Influence of Mental Models on Sustainable Wheat Seed Use: A Comparative Study in Western Iran (مقاله علمی وزارت علوم)
درجه علمی: نشریه علمی (وزارت علوم)
آرشیو
چکیده
Understanding farmers' mental models (MM) is crucial for interpreting their behavior; however, these models, are shaped by technical, economic, and social factors, have often been overlooked. Using a case study from Kangavar County, Western Iran, this study investigates the MM of farmers and experts regarding wheat seed usage and proposes optimization strategies using a mixed-methods approach. Qualitatively, phenomenological analysis of interviews with 16 participants (selected via purposive and snowball sampling) identified five key factors shaping farmers' mental models (MM): work context, climate, experienced risks, available resources, and subjective norms. Experts' rationale for seed recommendations centered on three themes: academic knowledge, professional experience, and user characteristics. Quantitatively, a structured questionnaire administered to a separate sample of 255 farmers (stratified proportional sampling) and 50 experts (complete enumeration) revealed significant disparities. Independent samples t-tests revealed statistically significant differences (p < 0.01) across all major mental model (MM) domains. Responses were initially scored as percentages (0–100) based on item agreement, then standardized to a 100-point scale. Mean scores were substantially higher among farmers in experienced risks (74.02 vs. 15.80), subjective norms (66.24 vs. 18.93), and work context (65.67 vs. 35.30), indicating stronger perceived influence of experiential and social factors. Conversely, experts scored higher on academic knowledge (75.28 vs. 41.71), reflecting greater reliance on scientific evidence.The Delphi method identified and prioritized key strategies for optimizing seed use, with "preparing a suitable seedbed" (weighted average: 0.148) and "using certified seeds" (weighted average: 0.143) ranked highest. These findings underscore the critical gap between farmer and expert models and emphasize the need for targeted interventions that integrate experiential knowledge with scientific evidence to bridge this divide, fostering more sustainable seed usage practices.تأثیر مدل های ذهنی بر مصرف پایدار بذر گندم: مطالعه تطبیقی در غرب ایران
درک مدل های ذهنی (MM) کشاورزان برای فهم رفتار آن ها ضروری است؛ با این حال، این مدل ها که از عوامل فنی، اقتصادی و اجتماعی تأثیر می پذیرند، اغلب مورد غفلت قرار گرفته اند. در پژوهش حاضر سعی شد با استفاده از مطالعه موردی در شهرستان کنگاور (واقع در غرب ایران)، به بررسی مدل های ذهنی کشاورزان و کارشناسان در زمینه مصرف بذر گندم در مزارع پرداخته شود و سپس با رویکرد ترکیبی، راهکارهایی برای بهینه سازی مصرف آن پیشنهاد شود. در بخش کیفی، به تحلیل پدیدارشناسی تجربیات کشاورزان و کارشناسان در زمینه بذر مصرفی پرداخته شد. مصاحبه با ۱۶ شرکت کننده (انتخاب شده با نمونه گیری هدفمند و گلوله برفی) منجر به شناسایی پنج عامل کلیدی شکل دهنده مدل های ذهنی در کشاورزان (بستر کاری، آب وهوا، ریسک های تجربه شده، منابع در دسترس و هنجارهای ذهنی) و سه مدل ذهنی در کارشناسان (دانش آکادمیک، تجربه حرفه ای و ویژگی های کاربر) شد. در بخش کمی، پرسشنامه ساختاریافته بر روی نمونه جداگانه ای شامل ۲۵۵ کشاورز (نمونه گیری طبقه ای متناسب) و ۵۰ کارشناس (سرشماری کامل) اجرا شد و اختلافات قابل توجهی را آشکار نمود. آزمون t مستقل، تفاوت های آماری معنادار (p <0.1) را در همه حوزه های اصلی مدل های ذهنی تأیید نمود. پاسخ ها ابتدا به صورت درصد (۰–۱۰۰) بر اساس میزان توافق با گویه ها امتیازدهی و سپس به مقیاس استاندارد ۱۰۰ امتیازی تبدیل شدند. میانگین امتیاز کشاورزان در ریسک های تجربه شده (۷۴.۰۲ در برابر ۱۵.۸۰)، هنجارهای ذهنی (۶۶.۲۴ در برابر ۱۸.۹۳) و زمینه کاری (۶۵.۶۷ در برابر ۳۵.۳۰) به مراتب بالاتر بود که نشان دهنده تأثیر قوی تر عوامل تجربی و اجتماعی است. در مقابل، کارشناسان در دانش آکادمیک امتیاز بیشتری کسب کردند (۷۵.۲۸ در برابر ۴۱.۷۱) که بیانگر اتکای بیشتر به شواهد علمی است. روش دلفی، راهکارهای کلیدی را شناسایی و اولویت بندی کرد؛ به طوری که «آماده سازی بستر بذر مناسب» (میانگین وزنی: ۰.۱۴۸) و «استفاده از بذرهای گواهی شده» (میانگین وزنی: ۰.۱۴۳) در صدر قرار گرفتند. این یافته ها بر شکاف عمیق میان مدل های ذهنی کشاورزان و کارشناسان تأکید دارند و بر ضرورت مداخلات هدفمند برای پیوند دانش تجربی با شواهد علمی به منظور کاهش این شکاف و ترویج مصرف پایدارتر بذر دلالت می کنند.







