نظارت و بازرسی

نظارت و بازرسی

نظارت و بازرسی سال 19 پاییز 1404 شماره 73 (مقاله علمی وزارت علوم)

مقالات

۱.

الگوی پارادایمیِ صیانتِ پژوهشی در دانشگاه های وابسته به ستاد کل نیروهای مسلح در عصر هوش مصنوعی .(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۷ تعداد دانلود : ۱۵۱
زمینه و هدف: در سال های اخیر، گسترش سریع هوش مصنوعی و ابزارهای تولید خودکار محتوا چالش های جدیدی برای تمامیت پژوهش ایجاد کرده است. دانشگاه های وابسته به ستاد کل نیروهای مسلح به دلیل ماهیت امنیتی و طبقه بندی شده پژوهش ها، در برابر خطراتی مانند افشای اطلاعات، جعل علمی و کاهش اصالت تحقیقات آسیب پذیرترند. بر این اساس، این پژوهش با هدف ارائه الگوی پارادایمی صیانت پژوهشی در عصر هوش مصنوعی و تبیین ابعاد و سازوکارهای آن انجام شد. روش شناسی: این تحقیق از نوع اکتشافی بوده و با رویکرد کیفی و روش نظریه داده بنیاد (اشتراوس و کوربین) اجرا شد. مشارکت کنندگان شامل اعضای هیئت علمی، مدیران پژوهشی، متخصصان امنیت اطلاعات، کارشناسان هوش مصنوعی و خبرگان پژوهش در دانشگاه های وابسته به ستاد کل نیروهای مسلح بودند که با روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. داده ها از طریق مطالعه کتابخانه ای و انجام 17 مصاحبه نیمه ساختاریافته گردآوری و در محیط MAXQDA تحلیل شد. برای افزایش دقت تحلیل و کشف الگوهای پنهان، از الگوریتم های هوش مصنوعی در تحلیل محتوای مصاحبه ها کمک گرفته شد. یافته ها: یافته ها نشان دادند که چالش های اخلاقی هوش مصنوعی، ضعف سواد پژوهشی دیجیتال، نبود نظام های نظارت هوشمند، آسیب پذیری داده ها و خلأهای مقرراتی از مهم ترین عوامل علی تهدیدکننده صیانت پژوهشی اند. همچنین محدودیت های زیرساختی، نبود بانک داده استاندارد و ضعف فرهنگ سازی پژوهشی به عنوان عوامل زمینه ای، و مشکلات هماهنگی سازمانی و نبود پروتکل های امنیتی نوین به عنوان عوامل مداخله گر شناسایی شدند. در پاسخ، راهبردهایی چون ارزیابی هوشمند اصالت محتوا، سامانه های تشخیص تخلف، پروتکل های امنیت داده مبتنی بر هوش مصنوعی و آموزش سواد پژوهشی هوشمند ارائه شد. پیامد اصلی احصاء شده ارتقای اصالت علمی و امنیت پژوهش بود. نتیجه گیری: الگوی ارائه شده در این پژوهش نشان می دهد که صیانت پژوهشی در دانشگاه های وابسته به ستاد کل نیروهای مسلح نیازمند ترکیبی از حکمرانی مسئولانه هوش مصنوعی، زیرساخت های فنی امن، نظارت هوشمند، آموزش هدفمند و توسعه نظام های ارزیاب اصالت محتوا است. پیشنهاد کلیدی تحقیق، طراحی و استقرار سامانه یکپارچه صیانت پژوهشی مبتنی بر هوش مصنوعی است که بتواند تمام چرخه پژوهش، تولید داده تا نگارش، ذخیره سازی و انتشار را تحت نظارت هوشمند و امن قرار دهد و از خروج اطلاعات، جعل علمی، تخلف پژوهشی و تولید محتوای غیر اصیل جلوگیری کند. "مقاله فوق در فهرست آماده انتشار می باشد"
۲.

تبیین الگوی صیانت پیش رویدادی به عنوان راهبرد امنیت پیشگیرانه در فضای مجازی.(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۴ تعداد دانلود : ۷۱
زمینه و هدف: با توجه به تحول پرشتاب زیست بوم دیجیتال و پیچیدگی فزاینده تهدیدات، رویکردهای سنتی و واکنشی در حوزه امنیت سایبری کارآمدی خود را از دست داده اند. هدف از انجام این پژوهش، تبیین الگوی صیانت پیش رویدادی به عنوان راهبرد امنیت پیشگیرانه در فضای مجازی می باشد. روش شناسی: این تحقیق از منظر هدف، کاربردی بوده و با اتخاذ یک روش شناسی کیفی مبتنی بر نظریه داده بنیاد (استراوس و کوربین، 1998) انجام شده است. در این راستا، داده ها از طریق مصاحبه های عمیق و نیمه ساختاریافته با 15 نفر از نخبگان برجسته در حوزه های سیاست گذاری، پدافند سایبری، انتظامی و حقوقی کشور گردآوری شدند. مشارکت کنندگان با استفاده از روش نمونه گیری نظری انتخاب شده و تا رسیدن به اشباع نظری، فرآیند مصاحبه ها ادامه یافت. تحلیل داده ها در سه مرحله انجام شد. در ابتدا، داده ها با استفاده از کدگذاری باز تحلیل شدند، به طوری که مفاهیم اولیه و کدهای اولیه از دل مصاحبه ها استخراج گردید. سپس، در مرحله دوم با استفاده از کدگذاری محوری، مفاهیم مشترک دسته بندی شدند و روابط میان آن ها حول پدیده محوری (صیانت پیش رویدادی) شبیه سازی شد. در نهایت، در مرحله کدگذاری گزینشی، مقولات استخراج شده به طور همزمان با مدل پارادایمی تحقیق پیوند داده شدند تا نظریه نهایی تحقیق به طور جامع و یکپارچه شکل گیرد. یافته ها: تحلیل داده ها به استخراج یک مدل پارادایمی جامع برای «صیانت پیش رویدادی» منجر شد. این مدل شامل شرایط علّی (ضرورت حاکمیت سایبری)، شرایط زمینه ای (بلوغ فناوری بومی)، شرایط مداخله گر (چالش های حقوقی-اخلاقی)، راهبردهای کلیدی (پدافند فعال، صیانت حمایتی و حکمرانی داده محور) و پیامدهای راهبردی (تاب آوری ملی، امنیت پایدار و توسعه زیست بوم دیجیتال) است. نتیجه گیری: نتایج نشان می دهد که صیانت پیش رویدادی یک نظام واره راهبردی چندبعدی است که امنیت را از یک وضعیت انفعالی به یک فرآیند کنشی، هوشمند و پیش بینانه تبدیل می کند. تحقق این الگو مستلزم پیوندی یکپارچه میان فناوری های پیشرفته، چابک سازی نظام حقوقی و ارتقای سواد رسانه ای به عنوان یک سد دفاعی انسانی است تا فضای مجازی به محیطی امن و پایدار برای حکمرانی و تعاملات شهروندی تبدیل شود. «مقاله فوق در فهرست آماده انتشار می باشد»
۳.

تحلیل راهبردی معماری آینده سازمان های نیروهای مسلح در عصر تحولات فناورانه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۲ تعداد دانلود : ۶۱
تحولات سریع در حوزه های هوش مصنوعی، رباتیک، داده های عظیم و عملیات سایبری، معماری سازمانی نیروهای مسلح را با چالش های بنیادین مواجه کرده است. این پژوهش با هدف تدوین الگوی مفهومی بومی برای معماری آینده نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران در افق ۱۴۱۰، به تحلیل راهبردی الزامات، فرصت ها و موانع این تحول می پردازد. رویکرد تحقیق آمیخته (کیفی–کمی) به کار گرفته شد؛ داده های کیفی از طریق تحلیل مضمون اسناد راهبردی معتبر بین المللی (RAND، CSIS، ناتو؛ ۲۰۲۱–۲۰۲۴) و مصاحبه های نیمه ساختاریافته با ۲۵ خبره نظامی و دانشگاهی گردآوری گردید. در بخش کمی، پرسشنامه ای میان ۲۱۰ خبره توزیع شد (نرخ بازگشت ۹۳.۳٪) و تحلیل داده ها با روش های AHP و SEM انجام گرفت. یافته ها نشان می دهد معماری مطلوب آینده بر پنج پایه اصلی استوار است: ۱) ساختارهای شبکه ای و چابک، ۲) داده محوری مبتنی بر هوش مصنوعی، ۳) ادغام تمام ساحتی عملیات در حوزه های زمینی، دریایی، هوایی، فضایی و سایبری، ۴) نیروی انسانی متخصص، یادگیرنده و تاب آور، و ۵) تاب آوری زیرساختی و فناورانه. الگوی پیشنهادی با ایجاد هم راستایی میان نیازهای عملیاتی نوین و ساختارهای سنتی، به عنوان مدلی بومی برای تحول سازمانی ارائه می شود. با این حال، عواملی چون تحریم های بین المللی، مقاومت در برابر تغییر و تهدیدات پیچیده سایبری، روند تحول را با چالش هایی مواجه می سازند. نتایج بر ضرورت تحول راهبردی در معماری سازمانی جهت حفظ برتری عملیاتی جمهوری اسلامی ایران در برابر تهدیدات منطقه ای و جهانی تأکید دارد. در پایان، توصیه های راهبردی شامل تدوین «سند تحول معماری نیروهای مسلح»، ایجاد «مرکز فرماندهی دیجیتال» و بازطراحی نظام آموزش و توسعه نیروی انسانی ارائه می شود. این مطالعه راهنمایی برای سیاست گذاران و فرماندهان در جهت تضمین امنیت ملی در عصر دیجیتال است.
۴.

تحلیل روندهای مؤثر بر صیانت از کارکنان فرماندهی انتظامی جمهوری اسلامی ایران.(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۱ تعداد دانلود : ۴۳
زمینه و هدف: یکی از مهمترین اقدامات فراجا، صیانت از کارکنان به عنوان با ارزش ترین دارایی آن است. موفقیت سازمان ها در آینده، در گرو استفاده از فرصت ها است و شناخت فرصت ها نیازمند آینده پژوهی است. یکی از تکنیک های آینده پژوهی، تحلیل روند است. این پژوهش به شناخت و تحلیل روندهای تاثیرگذار بر صیانت از کارکنان پلیس پرداخته است. روش شناسی: این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر روش آمیخته است. روندها از طریق مصاحبه با 26 نفر از خبرگان که به شیوه گلوله برفی انتخاب شدند، شناسایی شده است. در گام بعدی از طریق تشکیل ماتریس متقابل اثرات روندها بر یکدیگر تحلیل شده است. در این پژوهش برای سنجش اثرات متقابل از نرم افزار میک مک استفاده شده است. یافته ها: در این پژوهش 24 روند شناسایی و اثرات آنها بر یکدیگر تحلیل شدند. روندهای؛ تورم و شکاف طبقاتی؛ افزایش بی اعتمادی؛ سرعت چشمگیر تغییرات در حوزه فناوری اطلاعات و ارتباطات؛ کاهش قبح گناه و افزایش قانون گریزی اجتماعی و... به ترتیب بیشترین تأثیرگذاری مستقیم و روندهای؛ افزایش مستمر تمایل به بازنشستگی، ترک شغل آشکار و پنهان، افزایش کارکنان دارای بیماری های جسمی و روانی، کاهش متقاضیان استخدام در فراجا، کاهش عزم سازمان در برخورد قاطع با کج روی، کاهش انگیزه شغلی و رشد و تعالی در کارکنان؛ به ترتیب بیشترین اثرپذیری مستقیم را داشته اند. نتیجه گیری: با توجه به تأثیرات متقاطع روندها بر یکدیگر، لازمه توفیق در صیانت از کارکنان، شناسایی روندهای مختلف در بافت داخلی و محیط خارجی سازمان و تحلیل تاثیرات متقابل آنها بر یکدیگر و اتخاذ یک رویکرد سیستمی و یکپارچه است. «مقاله فوق در فهرست آماده انتشار می باشد»
۵.

ارائه الگوی نگه داشت استعدادها مبتنی بر بیانات مقام معظم رهبری(مدظله العالی).(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۸ تعداد دانلود : ۴۸
زمینه و هدف: استعدادها و چالش حفظ آنان در سازمان ها، اگرچه موضوعی جدید نیست، اما در شرایط پیچیده کنونی به یک دغدغه و اولویت راهبردی حیاتی برای کشور تبدیل شده است. بنابراین هدف اصلی این پژوهش، استخراج و ارائه یک الگوی مفهومی بومی و جامع برای نگهداشت استعدادها مبتنی بر بیانات مقام معظم رهبری (مدظله العالی) است. روش شناسی: این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر روش کیفی است که با استفاده از روش تحلیل مضمون و تشکیل شبکه مضامین، تلاش شد جهت تدوین الگوی نگهداشت استعدادها پس از مطالعه و مبنا قرار دادن بیانات مقام معظم رهبری (مدظله العالی) در پایگاه رسمی ایشان طی سال های 1381 تا 1402، مفاهیم مورد نظر استخراج گردد. فرایند تحلیل و شناسه گذاری مطالب جمع آوری شده با استفاده از نرم افزار MAXQDA اجرا شد. یافته ها: از فرآیند عمیق تحلیل داده ها، در نهایت ۲۲۵ کد اولیه استخراج شد که در قالب ۲۶ مضمون سازمان دهنده و ۷ مضمون فراگیر دسته بندی گردیدند. این مضامین فراگیر و کلیدی عبارتند از: «میدان سپاری استعدادها»، «ضرورت نخبه باوری»، «شناسایی استعدادها»، «پرورش استعدادها»، «نگهداشت استعدادها»، «رابطه و تعاملات داخلی نخبگان» و «موانع و چالش های پیش روی آنان». نتیجه گیری: یافته های پژوهش به وضوح نشان می دهد که نگاه و رویکرد ایشان به مقوله حیاتی نگهداشت نخبگان و استعدادها، فراتر از رهیافت های متعارف مدیریت منابع انسانی در نظریات غربی است و از ماهیتی همه جانبه، چندسطحی، نظام مند و عمیقاً فرهنگی - ایدئولوژیک برخوردار می باشد. این الگو با تلفیق عناصر فرهنگی -ایدئولوژیک با مبانی علمی مدیریت استعدادها، می تواند چارچوب مناسبی برای ساماندهی یک نظام جامع مدیریت استعدادها در سطح ملی فراهم آورد. «مقاله فوق در فهرست آماده انتشار می باشد»
۶.

نقش صیانتی فرماندهان در پیشگیری از جرم فرار از خدمت کارکنان وظیفه دژبان ارتش ج.ا.ا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۴ تعداد دانلود : ۶۰
زمینه و هدف: پدیده فرار از خدمت می تواند انسجام، انضباط و کارایی سازمانی یگان های نظامی را تحت تأثیر قرار دهد. از این رو، شناخت دیدگاه فرماندهان در سطوح مختلف فرماندهی درباره عوامل مؤثر بر این رفتار، می تواند نقش مهمی در طراحی سیاست ها و اقدامات پیشگیرانه داشته باشدپژوهش حاضر با هدف بررسی و تبیین نقش فرماندهان در پیشگیری از فرار از خدمت کارکنان وظیفه دژبان ارتش جمهوری اسلامی ایران انجام شده است. روش شناسی: روش شناسی این پژوهش کیفی و مبتنی بر تحلیل مضمون است. داده ها از طریق مصاحبه های نیمه ساختاریافته با ۹ فرمانده دژبان آجا و ۸ نفر از کارکنان وظیفه دارای سابقه فرار از خدمت، با نمونه گیری هدفمند نظری گردآوری و تا رسیدن به اشباع نظری به روش تحلیل مضمون تحلیل شد. یافته ها: شش عامل بیرونی(درگیری اقتصادی مالی والدین؛ سخت گیری فرماندهان، مشکلات خانوادگی، اختلاف فرهنگی با محیط خدمت، وجود تبعیض و کمبود عاطفی) به ترتیب با 13،13،6،6،4و2 فراوانی و پنج عامل درونی (عدم مسئولیت پذیری، کمبود اعتماد به نفس، مشکلات روحی-روانی، وابستگی عاطفی و انزوا و تنهایی) به ترتیب با 12،10،4،3 و2 فراوانی مهمترین عوامل بیرونی و درونی فرار سربازان وظیفه دژبان از خدمت است. نتیجه گیری: نتایج این پژوهش نشان می دهد فرار از خدمت در میان سربازان وظیفه دژبان پدیده ای چندبعدی است که حاصل برهم کنش عوامل اقتصادی، روانی–شخصیتی و سازمانی می باشد. غلبه عوامل بیرونی به ویژه مشکلات مالی و شیوه های سخت گیرانه فرماندهی بیانگر نقش تعیین کننده ساختارها و شرایط محیط خدمت در شکل گیری فرار است، در حالی که عوامل درونی مانند عدم مسئولیت پذیری و کاهش اعتمادبه نفس، ظرفیت سازگاری فرد با این شرایط را تضعیف می کنند. ازاین رو، پیشگیری مؤثر از فرار از خدمت مستلزم رویکردی ترکیبی است که به صورت همزمان اصلاح حمایت های معیشتی، بهبود سبک فرماندهی و تقویت آمادگی روانی–اجتماعی سربازان را مدنظر قرار دهد.

آرشیو

آرشیو شماره‌ها:
۷۰