۱.
عکس به عنوان یک اثر هنری در بیشتر موارد به دنبال تبدیل تأثر به توصیف است؛ چراکه با تبیینِ توصیف، قصد ورود به هزارتوی معنا را بر اساس همپوشانی لایه های معنایی دارد. اما این تصور از هنر عکاسی گاهی رویکرد ضد توصیفی به خود گرفته و سعی در رهاسازی انگاره های معنایی دارد. در میان هنرمندان عکاس معاصر، رینکو کاوائوچی عکاس ژاپنی با بیانی بلافصل از واقعیت، سعی دارد هرآن چه که در روزمره گی رخ می دهد را با بیانی «عیناً هرآن چه که بوده» را نمایش دهد. آثار این هنرمند به دنبال بیان احساسات قابل فهم و مفید بوده و درواقع سوژه در قالب یک اشاره ناب ظاهر می شود، به این صورت که «همانی» است که در واقعیت وجود دارد. پژوهش حاضر با بررسی عناصری چون احساس تمرکز یافته، اشاره صادقانه به یک لحظه برجسته و در نهایت سکوتِ ستوری در آثار عکاسی کاوائوچی به دنبال چگونگی عدول این آثار از باتلاق معنایی است، و نیز بیان می دارد که این مهم خود در نهایت چطور منجر به «بیداری در برابر واقعیت» می شود؟ ازین رو که همواره شهود در روند نیل به حقیقت بوده است، مطالعه بیداری در مواجهه با واقعیت که خودیافتگی را در پس دارد، با اهمیت جلوه می کند. این پژوهش به صورت کمی و بر اساس اسناد کتاب خانه ای و در قالب توصیفی-تحلیلی مورد مطالعه قرار می گیرد. بر اساس آن چه از روند پژوهش به دست آمد، کاوائوچی برای تصویربرداری از آثار خود به دنبال هیچ گونه معنای از پیش تعیین شده نبوده و تنها سادگی محض آثار او به عمیق بودنشان صحه می گذارد. آثار این هنرمند در پی بیان تمثیل، نماد و مفاهیم ضمنی نبوده و درواقع با رویکرد آشکار و طبق برخورد روزمره سوژه هایی را برگزیده _یا درواقع طریقی از زندگی عکاس_ که می تواند برای خود جذاب باشد؛ ازاین رو آثار کاوائوچی با مقابل نهادن خویشتن انسان با خودش همچون گزاره ای از یک درس عمیق و آکنده خواهد بود.
۲.
تمایز رسانه زبانی و دیداری، پارادایمی است که مورد بحث و بررسی محققان در تاریخ هنر بوده است و همواره مورد اختلاف نظر روایت شناسان زبانی و مورخین هنر در تصاویر منفردِ ایستا می باشد. با توجه به اجتناب ناپذیری تأثیرِ بیش متن از پیش متن و بر اساس نظریه تراروایت ژِرار ژُنت در مبحث بیش متنیت، این جستار با هدف بررسی چگونگی بازنمایی و انتقال روایت از رسانه زبانی (پیش متن ادبی) به رسانه دیداری (بیش متن؛ سفالینه منقوش) و تغییر شاخصه های کیفی نظریه تراروایت ژرار ژنت می باشد. پژوهش حاضر در راستای این هدف سعی در پاسخگویی به دو پرسش دارد: 1) در تحلیل و تطبیق پیش متن ادبی با بیش متن سفالینه منقوش، در شاخصه های کیفی مطرح شده توسط ژُنت چه تغییر و تحولی ایجاد شده است؟ 2) آیا تصویر (رسانه دیداری) فقط لحظه واحدی از یک رویداد را باز می نماید؟ روش پژوهش توصیفی- تحلیلی است. بر اساس نتیجه بدست آمده از تحلیل و بررسی در پژوهش حاضر؛ تشابهات رسانه زبانی و دیداری قابل توجه و تأمل می باشد، به ویژه در بخش زمان؛ یعنی انتقال از یک وضعیت زمانی به وضعیت زمانی دیگر. بنابراین هیچ دلیل قانع کننده ای مبنی بر عدم توانایی بازنمایی و انتقال متن به تصویر ایستا وجود ندارد. همچنین تصویر ایستا و منفرد در واقع یک مکان هندسی است که در آن جریان سیال واقعیت بازتاب یافته است و یک نقطه ایستا از واقعیت نیست و عناصر بنیادین زبانی و اصلی ترین آنها یعنی زمان روایی به موازات نقش حرکت در پیکربندی زمان روایی در تصویر پیش رفته است.
۳.
رنگ یکی از مهمترین عناصر تجسمی برای تشخیص پدیده ها از یکدیگر است که بیانگر اطلاعات و احساسات و ناگفته های زیادی می باشد و در نمایش جزئیات ساختار فرکتال ها موثر است. منظور از هنر فرکتال هنر بصری بدیع و تازه ای در هنر دیجیتال است که از تکثیر توابع منطقی ریاضی پدید آمده است. هندسه فرکتال به عنوان هندسه طبیعت در بسیاری از هنر های تجسمی وجود دارد و رنگ نیز به عنوان یک عنصر جدایی ناپذیر درکنار فرم در هنر فرکتال جلوه گری می کند؛ با توجه به اینکه بُعد فرکتال معرف میزان پیچیدگی، نامنظمی و ناهمواری است، رنگ می تواند میزان این پیچیدگی ها، نامنظمی ها و ناهمواری ها را از نظر بصری کاهش یا افزایش دهد. لذا این سوال مطرح می شود که عامل رنگ به چه میزان در محاسبه بُعد که از ویژگی های مهم فرکتال هاست، موثر می باشد؟ هدف این پژوهش دستیابی به میزان تاثیر رنگ بر بُعد، در هنر فرکتال است. این پژوهش از نظر هدف بنیادی و از نظر روش توصیفی و تحلیلی است. برای داده اندوزی از روش کتابخانه ای و برای تعیین ابعاد فرکتال از نرم افزار فرکتالیز استفاده می شود. نمونه های رنگی پس از ورود به نرم افزار به تصویر خاکستری و سپس به تصویر باینری تبدیل می شوند و بُعد فرکتال آن محاسبه می گردد. با محاسبه بُعد نمونه ها در رنگ های آبی، قرمز و سبز این نتیجه حاصل شد که پس از رنگ سیاه، آبی بالاترین و سبز کمترین بُعد فرکتال را دارد. لذا با توجه به نتایج به دست آمده، رنگ یک عامل مهم در میزان بُعد فرکتال می باشد و رنگ های مختلف اثرات متفاوتی در بُعد خواهند داشت.
۴.
بازار قیصریه اصفهان از مشهورترین بازارهای ایران است که قدمت آن به روزگار شاه عباس اول و انتخاب این شهر به پایتختی صفویان باز می گردد. این بازار به همراه کاخ عالی قاپو، مسجد شیخ لطف الله و مسجد شاه، در مجموعه ای تحت عنوان میدان نقش جهان قرار دارد. آرایه های معماری و اهمیت کارکردهای این بازار، آن را به یکی از بناهای قابل توجه عصر صفویه مبدل کرده است. در پژوهش حاضر آرایه های معماری و کارکردهای بازار قیصریه مورد مطالعه قرار گرفته است. نتایج این پژوهش که به شیوه توصیفی و تحلیلی و بر اساس بررسی های کتابخانه ای و میدانی انجام گرفته، موید آن است که آرایه های معماری بازار قیصریه از تکنیک های تزیینی متنوع و از تداوم و استمرار برخوردار است. آرایه های تزیینی این بنا شامل آرایه های آجری، گچی، کاشی، دیوارنگاری و مقرنس وتزیینات دیگر بوده که به ویژه در، سر در ورودی بازار و بناهای موجود در آن بکار رفته است. از طرف دیگر به لحاظ طرح و منظر و مصالح، بازار قیصریه به طور کلی از الگوی معماری بازارهای سنتی ایران پیروی کرده، اما در بخش عناصر آن از گستردگی بیشتری برخوردار است. علاوه بر آن طراحی و معماری این بازار کارکردهای متنوعی را نیز به همراه داشت که از جمله می توان به تسهیل تجارت داخلی و خارجی،افزایش ارتباطات اقتصادی و اجتماعی طبقات مختلف مردم با تجار داخلی و خارجی، تامین امنیت بازرگانان و کالاهای ایشان و سرانجام تبدیل اصفهان به مرکز تجاری ایران در دوره صفویه اشاره کرد.
۵.
ترانه آبی نام شعری از احمد شاملو است. بررسی وضعیت حوض خانه و بناهای دیگر واقع در آن، موضوع پژوهش مقاله حاضر است. پرسش پژوهش این است که از دیدگاه هنر تجسمی، سازه های موجود در حوض خانه چه ویژگی یا طرح و ساختی دارند و چگونه می توان به کیفیت و طرح آنها پی برد. هدف پژوهش یافتن پرکاربردترین ارکان معماری ایرانی است که در زبان شعر تجلی یافته است. در این پژوهش سعی شده است تا با استفاده از منابع فرهنگی، ادبی و هنری، سازه های اصلی حوض خانه، نوع ساخت آن، ساختمان های متنوعی که در ساخت آن به کار رفته، فرم بیرونی آن و میزان کارکرد هنری سازه های طراحی شده، مطالعه و بررسی شود. یافته های پژوهش نشان می دهد که هنر معماری ایرانی اولا هم در زندگی عادی و عمومی مردم نقش دارد و هم در زبان شعر و ادبیات؛ ثانیاً در این شعر فرم بیرونی ساختمان، نوع چینش آن، اجزایی مانند ایوان، کاشی، تاق ها، رنگ کاشی ها و اضلاع آن طوری بیان شده است که می توان این مکان را به صورت عینی و نمایشی تماشا و در دنیای عادی تجربه کرد. در این پژوهش از روش تحلیلی توصیفی استفاده شده تا مواد، مؤلفّه ها و فرصت ها به دست آید و حوض خانه و سازه-های آن از دیدگاه هنری بررسی گردد. ساختمان حوض خانه چگونه با هنر تعامل کرده و سازه خیال انگیزی را ساخته است. در این روش پژوهشی، اطلاعات به دست آمده طبقه بندی شده، به صورت تطبیقی در ذیل سرفصل های مشخصی مطالعه می شود.
۶.
نظریه تاریخ هنر به عنوان یک دیدگاه ژرف به بررسی و تبیین آثار هنری می پردازد. این نظریه، در پی کشف عمق و چند لایه ای بودن آثار هنری، از جامعه شناسی، تاریخ شناسی، فرهنگ شناسی و حتی فلسفه بهره می برد. تحقیق پیش رو سعی دارد با رعایت قواعد مناسب، نقدی از کتاب «نظریه برای تاریخ هنر» اثر یائه امرلینگ، به ترجمه فریده آفرین ارائه دهد. کتاب "نظریه تاریخ هنر" به عنوان یک راهنمای جامع و شایسته به بررسی و تحلیل مفاهیم و مبانی این حوزه فراگیر می پردازد.این کتاب با مقدمه ای مختصر، به ارائه شخصیت های برجسته نظریه معاصر، مانند فروید، مارکس، نیچه و سوسور، همراه با بیست و شش متفکر اصلی از آدورنو تا اسپیواک، برای خواننده می پردازد. محوری ترین سؤالات پژوهش این خواهد بود که ارزشمندی این کتاب با محوریت نظریه تاریخ هنر و زیبایی شناسی در چیست؟ در این تحقیق اطلاعات به روش اسنادی جمع آوری و به شیوه توصیفی تحلیلی، محتوای این اثر بررسی شده است. لذا رویکر پژوهش کیفی خواهد بود . بنابراین هدف اصلی پژوهش شناسایی اهمیت و تمایز آن با دیگر تألیفات در این زمینه و ارتباط نظریه تاریخ هنر و فلسفه هنر خواهد بود. نتایج پژوهش نشان می دهد که تاریخ هنر و نظریه پردازی در هنر با یکدیگر پیوند خورده اند. این دو عنصر، از زمان های باستان تا به امروز، در کنار یکدیگر حضور داشته اند و نقش مهمی در تفسیر و ارزیابی آثار هنری دارندکه این مطلب دلیلی بر ضرورت مطالعه پیش رو نیز خواهد بود. همچنین درک بهتری از هنر و نقش آن در جوامع از طریق نظریه پردازی در تاریخ هنر به دست می آید.
۷.
کامران یوسف زاده ملقب به (وای. زد. کامی) از نقاشان معاصر اهل ایران است که در آمریکا و سپس در اروپا به تحصیل در فلسفه و فیلمسازی پرداخته است. نقاشی های وی در نمایشگاه های متعددی به نمایش درآمده که از آن جمله می توان به نمایشگاه انفرادی آثارش در گالری آب/انبار، تهران در خرداد ماه 1397 اشاره نمود. این نمایشگاه شامل آثار متنوعی از جمله پرتره ها، گنبد ها و دست ها بوده است. در پژوهش حاضر از میان این آثار، به بررسی گنبدها پرداخته شده و به نظر می رسد خلق گنبدها حاکی از نگاهی خاص و عارفانه ی هنرمند است. دوایری موهوم که در مرکز تابلوها به نور و سفیدی مطلق ختم می شوند. درپی گیری نگرش هنرمند در خلق این آثار، مواضعی گوناگون دریافت می گردد که ظاهراً کارآیی بینامتنیت در ارتباط بینابینی و وابستگی متقابل میان متون کهن، نظرات فلاسفه اسلامی و نقاشی ها مشاهده می شود چنانچه اساس نظریات لوران ژنی نیز به کاربست نظریه بینامتنیتی به متون ادبی پرداخته است. پرسش اصلی پژوهش این است که 1- ارتباط نقاشی گنبدها با پیش متن ادبیات کهن فارسی چگونه بوده است؟ 2- رابطه بینامتنی میان دایره، (حرکت دوار) و اسطوره ها و نمادها در فلسفه اسلامی به چه صورت می باشد؟ روش تحقیق توصیفی و تحلیلی است. روش گردآوری مطالب کتابخانه ای و از کتب و مقالات متعددِ مرتبط با موضوع از طریق فیش برداری بوده است. نتایج بدست آمده نشان می دهد، بینامتنیت قوی میان نقاشی ها و فلسفه اشراقی وجود دارد. رابطه ضعیف و قوی میان تابلوهای گنبدها و اسطوره اسلامی، حکمت مشایی و تصوف درویشان برقرار است.
۸.
تخیل یکی از مهمترین عناصر ضروری در شکل گیری یک اثر هنری است. نقاشی نیز به عنوان یکی از شاخه های مطرح هنر بدون عنصر تخیل غیر ممکن خواهد بود. در نقاشی، تخیل چیزی فراتر از شکل دادن به تصاویری واقعی ست. این امری است که در نقاشی های ایران درودی قابل مشاهده است. از سوی دیگر گاستون باشلار، شناخت تخیل را شکل دادن به تصاویری می داند که واقعیت را پشت سر می گذارد. بدین جهت نظرات باشلار قابلیت این را دارند که در شناسایی تخیل در آثار هنری استفاده گردند. در این تحقیق، عناصر تخیلی موجود در نقاشی های ایران درودی با توجه به دیدگاه باشلار مورد تحلیل و تطبیق قرار می گیرد و همچنین روابط معنادار میان نور، رنگ و عناصر طبیعی در آثار ایران درودی بر اساس تخیل مادی و شکلی از دیدگاه باشلار مورد جستجو قرار می گیرد. تحقیق حاضر از منظر هدف، بنیادی و از منظر روش، توصیفی-تحلیلی است و جهت گردآوری اطلاعات از ابزار کتابخانه ای و اینترنتی استفاده شده است. جامعه آماری این تحقیق شامل تحلیل سه اثر نقاشی از ایران درودی است که به صورت کیفی و با استفاده از منابع هنری، ادبی، اسطوره ای و تاریخی مورد تحلیل قرار گرفته اند. در نتایج حاصل از پژوهش چنین به نظر می رسد که: ایران درودی در آثارش از نور و رنگ (که عناصر اصلی در فضای خیالی آثارش هستند) با تکیه بر عناصر طبیعی در تخیل مادی انگارانه و استعاره ای از مرگ و زندگی، هستی و نیستی و جاودانگی استفاده کرده است که به نوعی نشان از دوگانگی دیالکتیکی در این تخیل مادی دارد. تمامی تصاویر خیالی ایران درودی، استعاره ای است در مظاهر طبیعت، که در قالب نمادها و ضمیر ناخودآگاه هنرمند بازتاب داشته است و همگی آنها با تخیل باشلار که هدف آن بر محور تخیل مادی، تخیل شکلی، دوگانگی دیالکتیکی است قابل تطبیق هستند.
۹.
از میانه های دهه ی ۱۳۳۰ ه.ش، کشور ایران با سرعت به سمت یک دوره ی تولید داخلی روی آورد. سرمایه داران ایرانی با استفاده از شرایط مساعدی که فراهم شده بود؛ از سرمایه گذاری در امور تولیدی استقبال کردند. در این دهه به مرور تأثیر، موقعیّت و تعداد کانون های آگهی و تبلیغات دوچندان شد. پژوهش حاضر باهدف معرّفی کانون های تبلیغاتی ایران در دهه ی ۲۰ و ۳۰ ه.ش صورت پذیرفته است. در این تحقیق تلاش شده است تا به این پرسش پاسخ داده شود: کدام کانون های تبلیغاتی در حوزه ی تولید آگهی های تجاری مطبوعات دهه ی ۲۰ و ۳۰ ه.ش مشغول به فعّالیّت بودند؟ روش تحقیق در این پژوهش توصیفی–تحلیلی و گردآوری اطّلاعات به صورت مطالعه ی اسناد کتابخانه ای بوده است. یافته های پژوهش نشان می دهد که توسعه ی صنعت چاپ و لیتوگرافی، رشد مطبوعات و نیاز به اطّلاع رسانی و تبلیغ موجب شکل گیری بنگاه های کوچک تبلیغاتی شده است. این کانون های تبلیغاتی نقطه ی عطفی در روند حرفه ای صنعت تبلیغات ایران به شمار می روند. یکی از مراکز ایجاد آژانس های تبلیغاتی خیابان لاله زار بود. کانون های آگهی زیبا، طوطی، گردونه، پارس، فنزی، مترو، آوا، مودّت، غرب، نوین، پیک، خورشید، مینیاتور، وگا، اُسکار، مصوّر، پارت، خروس، فاکوپا، آوازه، کسری و کاسپین از مؤسسات فعّال این دوره به شمار می روند. شیوه ی تبلیغات در این کانون ها شامل مطرح کردن جایزه در تبلیغات، شیوه ی ساز و ضربی با استفاده از شعر فارسی و آهنگ های روز، انتشار طرح های کوتاه با تیراژ زیاد، تبلیغات شیوه ی بسته یا انتظاری و... بود. این شیوه ها نقش مؤثری در معرّفی کالاهای داخلی داشتند.
۱۰.
مروری بر وضعیت آموزشی و پژوهشی هنر در نظام آموزش عالی کشور نشانگر وجود موانع و چالش هایی است که موجبات ضعف توسعه هنر به ویژه هنرهای تجسمی را در جوانب مختلف باعث شده است. با در نظر گرفتن پیشینه درخشان هنر ایران و پتانسیل غنی این سرزمین در ارتقای سطوح آموزشی و پژوهشی هنر در دوران معاصر، این مساله مطرح می شود که چه موانعی در رشد و توسعه هنر در نظام آموزش عالی کشور دخیل هستند؟ و حوزه هنرهای تجسمی از چه وضعیتی برخوردار است؟ به نظر می رسد ضعف کارگروه های مدیریتی و نظارتی وزارت علوم در تدوین قوانین، جهت دهی و نظارت بر عملکرد مراکز آموزش عالی هنر در کشور سهم مهمی در ایجاد این افول داشته است؛ از جمله این مشکلات می توان به عدم به روزرسانی قوانین و برنامه دروس آموزشی در مقاطع تحصیلی مختلف به ویژه در حوزه هنرهای تجسمی اشاره کرد که با تحولات جهانی همگام نیست و نیازهای جامعه را مرتفع نمی سازد. همچنین عدم تبیین جایگاه اثر بدیع و ارزنده هنری به عنوان مهمترین دستآورد علمی فعالیت عضو هیات علمی گروه هنر است که در آیین نامه های سنجش و پایش عملکرد مدرس در اولویت نخست قرار ندارد. این نقص سبب شده تا ارزیابی عملکرد اعضای هیات علمی گروه هنر با اشل های متناسب با ماهیت گروه های غیرهنری صورت گیرد و به فعالیت حرفه ای هنرمند که نقش فزاینده ای در توسعه هنر در نظام آموزش عالی دارد، کمتر توجه شود. ضعف حمایت از فعالیت های برون مرزی هنرمندان جهت شرکت در رویدادهای معتبر هنرهای تجسمی و همچنین کمبود نشریات بین المللی هنر دارای نمایه علمی معتبر، به عنوان مهمترین رسانه علمی در ترویج دستآوردهای هنر معاصر ایران در عرصه بین المللی از دیگر نواقصی است که مشهود است. این پژوهش به روش توصیفی تحلیلی به انجام رسیده و از منابع کتابخانه ای- الکترونیکی بهره گرفته است.
۱۱.
حروف فارسی به صورت اشکال انتزاعی و تجرید پس از سپری کردن دوره رمزگذاری، پایه اصلی ارتباط تصویری در زمینه تایپوگرافی و طراحی نشان های نوشتاری است. طراحی نشان های نوشتاری به عنوان شناسه دیداری و هویت بصری یک سازمان، محصول ، خدمات و برند از اهمیّت ممتازی در ارتباط تصویری برخوردار است. حروف به مثابه ندای تصویر با دو رویکرد «ساختار زبانی» و «ساختار زیباشناسی » شاکله اصلی نشان های نوشتاری را تشکیل می دهند و این دو رویکرد به صورت مکملِ همدیگر عمل می کنند. بررسی نقش آفرینی حروف فارسی در خلق نشان های نوشتاری فرهنگی دهه ۵۰ خورشیدی (با مطالعه موردی آثار ممیز و احصائی) موضوع اصلی این پژوهش است. روش این پژوهش، توصیفی-تحلیلی و روش گردآوری منابع اطلاعات، کتابخانه ای و الکترونیکی است. نتایج پژوهش حاکی از آن است که نقش آفرینی حروف فارسی در خلق نشان های نوشتاری حولِ محور معنا و محتوای موضوع شکل می گیرد؛ به طوری که شکل بصری حروف بازگوکننده و نمایش دهنده محتوای موضوع است و در فرآیند طراحی دچار دگرگونی ساختاری و فرمی می شود و این دگرگونی ها علاوه بر جست و جوی زیبایی شناسانه فرمی، به دنبال مکمل سازی نوشتار و فرم با معنا و محتوا است. یکی از ویژگی های اصلی و بارز خط فارسی؛ پیوستگی و اتصال حروف در آن است که موجب ایجاد فرم ها و اشکال متنوع می شود. وجود مشابهت های فرمی در بعضی از حروف و ترکیب بندی بصری آن ها با کرسی بندی های متعدد نسبت به یکدیگر، موجب ایجاد فرم های خلاقانه، ریتم و همگون سازی در طراحی نشان های نوشتاری می شود.
۱۲.
امروزه آموزش غیر رسمی رشته های هنرهای تجسمی، به شکلی گسترده و متنوع ارائه می گردد. در واقع حضور این آموزش به حدی است که نمی توان اثرگذاری آن ها بر نظام آموزش عالی ایران را کم اهمیت تلقی کرد. آموزش غیر رسمی رشته های هنرهای تجسمی شامل این موارد است: 1-نقاشان تجربی که اصطلاحاً نقاشان بازاری نامیده می شوند و این شیوه را یاد می دهند. 2-آموزشگاه های کنکور هنر که دوره های آمادگی جهت شرکت در آزمون ورودی دانشگاه های هنر در مقاطع تحصیلی مختلف را برگزار می کنند.3- آموزشگاه های هنری آزاد که به استانداردهای موجود در دانشگاه ها نزدیک تر می باشند و اغلب توسط هنرمندان تثبیت شده و در برخی موارد توسط هنرمندانی تأسیس می شوند که در دانشگاه ها نیز تدریس می کنند. 4- آموزشگاه های هنری آزاد که صرفاً در حوزه نظری هنر نظیر تاریخ هنر، فلسفه هنر، نقد هنر و... فعالیت دارند. در این راستا پژوهش حاضر تلاش دارد، تا تطبیق و ارتباط میان ارائه دانشگاهی رشته های هنرهای تجسمی و آموزش غیر رسمی رشته های مذکور را مورد بررسی و مطالعه قرار دهد. پژوهش حاضر با این پرسش روبه رو است که ارائه رشته های هنرهای تجسمی در حیطه های آموزش غیر رسمی و آموزش دانشگاهی چگونه قابل مطالعه است؟ روش پژوهش حاضر از نوع توصیفی-تحلیلی می باشد. همچنین جهت تجزیه و تحلیل داده ها از شیوه تجزیه و تحلیل کیفی بهره گرفته شده است. در این پژوهش اطلاعات به صورت کتابخانه ای گردآوری و در جهت پاسخگویی به سوال پژوهش ساماندهی شده اند. چنانچه از بررسی و تطبیق ارائه رشته های هنرهای تجسمی در آموزش رسمی و غیررسمی بر می آید، افزون بر هدف محتوای آموزشی توسط وزارت علوم، تحقیقات و فناوری مشخص می گردد. این مسئله بر مؤلفه های دیگر نیز مؤثر است. این در حالی است که بخش عمده ای از آموزش غیر رسمی مبتنی بر تجربیات استاد و ترجیح و اولویت متقاضی است.