۱.
با گسترش فوتبال به عنوان یک ورزش محبوب جهانی توجه به طرفداران این ورزش به عنوان یک حوزه پژوهشی بیش ازپیش موردتوجه قرار گرفته است. هدف تحقیق حاضر بررسی و شناسایی عوامل اثرگذار بر هویت سازی طرفداران فوتبال باشگاهی است. تحقیق حاضر با رویکرد مدل پیوستار روان شناختی به دنبال بررسی جامع تمام عوامل اثرگذار بر هویت سازی طرفداران ایرانی تیم های فوتبال باشگاهی است. به همین منظور مصاحبه های عمیق نیمه ساختاریافته با 27 نفر از طرفداران فوتبال انجام شد. با توجه به رویکرد کیفی تحقیق حاضر و استفاده از روش تحلیل محتوا، کدگذاری در سه سطح شامل کدگذاری باز، محوری و انتخابی انجام شد. درنهایت 17 طبقه منحصربه فرد به عنوان عوامل اثرگذار بر هویت سازی طرفداران در مدل چهار سطحی پیوستار روان شناختی به دست آمد. این عوامل در سطح آگاهی شناسنامه تیم، عوامل جامعه پذیری، رسانه، مکان و جغرافیا، تماس با فوتبال، اوقات فراغت فوتبالی و عوامل جمعیت شناختی بودند. عوامل اثرگذار بر هویت سازی در سطح جذب شامل ارکان رقابت فوتبالی، تمایلات شخصی و جمع پذیری و جامعه بودند. عوامل باشگاه داری حرفه ای، بعد فنی طرفداری، مشارکت اقتصادی و درگیری عمیق عاطفی عوامل اثرگذار در سطح دل بستگی بودند و درنهایت مرحله وفاداری شامل عوامل تیم محوری، بینش فوتبالی و فرهنگ فوتبالی بود. تحقیق حاضر نشان داد که بیشتر عوامل اثرگذار بر هویت سازی در مرحله آگاهی نقش دارند و با حرکت طرفدار در مدل پیوستار روان شناختی به سمت مرحله وفاداری، از تعداد عوامل اثرگذار کاسته می شود و بر بعد فوتبالی و تخصصی آن افزوده می شود.
۲.
تحقیق پیش رو با هدف شناسایی عوامل توانمند سازی کارکنان هیات های ورزش استان های ایران انجام گرفت. روش تحقیق حاضر توصیفی- پیمایشی و از نوع کاربردی بود. جامعه آماری پژوهش را کلیه روسای هیات های ورزشی کشور که دارای تحصیلات کارشناسی ارشد و بالاتر در رشته مدیریت ورزشی بودند تشکیل می داد که با توجه به اطلاعات کسب شده از فدراسیون ها، تعداد 189 نفر برآورد گردید و با استفاده از روش نمونه گیری کل شمار جامعه برابر با نمونه تحقیق انتخاب شدند که 167 نفر از ایشان در پژوهش مشارکت نمودند. ابزار تحقیق پرسشنامه محقق ساخته بود که برای تعیین روایی محتوا و صوری پرسشنامه برای 15 تن از اساتید مدیریت ورزشی که به نوعی سابقه مسئولیت در فدراسیون های ورزشی داشتند ارسال شد که به تایید آنها رسید. برای روایی سازه نیز از تحلیل عاملی تاییدی استفاده شد. پایایی پرسشنامه نیز در یک مطالعه مقدماتی بر روی 30 نفر از اعضای جامعه و محاسبه آلفای کرونباخ به میزان (92/0) تائید شد. برای روایی سازه پرسشنامه از روایی ملاک استفاده شد. در نهایت به منظور تجزیه وتحلیل داده های گردآوری شده از آزمون بارتلت و KMO تحلیل عاملی اکتشافی و تاییدی با کمک نرم افزار SPSS نسخه 23 استفاده شد. یافته ها نشان داد که عوامل موثر بر توانمندسازی کارکنان هیات های ورزشی استان های ایران متشکل از 6 عامل آموزش شغلی، غنی سازی شغلی، تفویض اختیار، انگیزه های فردی، مدیریت مشارکتی و نگرش شغلی می باشند که مقتضی است در قالب برنامه های ابلاغی و سیاست های اجرایی برای توانمندی کارکنان هیات های استانی توسط ادارات کل و فدراسیون های ورزشی استفاده شود.
۳.
هدف اصلی این پژوهش، شناسایی پیامدهای وفاداری هواداران مسابقات فرمول در ایران است تا بستر مناسبی جهت شناخته شدن این مسابقات در ایران ایجاد و گامی بلند در راستای پژوهش های جدید در حوزه مسابقات فرمول در ایران برداشته شود. همچنین شناسایی این پیامدها، منجر به آگاهی بیشتر در زمینه مزایای وفاداری هواداران از مسابقات فرمول یک می گردد. پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی می باشد و به روش کیفی با استفاده از رویکرد پدیدار شناسی توصیفی انجام شد. به منظور تجزیه و تحلیل داده های مصاحبه از شیوه کلایزی استفاده گردید. جامعه شرکت کننده در پژوهش، خبرگان مرتبط با موضوع بودند. ابزار گردآوری داده ها در بخش کیفی مصاحبه نیمه ساختاریافته بود و به منظور بررسی و دسته بندی اطلاعات، از نرم افزار مکس کیودا نسخه20 استفاده گردید. جهت تعیین روایی و پایایی از معیارهای اعتبار، انتقال پذیری، قابلیت اعتماد و تایید پذیری استفاده شد. با تجزیه و تحلیل یافته های حاصل از اطلاعات مشارکت کنندگان در پژوهش؛ پیامدهای وفاداری هواداران مسابقات فرمول یک در ایران شامل: 37 مضمون فرعی در قالب 5 مضمون اصلی توسعه اقتصادی، افزایش آگاهی، افزایش محبوبیت، توسعه رسانه ای و افزایش ظرفیت هواداری می باشد. در نهایت می توان گفت؛ وفاداری هواداران، نقشی محوری در توسعه همه جانبه مسابقات فرمول یک در ایران دارد و زمینه ساز انجام پژوهش های بیشتر در این حوزه می شود.
۴.
سازمان های مدرن ورزشی به دنبال تسهیم اطلاعات و مدیریت دانش هستند و بی توجهی به خودسانسوری در این سازمان ها می تواند مسئله ساز شود بنابراین پژوهش حاضر با هدف شناسایی عوامل مؤثر بر خودسانسوری منابع انسانی و راه کارهای کاهش آن در سازمان های ورزشی دولتی انجام شد. این پژوهش از نوع کاربردی، کیفی و میدانی-کتابخانه ای با استراتژی تحلیل مضمون با رویکرد آتراید-استیرلینگ (2001) می باشد. مشارکت کنندگان در پژوهش حاضر اساتید دانشگاهی مدیریت ورزشی و مدیریت منابع انسانی، رؤسای ادارات کل ورزش و جوانان مراکز استان ها و رؤسای فدراسیون های ورزشی بودند که 18 نفر از آنان با استفاده از روش هدفمند و گلوله برفی و با توجه به اصل اشباع نظری انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها مصاحبه نیمه ساختاریافته عمیق بود و به منظور تجزیه و تحلیل داده ها از کدگذاری سه مرحله ای تحلیل مضمون استفاده شد. نتایج تحقیق نشان داد که عوامل مؤثر بر خودسانسوری منابع انسانی در سازمان های ورزشی شامل عوامل فردی، عوامل مدیریتی، عوامل سازمانی و عوامل فراسازمانی و راه کارهای کاهش آن شامل ارتقای دانش نیروی انسانی، ترویج روحیه هم فکری در سازمان های ورزشی، توجه مدیران به ناامنی ها، ارائه مشوق به نیروی انسانی، مبارزه با چاپلوسی در سازمان های ورزشی و اصلاح رویه های معیوب سازمانی است. بنابراین مدیران سازمان های ورزشی می توانند با توجه به عوامل مؤثر و بکارگیری راه کارهای ارائه شده، زمینه لازم برای کاهش خودسانسوری منابع انسانی سازمان های ورزشی را فراهم کنند، از تمامی ظرفیت های دانشی این منابع ارزشمند، بهره مند شوند و مشارکت فعال و صادقانه آن ها در سازمان های ورزشی را ترویج دهند.
۵.
این پژوهش به بررسی تاثیر اثربخشی نظام آموزشی بر عملکرد سازمانی با نقش میانجی گری رفتارهای شهروندی سازمانی در کارکنان زن وزارت ورزش و جوانان پرداخت. این پژوهش از نظر زمانی، مقطعی، از لحاظ هدف، کاربردی و از لحاظ ماهیت، یک پژوهش توصیفی است. جامعه آماری، شامل تمامی کارمندان زن وزارت ورزش و جوانان بود. تعداد کارمندان زن این سازمان، 324 نفر بوده که تمامی افراد برای پاسخگویی به پرسشنامه انتخاب شدند. که پس از حذف پرسشنامه های ناقص، تعداد 284 پرسشنامه وارد فرآیند تجزیه و تحلیل شد. پرسشنامه های این پژوهش شامل، پرسشنامه استاندارد رفتار شهروندی سازمانی، پرسشنامه ارزیابی اثربخشی آموزش سازمان و پرسشنامه عملکرد سازمانی بود. برای تعیین روایی محتوایی پرسش نامه ها از اساتید صاحب نظر در حوزه تحقیق نظرخواهی، که روایی پرسش نامه ها تأیید شد. بررسی پایایی پرسش نامه های عملکرد سازمانی، اثربخشی نظام آموزشی، رفتار شهروندی سازمانی توسط آزمون آلفای کرونباخ انجام گرفت که ضریب آلفای کرونباخ به ترتیب 70/0، 91/0 و88/0 به دست آمد. جهت تجزیه و تحلیل داده ها و ارائه آمار توصیفی، شاخص های میانگین و انحراف استاندارد از نرم افزار SPSS و برای آزمون فرضیات از آزمون تی مستقل، ضریب همبستگی پیرسون و معادلات ساختاری و نرم افزار PLS استفاده شد. نتایج نشان داد نظام آموزشی و مولفه های آن، عملکرد سازمانی و رفتار شهروندی سازمانی در وزارت ورزش و جوانان از وضعیت مناسبی برخوردار است. همچنین بین نظام آموزشی با عملکرد سازمانی و رفتار شهروندی سازمانی رابطه معنی دار وجود داشت.
۶.
پژوهش حاضر با هدف ارزیابی الگوی عوامل مؤثر بر میزان انگیزش ورزشکاران شاغل در لیگ برتر فوتبال در سال ۱۴۰۲ انجام شد. تپژوهش از نظر هدف کاربردی-توسعه ای است که با استفاده از مدل یابی معادلات ساختاری با استفاده از نرم افزار PLS انجام شد. برای استخراج مؤلفه های کلی مؤثر در انگیزش ورزشکاران شاغل در لیگ حرفه ای فوتبال ایران از نتایج پژوهش های قابل دسترس در پایگاه های علمی و برای جزئیات و گویه های هرکدام از مؤلفه های استخراج شده با توجه به شرایط باشگاه های فوتبال ایران مصاحبه با 16 نفر از صاحب نظران بود. به منظور تأیید مدل عوامل مؤثر در انگیزش ورزشکاران شاغل در لیگ برتر فوتبال، پرسشنامه ای (با 37 سؤال در پنج مؤلفه کلی) تدوین شد. نتایج به دست آمده از تحلیل عاملی اکتشافی نشان داد که مؤلفه های مؤثر در انگیزش بازیکنان فوتبال دارای 37 شاخص در 5 مؤلفه کلی (شیوه های ارزیابی از عملکرد بازیکنان، حفظ شأن و منزلت بازیکنان، ویژگی های فردی و شخصیتی بازیکنان، مجموعه سازوکارهای مالی و تسهیلات رفاهی باشگاه) شناسایی شدند که این مؤلفه ها، 08/69 درصد از واریانس مؤلفه های انگیزش آنان را تبیین می کنند. به منظور افزایش انگیزه در بین بازیکنان؛ برقراری عدالت در پاداش ها و شفافیت در پرداخت ها، استفاده از بازیکنان در مسابقات و عضویت در تیم های فوتبال براساس توانایی های فنی و مهارتی و شایستگی و حذف مواردی مانند قومیت گرایی و روابط، حفظ شأن، منزلت و احترام به ورزشکاران براساس منشور اخلاقی باشگاه ها و ارائه تسهیلات رفاهی در حد توانایی و دارایی های باشگاه به بازیکنان پیشنهاد می شود.