۱.
جرایم سایبری به طور بالقوه مضر و چند وجهی هستند. بنابراین، جرایم سایبری تقریباً همه دولت ها را تحت تأثیر قرار می دهد. توسعه و تکامل فضای سایبری منجر به پیدایش انواع جرایم سایبری شده است و از این رو در دهه های اخیر کشورها در راستای تدوین معاهدات بین المللی برای مبارزه با جرایم سایبری گام برداشته اند. در مورد لزوم مضر بودن و سازگاری با قوانینی که شامل همکاری بین المللی برای مبارزه با جرایم سایبری می شود، تردیدی وجود ندارد. تغییرات ساختاری ناشی از بکارگیری فناوری های نوین اطلاعاتی و ارتباطی، جوامع بشری را با چالش های جدیدی مواجه کرده و زمینه ها و افق های جدیدی را برای بشریت گشوده است. روابط بین الملل نمی تواند نسبت به جرایم فضای مجازی بی تفاوت باشد که محرکی برای طمع مهاجمان فضای مجازی و نتیجه رفتارهای مجرمانه جدی خواهد بود. یکی از این معاهدات بین المللی، معاهده جرایم سایبری شورای اروپا (کنوانسیون بوداپست) در سال 2001 به عنوان اولین معاهده در زمینه جرایم سایبری نوشته شد. بر اساس گزارش کارگروه کارشناسان دولتی از سال 2015، سازمان ملل متحد و تمامی دولت ها در طراحی مفهوم توانمندسازی سایبری به طور همزمان چندین هدف را در نظر گرفته اند که از جمله آنها می توان به موارد زیر اشاره کرد: ایجاد مانع سایبری برای مبارزه موثر با فعالیت های مخرب و ناقض حقوق بین المللی نهادهای دولتی یا غیردولتی، ایجاد شبکه ای موثر برای مبارزه با جرایم سازمان یافته بین المللی و ارتقای استانداردهای حقوق بشر با هدف ایجاد شفافیت.
۲.
داوری به عنوان جایگزینی برای دادرسی در دادگاه های سنتی به دلیل کارآیی، محرمانگی و تخصص ویژه اش در رفع اختلافات شناخته شده و در دعاوی بین المللی نیز جایگاه مهمی یافته است. با این حال، کاربرد داوری در ادعاهای مالکیت فکری همچنان محل بحث و بررسی است. این مقاله به بررسی امکان یا عدم امکان داوری در اختلافات مالکیت فکری می پردازد. با تحلیل پیچیدگی های حقوقی مسائل مالکیت فکری، از جمله نقش محرمانگی و چالش های قانونی، این مطالعه توازنی حساس بین مزایای داوری و نیازهای حفاظت از مالکیت فکری را بررسی می کند. در حوزه مالکیت فکری، مسائل حقوقی اغلب پیچیده و تخصصی هستند و نیاز به دانش عمیق در این زمینه دارند. داوری می تواند با ارائه یک بستر محرمانه و تخصصی، فضای مناسبی برای حل و فصل این نوع اختلافات فراهم کند. با این حال، نگرانی هایی نیز در مورد اجرای تصمیمات داوری و تضمین عدالت در موارد خاص وجود دارد. این مقاله با بررسی موارد واقعی و مطالعات موردی، چالش های موجود در استفاده از داوری برای دعاوی مالکیت فکری را برجسته می کند. در پایان، هدف این مقاله از طریق تجزیه و تحلیل دقیق ادبیات مرتبط و مطالعات موردی و با استفاده از روش توصیفی – تحلیلی، ارائه پاسخ به این پرسش است که در چه مواردی امکان استفاده از داوری در دعاوی مالکیت فکری وجود دارد و در چه مواردی این امکان وجود ندارد. با توجه به نتایج این بررسی ها، می توان راهکارهایی برای بهبود و توسعه استفاده از داوری در این حوزه پیشنهاد داد.
۳.
امروزه در سپهر حکومت داری، مهار جرائم اقتصادی از چالش های راهبردی محسوب می شود و در این راستا تأسیس دولت الکترونیک و به کارگیری فناوری های اطلاعات و ارتباطات در بخش های مختلف دولت، موجب کاهش هزینه ها، افزایش سرعت و کیفیت خدمات دولتی و همچنین جریان آزاد اطلاعات و پیشگیری از وقوع جرائم اقتصادی و شکل گیری شبکه های رانتی در ارگان های دولتی گردیده و فرهنگ پاسخ گویی را ارتقا و اعتماد عمومی را نسبت به عملکرد دولت بهبود می بخشد. لازمه تحقق چنین دولتی، فراهم نمودن سازوکار های قانونی، منابع انسانی و فرهنگ سازی از یک طرف و رفع موانع از طرف دیگر می باشد. تحقیق حاضر به روش توصیفی، ظرفیت دولت الکترونیک را در مهار جرائم اقتصادی مورد مطالعه قرار داده و نتایج به دست آمده، حاکی از این است که تأسیس و توسعه دولت الکترونیک، موجب افزایش شفافیت و مهار جرائم اقتصادی در گستره نهاد های دولتی و عمومی می گردد.
۴.
امکان یا عدم امکان جرم انگاری و القای وصف جرایم کیفری به فعالیت های ناشی از ارز دیجیتال با چالش های زیادی همراه می باشد. معمولاً کاربران این گونه ارزها را برای موارد متعددی از جمله فرار مالیاتی استفاده می نمایند و به دلیل اینکه این گونه ارزها قابل پیگیری نمی باشد، بستری است برای جرایمی از جمله پولشویی و فرار مالیاتی و مانند آن. در نظام کیفری ایران مقررات و اطلاعیه های مختلفی در جهت جرم انگاری و کیفرگذاری در خصوص ارزهای دیجیتالی صادر شده است که یکی از آنها مصوبه ی بانک ها و مؤسسات مالی است. طبق این اطلاعیه، هرگونه استفاده و خرید و فروش بیت کوین و سایر ارزهای دیجیتال در بانک ها، مؤسسات مالی و صرافی های دارای مجوز بانک مرکزی رسماً ممنوع اعلام شد. این ممنوعیت از گذشته نیز وجود داشت، اما برای آن بخشنامه رسمی صادر نشده بود، که اگر بخواهیم برای این موضوع جرم انگاری و کیفرگذاری نماییم، با توجه به مخاطرات ناشی از عدم قاعده مندی ارزهای دیجیتال از یک سو و گسترش روزافزون آنها در سطح داخلی و بین المللی از سوی دیگر و تهدید جدی امنیت داخلی و بین المللی از طریق تأمین گروه های تروریستی و خرابکاری، با مراجعه به یک سیاست جنایی امنیت گرا، می توان اقدامات تهدیدآمیز در این حوزه را جرم انگاری و کیفرگذاری نمود. به نظر می رسد رد و مصادره اموالی که از این طریق کسب می شود به نفع دولت می تواند بهترین گزینه باشد، که یافته های مقاله بطور اجمالی با روش کتابخانه ای با ابزار فیش برداری موضوع مورد بررسی قرار گرفته و نهایتاً آن را می توان از یافته های علمی این پژوهش دانست.
۵.
قاعده درأ از قواعد فقهی معروفی است که در ابواب مختلف فقهی مورد استناد فقیهان قرار گرفته است. این قاعده برای کیفر زدایی از متهم در باب حدود تشریع شده است دارای نکات دیگرینیز می باشد که از آن غفلت شده است: زیرا موضوع قاعده درء این است که هرگاه در انتساب جرم به متهم شک و تردیدی پدید آید، با استناد به قاعده درأ از متهم رفع اتهام می شود؛ موضوع قاعده درء با حرمت سوء ظن و پرهیز از بدگمانی بسیار نزدیک است. از سویی نیز با توجه به گسترش روز افزون فضای مجازی و توسعه استفاده مردم از این فضا، رویکری در جامعه درحال گسترش است تا با توسعه ادله ی اثبات دعوا، ادله ی مبرزه در فضای مجازی را نیز به عنوان ادله ی قانونی به شمار آورند حال آنکه این مسئله از در دایره شببه دارئه قرار گرفته و مصداق قاعده درأ قرار می گیرد. تحقیق حاضر بر اساس روش تحقیق تحلیلی- توصیفی و مبتنی بر مطالعه ی کتابخانه ای این موضوع را مورد بررسی قرار داده است؛ نتایج تحقیق نشان می دهد که کیفر زدایی از متهم بواسطه قاعده درأ با حرمت سوء ظن هم پوشانی دارد؛ زیرا ادله قاعده درأ و حرمت سوء ظن، مردم را از ایراد اتهام و سوء ظن به دیگران به صرف شک و گمان برحذر می دارد. همچنین مبتنی بر قاعده درأ می بایست از استناد به ادله ی مبرزه با عنوان ادله ی الکترونیکی احتیاط کرد.
۶.
مسائل مخاصمات یکی از چالش های پیچیده و حیاتی در دنیای امروز هستند که نیازمند راه حل های نوآورانه و مبتنی بر اصول اخلاقی می باشند. اصول بنیادین مخاصماتی، به عنوان چارچوبی کلیدی برای کاهش تلفات انسانی و خسارات مالی در درگیری ها شناخته می شوند. با پیشرفت فناوری، سیستم های هوش مصنوعی با قابلیت هایی مانند تحلیل داده ها، پردازش زبان طبیعی، و یادگیری ماشین، پتانسیل بالایی برای بهبود اجرای این اصول و کاهش پیامدهای منفی مخاصمات دارند. این پژوهش با استفاده از روش توصیفی – تحلیلی و باهدف بررسی نقش هوش مصنوعی در اجرای اصول بنیادین مخاصماتی و تحلیل چالش های مرتبط با آن انجام شده است. یافته ها نشان می دهند که هوش مصنوعی با تحلیل توانایی تحلیل حجم گسترده ای از داده ها و شناسایی دقیق اهداف، می تواند از بروز درگیری های غیرضروری جلوگیری کرده و تلفات غیرنظامیان را کاهش دهد. بااین حال، چالش هایی مانند دقت، شفافیت تصمیمات، امنیت داده ها و پاسخگویی در صورت بروز خطاها یا نقض حقوق بشر، نیازمند توجه ویژه هستند. برای استفاده اخلاقی و مؤثر از هوش مصنوعی در مخاصمات، تقویت همکاری های بین المللی و تدوین استانداردهای جهانی، همراه با ایجاد چارچوب های قانونی و نظارتی جامع، پیشنهاد شده است. این پژوهش با ارائه تحلیل های نوآورانه و پیشنهادهای عملی، گامی مهم در جهت استفاده بهینه از فناوری های پیشرفته برای کاهش خشونت و ترویج صلح برمی دارد.