۱.
«امر الهی» در قرآن کریم، مرتبط با وحی و «روح» نیز امری از سوی خداوند است. آیات ناظر به روحِ مرتبط با وحی، مفهوم امر را روشن می کند و به این پرسش پاسخ می دهد که بین «امر» در مصداق وحی با «روح» به معنای امری از سوی خداوند چه رابطه ای برقرار است و همچنین نقش آن در تجربه نبوی و حالات معنوی نبی، مانند معراج چیست. با توجه به کاربردهای مشابه واژه امر و روح در برخی از فرازهای کتاب مقدس و نقش آن در تجربیات روحانی انبیاء، مقایسه تطبیقی آن با قرآن کریم و ارتباط روح و امر در مقوله وحی وضوح بیشتری می یابد. این پژوهش با نگاهی درون متنی بر قرآن و کتاب مقدس با روش مقایسه تحلیلی، ضمن یافتن رابطه امر الهی با روح، نسبت آن را با کیفیت دریافت وحی می سنجد. بر پایه این پژوهش مشخص می شود یکی از کاربردهای واژه روح در معنای امر الهی، همان وحی است. همچنین به واسطه حقیقت روح در کاربردی همسو با وحی، تجربیات معنوی نبی مانند معراج میسّر می گردد. این نتیجه میان قرآن و کتاب مقدس مشترک است.
۲.
مطالعه و تحقیق مفسران فریقین به هدف فهم معنای صحیح و قرآنی دو واژه مهم عرش و کرسی، موجب پیدایش مسائل متنوعی حول محور این دو کلمه گشته است و بر این اساس، یکی از این مسائل مهم حوزه عرش و کرسی، توجه مفسران و محققان مسلمان به اتحاد و افتراق آن دو کلمه ازنظر لغوی و ماهوی است. پژوهش حاضر به هدف تبیین اتحاد یا تفاوت دو مفهوم عرش و کرسی، ضمن مراجعه به منابع تفسیری و روایی فریقین با استفاده از روش تحلیلی- انتقادی، دیدگاه ها و دلایل مفسران موافق اتحاد عرش و کرسی (حمل عرش و کرسی به معنای ظاهری و لغوی تخت، تعبیر عرش و کرسی به مالکیت الهی) و مخالف اتحاد آن دو کلمه (حمل عرش و کرسی به صفات الهی مُلک و علم یا مالکیت و قدرت همراه با تدبیر، تعبیر عرش و کرسی به قلب پیامبر و مؤمنان، صرف تأکید بر تفاوت عرش و کرسی به عنوان دو مخلوق متفاوت یا دو جسم عظیم محاط) را تحلیل و نقد نموده است و در ادامه با بررسی و تحلیل روایات مرتبط با موضوع تحقیق در جوامع حدیثی فریقین، دریافته است این دو کلمه ضمن برخی مشابهت های لغوی، ازنظر ماهوی دو حقیقت جداگانه محسوب می شوند به این معنا که عرش مظهر کلی مُلک الهی و منشأ تدبیر و اداره عالم توسط باری تعالی است؛ ازاین رو محیط بر کرسی است و از جهتی دیگر، کرسی مظهر علم جزئی الهی بوده که متعلق به کیفیت عالم است و درنتیجه توسط عرش احاطه شده است.
۳.
عدم درک صحیح از برخی تعابیر قرآنی، باعث شده است تا افرادی، این کتاب را به تجویز خشونت علیه زنان متهم کنند. یکی از این تعابیر، «وَاضْرِبُوهُنَّ» در آیه 34 سوره نساء است. این آیه با توجه به مباحث قوامیت مرد و مراحل سه گانه مقابله با نشوز زن، همواره مدنظر فقها و مفسران از یک سو و مناقشه منتقدانِ قرآن از سوی دیگر بوده است. نتایج این پژوهش که به روش توصیفی و با تحلیل انتقادیِ آراء مفسران انجام شده، گویای آن است که گفتمان این آیه، متفاوت از گفتمانی است که پژوهش گران در پژوهش های پیشین به آن رسیده و مفسران به تفسیر و تحلیل مراحل آن پرداخته اند. نوشتار پیش رو با توجه به سِیر مراحل «ضَرب» در آیه مذکور، «ضربِ زن» را غیر از زدن، تنبیه و آزار زن به هر شکلِ مطلق و مقیّد آن دانسته و این مسئله، برخلاف کرامت زن و در تعارض با آموزه های دینی است. بر اساس این آیه، راهکارهای بهبودِ روابط زناشویی به ترتیب: وَعظ، هجر (دوری در بستر خواب و پُشت کردن به همسر) و پس ازآن مرحله ضرب (دوری از بستر خواب) به عنوان یک امر ارشادی، ترتیبی و تربیتی معرفی شده است.
۴.
جستار پیش رو عهده دار بررسی چیستی «مسّ شیطان» در آیه ۲۷۵ سوره بقره، از نگاه دو اندیشمند معاصر، علامه طباطبایی و علامه فضل الله است. در این آیه، رباخواران به کسانی تشبیه شده اند که در اثر مس شیطان دچار خبط شده اند. اصطلاح «خبط ناشی از مس شیطان» به حالتی از جنون و ذهاب عقل دلالت دارد که مسبب آن، شیطان است؛ اما سخن در آن است که آیا می توان از دلالت التزامی آیه، واقعی بودن این پدیده و حقیقی بودن تخبط ناشی از مس شیطان را برداشت نمود یا آیه متضمن مجاز در استعمال بوده و واژگان در معنای مجازی به کاررفته اند؟ مقاله حاضر بر مبنای روش توصیفی و تحلیلی به ارزیابی و تطبیق دیدگاه علامه طباطبایی و علامه فضل الله پرداخته و از رهگذر سنجش مبانی آرای ایشان به این نتیجه رسیده است که دلایل علامه فضل الله برای اثبات تنافی آثار مس شیطان با ماهیت و فلسفه وجودی او، قدرت انصراف آیه از معنای حقیقی اش را ندارد تا بر معنای مجازی آن حمل شود؛ ازاین رو دیدگاه علامه طباطبایی مبنی بر ضرورت التزام به معنای ظاهری آیه و پذیرش حقیقت آن، به صواب نزدیک تر است.
۵.
احتمال اتهام سرقت به فرزندان یعقوب (ع) از سوی یوسف (ع) یکی از شبهات تفسیری در سوره یوسف بوده که سبب برداشت های ناروایی شده است. مسئله پژوهش این است که نظر به عصمت یوسف (ع) و قبح اتهام به افرادی که سرقتی مرتکب نشده اند، اتهام به فرزندان یعقوب (ع) چگونه توجیه می شود؟ ازاین رو این مقاله بر پایه روش توصیفی-تحلیلی، آراء و روایات تفسیری در این موضوع را در بوته بررسی و نقد قرار داده تا به خوانش بهتری از این آیه دست یابد. بررسی ها نشان می دهد دیدگاه های تفسیری ذیل آیه 70 سوره یوسف ازجمله «جمله پرسشی»، «توریه»، «دروغ مصلحتی»، «بیان اتهام از سوی یوسف»، «بیان اتهام از سوی منادی دربار به دستور یوسف» ضعیف و با سیاق آیات همخوانی ندارد. در این میان دیدگاه ابوعلی جبائی که با ابتکارات سید مرتضی توسعه یافته، بهتر می نماید بدین صو رت که یوسف (ع) به امر خداوند به منظور نگه داشتن برادرش جام را در رحل او گذاشت و او را از آن آگاه کرده بود. همچنین او را در معرض اتهام سرقت نگذاشت؛ زیرا وجود جام در رحل برادر، احتمالات دیگری به جز سرقت را در بردارد؛ پس انصراف آن به سرقت جز با دلیل ممکن نیست، ندا منادی که آن ها سارق هستند نیز به امر یوسف (ع) نبود. یکی از درباریان چنین ندا کرد آنگاه که جام را نیافتند و چنین پنداشتند که آن ها جام را دزدیده اند. لیکن با افزودن نوآوری های تفسیری از سیاق می توان این دیدگاه را مستدل و کامل تر مطرح نمود. همچنان که از این رهگذر می توان به شبهه عدم جواز بهره گیری از روش نادرست برای رسیدن به مقاصد مطلوب پاسخ داد.
۶.
به موازات گسترش مباحث اجتماعی و تحولات جامعه در صدسال اخیر، نیاز به تفسیر اجتماعی قرآن کریم بیش ازپیش احساس شد و این گرایش تفسیری رشد چشمگیری کرد که در این میان آیت الله مطهری و سید قطب از اندیشمندان و مفسران اجتماعی قرآن کریم شناخته شدند. مقاله حاضر به روش توصیفی تحلیلی و با هدف ارزیابی گرایش اجتماعی این دو عالم در تفسیر سوره ممتحنه که مضامین اجتماعی دارد تدوین شده است. در این نوشتار پس از تبیین مؤلفه های گرایش اجتماعیِ دو مفسر در تفسیر سوره ممتحنه، دیدگاه های ایشان بر پایه مؤلفه های یادشده مورد ارزیابی قرارگرفته است. از مهم ترین نتایج پژوهش حاضر این است که شهید مطهری در توجه به مؤلفه های چهارگانه «تعیین اصول روابط مسلمانان با کفار»، «برخورداری از بیان شیوا و رسا»، «تبیین فلسفه احکام» و «پاسخ به شبهات» موفق تر و قوی تر عمل کرده است؛ اما در مؤلفه «نگاه جامعه ساز و تمدنی به آموزه های قرآن» بیانات سید قطب جامع تر از سخنان استاد مطهری است. درمجموع می توان گفت رویکرد اجتماعی شهید مطهری به دلیل بهره مندی بیشتر از مؤلفه های تفسیر اجتماعی، برتر و کامل تر از گرایش اجتماعی سید قطب است.
۷.
عرف به عنوان منبع یا ابزاری در فرآیند تفسیر قرآن، به صورت کلی از دیدگاه فریقین دارای اعتبار است؛ اما محدوده و قلمرو اعتبار آن، مورد اختلاف نظر قرآن پژوهان است. تبیین جایگاه عرف و اعتبار آن در دو سطح «درک مفاهیم» و «مصادیق آیات» در فرایند تفسیر، هدف اصلی این پژوهش است. بدین منظور، نوشتار حاضر با روش تطبیقی و به شیوه تحلیلی-توصیفی، دیدگاه ها و ادله قرآن پژوهان فریقین را در اعتبارسنجی عرف در تفسیر مفاهیم و مصادیق آیات بررسی کرده و نشان می دهد اگرچه برخی عرف را در هر دو سطح معتبر می دانند اما اندیشمندانی مانند علامه طباطبایی با تمایز میان «مراد استعمالی» و «مراد جدی»، فهم عرفی را صرفاً در سطح مفاهیم (مراد استعمالی) پذیرفته و در سطح مصادیق (مراد جدی) با استناد به فراحسی بودن برخی حقایق قرآنی، آن را نفی می کنند. همچنین یافته های کلیدی حاکی از آن است که مفاهیم قرآنی در دو گروه اصلی «حقیقی-تکوینی» و «اعتباری-تشریعی» جای می گیرند. مفاهیم تکوینی به «محسوس و ملموس» (قابل درک برای عرف) و «فراحسی» (مانند صفات الهی و معاد) تقسیم می شوند. در مقابل، مفاهیم اعتباری قرآن شامل «حقائق شرعیه» (دارای اصطلاحات خاص قرآنی) و «مفاهیم اعتباری عام» (بدون اصطلاح خاص) است. بر این اساس، نتایج تحقیق تأکید دارد که عرف عقلایی در سه حوزه زیر می تواند به عنوان قرینه ای معتبر در تفسیر عمل کند: ۱. در سطح مفاهیم کلیه آیات؛ ۲. در سطح مصادیق و مراد جدی آیاتی با مفاهیم محسوس و تجربه پذیر (مانند احکام اجتماعی)؛ ۳. در تفسیر آیات فاقد اصطلاح خاص قرآنی.
۸.
حسن یوسفی اشکوری از دغدغه مندان و قرآن پژوهان معاصر است که فارغ از دیدگاه های سیاسی مورد مناقشه، بنابر آن چه خود در مقدمه کتاب «بازخوانی قصه خلقت» مرقوم داشته، در صدد بر افروختن دو چراغ پر فروغ و خدائی «ایمان» و «تفکر» با تمام قامت و در اوج درخشندگی است. وی اذعان می دارد که نگارش کتاب یادشده به صورت تحقیقی و با نقد و بررسی آرای این و آن سامان نیافته، گرچه گاه بنابر ضرورت برخی از آرای دیگران را هم نقل کرده است، اما اصل کتاب یادشده، محصول مطالعات، تاملات و تجربیات فکری و عملی شخص نویسنده است، و به واقع ما با فهم و برداشت فردی و شخصی او مواجهیم. یوسفی اشکوری در بخش نخست از مجموعه دو بخش کتاب خویش، تحت عنوان «داستان آدم در قرآن»، با بیان نکاتی، فرضیه تکامل انواع را در مورد خلقت انسان مطرح ساخته و به استناد آیاتی از قرآن و نهج البلاغه می کوشد تا آن را مُستدَل نماید. در نقطه مقابل دیدگاه وی، نگارنده با روش توصیفی و تحلیلی و استفاده از منابع کتابخانهای و با استناد به ادله نقلی و عقلی علامه طباطبائی صاحب تفسیر شریف المیزان ، به نقد و تحلیل تأملات و آرای شخصی یوسفی اشکوری مبادرت ورزیده است. برخی از نتایج پژوهش حاضر، بیانگر این حقیقت است که فرضیه تکامل مورد پذیرش وی، ظنی و غیر قطعی میباشد؛ زیرا قابلیت اثبات پذیری با تجربه بشری را ندارد و دست بشر از آزمودن مسائلی که در میلیون ها سال قبل ریشه دارد، کوتاه است. همچنین ادعای استعاری و یا تمثیلی بودن خلقت انسان در مرحله تکامل زیستی و بیولوژیک، از جهات سه گانه مورد نظر طباطبائی(مبنای زبان شناختی، راجع بودن تعمیم روش تمثیلی استفاده شده در آیات به «مَثَل» و نه «مُمَثَّل»، و ظهور قریب به نص آیات قرآن) بی پایه و اساس بوده، فاقد هر گونه ادله درون و برون نصی می باشد.
۹.
برخی از ابهام های موجود درباره کم و کیف معاد، گاه موجب ایجاد شبهات است. حقیقت تزویج و ماهیت ازواج ازجمله ی آن هاست. مفسران، ازدواج اهل بهشت را مبرهن و همسران را انسان یا فرشته دانسته اند. یکی از کارکردهای آن را نیز همان کارکرد نکاح یعنی برقراری ارتباط جنسی در دنیا آورده اند. این پژوهش با روش توصیفی-تحلیلی و رویکردی انتقادی با عنایت به ورود شبهات در آن باره، با تکیه بر آیات و کتب لغت و آراء مفسران به بررسی حقیقت و ماهیت ازواج بهشتی و جهنمی می پردازد. با عنایت و تکیه بر دیدگاه ملاصدرا و دیگر بررسی ها این گونه حاصل شد که احتمال اینکه تزویج و قرین شدن در بهشت و جهنم، تعبیر دیگری از تجسم اعمال باشد؛ بعید نیست. خداوند با برشمردن اوصاف آن ها، درصدد تبیین حقیقت و به فهم بشری نزدیک کردن آن است. این مقاله درصدد نفی اصل و وجود ازدواج در بهشت نبوده و اساساً برای نفی ازدواج در بهشت و جهنم، دلیل قرآنی و عقلی وجود ندارد بلکه بر آن است تا تفسیر و مفهومی دقیق تر و هماهنگ با مجموعه ی قرآن درباره واژگان ازواج، حور عین و...ارائه دهد به گونه ای که هم قابلیت شبهه پراکنی در آن کم شود و هم حقیقت تجسم اعمال را به گونه ی دیگر تبیین نماید.
۱۰.
قرآن، کتاب جهان شمول برای هدایت همه بشر است که در فرآیند نزول محتوای خود روش را نیز به مخاطب ارائه نموده تا با فرهنگ سازی، ابعاد تربیتی و غیره آن به خوبی محقق گردد. یکی از مهم ترین مسائل قرآن آیات الاحکام زنان است که به صورت غیرمستقیم در سور مکی و به صورت مستقیم و غیرمستقیم در سور مدنی مورداشاره قرارگرفته اند. این پژوهش درصدد پاسخگویی به این سؤال است که روش قرآن کریم در فرهنگ سازی آیات الاحکام زنان در چه حیطه هایی قابل تحلیل است. بررسی توصیفی و تحلیل داده ها بر اساس روش سیر تنزیلی این آیات نشان می دهد قرآن کریم آیات الاحکام زنان را به صورت مستقیم در سور مدنی با سه حیطه: آیات اختصاصی، آیات مشترک و آیات تعاملی با مردان ارائه نموده است. تمرکز نزول آیات الاحکام زنان بر آیات تعاملی زنان با مردان و به دنبال فرهنگ سازی در ابعادی چون: ایجاد، حفظ و ارتقاء شخصیت و کرامت انسانی زنان، بطلان عقاید خرافی و جاهلی از ساده ترین تا سخت ترین آن ها در عصر نزول بوده است.
۱۱.
تلفیق مفهومی ازچارچوب های معناشناسی است که بر پیدایش و تبیین مفهوم یا ساختار نوظهور تأکید دارد. در این پژوهش با روش توصیفی، تحلیلی تلاش بر این است که با استفاده از نظریه تلفیق مفهومی در سایه تفاسیر فریقین واژه صراط مستقیم مورد واکاوی دقیق قرار گیرد و خلأ پژوهشی در این زمینه بر ضرورت این تحقیق می افزاید. پس از تحلیل داده های پژوهش در چهارچوب نظریه تلفیق مفهومی و بر اساس منظومه معرفتی تفاسیر فریقین مشخص گردید که این واژه مرکبی است که برای معنا و مفهوم یافتن آن نیازمند معانی جزئی تر و درعین حال بی بدیل است؛ به عبارتی صراط مستقیم حقیقت واحدی از سنخ معنا است نه مصداق که از اجزایی تشکیل یافته و شاکله آن با هفت سازه؛ روش راه، راهنمای راه، رونده راه، رفیق راه، هدف راه و قانون و مقررات راه ساخته می شود که جمع این معانی، انگاره ای بدیع از این واژه را بر اساس نظرات مفسرین فریقین روایتگری می کند که نبود یکی از این سازه ها در معنای این واژه خلل ایجاد می کند. روش راه همان دین حنیفی است که هسته مرکزی معنای صراط مستقیم است که خوانش آن با کمک قوانین و مقرراتی که در کتب آسمانی تصویرگری شده است؛ توسط راهنمایان راه مستقیم (پیامبران و امامان) صورت می پذیرد و سالک مسیر به مثابه حلقه واصلی است که باید در این راه مستقیم با رفیقان راه قدم بردارد و در پایان به هدف نهایی راه که بهشت موعود و رضایت پروردگار است خواهد رسید؛ به عبارتی تمامی حلقه های پیشینی و پسینی این راه تکمیل گر معنای صراط مستقیم هستند.
۱۲.
مسائل زنان در طول تاریخ همواره از مهم ترین دغدغه های مطالعاتی- تحقیقاتی اندیشمندان با رویکردهای مختلف بوده است. در عصر حاضر به جهت ورود اندیشه و سبک زندگی غربی به جوامع مسلمان و دور شدن جوامع اسلامی از سرچشمه های اصیل معرفتی خود، بازخوانی اندیشه های اسلامی ضروری می نماید. در پژوهش حاضر به هدف دست یابی به مبانی دو مفسر معاصر «علامه فضل الله» و «ابن عاشور» و تشابه و تفاوت ها؛ در مسائل (آیات) زنان به روش تطبیقی- تحلیلی داده های منتج از تفاسیر «من وحی القرآن» و «التحریر والتنویر» و سایر تألیفات این دو مفسر، موردبررسی قرار گرفت. یافته های پژوهش را چنین می توان تقریر نمود: مبانی موجود در دیدگاه هر دو مفسر قابل ارائه در مبانیِ راهبردی، شناختی و رفتاری است و «اشتراک زن و مرد در انسانیت» و «لزوم بازخوانی و نواندیشی در مسائل زنان» از مبانی مشترک دو مفسر است و مواردی مانند «میزان بهره مندی زنان و مردان از قوه تعقل»، «تفاوت مردان و زنان در برخی ساحت ها» و «معنا و مفهوم قوامیت» از مبانی اختلافی دو مفسر در مسائل زنان است که در ذیل آیات مرتبط به آن ها پرداخته شده است.
۱۳.
کلمه نور از واژگان کلیدی در آیات قرآن است که در موارد متعدد تکرارشده و در برخی موارد، معنای حقیقی (نور محسوس) و در برخی موارد دیگر، معنای مجازی از آن، اراده شده است. ازجمله این آیات، آیه 69 سوره زمر است که در آن، از روشن شدن زمین به واسطه نور پروردگار، سخن به میان آمده است «وَ أَشرَقَتِ الغرض بِنورِ رَبّها». در این که مراد از این اصطلاح قرآنی چیست و آیا معنای حقیقی از آن اراده شده یا مجازی و اشاره به پدیده ای در دنیا دارد یا آخرت، مفسران فریقین، دیدگاه های مختلفی مطرح کرده اند که برخی از این دیدگاه ها مشترک بین مفسران فریقین، برخی، مختص مفسران شیعه و برخی دیگر، مختص مفسران اهل سنت است. روشن شدن این موضوع، ابهامات موجود در واژگان آیه را برطرف نموده، مفهوم دقیقی از عبارات آن، ارائه می دهد که علم به آن، می تواند تأثیرات عملی زیادی در زندگی انسان داشته باشد. این پژوهش که به روش توصیفی- تحلیلی و در بستر مطالعات کتابخانه ای صورت گرفته، این دیدگاه ها را تحلیل، مقایسه و مورد ارزیابی قرار داده و درنهایت به این نتیجه منتهی شده که از میان 10 دیدگاه مطرح شده در این خصوص، دیدگاه مشترک ظهور حقیقت اشیاء و اعمال انسان در قیامت، به خاطر وجود قرائن سیاقی و قرائن و شواهد موجود در آیات دیگر قرآن، بر دیدگاه های دیگر برتری دارد.