۱.
پژوهش حاضر با هدف استفاده از روش آماری فراتحلیل به بررسی نتایج مطالعات انجام شده در رابطه با هویت و آسیب های اجتماعی انجام شده است. به منظور انجام روش فراتحلیل، 41 پژوهش که در بازه زمانی 1390 تا 1404 صورت گرفته گردآوری شده که با توجه به معیارهای فراتحلیل، 23 مورد از این مطالعات که رابطه بین هویت و آسیب های اجتماعی بررسی کرده و در فصلنامه های علمی معتبر داخلی منتشر شده اند، انتخاب شده است، هر کدام از این پژوهش ها به روش کمی و با رویکرد پیمایش صورت گرفته و دارای سنجه های پایا هستند. در بررسی یافته های پژوهش ابتدا، مفروضات همگنی و خطای انتشار مطالعات منتخب مورد بررسی قرار گرفته و یافته ها حکایت از عدم همگنی اندازه اثر و عدم سوگیری انتشار مطالعات منتخب دارد، سپس در گام دوم، ضریب اندازه اثر با استفاده از نرم افزار CMA مورد بررسی قرار گرفتند. نتایج حاصل از این پژوهش نشان می دهد که اندازه اثر یا ضریب تأثیر هویت و آسیب های اجتماعی برابر با 421/0 بوده که با توجه به نظام تفسیری کوهن، در حد متوسط رو به بالا تبیین شده و به طور کلی نتایج این پژوهش نشان داده است که هویت تأثیر متوسط رو به بالایی بر آسیب های اجتماعی دارند.
۲.
این پژوهش با هدف تحلیل شرایط علی مؤثر بر انحرافات اجتماعی در حاشیه نشینی شهر اسلام شهر از منظر فرهنگی، با رویکرد آمیخته (کیفی-کمی) و طرح متوالی اکتشافی انجام شد. در بخش کیفی، با ۱۶ خبره (اساتید دانشگاهی و مدیران ناجا) به روش نمونه گیری هدفمند گلوله برفی مصاحبه نیمه ساختاریافته انجام شد و در بخش کمی، جامعه آماری شامل ۱٬۲۰۰٬۰۰۰ نفر از شهروندان اسلام شهر بود که با فرمول کوکران، ۳۸۵ نفر به روش تصادفی طبقه ای انتخاب شدند. ابزار پژوهش شامل مصاحبه های کیفی مبتنی بر مدل پارادایمی اشتراوس و کوربین و پرسشنامه های محقق ساخته انحرافات اجتماعی (۱۲۰ گویه) و استاندارد حاشیه نشینی بود که روایی آن ها با شاخص های CVR، CVI و AVE و پایایی با آلفای کرونباخ (بالای ۰.۷) تأیید شد. تحلیل داده ها با کدگذاری در MAXQDA و مدل سازی معادلات ساختاری در Smart PLS3 نشان داد که عوامل اقتصادی (ضریب مسیر ۰.۸۶۷)، اجتماعی-فرهنگی (۰.۸۶۹)، زیرساختی (۰.۷۶۵) و سیاست گذاری (۰.۷۵۷) به عنوان شرایط علی، ۴۳.۹ درصد از تغییرات انحرافات اجتماعی و ۴۶.۸ درصد از تغییرات حاشیه نشینی را تبیین می کنند. یافته ها حاکی از تأثیر معنادار تعارضات فرهنگی، فقر هویتی و ضعف نهادهای فرهنگی در تشدید انحرافات اجتماعی بود که لزوم برنامه ریزی فرهنگی هدفمند را برای کاهش این پدیده نشان می دهد.
۳.
غرور سازمانی به عنوان یک کاتالیزور قدرتمند و یک دارایی استراتژیک، نقشی تعیین کننده در ارتقای قابلیت های انسانی و سازمانی ایفا می کند. این امر در محیط مأموریت محور فراجا که موفقیت آن ها به میزان تعهد، انگیزه و همبستگی نیروی انسانی وابسته است، اهمیتی دوچندان می یابد. پژوهش حاضر باهدف طراحی و تبیین مدل غرور سازمانی در یکی از حساس ترین نهادهای کشور، یعنی فراجا، صورت پذیرفت. به لحاظ نوع هدف، تحقیق کاربردی - توسعه ای و کیفی بود. جامعه آماری پژوهش را کارکنان و مدیران، باتجربه مرتبط با موضوع تشکیل دادند. نمونه گیری به صورت هدفمند و غیرتصادفی انجام شد و ۱۴ نفر به عنوان مشارکت کننده انتخاب گردیدند. تجربه زیسته آنان از پدیده غرور سازمانی با استفاده از استراتژی داده بنیاد و از طریق مصاحبه عمیق نیمه ساختاریافته بررسی شد. قابلیت اعتماد ابزار پژوهش از طریق کاوش سیستماتیک مشارکت کنندگان و تحلیل دقیق داده ها با رویکرد استراوس و کوربین تعیین گردید. تحلیل داده ها مدلی جامع برای غرور سازمانی در فراجا ارائه می دهد که این پدیده را چندبعدی (هیجانی و نگرشی) می داند. غرور سازمانی تحت تأثیر عوامل علّی فردی (نگرش، ارزش های حرفه ای، شایستگی های شغلی) و سازمانی (منابع، نمادها، رهبری، فرهنگ سازمانی، تقدیر و تعاملات) شکل گرفته، در بستر شرایط زمینه ای فرهنگ و ساختار سازمانی (هویت، ارزش ها، ثبات) تقویت می شود و توسط چالش های روان شناختی و مدیریتی تعدیل می گردد. مدل به پیامدهای فردی (سرمایه روان شناختی) و سازمانی (اعتماد اجتماعی، انسجام) منجر شده و راهکارهای عملی نظیر توسعه فرهنگی و بهینه سازی منابع انسانی را برای تقویت غرور سازمانی در نهادهای نظامی و انتظامی پیشنهاد گردید.
۴.
هدف این پژوهش شناخت عوامل ساختاری موثر بر جغرافیای فرهنگی ایران وتاثیرات هویت مذهبی دوره صفویه بر این سازماندهی فضایی است.با توجه به چنین امری پژوهش حاضراز نظر ماهیت تبیینی-تحلیلی و مبتنی بر رویکرد تاریخی-مفهومی در چارچوب ژئوکالچر است.در این مقاله انتظام جغرافیای فرهنگی ایران به مثابه برآیند سه مولفه جغرافیا،مذهب و ساختار قدرت سیاسی تحلیل می شود. شاهان ایران به طور مداوم در انتظام بخشی به فرهنگ و تمدن این سرزمین تلاش کرده اند. اما بعد از دوره هایی، دودمان صفویه با تمرکز بر مذهب تشیع در یک مقطع سرنوشت ساز تاریخی توانست ایران را به "ملت-دولت" مستقل، خودمحور، نیرومند و مورد احترام در جهان آن روز تبدیل کند. با روی کار آمدن سلسله صفویه حکومت بر اساس اندیشه واحدسازی ملی از طریق مذهب تشیع انتظام یافت و این روند در دوره های بعدی استمرار و به غنای آن افزوده شده است. بر این اساس می توان اذعان نمود که حکومت ها در بستر جغرافیایی فلات ایران با مولفه های فرهنگی-مذهبی(تشیع) و شیوه های حکمرانی در ادوار مختلف تاریخی در شکل دهی به انسجام هویتی،یکپارچگی سرزمینی و ثبات فرهنگی-سیاسی نقش آفرینی کرده اند.در این چارچوب مذهب تشیع به عنوان یک عنصر ژئوکالچری هم نقش اتسجام بخش داخلی و هم کارکرد تمایزبخش منطقه ای داشته است.بر این اساس ایران می تواند با ترکیب سنت و مدرنیته و با استفاده از ظرفیت های ژئوپلیتیکی-ژئوکالچری خود الگویی پایدار از انتظام فرهنگی در منطقه بحران زده خاورمیانه ارائه دهد.
۵.
زمینه و هدف: یکی از ابعاد مغفول مانده در نظام های سنتی، توجه به ابعاد حقوقی و قانونی فرهنگ حمایت از بزه دیدگان بوده است؛بررسی و تحلیل تطبیقی سیاست ها و مقررات مربوط به حمایت از بزه دیدگان در اسناد و قوانین بین المللی و ایران با هدف شناسایی نقاط قوت و ضعف موجود، راهکارهایی برای تقویت جایگاه بزه دیده در فرآیند عدالت کیفری کشور و نهادینه سازی فرهنگ حمایت از بزه دیدگان فراهم می سازد. روش: پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی، از نظر ماهیت، توصیفی- تحلیلی و از لحاظ رویکرد، کیفی تطبیقی است که از روش تحلیل محتوا(کدگذاری سه مرحله ای) برای تحلیل آن استفاده شد.روش گردآوری داده ها، به صورت اسنادی و با استفاده از ابزار فیش برداری شامل 9 جلد کتاب، 18 نسخه مقاله، 6 سند قانونی و 8 سایت معتبر حقوقی بوده که به علت محدودیت منابع در حوزه اقدامات حمایتی از بزه دیدگان به صورت تمام شمار مورد مطالعه قرار گرفتند. یافته ها: قوانین ایران مانند قانون حمایت از بزه دیدگان ، قانون آیین دادرسی کیفری و... در راستای نهادینه سازی فرهنگ حمایت از بزه دیدگان حقوق اولیه ای برای بزه دیدگان فراهم کرده اند، اما نسبت به استانداردهای بین المللی نظیر «اصول حقوق بزه دیدگان» سازمان ملل متحد کاستی هایی دارند. به ویژه، مشارکت فعال بزه دیدگان در دادرسی و... که در فرهنگ حمایت از بزه دیدگان ایران محدودتر است. نتیجه گیری: هرچند قوانین ایران در راستای فرهنگ حمایت از بزه دیدگان گام هایی مثبت برداشته اند، اما با استانداردهای بین المللی فاصله قابل توجهی دارند.کاستی هایی نظیر مشارکت فعال بزه دیدگان در دادرسی ها و... ضروری است تا حقوق بزه دیدگان به نحو جامع تری تضمین شود.
۶.
پژوهش حاضر با هدف شناسایی مولفه های فرهنگ یادگیری در دانشجویان پزشکی انجام شد. رویکرد پژوهش، کیفی و روش آن، مطالعه نظام مند از نوع تلفیقی بود. دامنه پژوهش شامل پژوهش ها و مطالعات انجام شده داخلی و خارجی در بازه زمانی 1394 تا 1404 و 2014 تا 2024 در حوزه مولفه های فرهنگ یادگیری دانشجویان پزشکی بود که با کلیدواژه های مشخص و در پایگاه های اطلاعاتی داخلی و خارجی مانند پایگاه مجلات تخصصی نور، بانک اطلاعات نشریات کشور(مگیران)، مرجع دانش(سیویلیکا)، پایگاه گنج و موتور جستجوی علمی فارسی (علم نت) و پایگاه های خارجیIJET ، وGoogle scholar ،Eric ،Scopus ،Science direct به جمع آوری آن ها پرداخته شد که جمعاً 163 مطالعه انتخاب و مورد بررسی قرار گرفت. از میان مطالعات پس از چندین مرحله غربالگری براساس بررسی عنوان، چکیده و محتوای پژوهش، 34 واحد مطالعاتی انتخاب و بررسی شد. داده ها نیز از طریق تحلیل محتوا کدگذاری و تحلیل شد. یافته ها نشان داد در بین نمونه های موردمطالعه در مجموع 233 کد باز مربوط به مولفه فرهنگ یادگیری در بین دانشجویان پزشکی مورد شناسایی قرار گرفته که براساس فرایند کدگذاری محوری می توان مولفه-های مورد نظر را براساس نوع عملکرد به سه مقوله اصلی؛ مولفه های فردی، جمعی و جهانی و بین المللی طبقه بندی نمود که همین مولفه ها در فرایند کدگذاری انتخابی نیز براساس ماهیت آن ها به 6 مقوله اصلی؛ علی، زمینه ای، راهبردی، مداخله گر و پیامدها طبقه بندی شدند.