و بازآفرینی تعاملات قومی: پدیدارشناسی زیست جهان پساکووید قوم لک(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۵ تعداد دانلود : ۷۵
زمینه و هدف: قوم لک یکی از اقوام ایرانی است که اعضای آن تا پیش از مواجهه با همه گیری کووید-19، فرم و محتوای قومی تعاملات خود را تا حد چشم گیری حفظ کرده بودند، اما فاصله گیری اجتماعی ناشی از شیوع بیماری کووید-19، تغییراتی در کمّیت و کیفیت تعاملات مذکور به بار آورد. هدف تحقیق حاضر، درک پدیدارشناسانه زیست جهان پساکووید بخشی از قوم لک (ساکن در شهرستان بروجرد) بوده است. روش و داده ها : روش تحقیق، پدیدارشناسی توصیفی موستاکاس بوده و تعداد 16 نمونه به صورت هدفمند، و تا اشباع نظری انتخاب شده که با آنان مصاحبه عمیق صورت گرفته است. همچنین از 10 مشاهده مشارکتی استفاده شده است. یافته ها: در نتیجه کدگذاری سازه مفهومی «بازآفرینی تعامل قومی» شامل 8 خوشه اصلی است که عبارتند از: 1) فهم نیاز به تعامل/اجتماع، 2) فهم عاملیت انسانی، 3) فهم معنای جدید تعامل، 4) فهم معنای جدید اجتماع، 5) فهم معرفت علمی-عقلانی، 6) فهم آزادی در پیوستگی، 7) فهم عاملیت ناانسانی، و 8) فهم معنای جدید هویت. بحث و نتیجه گیری: یافته ها نشان داد که دگرگونی سازنده ای در تعاملات قومی جامعه هدف روی داده و نقش عاملیت انسانی و ناانسانی در این دگرگونی برجسته شده است؛ بدین معنا که فرد پیش از مواجهه با کووید-19، برای حضور در «اجتماعی از پیش موجود» «توسط اعضای پیشین اجتماع» «به صورت اجباری» و «لزوماً با قرار گرفتن در میان جمع» و «با ارجاع به ذخیره دانشی از پیش موجود و وحدت گرای سنتی» «اجتماعی شده است»، حال آن که، مواجهه با کووید-19 به عنوان یک عامل ناانسانی سبب شده که او برای حضور در «اجتماعی خودساخته»، «توسط خودش» «به صورت خودخواسته» و «در انزوا و به دور از جمع و با تکیه بر فردیت خود» و «با ارجاع به ذخیره دانشیِ علمی-شخصیِ بازاندیشانه و کثرت گرا»، «خود را بازاجتماعی سازد.» پیام اصلی: دگرگونی تعاملات قومی ناشی از مواجهه با مخاطره کووید-19، در آگاهی فرد به معنای درک نیازش به ارتباط با دیگران است. به عبارت دیگر، مواجهه با مخاطره و انزوای اجباری فیزیکی- اجتماعی ناشی از آن، نیاز فرد به «با دیگران بودن» را برای او آشکار ساخته است. 
۶.

پریشانی روان شناختی سالمندان ایرانی و عوامل مرتبط با آن در دوران همه گیری کووید-19(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۳ تعداد دانلود : ۷۱
زمینه و هدف: همه گیری کووید-19 با تغییر در کیفیت و سبک زندگی، اختلال در عملکرد نهادهای اجتماعی و همچنین چالش های متعدد اقتصادی و اجتماعی و بهداشتی همراه بود. در این راستا، این مقاله به بررسی پریشانی روان شناختی سالمندان و عوامل مرتبط با آن در ایران در بستر کووید-19 پرداخت. روش و داده ها : در این مطالعه از داده های پیمایش ملّی تأثیرات اقتصادی، اجتماعی، جمعیتی و سلامت روان کووید-19 که در زمستان  1399 اجرا شده، استفاده شده است. تعداد نمونه مورد بررسی در این پیمایش 2489 سالمند 60 ساله و بالاتر بوده است که به شیوه نمونه گیری احتمالی چندمرحله ای انتخاب شدند و اطلاعات با استفاده از پرسشنامه محقق ساخته و به روش تلفنی از آن ها گردآوری شد. یافته ها: نتایج نشان داد نیمی از سالمندانی به سبب ایجاد شرایط تنش زای همه گیری کووید-19 اضطراب را تجربه نموده اند. احساس ناآرامی و بی قراری، و احساس افسردگی و غمگینی به ترتیب در رده های دوم و سوم مؤلفه پریشانی روان شناختی در بین سالمندان قرار دارد. نتایج تحلیل چندمتغیره نشان داد با کنترل متغیرهای اقتصادی-اجتماعی و جمعیتی مورد بررسی، کووید-19بیشترین رابطه و اثرگذاری با پریشانی روان شناختی سالمندان داشته است. بحث و نتیجه گیری: مواجهه با موقعیت های تنش زای روانی همچون کووید-19 تأثیر قابل توجهی در اختلال در سلامت روان سالمندان دارد. به منظور کاهش مخاطرات اجتماعی و سلامت روان سالمندان ناشی از همه گیری کووید-19، کاهش تبعیض سنی و افزایش حمایت اجتماعی به ویژه از گروه های آسیب پذیر سالمندان پیشنهاد می شود. پیام اصلی: همه گیری کووید-19، علمکرد ساختارهای حمایتی و سلامت روانی یکی از آسیب پذیرترین گروه های اجتماعی، یعنی سالمندان، را در ایران به چالش کشید و با گسستن پیوندهای اجتماعی، تنش و پریشانی روان شناختی گسترده ای را برای آنان به همراه داشت. با این اوصاف، بازنگری در سیاست های حمایتی و افزایش حمایت اجتماعی از سالمندان امری ضروری است.
۷.

تجربه جنگ و زمینه های منجر به اختلال افسردگی: مطالعه کیفی در ولایت بامیان افغانستان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۴ تعداد دانلود : ۱۱۲
زمینه و هدف: جنگ به عنوان یکی از مهم ترین عوامل و نیروهای تغییر اجتماعی، تأثیرات جدی بر سلامت روانی- اجتماعی افراد و گروه های آسیب پذیر به جای می گذارد. هدف پژوهش حاضر، واکاوی دلالت های اجتماعی شیوع اختلال افسردگی در ولایت بامیان افغانستان، ناظر به پدیده جنگ است.  روش و داده ها : مطالعه کیفی حاضر در سال 1403 و میان 45 بیمار با تشخیص اختلال افسردگیِ در بخش روان پزشکی در بیمارستان ولایت بامیان انجام شد. داده های حاصل از مصاحبه های نیمه ساختاریافته، به روش تحلیل مضمون مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.  یافته ها: نتایج نشان داد که مشارکت کنندگان تجارب ناگوار فردی، خانوادگی و اجتماعی از جنگ داشته اند. به تجربه آن ها، جنگ مهم ترین دلیل اختلال افسردگی در میان آن ها و بعضی از بستگان بوده است. جنگ زمینه انواع آسیب را به وجود می آورد که افسردگی یکی از آن هاست. چهار مضمون اصلی احصاء شده عبارتند از رکود اجتماعی-اقتصادی، فقر، خشونت، و جامعه اضطرابی .  بحث و نتیجه گیری: افسردگی اگر چه یک اختلال روانی است و عموماً در چارچوب نظریه های روان شناسی و روانپزشکی تحلیل می شود، اما می تواند در شرایط خاص مثل جنگ، برساختی اجتماعی باشد و شیوع یابد. تحقیق حاضر نشان می دهد که بازماندگان جنگ، مشکلات روانی و اجتماعی عدیده ای دارند که نیازمند توجه و سیاستگذاری است.  پیام اصلی: جنگ به عنوان یک عامل مهم تغییر، می تواند پیامدهای مخربی بر سلامت روان یک جامعه به ویژه شیوع افسردگی به جای بگذارد که برخی از پیامدها ممکن است حتی در نسل های متمادی ادامه یابد. 
۸.

هویت اجتماعیِ نوجوانان در بستر خانواده چگونه شکل می گیرد؟: تبیین نقش انسجام خانواده، نشخوار فکری و سبک های دلبستگی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۹ تعداد دانلود : ۹۳
زمینه و هدف: هویت اجتماعیِ نوجوانان در پیوندی پویا با ساختار و انسجام خانواده شکل می گیرد؛ جایی که الگوهای ارتباطی، حمایت عاطفی و تجربه تعلق، زمینه ساز فرایندهای هویت یابی می شوند. در این میان، نشخوار فکری و سبک های دلبستگی به عنوان سازه های روانی- اجتماعی، بر نحوه مواجهه نوجوان با چالش های رشد و تثبیت موقعیت هویتی او در میدان روابط خانوادگی و در سطح اجتماعی اثرگذارند. روش و داده ها : این پژوهش توصیفی از نوع همبستگی به روش تحلیل مسیر بود. جامعه آماری شامل نوجوانان 12 تا 18 ساله شهر یزد در سال 1402 بود که تعداد 307 نفر به روش نمونه گیری خوشه ای انتخاب شدند و به پرسشنامه های سبک های هویت، انسجام خانواده، سبک های دلبستگی و نشخوار فکری پاسخ دادند. داده ها با روش های همبستگی پیرسون و تحلیل مسیر تحلیل شد. یافته ها: در این پژوهش سبک دلبستگی ایمن بر سبک های هویت هنجاری و هویت اطلاعاتی، اثر معنی داری داشت. همچنین تأثیر مستقیم سبک دلبستگی اجتنابی بر سبک هویت اطلاعاتی و تأثیر مستقیم سبک دلبستگی دوسوگرا بر سبک های هویتی هنجاری و اطلاعاتی معنی دار بود. تأثیر مستقیم نشخوار فکری بر سبک های هویت، معنی دار نبود. اثر میانجی انسجام خانواده در رابطه بین سبک های دلبستگی ایمن و دوسوگرا و نشخوار فکری با سبک های هویت، معنی دار بود ولی اثر میانجی انسجام خانواده در رابطه بین سبک دلبستگی اجتنابی با سبک های هویت، معنی دار نبود. بحث و نتیجه گیری: براساس یافته ها، تعامل میان انسجام خانواده، نشخوار فکری و سبک های دلبستگی، نقش معناداری در شکل گیری هویت اجتماعی نوجوانان دارد. نتایج مؤید آن است که انسجام خانواده می تواند به منزله نوعی "سرمایه اجتماعی" عمل کرده و از طریق گسترش دسترسی نوجوان به حمایت های عاطفی، منابع ارتباطی و الگوهای مشارکت اجتماعی، جایگاه هویتی او را در میدان های مختلف اجتماعی تقویت کند. پیام اصلی: این پژوهش نشان می دهد که انسجام خانواده به عنوان یک عامل میانجی در شکل گیری هویت نوجوانان عمل می کند. کاربست نتایج پژوهش در سطح سیاست گذاری اجتماعی می تواند به طراحی برنامه های حمایتی خانواده محور، تقویت پیوند مدرسه–خانواده و ارتقای فرصت های مشارکت اجتماعی نوجوانان در جامعه کمک کند. همچنین، مدل پیشنهادی پژوهش حاضر می تواند به روان شناسان، مددکاران اجتماعی  و مشاوران خانواده در طراحی مداخلات پیشگیرانه و توانمندساز برای ارتقای هویت مثبت، تقویت انسجام خانوادگی و کاهش سبک های دلبستگی آسیب زا و الگوهای نشخوار فکری در نوجوانان کمک کند.