۱.
زمینه و هدف: پژوهش حاضر باهدف مقایسه تأثیر هشت هفته تمرین مقاومتی بر شاخص نروتروفیک مشتق از مغز و مقاومت به انسولین زنان چاق مبتلا به دیابت نوع 2 شهر نورآباد انجام شد.مواد و روش ها: آزمودنی های این تحقیق نیمه تجربی شامل 20 زن مبتلا به دیابت نوع 2 (با میانگین سنی 8/3 ± 6/42 سال) بود که به روش هدفمند و در دسترس انتخاب و به طور تصادفی به دو گروه 10 نفری تمرین مقاومتی و گروه کنترل تقسیم شدند. مداخله تمرینات مقاومتی شامل 8 هفته (3 جلسه در هفته) تمرینات پرس سینه، فلکشن ساق پا، اکستنشن ساق پا، سیم کش از جلو و دراز و نشست کرانچ بود. 48 ساعت قبل و 48 ساعت پس از آخرین جلسه تمرینات، از آزمودنی های دو گروه خون گیری به منظور ارزیابی شاخص نروتروفیک مشتق از مغز و مقاومت به انسولین گرفته شد. تجزیه وتحلیل داده ها با استفاده از آزمون t وابستهانجام شد.نتایج: نتایج نشان داد تمرینات مقاومتی باعث افزایش معنادار در میزان نوتروفیک مشتق از مغز (001/0=P)، و کاهش معنادار در میزان مقاومت به انسولین (001/0=P) در گروه تمرینی شد.. نتیجه گیری: تمرینات مقاومتی موجب افزایش BDNF و درنتیجه کاهش عوارض عصبی در بیماران مبتلا به دیابت نوع 2 شده است
۲.
مقدمه و هدف: اعمال دوره های کوتاه انسداد قبل از فعالیت منجر به بهبود عملکرد ورزشی منجر می شود، اما اثر مدت زمان بین اعمال انسداد و شروع فعالیت بر عملکرد مشخص نیست. بنابراین، تحقیق حاضر به بررسی اثر فاصله زمانی بعد از دوره های انسداد جریان خون بر عملکرد جودوکاران رقابتی پرداخت. روش شناسی: در این مطالعه متقاوطع و تصادفی، 10 جودوکار رقابتی بطور داوطلبانه در این مطالعه شرکت کردند. هر آزمودنی در سه جلسه: انسداد 5 دقیقه قبل از فعالیت، انسداد 20 دقیقه قبل از فعالیت و بدون انسداد (شم) شرکت کرد. در هر جلسه دو آزمون ویژه جودو متوالی با فاصله 60 ثانیه و بعد از 15 دقیقه یک آزمون بی هوازی رست اجرا شد. دوره های انسداد با بستن کش الاستیک در انتهای فوقانی رانها و در سه دور پنج دقیقه ای انسداد و پنج دقیقه رپرفیوژن متعاقب آن انجام گردید. از روش آماری آنالیز واریانس با اندازه های تکراری و آزمون تعقیبی بونفرونی استفاده شد. یافته ها: نتایج نشان داد که اثر دوره های ایسکمی 5 و 20 دقیقه قبل از فعالیت بر تعداد تکنیکهای اجرا شده و شاخص آزمون اول و دوم جودو معنادار نیست. اعمال ایسکمی 5 و 20 دقیقه قبل فعالیت منجر به افزایش معنادار حداکثر و میانگین برون ده توان نسبت به وضعیت شم شد. نتیجه گیری: طبق یافته های پژوهش به نظر می رسد که دوره های متناوب ایسکمی 5 و 20 دقیقه قبل از فعالیت بر اجرای آزمون ویژه جودو اثر معناداری ندارد ولی بر عملکرد بی هوازی جودوکاران رقابتی اثر دارد.
۳.
بازیافت به عنوان یک استراتژی مؤثر برای کاهش خستگی و حفظ عملکرد ورزشی در حین و پس از فعالیت های شدید شناخته شده است. هدف این پژوهش، بررسی تأثیر انواع آبرسانی مجدد در دوره بازیافت بر عوامل آمادگی جسمانی و عملکردی تکواندوکاران نوجوان و جوان است. جامعه آماری این پژوهش شامل 12 نفر تکواندوکار نوجوان و جوان شهر بجنورد با حداقل پنج سال سابقه تمرین در رشته تکواندو است. آزمودنی ها به مدت چهار جلسه با فاصله زمانی یک هفته پروتکل پژوهش را اجرا کردند. تکواندوکارها فرآیند تمرینات را به همراه مصرف دو نوع نوشیدنی در جلسات مختلف تمرین، با وقفه 20 دقیقه ای برای جذب نوشیدنی ها طبق برنامه تمرینی از قبل طراحی شده انجام داده و سپس آزمون های آمادگی جسمانی و عملکردی را به انجام رساندند. برای تحلیل داده ها از آزمون تحلیل واریانس با اندازه گیری های مکرر و آزمون تعقیبی بونفرونی استفاده شد. ماحصل نتایج مطالعه حاضر شامل تفاوت معنادار بین گروهی در فاکتور های چابکی، سرعت عکس العمل و توان عضلانی پا با مصرف نوشیدنی های نوع 1 و 2 بوده است (p < 0.05). ضمناً تنها در متغیر چابکی هوازی - بی هوازی ویژه تکواندو تفاوت معناداری بین گروه ها مشاهده نشد .(p > 0.05)به بیان دیگر استفاده از محلول ها با ترکیب غالب کربوهیدرات (نوشیدنی نوع 1) و ترکیب غالب الکترولیت ها (نوشیدنی نوع 2)، بهبود فاکتورهای آمادگی جسمانی و عملکردی تکواندوکاران را در پی دارد. بر این اساس تمرکز بر تقویت آبرسانی مجدد در دوره بازیافت بر فاکتورهای اشاره شده تأثیرگذار است و موجب ارتقاء آن ها خواهد شد.
۴.
هدف از مطالعه بررسی تأثیر سه روش مختلف تمرین مقاومتی بر IGf-1 و هایپرتروفی ران و بازو در بدنسازان نیمه حرفه ای بود. این مطالعه کاربردی و نیمه تجربی دارای 3 گروه آزمایشی و پیش آزمون و پس آزمون بود. جامعه آماری، بدنسازان مرد اهل کارثار با 3 سال سابقه (18 تا 23 سال) بودند که 36 نفر از آنها انتخاب و به روش تصادفی ساده به 3 گروه 12 نفره شامل:1. تمرین مقاومتی-پلایومتریک،2. تمرین مقاومتی-الاستیک و 3. گروه تمرین مقاومتی-کششی تقسیم شدند. در مطالعه حاضر، هر یک از 3 گروه فعال، برنامه های تمرینی خود را 3 جلسه در هفته به مدت 8 هفته با شدت 70 تا 85 درصد انجام دادند. متغیرهای تحقیق قبل و بعد از برنامه تمرینی اندازه گیری شدند. برای توزیع نرمال داده ها از آزمون شاپیرو-ویلک و برای بررسی معناداری درون گروهی و بین گروهی در پیش آزمون و پس آزمون از آزمون لوین و تحلیل کوواریانس استفاده شد. تمام عملیات آماری با استفاده از نرم افزار SPSS/22 انجام شد و سطح معنی داری آزمون ها p≥0.05 در نظر گرفته شد. یافته های تحقیق نشان داد که سطح IGF-1 در هر سه گروه تحقیق به طور معنی داری افزایش یافته است (P=0.001). توده عضلانی بازو در گروه تمرین مقاومتی-الاستیک و توده عضلانی ران در گروه تمرین مقاومتی-پلایومتریک به طور معنی داری افزایش یافته است (P=0.001). تمرینات مقاومتی پلایومتریک و الاستیک که به طور همزمان فشار بیشتری بر عضلات وارد می کنند، می توانند به عنوان یک روش تمرینی جدید برای جایگزینی تمرینات سنتی معرفی شوند.
۵.
مقدمه و هدف: انفارکتوس قلبی به عنوان شایع ترین علت نارسایی قلب ، یکی از رایج ترین بیماری های قلبی-عروقی می باشد و هدف از اجرای این پژوهش تعیین پاسخ نیتریک اکساید و فاکتور رشد اندوتلیال عروقی به مدت 10 هفته تمرین هوازی پس از پیوند سلول های بنیادی مزانشیمی در موش های مدل انفارکتوس قلبی بود. مواد و روش: در این مطالعه تجربی از 60 سر موش نر ویستار با دامنه سنی 7-8 هفته ای استفاده شد.آزمودنی ها به 6 گروه 10 تایی تقسیم شد. گروه کنترل سالم، کنترل بیمار، شم، سلول، تمرین و سلول + تمرین. برای ایجاد انفارکتوس قلبی با استفاده از نخ سیلک 6/0 شریان را به طور کامل مسدود شد. سلول های بنیادی پس از استخراج، حدود 106 سلول برای هر موش از طریق سیاهرگ دمی تزریق شد .برنامه تمرینی شامل دویدن بر روی تردمیل به مدت 50 دقیقه برای 5 روز در هفته در نظر گرفته شد. جهت تعیین نرمال بودن توزیع داده ها از آزمون کولموگروف – اسمیرنوف و از آزمون تحلیل واریانس یک طرفه برای معناداری و روشن نمودن محل اختلاف از آزمون تعقیبی توکی استفاده شد. یافته ها: یافته های این پژوهش نشان داد که القاء انفارکتوس میوکارد موجب افزایش معنادار سطوح VEGFو NO در گروه سلول بنیادی در مقایسه با گروه کنترل بیمار شد(001/0p<) نتیجه گیری: این یافته ها نشان می دهد که سطوح VEGFو NO در گروه تجربی متعاقب 10 هفته درمان با تمرینات هوازی و سلول های بنیادی، از طریق مکانیسم پاراکرین ، افزایش یافت.
۶.
مقدمه: اگرچه نقش تمرین و آنتی اکسیدان ها بر بهبود عملکرد قلب گزارش شده است. اما اثر همزمان آنها هنوز به خوبی شناخته نشده است. بنابراین مطالعه حاضر با هدف تغییرات VEGF و HIF- α1 در بافت قلب موش های صحرایی ماده سالمند به دنبال هشت هفته تمرین تناوبی شدید و مصرف جنستئین انجام شد. روش ها: در این مطالعه تجربی 30 سر موش صحرایی ماده 18-24 ماهه نژاد اسپراگ داولی انتخاب و به گروه های (1) HIIT، (2) جنستئین، (3) HIIT+مصرف جنستئین، (4) کنترل سالم و (5) شم تقسیم شدند. در مدت 8 هفته گروه های 2 و 3 روزانه mg/kg 60 جنستئین حل شده در DMSO و همچنین گروه 5 روزانه mg/kg 60 DMSO به صورت داخل صفاقی دریافت کردند. گروه های 1 و 3 به میزان 3 جلسه در هفته روی نوارگردان دویدند. جهت تجزیه و تحلیل یافته ها از آزمون های آماری آنالیز واریانس یک طرفه همراه با آزمون تعقیبی توکی استفاده شد (05/0>P). نتایج: بیان VEGF و HIF-1α قلبی در گروه HIIT نسبت به گروه کنترل افزایش یافت (05/0>P). همچنین در گروه HIIT+جنستئین مقادیر VEGF بیشتر از گروه کنترل بود (05/0>P). همچنین در گروه HIIT مقادیر VEGF و HIF-1α قلبی بیشتر از گروه ترکیب تمرین + جنستئین بود (05/0>P). نتیجه گیری: به نظر می رسد تمرین تناوبی شدید دارای اثرات آنژیوژنیک است اما جنستئین با دوز مطالعه حاضر منجر به تعدیل آنژیوژنز ناشی از ورزش می شود.
۷.
زمینه و هدف: فتوئین-A (FetA) به عنوان هپاتوکین التهابی در اختلالات کبدی ناشی از چاقی نقش دارد. هدف تحقیق حاضر تعیین اثر تمرینات ایروبیک ریتمیک و مصرف مکمل پروبیوتیک بر FetA و آمینوترانسفرازهای سرمی در دختران چاق نوجوان بود. مواد و روش ها: در تحقیق نیمه تجربی حاضر 60 دختر چاق با شاخص توده بدنی 35-30 کیلوگرم بر متر مربع و دامنه سنی 18-15 سال به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب و به چهار گروه تمرین ایروبیک ریتمیک، مکمل پروبیوتیک، ترکیبی و دارونما تقسیم شدند. پروتکل تمرین شامل هشت هفته تمرینات ایروبیک ریتمیک به مدت هشت هفته و تواتر تمرین سه جلسه در هفته انجام شد. همچنین مکمل پروبیوتیک از کپسول مکمل پروکید (ساخت شرکت میلاد فارمد/ کشور ایران) به صورت یک عدد در روز استفاده شد. 24 ساعت قبل از انجام مداخلات و 72 ساعت پس از آخرین جلسه مداخله مشخصات تن سنجی و خون گیری در همه گروه ها در یک روز و به صورت ناشتا انجام شد. برای مقایسه درون گروهی و بین گروهی به ترتیب از آزمون های تی زوجی و تحلیل کواریانس استفاده شد (05/0 ≥P). نتایج: در گروه های تمرین و ترکیبی افزایش معنی داری در آمادگی قلبی تنفسی و کاهش معنی داری در سطوح آلانین آمینوترانسفراز (ALT)، آسپارتات آمینوترانسفراز (AST) نسبت به گروه دارونما و مکمل مشاهده شد (05/0 >P). همچنین کاهش FetA در گروه ترکیبی نسبت به گروه مکمل معنی دار بود (05/0 >P) در گروه مکمل کاهش معنی داری در سطوح ALT و AST نسبت به گروه دارونما مشاهده شد (05/0 >P). همچنین کاهش سطح AST در گروه ترکیبی به صورت معنی داری نسبت به گروه تمرین بیشتر بود (05/0 >P). . نتیجه گیری: بر اساس نتایج پژوهش حاضر، تمرینات ایروبیک ریتمیک، به ویژه زمانی که با مصرف مکمل پروبیوتیک همراه شود، علاوه بر ارتقای آمادگی قلبی-تنفسی، اثر بیشتری در کاهش سطوح سرمی FetA و AST دارد. بنابراین، استفاده ترکیبی از این دو
۸.
هدف مطالعه حاضر تعیین اثر تمرین هوازی بربیان ژن های نروتروفیک (BDNF/TrKB)بافت مخچه در رتهای چاق بود. در یک مطالعه تجربی 18 رت ماده بالغ با سن 12 به عنوان آزمودنی انتخاب و به طور تصادفی در سه گروه 1- گروه کنترل -تغذیه نرمال، 2- گروه کنترل تغذیه غذای پرچرب، 3- گروه غذای پرچرب تمرین هوازی قرار گرفتند. برنامه تمرینی شامل ۴ هفته و هفته ای پنج جلسه دویدن با شدت متوسط روی نوار گردان بود . چهل هشت ساعت پس از آخرین جلسه تمرین هوازی و 8تا10 ساعت ناشتایی رتها با ترکیبی از کتامین و زایلازین بیهوش شده و بافت مخچه برای تعیین بیان ژن های BDNF/TrKB به روش real Time PCR استخراج شد. بیان ژن BDNFبافت مخچه در گروه کنترل- تغذیه غذای پرچرب به طور معناداری کمتر از گروه کنترل -تغذیه نرمال بود(P=0.001). بیان این ژن در گروه غذای پرچرب- تمرین هوازی به طور معناداری بیشتر از گروه کنترل تغذیه غذای پرچرب بود(P=0.002). بیان ژن TrkB در گروه کنترل - تغذیه غذای پرچرب به طور معناداری کمتر ازگروه کنترل -تغذیه نرمال بود(P=0.001). بیان ژن در گروه گروه غذای پرچرب- تمرین هوازی به طور معناداری بیشتر از گروه کنترل تغذیه غذای پرچرب بود(P=0.002). از آنجاییکه تمرین هوازی موجب افزایش بیان ژن های BDNF وTrKB شد، نتیجه گیری می شود تمرین هوازی در شرایط HFD دارای اثرات نوروپروتکتیو بوده و موجب بهبود عملکرد عصبی به ویژه حرکتی می گردد.
۹.
زمینه و هدف: تمرینات هوازی و مصرف امگا-۳ به عنوان مداخلات غیردارویی مؤثر در مدیریت دیابت شناخته می شوند. هدف از مطالعه حاضر، بررسی تأثیر تمرینات تناوبی هوازی با شدت متوسط (MIIT) همراه با مصرف امگا-۳ بر مقاومت به انسولین در رت های ویستار چاق مبتلا به دیابت نوع ۲ بود. مواد و روش: در این مطالعه تجربی، ۱۵ سر رت ویستار نر سه ماهه با وزن ۲۰۰ تا ۲۲۰ گرم به صورت تصادفی در پنج گروه کنترل (رژیم غذایی استاندارد)، دیابت، دیابت + ورزش، دیابت + مکمل و دیابت + ورزش + مکمل تقسیم شدند. چاقی با رژیم غذایی پرچرب و فروکتوز بالا القا گردید و دیابت با تزریق داخل صفاقی استرپتوزوتوسین ایجاد شد. پروتکل تمرین شامل هشت هفته MIIT بود و مکمل امگا-۳ به صورت روزانه ۱۰۰ میلی گرم بر کیلوگرم روغن ماهی به مدت شش هفته مصرف شد. داده ها با استفاده از تحلیل واریانس یک طرفه و آزمون تعقیبی توکی مورد بررسی قرار گرفتند. یافته ها: ایجاد دیابت موجب افزایش معنادار سطوح گلوکز، انسولین ناشتا و شاخص HOMA-IR نسبت به گروه کنترل شد (001/0>P). در گروه دیابت + مکمل کاهش معناداری در سطح گلوکز و مقاومت به انسولین نسبت به گروه دیابت مشاهده گردید (05/0>P). همچنین، گروه دیابت + ورزش + مکمل به طور معناداری کاهش سطوح گلوکز، انسولین ناشتا و HOMA-IR را نسبت به گروه دیابت نشان داد (05/0>P). نتیجه گیری: این نتایج نشان می دهد که استفاده از مکمل امگا-۳ بخصوص با تمرین MIIT می تواند اثرات مثبتی بر کنترل متابولیک دیابت نوع ۲ داشته باشد.
۱۰.
هدف از این پژوهش، عوامل موثر بر سواد حرکتی و سلامت ورزشکاران جانباز و معلول در ایران بوده است. این مطالعه از حیث پارادایم از نوع تفسیری، رویکرد کیفی، استراتژی داده بنیاد و تاکتیک تحلیل محتوای پنهان بوده است. روش جمع آوری داده ها در تحقیق به شکل مصاحبه عمیق با 17 نفر از افراد خبره آکادمیک و تجربی در حوزه سواد حرکتی و سلامت بوده است. روش نمونه گیری به صورت هدفمند بوده و مصاحبه ها تا حد اشباع نظری داده ها پیش رفت. فرمت داده های احصا شده از مصاحبه ها به شکل صوت و متن بوده و تجزیه و تحلیل آنها از طریق نرم افزار MAXQDA نسخه 18 انجام شد. ابتدا استخراج مفاهیم اولیه از فرآیند کدگذاری بازِ مصاحبه های انجام شده صورت گرفت. سپس از طریق کدگذاری محوری، مفاهیم به دست آمده در قالب مقولات مختلف دسته بندی شده و نهایتاً از طریق کدگذاری انتخابی، عوامل موثر بر سواد حرکتی و سلامت ورزشکاران جانباز و معلول در ایران طراحی شد. یافته های پژوهش حاضر نشان می دهد که بهبود سواد حرکتی و سلامت ورزشکاران جانباز و معلول نیازمند توجه به عوامل شخصی، بین فردی و جامعه شناختی است. برای ارتقاء کیفیت زندگی و عملکرد ورزشی این افراد، باید برنامه های جامع و متناسب با نیازهای آنان تدوین نمود که این برنامه ها می تواند شامل آموزش های مستمر، افزایش دسترسی به امکانات و تجهیزات ورزشی، تقویت حمایت های اجتماعی و ترویج فرهنگ مثبت نسبت به ورزشکاران جانباز و معلول باشد. با توجه به این عوامل، می توان به ارتقاء سلامت و سواد حرکتی این گروه کمک و فرصتی برای مشارکت فعال تر در جامعه ورزشی داد.
۱۱.
هدف: مطالعه حاضر با هدف تاثیر 12 هفته تمرین پیلاتس بر سطوح سرمی رنین، نیتریک اکساید و فشار خون زنان مبتلا به پرفشار خونی انجام گرفت مواد روش ها: در این پژوهش نیمه تجربی با طرح پیش آزمون- پس آزمون، 30 بیمار زن مبتلا به پرفشار خونی به عنوان نمونه آماری به صورت در دسترس و با توجه به شرایط ورود به مطالعه انتخاب شدند. سپس آزمودنی ها به صورت تصادفی در 2 گروه 15 نفری تمرینات پیلاتس و کنترل قرار گرفتند. در مرحله پیش آزمون، بعداز اندازه گیری فشار خون سیستولی و دیاستولی، برای اندازه گیری سطوح رنین و نیتریک اکساید بعد از 12 ساعت ناشتایی خونگیری صورت گرفت سپس تمرین پیلاتس به مدت 12 هفته و هر هفته 3 جلسه انجام شد 48 ساعت پس از اتمام دوره تمرینی اندازه گیری شاخص های مطالعه انجام شد. داده ها با استفاده از آزمون های تی وابسته و آزمون کوواریانس با آزمون تعقیبی بنفرونی تحلیل گردید یافته ها: نتایج مطالعه نشان داد که تمرینات پیلاتس باعث افزایش معنادار سطوح سرمی رنین و نیتریک اکساید زنان مبتلا به پرفشار خونی گردیده است علاوه براین، نتایج حاکی از کاهش معنادار فشار خون سیستولی و فشار خون دیاستولی زنان مبتلا به پرفشار خونی در اثر 12 هفته تمرینات پیلاتس بود (05/0>P). نتیجه گیری: با توجه به نتایج به نظر می رسد انجام منظم تمرینات پیلاتس در افراد مبتلا به فشار خون بالا و پرفشاری خون می تواند فراهمی زیستی NO و فعالیت رنین پلاسما را افزایش داده و در نتیجه باعث ایجاد اثر کاهش فشار خون شود
۱۲.
هدف: این مطالعه با هدف تعیین اثر 12 هفته تمرین HIIT بر بیان ژن GLUT4 در عضله دوقلو، گلوکز و مقاومت انسولین در رت های دیابتی نوع 2 انجام گرفت. روش کار: جامعه آماری را همه رت های نر ویستار انستیتو پاستور ایران تشکیل می دهند که از بین آنها 14 رت 10 هفته ای در دامنه وزن 20 ± 220 گرم انتخاب شدند و توسط تزریق درون صفاقی نیکوتین آمید + STZ دیابتی نوع 2 شدند. سپس به شیوه تصادفی به گروه های HIIT (12 هفته، 5 جلسه در هفته، 7 = n) و کنترل (7 = n) تقسیم شدند. سطوح ناشتایی گلوکز، انسولین، مقاومت انسولین و بیان ژن GLUT4 در عضله دوقلو دو گروه بعد از آخرین جلسه تمرینی اندازه گیری و توسط آزمون تی مستقل بین دو گروه مقایسه شدند. نتایج: تمرین HIIT به کاهش معنی دار گلوکز ناشتا و افزایش بیان GLUT4 در عضله دوقلو در مقایسه با گروه کنترل منجر شد. در مقایسه با گروه کنترل، شاخص مقاومت انسولین تغییر معنی داری پیدا نکرد. نتیجه گیری: اجرای تمرینات HIIT مستقل از مقاومت انسولین، سطوح گلوکز رت های دیابتی نوع 2 را بواسطه افزایش بیان GLUT4 در عضلات اسکلتی متاثر می کند. با این وجود، اجرای مطالعات بیشتر با هدف شناخت دیگر مکانیسم های عهده دار هموستاز گلوکز پیشنهاد می شود.