۱.
هدف پژوهش حاضر، شناسایی شاخصه ها، چالش ها و راهکارهای دین داری در جامعه ی امروز در میان جوانان از منظر دانشجویان بود. با توجه به هدف پژوهش از پارادایم انتقادی، رویکرد کیفی و روش پژوهش هنجاری: ابعاد و دیدگاه ها و همچنین روش پژوهش انتقادی، بهره برده شد. میدان پژوهش، شامل 26 نفر از دانشجویان دختر و پسر ترم چهار گروه آموزشی ابتدایی دانشگاه فرهنگیان استان کردستان، در سال تحصیلی 1403-1402 بود. انتخاب دانشجویان به روش نمونه گیری هدفمند و در دسترس بود. ابزار گردآوری داده ها، مصاحبه ی نیمه ساختاریافته محقق ساخته بود. یافته های پژوهش در سه بخش 1. شاخصه های دین داری در زمینه ی فردی و اجتماعی، 2. چالش های دین داری در زمینه ی اجتماعی، آموزشی و ذهنیتی و 3. راهکارهای غلبه بر چالش ها، ارائه شد. نتایج نشان داد، چالش های موجود در مسیر دین داری چندبعد ی اند و هم از محیط افراد و شرایط تربیتی و آموزشی، سرچشمه می گیرند و هم تحت تأثیر نگرش و درونیات افرادند؛ لذا برای ریشه یابی این چالش ها نیاز است که هر دو حیطه ی درون فردی و برون فردی افراد، مورد توجه قرار گیرد. در این جهت، تحلیل راهکارها نشان داد که نیاز است به جای تأکید بر آموزش دین، بر زمینه سازی در حیطه ی اجتماعی و تربیتی و پرورش فکری، تأکید شود.
۲.
یک از موضوعاتی که در موج چهارم پیمایش ارزش ها و نگرش های ایرانیان دارای تفاوتی معنی دار با موج های سابق است، سنجش خواست ایرانیان پیرامون رابطه دین و دولت در ایران می باشد. بررسی نتایج حاصل از فصل دین داری موج های اخیر پیمایش ارزش ها و نگرش ها نشان می دهد که مردم ایران به صورت غیرمنتظره و با یک جهش قابل توجه، خواهان جدایی دین از سیاست شده اند. این برداشت عمومی اولیه از نتیجه این پیمایش به دلیل آنکه با شرایط تاریخی و سنت چندهزارساله ایران هم خوانی ندارد چرا که در تاریخ ایران دین همواره با هویت ایرانی پیوند داشته و همجوار و درآمیخته با سیاست بوده است، همچنین شواهد میدانی دال بر این نتیجه گیری به صراحت در پیمایش مورد ارزیابی قرار نگرفته و مشخص نشده که چطور چنین گسستی در جامعه در یک بازه کوتاهی شکل گرفته است، لذا در این مقاله بر اساس روش تحلیل ثانویه این نتیجه مورد ارزیابی مجدد قرار خواهد گرفت. این ارزیابی ابتدا با سنجش روایی گویه مورد نظر انجام خواهد شد و سپس بر اساس آن احتمالات ناشی از بررسی محتوای گویه به بحث گذاشته خواهد شد. در نهایت، متکی به این سطوح تحلیلی، جمع بندی کلانی در این زمینه ارائه خواهد شد.
۳.
کرونا که از نظر بیولوژیک، یک پاندمی مرگ بار بود، گویا از نظر جامعه شناختی، با الزام فاصله گیری اجتماعی، سبب شده تا افراد در تعاملات خود به نحو هوشمندانه تری عمل نمایند. هوش که تاکنون محور مباحث زیست شناختی و روانشناختی بسیاری بوده، در عین حال از زاویه ی دید تحلیل های جامعه شناختی دور مانده است. بر همین اساس تحقیق حاضر با پدیدارشناسی تجربه زیسته لک زبانان شهرستان بروجرد از تعاملات اجتماعی پیشا/پساکرونا، بر تحلیل نقش هوش در تعامل متمرکز شده است. تعداد 16 نمونه به صورت هدفمند، انتخاب شده و داده ها به روش مصاحبه ی عمیق و مشاهده ی مشارکتی گردآوری شده اند. بر اساس نتایج، «تعامل توده ای»(پیشاکرونا) بر رفتار توده ای، ساخت آتوکراتیک، و هوش توده ای، و «تعامل اجتماعی»(پساکرونا) بر رفتار اجتماعی، ساخت دموکراتیک، و هوش اجتماعی استوار بوده-اند. یافته های تحقیق حاضر نشان داد که هوش مؤلفه ای اجتماعی و دارای کارکردها و نتایج اجتماعی است که قابل تحلیل جامعه شناختی می باشد. به طور کلی مواجهه با کرونا موجب گذار از تعامل توده ای به تعامل اجتماعی شده، و هوش به عنوان مقوله ای اجتماعی، نقشی مهم در این گذار داشته است.
۴.
هدف این پژوهش بررسی نقش تفکر مراقبتی بر میزان رفتارهای اجتماعی مطلوب دانشجویان بوده است. این پژوهش، کاربردی با رویکردی کمی و از لحاظ اجرایی، توصیفی- همبستگی بوده است. جامعه آماری، دانشجویان مقطع کارشناسی دانشگاه کاشان در سال تحصیلی ۱۴۰۲-۱۴۰۱ به تعداد 5282 نفر بود. پژوهش حاضر با استفاده از نمونه گیری تصادفی طبقه ای متناسب با حجم انجام گرفت و از دو پرسشنامه ی استاندارد تفکر مراقبتی هدایتی (۱۳۹۷) و پرسشنامه ی گرایش های اجتماعی مطلوب کارلو و همکاران (۲۰۰۳) استفاده شد. طبق یافته های پژوهش، تفکر مراقبتی و مؤلفه های آن (ارزشی، عاطفی، فعال، هنجاری و همدلانه) بر میزان رفتارهای اجتماعی مطلوب (نوع دوستانه، متابعت آمیز، هیجانی، بحرانی و ناشناس) دانشجویان تأثیر مثبت و معناداری (643/0) دارد و تفکر عاطفی بیش ترین همبستگی (460/0)، تفکر ارزشی کم ترین همبستگی (373/0) و تفکر فعال (422/0)، همدلانه (418/0) و هنجاری (374/0) به ترتیب در میانه قرار دارند. از بین مؤلفه های تفکر مراقبتی، تفکر ارزشی دارای بالاترین میانگین و تفکر فعال دارای پایین ترین میانگین و از بین انواع رفتارهای اجتماعی مطلوب، رفتارهای اجتماعی مطلوب نوع دوستانه دارای بالاترین میانگین و رفتارهای اجتماعی هیجانی پایین ترین میانگین را داشتند. بنابراین می توان به جای الزام افراد به انجام رفتارهای اجتماعی مطلوب و بازداری آنان از رفتارهای جامعه ستیز، تفکر مراقبتی و مؤلفه های آن را در افراد تقویت نمود.
۵.
نشانه شناسی اجتماعی شاخه ای از نشانه شناسی است که پی یر گیرو، زبان شناس فرانسوی، به آن پرداخته است. او نشانه شناسی را علمی می داند که به مطالعه نظام های نشانه ای نظیر زبان، مؤلفه ها و نظام های علامتی و غیره می پردازد. این پژوهش در نظر دارد با بهره گیری از این رویکرد، رمزگان های اجتماعی داستان ساقه بامبو از سعود السنعوسی را بررسی کند. یافته های تحقیق نشانگر آن است که آداب معاشرت و هویت جایگاه مهمی در این داستان دارند. تفسیر مؤلفه های اجتماعی موجود در داستان حاکی از آن است که نویسنده توجه ویژه ای به این نشانه ها و ذکر تفاوت ها و تقابل های هر یک در فرهنگ دو کشور موردنظر در داستان دارد. نام ها، القاب، عقاید دینی و باورها، سنت ها، شغل ها و آرایش و پوشاک ازجمله رمزگان های اجتماعی قابل مشاهده در این متن هستند؛ اما عنصر هویت نسبت به دیگر مؤلفه ها برجسته تر و پربسامد است. این مقاله به شیوه تحلیلی تطبیقی انجام شده است.
۶.
متفکرین دیدگاه زنانه نگر با ترسیم انگاره ای متفاوت از خداوند، نظام های الهیاتی جدیدی به وجود آورده اند. با توجه به شکل گیری جریان های فکری زنانه نگر در میان مسلمانان، این پژوهش «انگاره ی خدا» را در اندیشه «آمنه ودود» بررسی می کند. هدف از این پژوهش بررسی نقادانه ی برخی مبانی الهیات زنانه نگر اسلامی است. از نظر ودود الهیات سنتی به دلیل گرفتار شدن در محدودیت های «زبانی» انگاره ی «خدای مذکر» را برساخت کرده است؛ اما روش تفسیری هرمنوتیک توحیدی، با پیراستن وحی از محدودیت های زبانی، از انگاره ی خدای مذکر فراتر رفته و خدا را با «صفات زنانه و مردانه» درنظر می گیرد، این انگاره، در باب دو صفت «توحید» و «عدل» نیز «روابط معاوضه ای» و «پارادایم توحیدی» را پیشنهاد می کند. بر اساس یافته های پژوهش، دیدگاه ودود با نقدهایی همچون نقض کمال الهی، دوئیت انگاری ذات و صفات، ذوالوجهین دانستن ذات الهی، همه خداانگاری و... مواجه است. روش این پژوهش توصیفی تحلیلی، با رویکرد انتقادی است.
۷.
: موضوع اصلی این پژوهش، مقایسه میزان شیوع نوموفوبیا بین افراد متعلق به ترکیب نسلی ایکس و وای با افراد متعلق به ترکیب نسلی زد و آلفا در میان دانشجویان، کارمندان، و اساتید دانشگاه علم و فرهنگ در نیمسال دوم سال تحصیلی 04-1403 و شناسایی دلایل آن است. برای این منظور از ترکیب نظری چهار بعد نوموفوبیا و نظریه وابستگی استفاده شده است. حجم جامعه آماری 7600 نفر بود که براساس جدول مورگان 384 نفر، به عنوان جمعیت نمونه به صورت تصادفی انتخاب شدند. ابزار مورد استفاده در این پژوهش، پرسشنامه اعتباریابی شده نوموفوبیای ییلدریم و کوریا (2015) است. داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS تحلیل شدند. یافته ها نشان می دهند که ترکیب نسلی آلفا و زد نسبت به ترکیب نسلی ایکس و وای وابستگی بیشتری به گوشی هوشمند دارند. همچنین در بررسی مؤلفه های نوموفوبیا مشخص شد که «عدم دسترسی به اطلاعات» در میان سایر مؤلفه ها بالاترین میانگین (86/21) را دارد اما مؤلفه «از دست دادن ارتباط» با مقدار 048/0 نقش اصلی را در تفاوت بین نسلی مؤلفه های نوموفوبیا داشت.
۸.
در عصر دیجیتال، گسترش شبکه های اجتماعی علمی مرزهای سنتی تولید و مصرف دانش را پیچیده ساخته و ابهام در هنجارهای مالکیت فکری و حق مؤلف، ریسک های جامعه فرهنگی و حقوقی قابل توجهی در رفتار اطلاع یابی دانشجویان ایجاد کرده است. این پژوهش با هدف واکاوی این هنجارها، تحلیل پیامدهای جامعه فرهنگی و ارائه راهبردهای ارتقای اخلاق اطلاع یابی انجام شد. روش تحقیق، طرح ترکیبی بوده که ۲۳ مصاحبه نیمه ساختاریافته با تحلیل گراندد تئوری (MAXQDA2020)، تدوین پرسشنامه ۶۸ گویه ای و جمع آوری داده از ۴۲۴ دانشجوی تحصیلات تکمیلی را در بر می گیرد. داده ها با استفاده از SPSS و SmartPLS (PLS-SEM)، شامل آزمون میانجی گری، تحلیل شدند. نتایج نشان داد رعایت حقوق مؤلف رابطه مثبت و معناداری با رفتار اخلاق مدار اطلاع یابی داشته و کیفیت استفاده از محیط مجازی (سواد اطلاعاتی، ارزیابی انتقادی و فهم انتساب) به عنوان میانجی مؤثر معرفی شد. فقدان آموزش و سیاست های شفاف با رفتارهای غیراخلاقی مرتبط بوده است. تعادل آزادی اطلاعات و حریم خصوصی، آموزش هدفمند، شفاف سازی سیاست ها و استفاده از مجوزهای Creative Commons برای حفظ اعتماد علمی ضرورت دارد.
۹.
هدف این پژوهش مطالعه ادراکات و رفتارهای کاربران ایرانی در مواجهه با انتشار اخبار جعلی در شبکه های اجتماعی اینستاگرام و تلگرام بود. روش پژوهش از نوع پیمایشی و ابزار گردآوری اطلاعات پرسشنامه آنلاین بود. جامعه آماری شامل کاربران ایرانی مصرف کننده رسانه های اجتماعی«اینستاگرام و تلگرام» جهت دریافت اخبار است. حجم نمونه با استفاده از تحلیل توان تعیین شد که شامل400 نفر (234زن و 166مرد) انتخاب شدند. جهت تعیین اعتبار پرسشنامه از اعتبار صوری و جهت تعیین پایایی پرسشنامه، از آلفای کرونباخ ( 89/0) استفاده گردید. یافته های پژوهش نشان داد که بسط اطلاعات، سواد رسانه ای در تشخیص انتشار اخبار جعلی و انتظار تجویزی از رسانه های اجتماعی به طور قابل توجهی اعتماد و بی اعتمادی را نسبت به «اینستاگرام و تلگرام» پیش بینی می کنند که به نوبه خود برشدت استفاده کاربران ایرانی از پلتفرم های اطلاعاتی تأثیر می گذارد. نتایج تحلیل عاملی نشان داد که ویژگی های مبتنی بر اطلاعات و ویژگی های کاربران به طور قابل توجهی بر اعتماد و بی اعتمادی تأثیر می گذارد، اما بین دو ساختار متمایز اعتماد و بی اعتمادی واسطه های مهمی هستند که از طریق آنها انتشار اخبار جعلی بر استفاده کاربران تأثیر می گذارد. اعتماد به مراتب تأثیر قوی تری بر افزایش شدت استفاده از«اینستاگرام و تلگرام» دارد.
۱۰.
یکی از چهره های مهم معاصر در حوزه ورزش های مدرن که ابعاد اسطوره ای قدرتمندی به خود گرفته است، دیگو آرماندو مارادونا ستاره آرژانتینی دنیای فوتبال است. جایگاه اسطوره ای این بازیکن فوتبال تا به آن پایه مهم و درخور اهمیت است که او را می توان یکی از اسطوره ای ترین ورزشکاران عصر معاصر و مدرن جهان شمرد. ابعاد اسطوره ای شخصیت این بازیکن محبوب جهان، ما را با شکل گیری یک اسطوره شخصیت مواجه می سازد. این اسطوره نه تنها با نقش و مهارت شگفت انگیز این بازیکن در میدان فوتبال و بازی گره خورده است، بلکه با نقش های او در دو مرحله پیشابازی و پسابازی نیز پیوند دارد. مارادونا از یکسو در بافت تاریخ و فرهنگ معاصر آرژانتین بازنمود هویت ملی است و از سوی دیگر در پیوند با گفتمان های پسااستعماری، بازی باشگاهی و نیز ابعاد جهانی فوتبال، نماد یک هویت فراملی است. مارادونا نه تنها سه سطح بازنمودی از هویت را در گستره محلی، ملی و فراجهانی نمایندگی می کند، بلکه این سه سطح از هویت را به یکدیگر پیوند می زند. امروزه در زیر شاخه انسان شناسی ورزش، مطالعات فوتبال جایگاهی مهم و ویژه یافته است. مطالعات انسان شناختی فوتبال، به بحث درباره نقش اجتماعی و هویتی این بازی می پردازد و اسطوره های آن را مورد مطالعه قرار می دهد.
۱۱.
این جستار به بازخوانی نقادانه دیالوگ میان اسلام شناسی و جامعه شناسی در ایران معاصر می پردازد و سهم و تأثیر دکتر علی شریعتی را در این میانه مورد واکاوی قرار می دهد. در این پژوهش، سه مرحله ی متمایز از اسلام شناسی در ایران، یعنی «اسلام شناسی انقلابی»، «روشنفکری دینی» و «اسلام پژوهی آکادمیک» تشریح شده و نشان داده می شود که چگونه استمرار رویکرد جامعه شناسی به نسخه های پیشین اسلام شناسی (به ویژه با تمرکز بر شریعتی)، علی رغم کارکرد سازنده ی آغازین آن، امروزه به مثابه ی نقطه ی گسست و حتی انسداد در این دیالوگ عمل می کند. با اتخاذ رویکردی هرمنوتیکی تاریخی، مقاله استدلال می کند که خوانش های ایدئولوژیک و تجویزی از اسلام، نظیر قرائت طبقاتی شریعتی، از منظر اسلام پژوهی آکادمیک با چالش های بنیادین روش شناختی و هستی شناختی روبرو هستند. در پایان، برای غلبه بر این بن بست، نگارنده پیشنهاد می کند که گفتمان جامعه شناسی راهکاری میانه را در پیش گیرد؛ راهی که از «عقلانیت تجربی» روشنفکری دینی بهره می برد و در عین حال، به «تاریخیت هرمنوتیکی» اسلام پژوهی آکادمیک وفادار می ماند. امید می رود این مسیر به فهمی عمیق تر، رها از قید ایدئولوژی، و متناسب با واقعیت های تاریخی از اسلام بینجامد و به جامعه شناسی در پاسخگویی به مسائل معاصر اجتماعی یاری رساند.
۱۲.
هدف از پژوهش حاضر همگرایی مفاهیم سنتی و مدرن براساس رویکرد تاریخ فرهنگی قالی ایرانی است؛ چرا که مساله اصلی این پژوهش میزان همگرایی تاثیرات مولفه های سنتی و مدرن در روند شکل گیری و تحول قالی است. پژوهش حاضر با طرح سوالی چون مولفه های تاریخی و فرهنگی تاثیرگذار بر تحول قالی ایرانی کدامند؟ به شیوه کیفی و روش توصیفی- تحلیلی به جمع آوری اطلاعات با استفاده از داده های به دست آمده از اسناد کتابخانه ای پرداخته است. نتایج پژوهش حاکی از آن است که در مطالعات جامعه شناختی قالی معاصر بدون در نظر داشت رویکرد سنتی برگرفته از فرهنگ ایرانی- اسلامی نمی توان از تحول در قالی معاصر ایرانی تعریفی ارائه نمود. برطبق یافته های پژوهش مولفه های هویتی چون فرهنگ و سنت ایرانی- اسلامی در روند شکل گیری قالی معاصر نقش داشته و هرگونه رشد و تحول به معنای تغییر رویکرد در حیطه مطالعات تاریخ فرهنگی میسر خواهد بود. طبق رویکرد تاریخ فرهنگی، قالی با تجربه ای بومی در پی نوآوری و پویایی فرهنگی می باشد که نهایتا تنوعی از مفاهیم و تصاویر را ارائه می نماید. تنوع طرح و نقش مایه قالی ایرانی که شامل عناصر نمادین تجریدی و طبیعت گرای تصویری بوده، به عنوان عامل واسطه ای در هویت فرهنگی ایفای نقش می نماید.
۱۳.
در دهه های اخیر، جنبش های اجتماعی جدید به عنوان یکی از پدیده های مهم و تاثیرگذار در حوزه های اجتماعی و سیاسی شناخته شده اند. این جنبش ها، اغلب با اهداف و انگیزه های متنوعی شکل گرفته و به طور قابل توجهی بر ساختارهای اجتماعی و فرهنگی جوامع تاثیر گذاشته اند. مقاله حاضر، با اتخاذ رویکردی نظری، به بررسی چگونگی تبلور سوژگی در این جنبش ها و ارتباط آن با مسئله زندگی روزمره می پردازد. پرسش اصلی مقاله بدین صورت است که جنبش های اجتماعی جدید چگونه از طریق تبلور سوژگی و بازتعریف زندگی روزمره، می توانند ساختارهای اجتماعی و سیاسی موجود را به چالش کشیده و تغییرات اجتماعی را ایجاد کنند؟ این پژوهش با روشی کیفی و تحلیلی – توصیفی نشان می دهد که چگونه این جنبش ها و با تاکید بر هویت های فردی و جمعی، تلاش می کنند تا معانی جدیدی به زندگی روزمره افراد ببخشند و از طریق اقدامات جمعی، نظم های اجتماعی موجود را به چالش بکشند و به بازسازی و بازتولید یک زیست جمعی متحول و عاری از سلطه بپردازدند.
۱۴.
روایت رخداد یا مجموعه ای از رخدادهاست که میان آن ها رابطه علت و معلولی وجود دارد. یک ی از بزرگ ترین نظریه پردازان علم روایت شناسی ژرار ژنت فرانسوی است که تمرکز مطالعاتش نه بر خودِ قصه بلکه بر چگونی گفته شدن آن است. او گستره قصه را در سه سطحِ داستان، روایت و روایتگری می داند و برای توصیف و تحلیل ساختار متون ادبی پنج مبحثِ نظم، تداوم، بسامد، وجه و لحن را پیش می کشد. نگارندگان در این جستار به بررسی و تحلیل داستان زال و رودابه از منظر روایت شناسی ژرار ژنت می پردازند و در پی آن اند تا نشان دهند با توجه به تغییرات ناگهانی کانون دید، کانونی سازان یا کنشگران اصلی و فرعی داستان چه کسانی هستند و جریان روایت را چگونه به پیش می برند؟ حاصل آن که سطوح نظریه روایت شناسی ژنت در بیشتر بخش های داستان جریان دارد؛ اما در مواردی اندک روایت از سوی کنشگرانی پیش می رود که نقش اصلی و روساختی ندارند تا جایی که کانونی سازی و تصمیم گیری نهایی براساس دیدگاه آن ها صورت می گیرد.