لیس بإنسانٍ ولا عاقلٍ
مَنْ لا یعی التاریخَ فی صَدْرِهِ
وَ منْ دری أخبارَ مَنْ قَبْلهِ
أضــافَ أعمـاراً إلــی عـُمْــرِه
لا یخفی علیک أیها القاری العزیز أنَّ بعض الشعوب ذوات التاریخ الأثیل قد تشرفت بدخول الاسلام و قدّمت لأُمة الاسلام فحولاً من الشُعراء و الأُدباء و العلماء و علی رأس هذه الأَمم شعب ایران النبیل الذی قدّم آلافاً مؤلفة من خیرة الأعلام، و من هؤلاء عالمنا المؤرخ الکبیر ابن جریر الطبری، حیث حفظ القرآن صغیراً و طاف بلاد الإسلام طلباً للعلم، فزار بغداد و البصرة و الکوفة و الشام و مصر. و کان کتابه تاریخ الرُسل و الملوک من أهم کتب التاریخ إلی یومنا هذا حیث أخذ عنه من جاء بعده من المؤرخین، و لا یزال هذا التاریخ أوثق مصدر و مرجع لکافة الباحثین و المحققین و طلبة الجامعات إلی یومنا هذا.
غدیر خم که در هجدهم ذى الحجه سال دهم هجرت و در آخرین حجّ عمر گرانمایه پیامبر اکرم 9 به وقوع پیوست، تأکیدى محکم و متین بر خلافت و امامت امیرالمومنین امام على 7 به امر پروردگار بود که قرآن کریم، حدیث شریف نبوى و تاریخ، گواه غیرقابل انکار آن است. واقعه عظیم غدیر، مرزهاى دینى و تاریخى را درنوردیده و در ادبیّات نیز انعکاس یافته است تا آنجا که شاعران فراوانى از عرب و عجم و مسلمان و غیرمسلمان، نصب امیرالمومنین 7 را به امامت و ولایت به امر یگانه ایزد و به دست آخرین فرستاده 9 در اشعارشان به تصویر کشیده اند.
نکته قابل توجّه این است که حتّى سرسخت ترین دشمنان «سیّد الأوصیاء» از پنهان ساختن این حقیقت تابناک درمانده اند که از میان آنها مى توان به عمروعاص اشاره کرد.
این مقاله بر آن است تا ضمن بررسى قصیده جلجلیه و تحلیل
درون مایه هاى آن، دیدگاه سراینده اش را درباره غدیر خم و مسئله جانشینى پس از حضرت محمّد 9 با استناد به شواهدى از قرآن کریم و حدیث شریف و تاریخ، تبیین نماید و از رسالت ادبیّات در منعکس کردن حقایق بهره برد.
حلب طی دوران اسلامی از فرهنگ و تمدن درخشانی برخوردار بوده است. از دوره حاکمیت حمدانیان و سپس آل مرداس در این منطقه، حضور فرهنگی و اجتماعی شیعیان در پرتو سیاستهای حمایتی این حاکمیتها و نیز مهاجرت عالمان و شاعران شیعی از دیگر سرزمینهای اسلامی به حلب، پررنگ تر شد و مراکز علمی مهمی چون جامع حلب، کاخها، مدارس و کتابخانه های مشهور در اختیار آنان قرار گرفت، چنان که بازتاب نام و شرح حال عالمان شیعی بسیاری از حلب این دوران در کتب رجالی و تواریخ محلی نشان از این امر دارد. هم زمان عرصه شعر و ادب حلب نیز با حضور شاعران نامدار شیعی چون ابوفراس حمدانی، ناشی صغیر و ابوالقاسم زاهی، برای شیعیان بی رقیب بود. طی این دوران، همچون مهاجرت عالمان شیعی دیگر نقاط به حلب، عالمان شیعی حلب نیز به شهرهای مهم دیگری مانند قم، بغداد و بصره سفر می نمودند که نشان از ارتباط محافل شیعی حلب با شیعیان آن شهرها دارد. در این پژوهش سعی شده تا تصویری از حیات علمی و فرهنگی شیعیان حلب طی دوران مذکور ارائه گردد.