۱.
هدف از پژوهش حاضر بررسی تاثیر هشت هفته تمرین مقاومتی در ترکیب با مکمل BCAA نانولیپوزوم بر بیان ژنهای HSP60 و HSP70 میتوکندری کاردیومیوسیتهای رتهای مدل سکته قلبی بود. در این مطالعه تجربی، 32 سر موش صحرایی نر نژاد ویستار مدل سکته قلبی به صورت تصادفی به 4 گروه کنترل، مکمل (BCAA نانولیپوزوم)، توام (تمرین مقاومتی+ مکمل BCAAنانولیپوزوم) و تمرین (تمرین مقاومتی) تقسیم شدند. تمرین مقاومتی شامل هشت هفته تمرین نردبان با شدت متوسط (70 درصد از MVCC) و پنج روز در هفته بود. در گروه های مکمل و توام 5 روز در هفته و به مدت 8 هفته، مکمل BCAA نانولیپوزوم و به میزان 600 میلی گرم به ازای هر کیلوگرم وزن بدن به صورت گاواژ دریافت شد. بیان نسبی ژنهای HSP60 و HSP70 میتوکندری با استفاده از روش Real-time PCR به دست آمد. ﺩﺍﺩﻩ ﻫﺎ ﺑﺎ ﺍﺳﺘﻔﺎﺩ ﺍﺯ ﺁﺯﻣﻮن ﺁﻣﺎری تحلیل واریانس دوطرفه ﻭ ﺁﺯﻣﻮﻥ تعقیبی توکیﺁﻧﺎﻟیﺰ ﺷﺪﻧﺪ. کلیه عملیات آماری توسط نرم افزار(SPSS) نسخه 23 و سطح معنی داری آزمون ها در سطح 05/0≥p مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند.نتایج آزمون نشان داد که میانگین بیان ژنهای HSP60 و HSP70 کاردیومیوسیت ها در گروه های تمرین کرده با و بدون مصرف BCAA (تمرین+ مکمل و تمرین) به طور معنی داری بیشتر از گروه های تمرین نکرده با و بدون مصرف BCAA (مکمل و کنترل) است. نتایج تحقیق اهمیت HSP60 و HSP70 را در تکثیر و تمایز سلول های عضلانی همراه با بازسازی از آسیب ناشی از انفارکتوس قلبی را نشان می دهد.
۲.
مقدمه و هدف: اثر ترکیب تمرین مقاومتی با و بدون انسداد عروق در قالب دوره بندیهای مختلف بر فاکتورهای عضلانی مشخص نیست. بنابراین، تحقیق حاضر به مقایسه تأثیر ترکیب تمرین قدرتی با انسداد عروق و قدرتی سنتی بصورت دوره بندی خطی و موجی بر میزان GH، IGF-1، سطح مقطع و قدرت عضلانی دختران فعال پرداخت. روش شناسی: 25 دختر جودوکار به صورت تصادفی در سه گروه تمرین مقاومتی بدون دوره بندی، دوره بندی خطی و دوره-بندی موجی قرار گرفتند. برنامه تمرینی به مدت 8 هفته و 3 جلسه در هفته انجام شد و شدت تمرین قدرتی سنتی 75% و شدت تمرین قدرتی با انسداد عروق 30% یک تکرار بیشینه بود. در گروه دوره بندی خطی، 4 هفته اول تمرین قدرتی با انسداد عروق و 4 هفته دوم تمرین قدرتی سنتی و در گروه دوره بندی موجی، یک روز تمرین با انسداد عروق و روز دیگر تمرین قدرتی سنتی و در گروه بدون دوره بندی، تمرین قدرتی سنتی با شدت ثابت در طول 8 هفته انجام شد. قبل و بعد از برنامه تمرینی GH، IGF-1، سطح مقطع و قدرت عضلات چهارسرران ارزیابی شد. از آزمون آماری تحلیل واریانس دوطرفه استفاده شد یافته ها: نتایج نشان داد که افزایش معنی داری برای GH در گروه دوره بندی موجی نسبت به گروه بدون دوره بندی وجود داشت. تفاوت معنی داری بین گروه ها برای IGF-1، سطح مقطع و قدرت عضلانی وجود نداشت نتیجه گیری: ترکیب تمرین قدرتی سنتی و تمرین با انسداد عروق به هر دو شکل دوره بندی خطی و موجی اثرات مشابهی با تمرین قدرتی بدون دوره بندی بر GH، IGF-1، سطح مقطع و قدرت چهارسر ران دختران فعال دارد
۳.
زمینه و هدف: آدیپوکاین های لپتین و آدیپونکتین، که نقش مهمی در تنظیم التهاب و متابولیسم دارند، متاثر از افزایش وزن و کمبود ویتامین D می باشند. هدف از مطالعه حاضر بررسی تاثیر تمرین تناوبی شدید و دوز بالای مصرف ویتامین D برسطوح آدیپونکتین و لپتین در زنان اضافه وزنی با سطوح پایین ویتامین D است. مواد و روش ها: در این مطالعه تجربی 26 زن دارای اضافه وزنی و کمبود ویتامین D، پس از انتخاب به روش نمونه گیری دردسترس، بطور تصادفی به گروه های کنترل، تمرین+ ویتامین D تقسیم شدند. تمرینات دویدن تناوبی شدید شامل دویدن سرعتی یک دقیقه ای با شدت 80-90٪ ضربان قلب حداکثر در 6 تا 12 تکرار، همراه با استراحت یک دقیقه ای فعال با شدت 50% ضربان قلب حداکثر بود. ویتامین D با دوز 50000 واحد هفتگی مصرف می شد. آنالیز داده ها با استفاده از آزمون آنکوا یک راهه انجام شد(05/0≥p). نتایج: یافته ها نشان داد که تمرین دویدن تناوبی شدید و مصرف ویتامین D منجر به تفاوت معنادار در سطوح لپتین، آدیپونکتین و 25-هیدروکسی ویتامین D در گروه تجربی شد. هم چنین بین سطح 25-هیدروکسی ویتامین D با شاخص توده بدنی و سطوح لپتین ارتباط معنادار و معکوس و هم چنین با سطوح آدیپونکتین ارتیاط معنادار و مستقیم در وضعیت پایه وجود داشت. نتیجه گیری: انجام تمرین دویدن تناوبی شدید و دوز بالای مصرف ویتامین D می تواند به افزایش سلامتی از طریق تعدیل آدیپوکاین لپتین و آدیپونکتین در شرایط اضافه وزنی همراه با نقص ویتامین D در زنان جوان غیرفعال شود.
۴.
زمینه و هدف: مطالعات نشان می دهد که شاخص های آنتروپومتریکی و آمادگی هوازی در ورزشکاران رشته های ورزشی مختلف پاسخ های متفاوتی ایجاد می کند. هدف از پژوهش حاضر بررسی ارتباط بین شاخص های آنتروپومتریکی و Vo2max در کشتی گیران حرفه ای نوجوان و جوان تیم ملی بود. مواد و روش ها: این تحقیق از نوع توصیفی-همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل 43 کشتی گیر حرفه ای نوجوان و جوان تیم ملی ایران بود که آزمودنی ها بصورت نمونه گیری داوطلبانه و در دسترس، با میانگین سنی 76/0±72/17، میانگین قدی 05/8±11/173 و میانگین وزنی 51/20±07/73 انجام گرفت (22 کشتی گیر نوجوان و 21 کشتی گیر جوان). شاخص های آنتروپومتریکی آزمودنی ها با استفاده از دستگاه ترکیب بدن و VO2max توسط دستگاه گازآنالایزر و آزمون بروس اندازه گیری شد. در بخش آمار استنباطی جهت بررسی نرمال بودن توزیع داده ها از آزمون شاپیرو-ویلک و برای بررسی همبستگی بین متغیرها به علت ناپارامتریک بودن داده های مربوط به Vo2max از آزمون کندال استفاده شد. برای تجزیه و تحلیل داده های حاصل از پژوهش از نرم افزار SPSS نسخه 26 و برای رسم نمودارهای مربوطه از برنامه Excel استفاده شد، همچنین سطح معنی داری آزمون ها در این پژوهش 05/0≥P در نظر گرفته شد. نتایج: نتایج نشان داد حداقل، حداکثر و میانگین قد، وزن، توده بدون چربی، شاخص توده بدنی و حداکثر اکسیژن مصرفی کشتی گیران جوان حرفه ای بیشتر از گروه نوجوانان بود و حداکثر درصد چربی گروه نوجوانان کشتی گیر بیشتر از جوانان بود. نتایج نشان داد که مقایسه شاخص توده بدنی، توده بدون چربی و درصد چربی با حداکثر اکسیژن مصرفی در نوجوانان تفاوت معنی دار نشان داد. همچنین ما بین شاخص توده بدنی و بدون چربی دو گروه نیز رابطه معنی داری نشان داده شد. نتیجه گیری: به نظر می رسد کشتی گیران جوان در مقایسه با کشتی گیران نوجوان به دلیل سازگاری بیشتر عملکرد بهتری داشتند. اما برای اثبات هر چه بهتر در این زمینه نیازمند مطالعات بیشتری است.
۵.
زمینه و هدف: بتا آلانین یک آمینواسیدغیرضروری می باشد که در ترکیب با هیستیدین موجب ساخت کارنوزین می شود. هدف تحقیق حاضر مروری بر اثرات ارگوژنیک بتا آلانین در فوتبال می باشد. روش کار: در مطالعه مروری حاضر، با جستجوی واژه های کلیدی فوتبال، بتا آلانین، عملکرد ورزشی و معادلات لاتین آنها، از پایگاه های اطلاعاتی داده جستجو شدند. مقالات گرداوری شده در این مطالعه مروری مقالات منتخب که معیارهای ورود به مطالعه را داشتند، انتخاب و وارد مطالعه شدند. معیارهای ورود به مطالعه شامل ارتباط مشخص پروتئین در ورزش و مطالعات روی فوتبالیست ها بود. غربالگری مقالات بر اساس PRISMA انجام شد. یافته ها: در مجموع نتایج مرور حاضر نشان دهنده اثرات ارگوژنیک مصرف بتا آلانین در فوتبال بود و اکثر تحقیقات مداخله ای که روی فوتبالیست ها انجام شده بود، نشان دهنده اثرات مثبت بتا آلانین بر عملکرد هوازی و بی هوازی در فوتبالیست ها بود. با توجه به منابع علمی برای ارتقای عملکرد جسماانی فوتبالیست ها توصیه می شود که روزانه بین 3.2 تا 6.4 گرم در روز از قرص های رهش پایدار از 2 تا 6 گرم برای حداقل 4 هفته استفاده مداوم تا 24 هفته استفاده شود. نتیجه گیری: با توجه به نتایج مرور حاضر می توان گفت که مکمل بتا آلانین اثرات مثبتی در ارتقای عملکرد ورزشی فوتبالیست ها دارد و توصیه می شود که بر اساس زمان بندی از دوزهای مناسب برای ارتقای ذخایر کارنوزین عضلانی استفاده شود.
۶.
مقدمه: مفصل لگن و هیپ دارای عضلات کلیدی و مهم در پیشرانی و حرکت رو به جلو در اندام تحتانی است و از سویی نیز نزدیک ترین مفصل اندام تحتانی به اندام فوقانی محسوب می شود و تحلیل و بررسی رفتار بیومکانیکی آن، مخصوصا از منظر توان مکانیکی در حین تغییرات حرکتی اندام فوقانی، در راه رفتن، حائز اهمیت است. بنابراین هدف از پژوهش حاضر، بررسی تاثیر حرکت متناظر اندام فوقانی و اندام تحتانی بر حداکثر توان مکانیکی سه بعدی مفصل هیپ حین راه رفتن بود. روش شناسی: ۳۰ زن سالم با سرعت انتخابی خود در دو وضعیت عادی و وضعیت حرکت همزمان و متناظر اندام فوقانی با اندام تحتانی بر روی مسیر صفحه نیرو و در مقابل دوربین های آنالیز حرکت راه بروند. بر اساس داده های خروجی دستگاه های فوق توان مکانیکی مفصل هیپ پای راست و چپ آزمودنی ها در دو وضعیت برآورد شد و توسط آزمون آماری تی زوجی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج: به جز توان مکانیکی تولیدی هیپ راست و چپ در صفحه ساجیتال و توان مکانیکی جذبی هیپ چپ در صفحه فرونتال، سایر متغیرهای توان مکانیکی هیپ در صفحه سه بعدی تفاوت معناداری نشان ندادند. نتیجه گیری: نوسان بازو به صورت حرکت متناظر با اندام تحتانی در راه رفتن، تاثیر مستقیمی بر توان مکانیکی مفصل هیپ ندارد و اهمیت اصلی در این زمینه وجود این نوسان به دلیل تخلیه نیرو و انرژی وارده از زمین چه به صورت ایجاد حرکت متناظر و چه حرکت غیرمتناظر است.
۷.
زمینه و هدف: بارداری با تغییرات آناتومیک و فیزیولوژیک بسیاری همراه است و بارداری سالم، مستلزم تطابق متابولیک وهورمونی است که هیپوتالاموس، هیپوفیز، پاراتیروئید و آدرنال را درگیر می کند. مطالعات نشان داده اند که تغذیه مناسب به همراه فعالیت های بدنی نیز می توانند اثرات مثبتی بر پاسخ های هورمونی داشته باشند. هدف از مطالعه حاضر بررسی رابطه فعالیت بدنی با هورمون های تیروئیدی در زنان باردار بود. مواد و روش ها: در این مطالعه علمی- مقایسه ای یا پس رویدادی 60 نفر از مادران باردار (میانگین وزن 59/8±92/64 و قد 30/7±88/161) مراجعه کننده به آزمایشگاه دکتر بازیاری شهر شیراز (جهت غربالگری سلامت خود و جنین) به عنوان نمونه آماری انتخاب شدند. جهت اندازه گیری هورمون های تیروئیدی، 5 سی سی خون از ورید قسمت قدامی آرنج گرفته شد و جهت اندازه گیری فعالیت بدنی از پرسشنامه استاندارد PPAQویژه زنان باردار استفاده شد. جهت تجزیه و تحلیل یافته های تحقیق از آزمون های آماری کالموگروف- اسمیرنوف و ضریب همبستگی پیرسون استفاده شد (05/0≥P). نتایج: نتایج نشان داد رابطه معنی داری بین فعالیت در منزل (90/0=P)، فعالیت نقل و انتقال (59/0=P)، فعالیت محیط کار (34/0=P)، فعالیت های ورزش و سرگرمی (29/0=P) و کل فعالیت بدنی (25/0=P) با TSH وجود ندارد. همچنین رابطه معنی داری بین فعالیت در منزل (94/0=P)، فعالیت نقل و انتقال (56/0=P)، فعالیت محیط کار (14/0=P)، فعالیت های ورزش و سرگرمی (78/0=P) و کل فعالیت بدنی (51/0=P) با T4 وجود ندارد و در نهایت رابطه معنی داری بین فعالیت در منزل (11/0=P)، فعالیت نقل و انتقال (20/0=P)، فعالیت محیط کار (44/0=P)، فعالیت های ورزش و سرگرمی (41/0=P) و کل فعالیت بدنی (82/0=P) با T3 وجود ندارد. نتیجه گیری: با توجه به یافته های مطالعه حاضر به نظر می رسد هورمون های تیروئیدی در دوره باردار تحت تاثیر فعالیت های ورزشی قرار نمی گیرند.
۸.
چاقی باعث بروز استرس اکسایشی و یک عامل خطر برای ایجاد بیماریهای قلبی- عروقی میباشد. تمرینات ورزشی و اصلاح رژیم غذایی میتواند بر عوامل اکسیدانی و آنتیاکسیدانی تاثیرگذار باشد. هدف از مطالعه حاضر بررسی اثر تمرین تناوبی شدید (HIIT) و مصرف مکمل سبوس برنج (RB) بر وضعیت اکسیدانی تام (TOS) و ظرفیت آنتی اکسیدانی تام (TAC) زنان چاق بود. مواد و روشها: 60 زن چاق به طور داوطلبانه و با در نظر گرفتن معیارهای ورود به تحقیق در این مطالعه شرکت داشتند (46/3±8/38 سن و 23/10±6/85 وزن) و به صورت تصادفی در چهار گروه کنترل، گروه تمرین تناوبی شدید، گروه مصرف مکمل سبوس برنج و گروه تمرین تناوبی شدید با مصرف مکمل سبوس برنج قرار گرفتند. قبل و بعد از اتمام تمرینات و مصرف مکمل سبوس برنج، بررسی شاخصهای استرس اکسیداتیو (TAC و TOS) به عمل آمد. برای بررسی میزان تغییرات درون گروهی گروههای تحقیق از آزمون آنوا استفاده شد و در صورت مشاهده تفاوت معنیدار بین گروهها از آزمون تعقیبی توکی جهت مقایسه دو به دوی میانگین گروهها استفاده شد. نتایج: تجزیه و تحلیل آماری نشان داد که تمرینات تناوبی با شدت زیاد به همراه تمرینات تناوبی با شدت زیاد با مصرف مکمل سبوس برنج سبب افزایش میزان TAC و کاهش میزان TOS در آزمودنیهای گروه تجربی شده است (p˂0.05).
۹.
مقدمه: این پژوهش به بررسی آثار هشت هفته تمرین تی آر ایکس بر برخی پاسخ های قلبی عروقی و عضلانی در ورزشکاران مرد و زن تیراندازی متعاقب تست فشار سرما، پرداخته است. مواد و روش ها: 40 آزمودنی سالم که دارای سابقه فعالیت حرفه ای در ورزش تیراندازی بودند در پژوهش حاضر شرکت کردند. نمونه ها به طور تصادفی به دو گروه کنترل (10 مرد و 10 زن) و دو گروه تمرین (10 مرد و 10 زن) تقسیم شدند. پاسخ های قلبی عروقی شامل، ضربان قلب، فشار خون و فشار نبض بود که در طی پروتکل CPT اندازه گیری شدند. همچنین پاسخ عضلانی با تست لرزش عضلانی سنجش گردید. نتایج: یافته ها نشان داد در هر دو گروه مرد و زن اختلاف معناداری در میانگین ضربان قلب پیش و پس از تمرین وجود دارد (002/0=p، 001/0=p). در بخش پاسخ عضلانی در هر دو گروه مرد و زن، اختلاف معناداری در میانگین ماکزیمم جابجایی و فرکانس متوسط پیش و پس از تمرین وجود داشت (001/0=p 030/0=p، 042/0=p 033/0=p). در زمینه تفاوت جنسیتی در پارامترهای قلبی عروقی نتایج نشان داد که اندازه اثر در حد ضعیف بوده و اختلاف بین مرد و زن معنادار نیست. همچنین در زمینه تفاوت جنسیتی در پارامترهای پاسخ عضلانی نیز نتایج نشان دهنده اندازه اثر ضعیف و در نتیجه عدم اختلاف معنادار بود. نتیجه گیری: تمرینات TRX موجب بهبود برخی پاسخ های قلبی عروقی و عضلانی به تست فشار سرما در زنان و مردان تیرانداز می شود. بر همین اساس، به نظر می رسد این نوع از تمرینات می تواند پاسخ های فیزیولوژیک به استرس محیطی را تعدیل کند.
۱۰.
زمینه و هدف: بیماری آلزایمر به عنوان شایعترین بیماری تحلیل برنده عصبی وابسته به سن منجر به تشکیل پلاک های آمیلوئیدی خارج سلولی متشکل از رسوب پروتئین آمیلوئیدی بتا در خارج سلول و رشته های درهم تنیده ی داخل نرونی متشکل از پروتئین های تائو می باشد. مواد و روش ها: تعداد 36 سر رت نر پیر با توجه به معیارهای ورود (غذای یکسان، همگن بودن از نظر سن و وزن و شرایط نگهداری یکسان) به طور تصادفی به چهار گروه کنترل، تمرین تداومی، گروه تمرین تداومی با محدودیت وگروه بدون محدودیت کالری تقسیم شدند. تمامی رت ها هشت هفته به صورت 5 جلسه (6 هفته، در مجموع 30 جلسه) با دو هفته آماده سازی 60 دقیقه ای شرکت داده شدند. محدودیت کالری بعد از بررسی تغذیه رت ها به مدت دو هفته، ابتدا کاهش 30 درصد و سپس 20 درصد در غذای مصرفی اعمال شد. اندازه گیری قد و وزن و بافت برداری از مغز 24 ساعت پس از آخرین تمرین و با 12 ساعت ناشتایی انجام گرفت. نتایج: نتایج نشان داد که تفاوت معنی داری بین 4 گروه مورد بررسی در بیان و ژن آمیلوئید بتا در بافت مغز رت های نر پیر وجود ندارد(05/0<p). نتیجه گیری: با توجه به نتایج حاصل از مطالعه به نظر می رسد، تمرین تداومی با و بدون محدودیت کالری نتوانسته است موجب تغییر معنی دار در هیچ یک از گروه های تمرینی بر بیان ژن تائو و ژن آمیلوئید بتا در بافت مغز رت های نر سالمند با نگاه پیشگیری از آلزایمرشود.
۱۱.
زمینه و هدف: سکته قلبی یکی از شایع ترین بیماری های ایسکمیک قلبی است که امروزه روش های درمانی جدیدی برای کنترل و درمان آن مورد توجه قرار گرفته است. هدف پژوهش حاضر، بررسی اثر پیوند سلول بنیادی مغز استخوان به همراه انجام یک دوره تمرین هوازی بر شاخص های التهابی و آسیب قلبی در موش های صحرایی نر به دنبال القاء سکته قلبی بود. مواد و روش ها: 60 سر موش نر در یک مطالعه تجربی به 6 گروه 10 تایی کنترل سالم، بیمار، شم، تمرین، سلول و تمرین + سلول تقسیم شدند. برای القاء سکته قلبی، شریان پایین رونده قدامی با استفاده از نخ سیلک 6/0 به طور کامل مسدود شد. سلول بنیادی مغز استخوان با استفاده از لام نئوبار، حدود 106 سلول برای هر موش از طریق سیاهرگ دمی تزریق شد. موش های گروه تمرینی به مدت 10 هفته تمرین هوازی را با شدت 17 متر بر دقیقه انجام دادند. شاخص های پژوهش به وسیله کیت آزمایشگاهی اندازه-گیری شد نتایج: مقادیر TNF-α و IL-10 در گروه های تجربی نسبت به گروه بیمار به ترتیب کاهش و افزایش یافت اما تغییرات TNF-α تنها در گروه تمرین + سلول و تغییرات IL-10 تنها در گروه تمرین و تمرین+سلول نسبت به گروه بیمار معنی دار بود. شاخص های آسیب CK و LDH در گروه های تجربی تمرین، سلول و تمرین + سلول نسبت به گروه بیمار کاهش معنی داری یافت. نتیجه گیری: پیوند سلول بنیادی مغز استخوان به همراه انجام یک دوره تمرین هوازی سبب کاهش التهاب و کاهش شاخص های آسیب قلبی در موش های مبتلا به سکته قلبی گردید.
۱۲.
هدف از این تحقیق بررسی تاثیر فعالیت بدنی بر متغیرهای خویشتن داری، مسئولیت پذیری، گریز و اجتناب و حل مدیرانه مساله کادر پلیس شهر بغداد بود. تحقیق حاضر از نوع توصیفی همبستگی بود . جامعه آماری پژوهش حاضر شامل کلیه کارکنان اداره پلیس عملیاتی شهر بغداد بود، که با حجمی به تعداد 9 هزار نفر برآورد شده اند. با توجه به جدول کرجسی و مورگان 380 نفر به عنوان نمونه آماری از کادر پلیس شهر بغداد و به روش تصادفی ساده انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها، دو پرسشنامه فعالیت بدنی شارکی و راهبردهای مقابله ای لازاروس و فولکمن (1998) بود. برای تجزیه و تحلیل داده ها از ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون چندگانه و معادلات ساختاری با استفاده از نرم افزار PLS و SPSS استفاده شد. نتایج حاکی از آن بود که بین فعالیت بدنی و خویشتن داری کادر پلیس شهر بغداد رابطه مثبت و معنی داری وجود دارد . همچنین بین فعالیت بدنی و مسئولیت پذیری کادر پلیس شهر بغداد رابطه مثبت و معنی داری وجود دارد. همچنین بین فعالیت بدنی و گریز و اجتناب کادر پلیس شهر بغداد رابطه منفی و معنی داری وجود دارد. همچنین بین فعالیت بدنی و حل مدیرانه مساله کادر پلیس شهر بغداد رابطه مثبت و معنی داری وجود دارد. همچنین نتایج رگرسیون چندگانه نشان داد که 6/3 درصد از خویشتن داری، 5/5 درصد از مسئولیت پذیری، 6/5 درصد از گریز و اجتناب و 7/7 درصد از حل مدیرانه مساله توسط فعالیت بدنی تبیین می شود.