رامین خوچیانی

رامین خوچیانی

مطالب
ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین

فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۱ تا ۲۶ مورد از کل ۲۶ مورد.
۲۱.

Financialization and Welfare in Iran: The Institutional Quality Paradox(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۱ تعداد دانلود : ۱۵۲
Understanding the impact of financialization on the economy is crucial for policymakers seeking to design strategies that enhance social welfare. This study examines the effect of financialization on economic welfare in Iran from 1990 to 2023, employing a threshold regression approach to account for nonlinear dynamics. The results reveal a threshold level of institutional quality at 57%. Across both, i.e., low and high institutional quality regimes, financialization exerts a negative and significant influence on economic welfare. However, once institutional quality surpasses the threshold, the adverse impact of financialization intensifies markedly. Findings highlight the paradoxical role of institutional quality, showing that greater financialization consistently undermines welfare in Iran, with stronger institutions amplifying rather than mitigating its negative effects. It means that in environments with higher institutional quality, advanced financial instruments and capital markets develop; however, access to financial development is usually asymmetrical. Consequently, wealthy individuals and large corporations benefit the most, while low-income households receive minimal benefits and may even suffer from asset inflation or consumer debt. Thus, strong institutions do not necessarily prioritize public welfare. Policymakers may regulate to develop financial markets in a way that prioritizes the financial sector’s profitability over social interests. This mechanism can lead to financial sector growth occurring faster than the real economy’s capacity, ultimately undermining welfare.
۲۲.

سرمایه گذاری در هوش مصنوعی و تضاد اشتغال: رمزگشایی جانشینی در برابر خلق شغل در ۲۰ اقتصاد پیشرو(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۲ تعداد دانلود : ۱۰۸
هدف این مقاله بررسی پیامدهای دوگانه سرمایه گذاری بخش خصوصی در هوش مصنوعی بر بازار کار و نرخ بیکاری در اقتصادهای پیشرو است. بدین منظور مجموعه ای از داده های تابلویی شامل بیست کشوری که در دوره ۲۰۱۷ تا ۲۰۲۳ بیشترین سرمایه های مخاطره پذیر مرتبط با هوش مصنوعی را جذب کرده اند گردآوری شد. در ادامه، با برآورد یک سیستم همزمان دو معادله به کمک روش گشتاورهای تعمیم یافته سیستمی (System-GMM)، دو کانال اثرگذاری متمایز شد: نخست، کانال بهره وری که جانشینی نیروی کار با سرمایه فناورانه را منعکس می کند و دوم، کانال خلق شغل که از توسعه صنایع و خدمات مکمل هوش مصنوعی و بازآفرینی زنجیره های ارزش ناشی می شود. برآوردها نشان می دهد که افزایش بهره وری، در غیاب سیاست های جبرانی، نرخ بیکاری را بالا می بَرد؛ درحالی که سرمایه گذاری مستقیم در هوش مصنوعی اثری کاهنده دارد. بنابراین، برآیند نهایی در هر کشور به توازن قدرت این دو کانال بستگی دارد. آزمون های پایایی و اعتبار ابزارها، صحت نتایج را تأیید کردند. براساس یافته ها، اجرای برنامه های ارتقای مهارت دیجیتال، گسترش زیست بوم نوآوری، اصلاح نظام آموزشی و حمایت هدفمند از استارتاپ های فناورمحور ضروری است تا تحول فناورانه به سوی ایجاد شغل پایدار هدایت شود. ناهمگونی در ظرفیت جذب فناوری و کیفیت نهادی نیز عامل مهم تفاوت آثار است؛ به گونه ای که کشورهایی با نظام نوآوری بالغ، توانایی خنثی سازی اثر جانشینی و دستیابی به تعادل کارآفرینانه تر را دارند.
۲۳.

Does AI Really Drive the Grid? A Four-Decade Test of the U.S. Energy Footprint(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۴ تعداد دانلود : ۷۱
The recent surge of artificial-intelligence (AI) activity has sparked concern that large-scale model training, cloud inference, and data-centre expansion could accelerate national energy demand. We marshal a 21-year annual panel for the United States (2004–2024) that couples multiple AI proxies—technology-stock valuations and a ChatGPT-era dummy—with four aggregate energy series (fossil fuels, nuclear, renewables, total primary energy). A five-stage empirical protocol implemented in Python combines Engle–Granger cointegration testing, higher-order ADF stationarity checks, linear and nonlinear dependence diagnostics (Pearson, Dynamic Time Warping, mutual information), multicollinearity screening (variance-inflation factors), and out-of-sample forecasting with linear regression, decision trees, random forests, and support-vector machines augmented by SHAP explainability. Across all tests we find no evidence that AI developments imprint on national energy use: AI variables cointegrate only with one another, their short-run correlations with energy vanish once trends are removed, their mutual-information scores remain near zero, and their inclusion never improves predictive accuracy beyond a parsimonious macro model driven by GDP, inflation, and population. SHAP rankings confirm that AI features carry negligible explanatory weight relative to conventional fundamentals. We conclude that, to date, AI’s macro-level energy footprint is statistically invisible—any electricity it consumes is either too small or offset by efficiency gains within the wider economy. Policymakers should therefore continue to anchor long-range energy scenarios to established economic drivers while monitoring localised data-centre hotspots that national aggregates obscure.
۲۴.

رشد اقتصادی در عصر هوش مصنوعی: تحلیل تجربی با رویکرد گشتاورهای تعمیم یافته پانلی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۴ تعداد دانلود : ۵۳
هدف پژوهش حاضر بررسی تأثیر هوش مصنوعی بر رشد اقتصادی کشورها با استفاده از رویکرد گشتاورهای تعمیم یافته پانلی است. در این راستا، از داده های پانل کشورهای پیشرو در حوزه هوش مصنوعی طی دوره ۲۰۱۷ تا ۲۰۲۳ استفاده شده است. تخمین مدل پانل پویا نشان می دهد که رشد هوش مصنوعی تأثیر مثبت و معناداری بر رشد اقتصادی دارد. به بیان دیگر، افزایش سرمایه گذاری در فعالیت های AI به تسریع رشد GDP کشورهای مورد بررسی منجر شده است. از سوی دیگر، برهم کنش مثبت بین رشد AI و بهره وری نیروی کار حاکی از آن است که اثر هوش مصنوعی در حضور بهره وری بالاتر تقویت می گردد. بر اساس یافته ها، بهره گیری از فناوری AI می تواند از طریق ارتقای بهره وری کل عوامل و سایر کانال های نوآوری و سرمایه گذاری، رشد اقتصادی کشورها را تقویت کند. همچنین برهم کنش مثبت بین رشد AI و سرمایه انسانی نیز موید آن است که هوش مصنوعی در حضور سرمایه انسانی بالاتر از شدت اثرگذاری بیشتری برخوردار است. نتایج این مطالعه مؤید نقش تحول آفرین هوش مصنوعی در اقتصاد بوده و لزوم توجه به سیاست هایی جهت بهره گیری حداکثری و فراگیر از ظرفیت های AI را نشان می دهد.
۲۵.

دو روی سکه هوش مصنوعی: تحلیل چندکی نابرابری درآمد در اقتصادهای پیشرو(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۰ تعداد دانلود : ۹۴
 هوش مصنوعی در سال های اخیر به یکی از مهم ترین پیشران های تغییرات اقتصادی و اجتماعی در جهان تبدیل شده است، اما نگرانی هایی نیز درباره پیامدهای اجتماعی و اقتصادی این فناوری -به ویژه در حوزه توزیع درآمد و نابرابری- مطرح شده است؛ به طوری که ممکن است نقش دوگانه ای ایفا کند؛ از یک سو، استفاده از هوش مصنوعی می تواند منجر به افزایش بهره وری و خلق فرصت های شغلی جدید شود و از سوی دیگر، ممکن است این فناوری به دلیل ماهیت سرمایه بر و نیاز به مهارت های خاص، درآمدهای حاصل از آن را به گروه های خاصی محدود کرده و موجب تشدید نابرابری شود. هدف از این پژوهش، بررسی اثر سرمایه گذاری در هوش مصنوعی بر نابرابری درآمدی در کشورهای پیشرو در این حوزه است. این پژوهش با استفاده از تحلیل پانل کوانتایل، سرمایه گذاری هوش مصنوعی طی سال های 2017 تا 2023 را برای 20 کشور پیشرو بررسی کرده است. نتایج نشان داد اثر این سرمایه گذاری ناهمگن و مرحله ای است؛ به طوری که در مراحل اولیه نفوذ فناوری، گروه های پردرآمد سود بیشتری می برند و نابرابری افزایش می یابد، اما با گسترش استفاده از هوش مصنوعی در بنگاه های کوچک تر و بخش خدمات، این روند معکوس شده و نابرابری کاهش می یابد. نتایج نشان می دهد برای بهره گیری از ظرفیت های هوش مصنوعی در جهت کاهش نابرابری، سیاست های مکملی همچون مهارت اموزی گسترده، توسعه بهداشت عمومی، حمایت از بنگاه های کوچک و تنظیم شفاف مالکیت داده ها و رقابت در بازار نیاز است تا فناوری به رشد فراگیر و پایدار منجر شود.
۲۶.

انتخاب شرکای تجاری برای ایران بر پایه معیار همزمانی ادوار تجاری رویکرد تحلیل موجک(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۰ تعداد دانلود : ۹۵
شناسایی بهترین شرکای تجاری یران طبق معیار همزمانی ادوار تجاری است. برای این منظور از روش موجک پیوسته استفاده شد تا با هم فازی بین تولید ناخالص داخلی ایران و ۱۳ شریک تجاریش در بازه زمانی ۱۹۶۰ تا ۲۰۲۲ مورد برازش قرار گیرد. به این ترتیب از مزایای ویژه روش مذکور تفکیک هم حرکتی متغیرها در حوزه زمان–فرکانس و تعیین تقدم و تأخر زمانی میان متغیرها، نسبت به روش های رایج همچون همبستگی پویا یا فیلترهای چرخه ای، دقت بیشتری در تحلیل همزمانی صرف شد. شرکای تجاری بر اساس سه معیار، سهم هریک از کل تجارت خارجی ایران، دسترسی به داده های تولید ناخالص داخلی و اهمیت ژئو اقتصادی در سیاست تجاری ایران انتخاب شدند. نتایج حاکی از آن بودند که هم فازی میان ایران و برخی شرکای آسیایی (چین، ترکیه، هند، و پاکستان) در بیش از ۶۵ درصد موارد مثبت و معنادار بوده است. در مقابل، کشورهای اروپایی مانند فرانسه، ایتالیا و بلژیک تنها در بازه های محدود پیش از دهه ۱۹۹۰ هم فازی بالایی با ایران داشته اند. این یافته ها بیانگر آن است که در گذر زمان، تحریم های بین المللی و تحولات سیاسی دهه های اخیر، هم زمانی تجاری ایران را از اروپا به آسیا منتقل نموده است.لذا شرکای اسیایی شرکای بهتری برای ایران می توانند باشند.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان