نویسندگان: فرید آزادبخت
حوزه‌های تخصصی:
شماره صفحات: ۲۰۱-۲۲۰
دریافت مقاله   تعداد دانلود  :  ۳۵

آرشیو

آرشیو شماره‌ها:
۵۶

چکیده

The doctrines of humanitarian intervention and "unwilling and unable," closely linked to the Responsibility to Protect (R2P), provide frameworks for addressing humanitarian crises when states fail to protect their populations from atrocities like genocide, war crimes, and ethnic cleansing. These doctrines, however, face legal, political, and practical challenges, often clashing with state sovereignty under Article 2(7) of the UN Charter. This study employs a descriptive-analytical approach to examine these frameworks, distinguishing humanitarian intervention’s unilateral tendencies from R2P’s structured, UN-authorized approach. Through case studies of Libya (2011), Syria (2012–present), and the Rohingya crisis (2017), it analyzes their alignment with these doctrines, their challenges, and proposes practical reforms to enhance clarity, accountability, and effectiveness. By addressing ambiguities, political misuse, and sovereignty tensions, this study aims to strengthen global mechanisms for atrocity prevention while respecting international legal principles.

دکترین عدم تمایل و عدم توانایی و مداخله بشردوستانه: چارچوب ها و چالش ها

دکترین های مداخله بدون تمایل، بدون توانایی و بشردوستانه به عنوان چارچوب های اساسی در عرصه سیاست بین الملل عمل می کنند و نقش مهمی در مدیریت بحران های بشردوستانه و جلوگیری از فجایعی مانند جنایات جنگی، کشتار جمعی، نسل کشی و سایر نقض های شدید حقوق اساسی بشر ایفا می کنند. علیرغم اهمیت آنها، این دکترین ها با چالش های حقوقی، سیاسی، اخلاقی و عملی متعددی روبرو هستند. این مقاله به بررسی چارچوب ها و چالش های مرتبط با دکترین های مداخله بدون تمایل، بدون توانایی و بشردوستانه در حوزه های حقوق بین الملل و روابط بین الملل می پردازد و تعامل آنها را با اصول حاکمیت ملی و مسئولیت بین المللی در حفظ حقوق بشر تجزیه و تحلیل می کند. این مطالعه با استفاده از روش تحقیق توصیفی-تحلیلی نشان می دهد که اگرچه این دکترین ها پتانسیل حمایت از حقوق بشر و جلوگیری از فجایع انسانی را دارند، اما در عمل اغلب به عنوان توجیهی برای مداخله در امور داخلی کشورها مورد استفاده قرار گرفته اند و در نتیجه با چالش های اساسی مواجه شده اند. این چالش ها عمدتاً ناشی از تفسیر نادرست اصول این دکترین ها، سوءاستفاده از آنها برای اهداف سیاسی و سلطه جویانه و تضاد ذاتی آنها با مفهوم اساسی حاکمیت ملی است. علاوه بر این، فقدان سازوکارهای شفاف و پاسخگو برای تصمیم گیری در مورد زمان و شرایط مداخله، یک نقص ساختاری عمده در این دکترین ها محسوب می شود. تجزیه و تحلیل بحران های مختلف بشردوستانه، مانند بحران های لیبی، سوریه و بحران روهینگیا، ماهیت دوگانه دکترین های «نمی خواهم» و «نمی توانم» را آشکار می کند.

تبلیغات