پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی
صفحه اول پایگاه ها مجلات جستجو
  • تماس با ما
  • درباره ما
  • نقشه سایت

اقتصاد
حقوق
علوم اسلامی
فلسفه و منطق
تاریخ
علوم اجتماعی
علوم سیاسی
ادبیات
مدیریت
روانشناسی
مطالعات هنر
زبان شناسی
جغرافیا
تربیت بدنی
کتابداری
زنان
علوم انسانی
علوم انسانی > نظام آموزشی در حوزه علوم انسانی > زبان و نظام آموزشی
كد مطلب: 87594
تعداد نمایش: 1456

نقش و جایگاه زبان عربی در علوم انسانی

سید محمدحسن مددی الموسوی

چکیده: نقش وجایگاه علوم انسانی - بامحوریت انسان - دررشد و بالندگی فرهنگ‌ها یا انحطاط تمدن‌ها، غیرقابل تردید است. تدوین برنامه‌های آموزشی علوم انسانی، یکی ازپرچالش‌ترین برنامه‌ریزی‌های هر کشور است. درباره علوم انسانی، ازهمان سال‌های نخستین انقلاب اسلامی ایران - که با شعار انقلاب فرهنگی و فکری همراه بود - برخی تردیدهای جدی وجود داشت و این خود پیش درآمدی برشکل‌گیری شواری عالی انقلاب فرهنگی شد.
با گذشت سه دهه ازانقلاب، تدبیرمتولیان امر و تلاش دلسوختگان رسمی و غیررسمی عرصه فرهنگ و آموزش، در تدوین برنامه‌ای جامع برای علوم انسانی وساماندهی به روندآموزش این دانش‌ها - به معنی عام آن - حاکی از عدم توفیق در دستیابی به اهداف موردنظر است و نیاز به بازنگری در مواد آموزشی و روش‌های آموزش علوم انسانی در حوزه‌های آموزش و پرورش و آموزش عالی و حوزه‌های علمی کاملا آشکار است. به نظرمی‌آید که عمده‌ترین مشکل در آموزش علوم انسانی، در ابزار انتقال آن یعنی زبان علمی این دانش‌هاست. بی‌تردید بستر ورود به حوزه اندیشه‌ها و دانش‌ها زبان است؛ و ضروری‌ترین ابزار دادوستد علمی و فرهنگی دانشجویان و طلبه‌ها و استادان و پژوهشگران بیشتر رشته‌های علوم انسانی - علوم قرآنی، فقه، فلسفه، تاریخ و... - زبان عربی است.
براساس گزارش‌های مکتوب و شفاهی و تجربه‌های عینی، یکی از آشکارترین چالش‌های‌ ما، به ‌ویژه در شاخه‌های علوم انسانی، مشکل آموزش زبان علمی این رشته‌ها، یعنی زبان عربی است. شواهد حاکی از آن است که روش‌ها و فنون موجود در آموزش زبان عربی، پاسخگوی نیازفرگیران و استادان نیست.
به نظر می‌آید که عمده‌ترین مشکل در آموزش این زبان، رویکرد یا نگاه به این زبان است، و تا زمانی که تعریف از زبان عربی و نگاه به آن تغییرنکند، هرگونه دگرگونی در عناوین و روش‌ها و فنون، اثربخش نخواهد بود.
اصل مقاله می‌خواهد به این نتیجه برسد که: با اجرای یک طرح ساده و قابل اجرا و تغییرجزئی در برنامه‌های آموزش زبان عربی وجابه‌جایی منطقی برخی عناوین و سرفصل‌ها،, می‌توان از زبان به شیوه درست و بهینه استفاده کرد و زمینه‌های ارتباط معنی‌دار فراگیران با دروس علوم انسانی را هموارکرد.

کلمه های کلیدی:
• علوم انسانی
• دانشگاه
• نظام آموزشی
• زبان عربی

 
مقدمه
از زمانی که علوم انسانی در میان دانش‌های بشری رنگ استقلال به خود گرفت، به دلیل ماهیت آن و متفاوت بودن تعریف، متد، روش و فنون آن با سایر علوم،  جزء پرچالش‌ترین علوم به شمار آمد.
دربارة علوم انسانی از سال‌های نخستین انقلاب –  با شعار انقلاب فرهنگی و دینی –  مورد برخی تردیدها و تهدیدهای جدی وجود داشت؛ این امر توجه دست‌اندرکاران آموزش و فرهنگ کشور را بر آن داشت تا برای حفظ جایگاه و نقش علوم انسانی در فرهنگ و آموزش کشور تدبیری بیندیشند، واین زمینه‌ای شد برای تشکیل شورای عالی انقلاب فرهنگی، این شورا در طول حیات پرفراز و نشیب خود، در حد توان، در جهت رسیدن به اهداف خود، از هیچ تلاشی فروگذار نکرد.
صرف نظر از اینکه مقصود ما از علوم انسانی، علوم عقلی (فلسفه، منطق، ریاضیات، ...) یا علوم دینی (فقه، اصول، تفسیر، جدیث و...) یا علوم اجتماعی (جامعه شناسی، روانشناسی، اقتصاد، مدیریت و...) یا ادبیات فارسی و عربی یا تاریخ و جغرافیا یا فرهنگ و تمدن باشد، قدر متیقن آن است که زبان علمی اکثر این دانش‌ها و بیشتر منابع و مصادر این علوم، به زبان عربی است. و سخن ما نیز درباره زبان عربی و نقش و جایگاه آن در علوم انسانی است.
1. ارتباط تاریخی زبان عربی بافرهنگ ایران زمین
مطالعه گذشته شاید درهای ناگشوده آینده را باز نکند، اما آشنایی با تاریخ یک موضوع، کلیدی است برای درک بهتر شرایطی که در آن به سرمی‌بریم، و این که چرا؟ و چگونه؟ به اینجا منتهی شده است.
1400 سال پیش پیامبری امی در میان قومی عرب، کتابی به زبان عربی آورد که نشان نبوتش در آن نهفته بود و با همان کتاب دیگران را به هماوردی خواند؛ کتابی که عربی مبین بود و خود نیز « أَفصح من نطق بالضاد».
ابزار انتقال این سفر الهی به سراسر سرزمین‌های اسلامی، زبان عربی بود؛ زبانی که آفاق را در نور دید و جان‌ها را تسخیر کرد و در کمتر از یک قرن بر زبان خرد و کلان و زن و مرد گرویده به این کیش، جاری شد.
1- 1. ایران و زبان عربی
تاریخ ورود زبان عربی به فرهنگ ایرانیان به پیش از اسلام باز می‌گردد. (علی‌نیا، 2 مرداد 1387). در نخستین دهه‌های ظهور اسلام ایرانیان همان‌گونه که با آغوش باز اسلام را پذیرفتند، با کمال رغبت، زبان این آیین را هم پذیرا شدند؛ واژه‌ها و اصطلاحات دینی، تاریخی، اقتصادی، سیاسی و ترکیب‌های ادبی و بلاغی این زبان به تدریج در تمام جنبه‌های زندگی فردی و اجتماعی و فرهنگی مردم رسوخ کرد – و در کمتر از دو قرن – ساختار فرهنگی ایرانیان را (در معنی عام آن) تحت الشعاع خود قرارداد، هرچند این تأثیر و تأثر به صورت مبادله دوسویه بود ولی کتاب‌ها و نوشته‌ها عموماً به زبان عربی نگاشته می‌شد؛ زبان عربی، زبان دین، فرهنگ، تجارت، سیاست و علم بود. بیشتر آثار باقی مانده از این دوره به زبان عربی است.
2- 1.  بهره زبان عربی از ایرانیان
زبان عربی تا قرن‌ها زبان دوم مردم و زبان علمی دانشمندان ومحققان و دانش پژوهان بود. سهم ایرانیان در نشر و گسترش این زبان به ویژه در ادبیات عربی (صرف و نحو و بلاغت) و سایر دانش‌ها بیش از دیگران است.
پیشوایان و پیشگامان نحو و بلاغت وفقه و اصول و تفسیر و حدیث و فلسفه و عرفان  و طب و نجوم،  ایرانی‌اند و جمله اینان به زبان عربی می‌نگاشتند (محمدی، 1378).
3- 1.  سیر زبان عربی در ایران
پیدایش دولت‌های کوچک و داعیه‌های قومی و نژادی، به تدریج از جایگاه سیاسی عرب و درپی آن از نقش و جایگاه زبان عربی کاست. با کاهش نفوذ سیاسی و اجتماعی اعراب، نفوذ فرهنگی و اجتماعی اعراب نیز کاسته شد؛ زبان فارسی دوباره جان گرفت، و زبان عربی گام به گام دامنه خود را مدارس و حوزه‌های علمیه کاهش، اما به عنوان زبان دین و علم، جایگاه و حرمت خود را نگاه داشت.
با روی کار آمدن آل‌بویه و پیدایش دولت صفویه، دامنه کاربرد زبان عربی و در نتیجه آموزش آن محدودتر شد. بیشتر در مدارس دینی و در چارچوب دروس مرتبط با دین به کار گرفته می‌شد؛ بعدها در دوره قاجارحالتی خاص به خودگرفت، زبان عربی با زندگی اجتماعی و دنیای فرهنگی جامعه ایرانی فاصله گرفت.
شیوه ادبیات تعلیمی و نگارشی به جای مانده از این دوره، حکایت از روند روبه افول ستاره زبان عربی در ایران دارد. زبان عربی رنگ باخته بود و در کنج حجره‌ها روزگار غربت خویش را می‌گذراند (همان: مقدمه؛ مطهری، 1366)‌.  دوران احتضار زبان عربی و جو عرب‌زدایی و اندیشه حذف زبان عربی از فرهنگ فارسی، با رضاخان آغاز شد و در دوره حکومت محمد رضا پهلوی به اوج خود رسید. محمدرضا پهلوی درسن 17 سالگی تصریح می‌کند:
ما ملتی بودیم که دینی داشتیم، آئینی داشتیم، مشتی عرب آمدند همه را به هم زدند؛ ما باید همه اینها را به سرعت برداریم (واعظ زاده خراسانی، 1381 : 32).
2.  نقش زبان عربی و جایگاه آن در پایداری و توسعه فرهنگ دینی و عمومی کشور .
اگر بپذیریم که زبان پایه و اساس هر فرهنگ است و این کلمات هستند که به زندگی ما شکل می بخشند و دنیای ما را معنی می‌کنند، اهمیت و نقش زبان در حفظ و بقای ارزش‌ها و باورهای دینی و توسعه فرهنگی، آشکار خواهد شد. این امر بر آنان که کم و بیش با مسائل فرهنگی و زیر ساخت‌های آن آشنا هستند، آشکار است.
با اندکی تأمل در مباحث زبان‌شناسی به تأثیر زبان در حفظ و بقای یک  فرهنگ و نقش آن در سست شدن رشته‌های فرهنگی پی‌خواهیم برد. زبان عربی هم سایه و هم راز زبان فارسی است. ارتباط و پیوند این دو زبان و تأثیر تأثر آنها در یکدیگر غیر قابل تردید است. اگر زبان عربی به هر دلیل، نقش و جایگاه خود را از دست بدهد، فرهنگ دینی و اجتماعی دچار بحران جدی خواهد شد.

1-2. جایگاه زبان عربی در نظام جمهوری اسلامی ایران
حرکت خود جوش مردم به رهبری امام فقید در بهمن 1357 تغییر نظام شاهنشاهی را به دنبال داشت. انقلاب شد؛ شعار انقلاب، اسلام و قران بود. زبان عربی که زبان دین و قرآن بود، باید جایگاه و نقش خویش را باز می‌یافت. پیشتازان و پیشگامان فکری این نهضت، و در رأس آنان مرحوم امام (ره)  با توجه به اهمیت زبان عربی و نقش آن در دین و فرهنگ دینی مردم در پاسخ به طعنه برخی به زبان عربی، تصریح می‌فرمایند:
نگویید که لغت عربی از ما نیست؛ لغت عربی از ماست؛ لغت عربی لغت اسلام است، و اسلام از همه است.
این دغدغه تنها امام نبود. مباحثات مجلس خبرگان قانون اساسی به خصوص تأکید مرحوم بهشتی در آموزش زبان عربی سزاوار توجه است. و نتیجه چندین جلسه بحث درباره زبان عربی، تصویب اصل شانزدهم قانون اساسی بود:
«از آنجا که زبان قران و علوم و معارف اسلامی ، عربی است و ادبیات فارسی کاملاً با آن آمیخته است؛ این زبان باید پس ازدوره ابتدائی تا پایان دوره متوسطه در همه کلاس‌ها ودر همه رشته‌ها تدریس شود».
این اصل به طور شفاف و روشن، بیانگر اهمیت زبان عربی و نقش و جایگاه آن در آموزش و فرهنگ کشور است.


2-2. نگاه پیشوایان و پیشگامان و دلسوختگان به زبان عربی
تصریح آیات قران (سورة احقاف، آیه 2؛ سورة یوسف، آیه 2 ؛ سورة زخرف، آیه 3 ؛ سوره زمر آیه 28). و برخی احادیث و گفتار پیشگامان این نهضت در باب آموزش زبان عربی بر کسی پوشیده نیست. بیان مرحوم مطهری (ره) که در مسائل فرهنگی بسیار باریک بین بود، دقیق است:
«زبان عربی زبان یک قوم نیست، زبان اسلام است. از اهم وظایف ما این است که این زبان را حفظ کنیم هر فرهنگی، هر تمدنی اگر بخواهد زنده بماند، باید زبانش زنده بماند. اگر زبانش مرد خودش مرده است. به خدا قسم ما در مقابل زبان عربی وظیفه داریم که این زبان را حفظ کنیم، آن را نگهداری کنیم».
مرحوم مطهری در سخنرانی خود با نام «ضرورت فراگیر ی زبان عربی حقیقت این امر را اینگونه بیان می‌کنند:
«... ما به همان دلیلی که به قران علاقمند هستیم و به اسلام علاقمند هستیم،  نمی‌توانیم به زبان عربی که اعجاز اسلام در آن زبان و به آن زبان است، بی‌اعتنا باشیم؛ به عقیده من انسان تا خود آشنا به زبان عربی نباشد -  نمی‌گویم به طور کلی، ولی به صورت نسبی - نمی‌تواند مفاهیم اسلام را درک کند.
مسئله دوم؛ لزوم ضرورت یاد گرفتن زبان عربی است که این مسئله خیلی مهم است.
1. امام علی (علیه‌السلام) می‌فرماید: «‌تعلّموا العربیّـﮥ و علّموها الناس.» امام صادق (علیه‌السلام) نیز می‌فرماید: «تعلّموا العربّیـﮥ فانّها کلام الله الذی یکلم به خلقه».
2. سخن مرحوم امام، سخنان نمایندگان مجلس خبرگان قانون اساسی، مذاکرات تصو یب اصل 16 قانون اساسی
اگرحقیقت را بخواهیم، فرهنگ عربی و فرهنگ فارسی نداریم؛ ما یک فرهنگ اسلامی در دو چهره داریم، چهره عربی و چهره فارسی».
سپس این گونه ادامه می‌دهد:
«من از شما می‌پرسم، آیا ممکن است انسان فرهنگ فارسی بفهمد و یاد بگیرد بدون اینکه عربی بلد باشد‌؟ !»
و دل سوختگان در این باب، با قلم و قدم و ... به قدر وسع خویش گفتند، و فریاد بر‌آوردند، و ندا در افکندند، که هر کدام از ما کم و بیش مقالات یا سخنرانی‌های آنها یا تألیفات ارزشمند آنها در این زمینه را دیده یا خوانده‌ایم؛ نداى مأیوسانه استاد ارجمند آقای آذرتاش آذرنوش، در این زمینه قابل تأمل است. ندائی برخاسته از سوز دل مردی دل‌سوخته و مسئول:
«بنده بار مسئولیتی بر دوش خود احساس می کنم که البته بسیارسنگین است. اما چه کنم؟ من فقط زبانی دارم که با آن فریاد «وااسلاما» بر می‌کشم . امیدوارم که در کشور گوش‌های شنوائی هم باشد، دل‌های درد دیده و رنج دیده هم باشد که این ندای مأیوسانه را بشنود  و پاسخ دهد» (آذرنوش، 1378).

3-2. گستره زبان عربی و قلمرو آن
زبان به دلیل ماهیت سیال بودنش، به خونی می‌ماند که در رگهای فرهنگ، جاری و ساری است و مایه حیات و حرکت آن است؛ زبان چون آبی است که باعث رشد و طراوت درخت مبارک فرهنگ جامعه است. زبان پایه و اساس حیات هر فرهنگ است، کلمات به زندگی ما شکل و فرم می‌دهند و روابط انسانی ما را معنی می‌بخشند. زبان بازتاب دنیای اندیشه و بودن آدمی است.  زبان عربی به دلیل پیوند ناگسستنی آن با زبان فارسی، در یکایک مظاهر فرهنگی ما خود‌نمائی می‌کند.60 % تا 70 %  واژه‌های پرکاربرد در زبان فارسی، ریشه عربی دارد. و به گفته مرحوم مطهری، فرهنگ ما آمیزه‌ای از دو فرهنگ جدائی‌ناپذیر، فرهنگ عربی و فرهنگ فارسی است، مظاهر ادبی ما از حافظ و سعدی و مولانا و جامی و عطار و... و دیگر آثار ادبی و علمی و هنری زبان فارسی در شکل و محتوا (دامادی، 1371؛ فرشید ورد، 1376؛ محفوظ، 1336).  متأثر از زبان عربی است. فرهنگ دینی و اعتقادی ما از توحید و نبوت و ایمان و تقوا و توکل و صبر و ...  و اصطلاحات  فقهی خمس و زکات وحج و... سراسر به زبان عربی است، اساس و پایه این فرهنگ، دستور نامه مسلمانان «قرآن» به زبان عربی است، جمله ادعیه و روایات به زبان عربی است.
به عبارت دیگر، از آنجائی که ساختار فرهنگی ما دینی است و دین در تمام جنبه‌های آموزشی و سیاسی و اجتماعی و اعتقادی، واقتصادی ما حضور فعال دارد، نمی‌توان نقش زبان عربی را در تمام این صحنه‌ها و تأثیر مستقیم و غیر‌مستقیم آن را نادیده گرفت. زبان عربی همراه اینها در تمام ساختارهای زبانی و آموزشی و فرهنگی ما حضور بسیار پر رنگ و غیر قابل انکاری دارد.
دهکده کوچک جهانی، جهان بدون مرز فرهنگی و دنیای اینترنت و ... قلمرو زبان عربی را بسیار فراتر از آنکه تصور می‌کنیم، گسترش داده است. در عصر ارتباطات و گفت‌و‌گوی تمدن‌ها، تبادل اندیشه‌ها‌، ارتباط با سایر کشورهای اسلامی، داعیه رهبری فکری و سیاسی جهان اسلام، و صدور انقلاب، بدون توجه به ضروری‌ترین ابزار آن یعنی زبان عربی، خردمندانه نیست. قلمرو زبان عربی از آن میزانی که به آن بها داده می‌شود و به آن پرداخته می‌شود، بسیار گسترده‌تر است. دیگر نمی‌توان با زبان عربی به عنوان یک زبان صنفی برخورد کرد. زبان عربی امروز، زبان فرهنگ، دانش، اندیشه، سیاست و اقتصاد است.

4-2. علوم انسانی، دین و زبان عربی
گزاره 1: دین در تمام ارکان اعتقادی، اجتماعی، سیاسی و اقتصادی و آموزشی و هنری ما نقش تعین کننده‌ای ‌دارد،  هرگونه نگاه  و رویکرد -  مثبت یا منفی -  به دین، به طور مستقیم یا غیر مستقیم، در جنبه‌های یاد شده تاثیر گذاراست.
گزاره2: ارتباط تنگاتنگ زبان عربی با پیکره اصلی دین، یعنی قرآن و روایات و فرهنگ دینی و عمومی مردم، نقش زبان عربی را بسیار تعیین کننده می‌کند.
گزاره 3: علوم انسانی ما - در معنای عام آن - به شدت رنگ دینی دارند.
گزاره 4:  ارتباط تنگاتنگ بین دین، فرهنگ، علوم انسانی و زبان عربی وجود دارد.
گزاره 5: کتابنامه مسلمانان «قرآن مجید» احادیث، ادعیه، منابع اصلی دینی و علمی به زبان عربی است.
گزاره 6: پذیرش یا عدم پذیرش زبان عربی به طور آشکار و نهان، در تثبیت یا تزلزل اعتقادی مردم و میزان دلبستگی آنان به دین و هر آنچه که رنگ دینی دارد، ازجمله  علوم انسانی، به شدت تاثیر گذاراست.
اگر بار دیگر گزاره‌ها را با دقت در کنار یکدیگر بگذاریم می‌بینیم: زبان عربی به منزله خونی است که در رگ‌های فرهنگ ما جاری است، نگاه دانش‌آموزان و دانشجویان ما به دین و هر آنچه بو و رنگ دینی دارد، متأثر از دریافت و فهم او از زبان عربی است؛ زبان عربی کلید ارتباط او با گزاره‌های دیگراست؛ تجربه‌های ناخوشایند زبانی او، در نگاه او به درس‌های ادبیات فارسی و تاریخ و اجتماعی تأثیردارد  . تجربه‌های فراگیر از زبان عربی در داوری او نسبت به فقه و اصول و تفسیر و حتی فلسفه  و حقوق تأثیر‌گذار است.
آن‌ گونه که زبان انگلیسی زبان علمی رشته‌های  علمی است، زبان عربی-  به طور مضاعف - زبان رشته‌های  علوم انسانی است. به نظر می‌آید که نوع نگاه دانش آموزان و دانشجویان ما به دین و فرهنگ دینی و علوم انسانی، تابع نگاه و تجربه‌های زبانی آنان نسبت به زبان عربی است، و تا مشکل زبان عربی حل نشود، بسیاری از ترفندها در رشته‌های علوم انسانی کار ساز نخواهد بود، چنان که تاکنون نبوده است.

3. سهم زبان عربی درپذیرش مسائل فرهنگی، دینی وعلوم انسانی
برخورد دانش‌آموزان و دانشجویان و دیگرطبقات مختلف مردم با زبان عربی، بازتابی از نگاه و برداشت آنها از این زبان است. مردم به دلیل طبیعت دینی و تربیت فرهنگی، علاقه‌مند به خدا و دین و قرآن هستند؛ حضور مردم در مراسم عبادی و مناسبت‌های مذهبی، نمودی از نیاز آنها به دین و ارتباط تنگاتنگ زندگی آنها با مسائل اعتقادی است. توجه مردم به دعا و راز و نیاز و نماز و روزه، حکایت از معرفت‌طلبی و علاقه آنها به مسائل مذهبی دارد. قالب آموزه‌های معنوی و دینی مردم این سامان، در تنه اصلی این آئین یعنی قرآن وحدیث، و ستون این دین یعنی نماز و دعا، نهفته است؛ و زبان ارتباطی این آئین، زبان عربی است.
در جامعه ما کمتر کسی دیده می‌شود که علاقه‌مند به فهم قرآن نباشد، و آرزوی توانائی برقراری ارتباط با کتاب خدا را نداشته باشد؛ همه مردم دلشان می‌خواهد که قرآن را راحت بخوانند و معنی آیات را بی‌واسطه دریابند، اما به دلیل مشکلی که با زبان این متون دارند، ارتباط پیوسته به صورت ناقص و نارسا بوده است؛ پیوسته در طلب ترجمه‌های این متون هستند. آرزو می‌کنند که ای کاش بتوانند زبان عربی را به راحتی بیاموزند، تا بتوانند خود ارتباط برقرارکنند، و متن را راحت بخوانند و مفاهیم بلندآن را بدون نیاز به ترجمه، دریابند؛ اما دریغا که دشواری‌های این زبان و تجربه‌های ناخوشایند آنان از این زبان، کام آنان راتلخ کرده است؛ و راه را برای آنان دشوار ساخته است.
نظرسنجی‌های استاندارد و غیر استاندارد و آمار رسمی و غیررسمی در‌بارة میزان مطلوبیت زبان عربی بین دانش‌آموزان و دانشجویان، حاکی از عربی گریزی زبان آموزان است. کاربردی نبودن این زبان و قواعد پیچیده آن، که بیشترحالت فلسفه بافی داردتا زبان، عدم پاسخگوئی به نیازهای زبانی فراگیران، رنگ دینی صرف داشتن این زبان و ... با این خصوصیات، زبان آموز هرگز نمی‌تواند بین آنچه آموخته و نیاز خود، ارتباط برقرارکند. نمی‌تواند آموخته‌های خود را به کار بندد، دانش زبانی او عملاً مشکل اورا حل نمی‌کند؛ در این صورت بهترین گزینه برای حل مشکل، حذف صورت مسئله است؛  خود زبان عربی دیگر برای او موضوعیت ندارد؛ نتیجه این می‌شود که دانش‌آموز برای ضریب کنکور می‌خواند، و دانشجو برای گذراندن واحد درسی.
یک اصل روان‌شناسی که همه ما کم و بیش با آن آشنا هستیم، این است که نخستین تجربه‌های - تلخ یا شیرین- آدمی، پایدارترین تجربه‌های زندگی اوست؛ این پایداری با میزان شدت وضعف تأثیرآن در فرد و تأثر شخص از آن تجربه، ارتباط مستقیمی دارد. همه ما نیک می‌دانیم که زبان عربی جزء تجربه‌های تلخ اکثر دانشجویان و دانش آموزان ماست، زبان آموزان ما عموماً از زبان عربی گریزان و از قواعد پیچیده آن بیزارند. این دوری از زبان به معنی فاصله گرفتن اوست از هر آنچه مرتبط با این زبان است. اگر عربی ما رنگ دینی داشته باشد، آن هم به این پررنگی، فاصلة او از آموزه‌های دینی، به ویژه آن قسمت که عربی آن پررنگ‌تراست، بیشتر می‌شود؛ دانش‌آموز با متون دعای کتاب درسی به دشواری ارتباط برقرار می‌کند، مقتضای سن او داستان و حکایت و نشان دادن دنیای تحرک و نشاط است و کتاب‌ها ... ! کتاب عربی او پر از دعا و آیات و احادیث و قصه‌های کلیشه‌ای دینی است؛ کتاب دینی‌اش همین‌طور، بیشتر صفحاتش با آیات و روایات زینت یافته است و بالأخره کتاب قرآنی که همه‌اش به زبان عربی است.
دانش آموز و دانشجو و... از خدا و رسول دور نمی‌شوند، از زبان عربی که کتاب خدا و سخن رسول به آن زبان است، فاصله می‌گیرند. مردم خدا و رسول را دوست دارند، قرآن و نهج البلاغـه و دعا را هم دوست دارند؛ ولی ضرورتی نمی‌بینند که چیزی را بخوانند که معنی آن را نمی‌فهمند، - مگر برای ثوابش- بیشتر مردم آرزو دارند که قرآن را بخوانند، نهج البلاغه را مطالعه کنند و بفهمند، ولی غول بی شاخ و دم زبان عربی همیشه مانع این خواسته بوده است؛ اینکه مردم در پی ترجمه قرآن و دعا و نهج البلاغـه هستند، خود حکایت از علاقه آنان به این کتاب‌ها دارد؛ قرآن مترجم، نهج البلاغـه مترجم و ... و در عین حال کثرت ترجمه‌ها خود یکی از عوامل مهجوریت قرآن و نهج‌البلاغـه است؛ انزوای زبان عربی، تاقچه‌نشینی قرآن و نهج البلاغه و صحیفـﮥ سجادیـه را به دنبال دارد.
طلبه‌ های ما نیز چنین‌‌اند؛ نمی‌توانند با زبان عربی ارتباط برقرار کند. به دنبال ترجمه لمعه و رسائل و ... وقتی ترجمه مکاسب در بازار وجود دارد، چه نیازی به خواندن متن ؟! به نظر شما کار عبثی نیست که آدمی ماهی آماده در دسترس را رها کند؛ و برود در پی یاد‌گیری ماهیگیری ؟!! با بودن این ترجمه‌ها، چه نیازی به آموزش زبان عربی است؟‌!
و این گونه شد که زبان عربی حتی از جامعه علمی ما هم فاصله گرفت. بسیاری از بزرگان و محققین ارجمند نیز چنین هستند. فارسی می‌شنود و فارسی می‌گوید و فارسی می‌خواند و فارسی نویسد.
1-3. یک سؤال جدی؟!
برداشت ما از زبان عربی چیست؟ زبان دوم است؟ زبان بیگانه است؟ صرفاً زبانی دینی است؟ هدف از آموزش و یادگیری این زبان چیست؟ به چه درد می‌خورد؟ مردم در مورد این زبان چه فکر می کنند؟ جایگاه و منزلت این زبان نزد دانشگاهیان (استاد و دانشجو) چیست؟ آیا ما برای دروس علوم انسانی واقعاً نیاز به زبان عربی داریم؟ به چه میزان؟چند واحد؟ کدام عناوین؟! صرف ونحو وبلاغت؟! مکالمه چه کاره است؟یکی می‌گوید باشد، یکی می‌گوید نباشد، یکی آن را زائد و بیهوده می‌داند و دیگری آن را ضرورتی اجتناب ناپذیر!
با این همه ترجمه‌های گوناگون از متون آموزشی و منابع، باز هم  باید در پی فراگیری این زبان باشیم؟آیا باید به دنبال زبانی باشیم که تجزیه و تحلیل‌های عجیب و غریبش و انواع جدول‌های صرفی و نحوی آن یادآور جدول تناوبی عناصر و جدول‌های پیچیده ریاضی تانژانت و کتانژانت است؟!
واقعیت این است که دانش‌آموزان و دانش‌جویان و با عرض پوزش طلبه‌ها و استادان ما نیز، با شیوه‌های موجود هرگز نمی‌توانند با این زبان ارتباط برقرار کنند، و بدیهی است که با این رویکرد و این شیوه هرگز با زبان ارتباط برقرار نخواهند کرد. که «البدیهی مالایحتاج الی دلیل» و این همان است که در این سی سال، تجربه کرده‌ایم‌؛ «إلاعشاق العربیـّ‌ـﮥ» که زبان عربی به سوز عشق اینان تا کنون خاموش نشده است.

2-3. جان کلام
گزاره 1: زبان عربی مانند خونی است که در رگ‌های علوم انسانی جاری است.
گزاره2: دانش جویان و زبان آموزان ما عموماً به زبان عربی و هر آنچه به گونه‌ای شکل و بوی این زبان را داشته باشد، نگرش مثبت ندارند.
گزاره3: طبع آدمی به صورت ناخودآگاه از آنچه به آن حساس شده است- درست یا نادرست- فاصله می‌گیرد.
گزاره4: طبع آدمی به صورت ناخودآگاه به هر آنچه مقتضای طبیعت و فطرت اوست، تمایل دارد و از آن لذت می‌برد.
علوم انسانی، دانش‌های انسانی است، دانش‌های من است، و آدمی از شناخت خویش و آنچه مرتبط به من است، لذت می‌برد. اگر آدمی از خویش گریخت، مشکل در خود او نیست، مشکل در نحوه برخورد و شیوه ارتباط او با خودش است.
بر اساس گزاره‌های فوق‌، زبان عربی شبکه ارتباطی علوم انسانی ماست‌؛ و عربی گریزی دانش‌آموزان ما تأثیرمستقیمی در فاصله گرفتن آنان از علوم انسانی دارد. حساسیت فراگیران ما به زبان عربی ناشی از طبیعت این زبان نیست، بلکه برخاسته از نحوه عرضه این زبان و شیوه‌های آموزشی آن است. به نظر می‌آید شیوه آموزشی زبان عربی در ایران منحصر به فرد است. شیوه‌های زبان آموزی دردنیا به کلی دگرگون شده است، واین شیوه سنتی هزار ساله در ایران همچنان حکم فرماست. سخن درمورد نظام مهندسی زبان عربی وشیوه‌های آموزشی آن و... بسیار است، نه در حد نگارنده و نه درحوصله خواننده است؛ اما به اجمال چنین می‌توان گفت: شیوه آموزش زبان عربی در ایران سنتی و تاریخ مصرف ‌آن گذشته است (شیوه – دستور - ترجمه). و اساس مشکل ما در آموزش زبان عربی، در رویکرد و نگاه ما به این زبان است.
جهان امروز نگاهی کارکردگرا و زایشی به زبان دارد، زبان ‌به‌ عنوان یک مهارت تعریف می‌شود. که مبتنی برچهار مهارت شنیدن و گفتن / خواندن و نوشتن است.
نگاه و رویکرد ما به زبان باید تصحیح شود؛ و در پی آن به تدریج شیوه‌ها و فنون آموزش آن نیز تغییر یابد؛ این تغییر، باید بنیادی و از پایه باشد - که آثار آن بحمدالله در آموزش و پرورش و حوزه‌های علمی تا حدودی آغازشده است.

4.  تدبیر مسئولان و دست‌اندرکاران و متولیان زبان عربی
رهبر فقید انقلاب،‌ مرحوم امام (ره) به اهمیت زبان عربی و جایگاه آن تصریح کردند، مجلس خبرگان قانون اساسی وظیفه خود را در این زمینه به انجام رساند؛ مقام معظم رهبری در مناسبت‌های مختلف، درباب اهمیت آموزش زبان عربی و توجه به آن اشاره کردند. و در همین‌ باره فرمان تشکیل ستاد اعتلای دروس قرآن دینی و عربی را صادر کردند. تأکید بر بازنگری درس عربی و تدوین مجدد آن د‌ر پیام ایشان تصریح شده بود. اهداف و اصول و دستورالعمل‌ها، تحریر شد و کمیته‌ها‌ و ستادها تشکیل ‌‌‌گردید‌؛ اما بازخورد آن مشخص نشد، اگر کاری هم انجام شد، ظهور نداشت، جز تغییر هر چند سال یکبار این کتاب‌ها، به ویژه کتاب‌های عربی دوره راهنمائی و دبیرستان. بانگاهی خوشبینانه، تلاش‌ها‌ ‌جدی ‌ولی بازخورد آن سطحی و موقتی ‌بود. شاید نوعی دفع الوقت یا رفع الوقت، نه حل معضل به شکل منطقی و علمی. تألیفات جدید و دستورالعمل‌های متوالی، و دوره‌های گوناگون ضمن خدمت در این ربع قرن، در بهبود وساماندهی آموزش زبان عربی، عملاً چه‌ تأثیری داشت ؟!

دانشگاه
توانائی زبانی دانشجویانی که از دانشگاه دانش آموخته می‌شوند، گویای این مسئله است که وضعیت زبان عربی در دانشگاه‌ها بهتر از آموزش و پرورش نیست؛ با این رشد کمی و کیفی برنامه‌ها ‌و روش‌ها و ابزارها، آیا رشته‌های علوم انسانی - حتی ادبیات عربی- می‌توانند ادعا کنند که در امر برنامه‌ریزی، تدوین و آموزش زبان عربی به حداقل‌های خود دست یافته اند؟! برونداد این رشته‌ها چیست؟ « أهل البیت أدری بمافی البیت ».
برنامه‌ریزی‌های درسی رشته‌های علوم انسانی، جزتغییرات جزئی در عناوین و کاستن و افزودن برخی دروس، تحولی را به خودندید. سرفصل‌ها و عناوین تعدادی از درس‌ها و منابع آن، تاریخ پنجاه ساله دارند. دروس عربی این ‌رشته‌ها وضع‌‌ اسفناک‌تری دارند. دانشجو با گذراندن حدود 40 واحد درسی، از صرف و نحو و بلاغت و متون ... – حدود 600 ساعت درسی -  با زبان عربی کاملاً بیگانه است؛ نه ‌می‌شنود، نه می‌گوید نه می‌خواند و نه می‌نویسد؛ بسیاری از دانشجویان رشته‌های علوم انسانی، در مقطع لیسانس و فوق‌لیسانس و گاهی دکتری برای ترجمه متون خود به دارالترجمه‌ها و مترجمان متوسل می‌شوند.
نشست تصمیم‌گیری در مورد وضعیت مکالمه عربی در دانشگاه‌ها به ریاست جناب آقای دکتر صدقی با حضور بیش از سی استاد از سراسر کشور به کجا انجامید؟! نتیجه و حاصل آن گردهمائی چه شد ؟!

حوزه های علمی
وضعیت آموزش زبان عربی درحوزه‌های علمی بهتر از آموزش و پرورش و دانشگاه نیست. حوزه‌های علمی در آموزش زبان عربی دچار نوعی سردرگمی و بحران است. ترجمه متون آموزشی و شروح فارسی بر نصوص آموزشی،  طلبه‌ها را مستغنی از مراجعه به متن مغنی و رسائل و مکاسب ‌و ... کرده است. روش فرسوده، منابع غیرآموزشی، سال‌هاست که جایگزینی برای خود نیافته است.
ازمیان بیش از400 جلد مؤلفات جلال الدین سیوطی است فقط البهجـه المرضیـه فی شرح الفیـﮥ ابن مالک اورا ، بانام سیوطی ، می‌داند ومی‌خواند؛ می‌داند ‌‌اسم ‌کتاب نحو عالی او، شرح سیوطی است؛ و هَلُمَّ جَرّاًَ
در زمینه آموزش زبان عربی در طی ربع قرن چه کاری انجام شده است؟‌! صرف نظر از کوشش‌های فردی دلسوختگان این زبان، چون بزرگواران آقایان آذرتاش آذرنوش، آذرشب، حامد صدقی ناصرعلی ‌عبدالله و مرحوم شیخ احمد نجفی (ره) و کار ارزشمندش- الطریقـه الجدیده؛ ‌در‌ دارالعلوم العربیـه – و سید حیدری و ابوذرحکیم و حمید محمّدی و ... چه طرح و اندیشه‌ای در این زمینه شکل گرفته است ؟‌! اصولاً دغدغه آموزش زبان عربی، رکورد یا پویائی آن، جائی از ذهن و اندیشه دست‌اندرکاران این امر را به خود مشغول داشته است؟ واقعاً کاربرد‌‌ این زبان چیست؟ هدف‌های آن کدام است؟متولی زبان عربی کیست؟برنامه‌های بلندمدت و کوتاه مدت آن چیست؟ در شورای عالی انقلاب فرهنگی جایگاهی برای آن در نظرگرفته شده است؟و ده‌ها سؤال دیگر...
حقیقت این است که جایگاه و نقش زبان عربی در فرهنگ کشور، در قانون اساسی مشخص است؛ ولی در عمل به ‌ویژه در رشته‌های علوم انسانی گم شده است. زبان عربی همسایه و همراز و دایه ‌زبان  فارسی، به فرزند ناخوانده‌ای تبدیل شده ‌است که لاجرم و از سر اجبار ملزم به پذیرفتن آن شده‌ایم ! و حرمت امام‌زاده را متولی آن نگاه می‌دارد؛ متولی کیست؟! راه چاره چیست؟! چه بایدکرد؟!

5.  نتایج و پیامدها
رویکرد ساختار‌گرا و یادگیری مبتنی بر شیوه (دستور – ترجمه ) در جای خود و در زمان خود دارای نقاط قوتی بوده و هست، امّا تعریف ما از زبان عربی به عنوان زبان دوّم و گستره این زبان در فرهنگ ما با آن شیوه سنتی هرگز پاسخگو نبوده و نخواهد‌ بود. این رویکرد با این شیوه تا‌کنون پیامد‌های ناخوشایندی به دنبال داشته است که به طور گذرا به برخی از آنها آن اشاره می‌کنیم:
-    تغییر مکرر کتاب‌های زبان عربی دوره راهنمائی و دبیرستان.
-    نابسامانی در امر تدریس زبان عربی در دانشگاه‌ها و حوزه‌های علمیه.
-    آشفتگی در امر تولیت زبان عربی در کشور.
-    جزیره‌ای شدن آموزش زبان عربی در کشور- هر یک ساز خود را می‌زند.
-    سلیقه‌ای شدن امر آموزش زبان عربی.
-    وجود شکاف وفاصله بین آموخته‌های عربی با واقعیت‌های زبانی.
-    تاثیرمنفی پیامدهای این نوع آموزش در روابط فرهنگی ایران و کشورهای عربی.
-     ملال‌آور شدن این درس برای فراگیران.
-     عدم پذیرش اجتماعی این زبان.
-     شیوه آموزش موجود یکی از عوامل کم رنگ شدن فرهنگ دینی در جامعه است.
-     تأثیرگذاری منفی این درس برد و درس دینی و قرآن درسی.

راهکار
چه بایدکرد؟! وازکجا ؟!
برج پیزا‌ را می‌توان جابه جاکرد، ولی تغییرساختاری که چون درختی تنومند در تار و پود فرهنگ آموزشی ما ریشه دوانده است و رنگ قداست به خود گرفته است، کاری بس دشوار و شاید ناممکن می‌نماید. تغییر این ساختار با توجه به گستره‌ و‌ قلمرو وسیع آن و تعدد متولیان، نیاز به زمانی فراخ و اندیشه‌ای آزاد، و دستی گشوده، و همّتی مردانه و صبری‌ ایوبی و حلمی نبوی دارد، از خدای ‌متعال این همه برای کسانی خواهیم که کمر همت بر این کار سترگ بسته‌اند.
همان گونه‌که اشاره شد، عمده‌ترین مشکل آموزش زبان عربی در ایران، ‌در تعریف ما از آن و نوع نگاه یا رویکرد ما  در آموزش این زبان است.
رویکرد زبان در ایران در کلیه حوزه‌ها - آموزش و پرورش، دانشگاه وحوزه ساختارگرا است و مبتنی ‌بر ‌شیوه (دستور- ترجمه) است. رویکرد جهان به زبان عموماً، کارکردگرا و زایشی است و یادگیری بر اساس آموزش مهارت‌های چهارگانه زبانی شنیدن وگفتن/خواندن ونوشتن است.
تغییر این ساختار از بنیاد آموزش آن، مرحله راهنمائی، - و به عقیده بنده مرحله ابتدائی - است، و این نه درحیطه ماست و نه جای سخن از آن.
آنچه میسر است و پیشنهاد می‌شود، تغییری جزئی در تعداد واحدهای دروس عربی رشته‌های علوم انسانی و جا به جائی برخی عناوین درسی بر اساس جدول پیوست است.
ما برای آنکه بتوانیم کمی از تلخی‌های آموزش زبان عربی بکاهیم و شیرینی آن را به فراگیران بچشانیم، به بیان شیرین،  آقای آذرتاش، باید:
از عربی زبانی پویا و زیبا و سودمند بسازیم. کاری کنیم که دانشجو عربیت را زیر زبانش و نوک انگشتانش حس‌کند، آن گاه از او بخواهیم درپی کمال آنچه آموخته ‌است باشد؛ آن گاه است که می‌تواند به اعماق فرهنگ عربی پیش برود... و آن موقع است که می‌توانیم صرف ونحو عربی را به موقع بخوانیم .
پیشنهاد بنده چیزی جز بیان زیبای آقای آذرتاش نیست، دریک قالب ساده و عملی به این ترتیب:
تا آنجا که بنده استقصا کردم – بر اساس جدول دروس رشته‌های علوم انسانی  فقه وحقوق،‌ علوم قرآنی، فلسفه و...- حدود ده عنوان درسی، با حجم 39 واحد، برای زبان عربی درنظرگرفته شده است، تغییری جزئی در این واحدها می‌تواند آغازی باشد برای تولّدی دیگر.

مبانی نظری پیشنهاد
گزاره1: دانش‌های زبانی ، - صرف و نحو و ادبیات و ... – و زبانی که بدان سخن می‌گوئیم و مقصود خود را با آن بیان می‌کنیم، تفاوت دارند. دانش‌های زبانی‌،  ازجمله دانش‌هاست؛ و زبان در معنی دوم، مهارت است.
گزاره2: مهارت‌های زبانی عبارت‌اند از: شنیدن و گفتن / و خواندن و نوشتن
توضیح: ما به کسی می‌گوئیم زبان آموخته است که:
-    آنچه را می‌شنود دریابد.
-    بتواند مقصود خود را به زبان آورد (بگوید).
-     آنچه را می‌خواند بفهمد (دریابد).
-     بتواند مقصود خود را به رشته تحریر درآورد.
گزاره3 : مقصود ما از زبان به عنوان مهارت، مکالمه درمعنی متعارف آن نیست، بلکه مراد، دادوستدزبانی است.
گزاره 4 : توانائی داد و ستد زبانی، مقدمه ورود به اعماق زبان و دانش‌های زبانی است.
گزاره 5 : زبان یک کل تجزیه ناپذیراست؛ ورود به هریک ازمهارت‌های یاد شده مستلزم احاطه -  ولونسبی-  بر مهارتهای دیگراست (آذرنوش، 1378).
گزاره 6 : زبان برای ما وقتی معنی‌دار می شود و مفهوم پیدا می‌کند که بتوانیم با آن دادوستد کنیم.
با توجه به گزاره‌های فوق، الگوئی طراحی شد؛ الگوی انتخاب شده - که تغییرات در آن انجام شده ‌است -  درس‌های عربی رشته علوم قرآنی دانشکده الهیات، دانشگاه فردوسی مشهد است – جدول پیوست.  همین تغییرات با اندکی تفاوت در سایر رشته‌های علوم انسانی قابل اعمال است.
توضیح: طرح بر این باور است که، ایجاد توانائی در فراگیر سبب می‌شود زبان‌آموزی برای او مفهوم پیدا کند، و این ارتباط معنی‌دار، آموزش را برای او‌، شیرین و دلپذیر کند.

روند آموزش زبان عربی
1. دانشجو قبل از ورود به دنیای صرف ونحو و بلاغت ومتون عربی و متون تخصصی، باید داد وستد زبانی را بیاموزد - که ما در اینجا به آن اصطلاحاً مکالمه می‌گوییم.
2. از آنجا که صرف ونحو بیشتر برای ایجاد قوة تشخیص مفردات و ترکیب‌ها و نقش کلمات در حد متعارف - تجزیه اولیه واژه‌های معمول، و ترکیب جملات معمول –  است، تعداد هشت واحد برای این درس با عنوان (صرف ونحو کاربردی)، کافی است.
3. دانشجو همزمان بامراحل اولیه آموزش زبان – مکالمه –  صرف ونحو و بلاغت را به زبان مادری می‌آموزد – جنبه های تئوری .
4. پس از اینکه توانایی زبانی او در حد قابل قبولی رسید، به تدریج با متون عربی صرف و نحو و بلاغت و ادبیات، آشنا میشود.
- پیشنهاد می‌شود که استادان محترم درحد توان در صورت وجود منابع به زبان عربی از متون فارسی استفاده نکنند – جز در موارد ضروری - .

دلایل افزودن برخی ماده‌های درسی
افزودن متون صرف و نحوی و بلاغی و متون علوم قرآنی و... به جهت بالا بردن مهارت خواندن و تسلط بر ادبیات نگارشی این متون و آشنایی با شیوه‌های متفاوت مؤلفان است. اهمیت زبان‌شناسی در فهم زبان، به ویژه فهم متون دینی - قرآن و حدیث-  بر کسی پوشیده نیست. وفقه اللغـﮥ که شاید بتوان آن را شکل اولیه زبان شناسی امروز دانست، جزء مهم‌ترین درس‌هایی است که به فراموشی سپرده شده است.
از آنجایی که اکثر ماده‌های درسی رشته‌های علوم انسانی به نوعی به قرآن و حدیث ختم می‌شود، حفظ قرآن – در حد امکان، آیات و روایات متناسب با ماده‌های درسی آن رشته –  علاوه بر بالا بردن توانایی دانشجو در آن ماده درسی، موجب تثبیت مهارت‌های زبانی او میشود.
در مورد متون آموزشی ماده‌های دروس عربی و سرفصل‌ها و طرح درس و شرح درس وشیوه‌های آموزشی این دروس فرصتی دیگر باید، تا در باب آن سخن گفت.
خوشبختانه حوزه‌های علمی بر خلاف آنچه در ظاهر به نظر می‌آید که سدشان محکم‌تر از بقیه است و دیر پذیرتر از دیگران‌اند، نقطه خلأ خود را زودتر از دانشگاهیان دریافتند و درصدد رتق این فتق برآمدند.
به لطف ایزد منان ما امروز در مشهد مقدس بیش از 20 کلاس آموزش عربی در حوزه‌ها داریم که با همین رویکرد و شیوه اداره می‌شوند . معاونت آموزش حوزه علمیه قم طی بخشنامه‌ای برنامه آموزشی مکالمه عربی را به مدارس خود اعلام کرده است. و در دانشگاه‌ها برخی رشته‌های انسانی، چون تعریفی و تفسیری بر فلسفة وجودی این دادوستد زبانی به زبان عربی نیافتند، درس مکالمه را زائد دانستند و آن را حذف کردند!
 
منابع
ارشدی ، امیر. 27و28/3/80. «جهانشمولی عربی وتاثیر ترجمه». نشریه جام جم.
بدری، تحسین. «نقدی بر آ موزش زبان عربی در حوزه». نشریـﮥ اندیشه حوزه.
الجندی ، فداء یاسر. بی‌تا. «پایداری وکارایی زبان عربی». ترجمه امیرسلمانی رحیمی. نشریه رشد آموزش  معارف اسلامی. شماره 42.
جباری ، مصطفی. 18/5/78. «ابن خلدون وآموزش زبان عربی». نشریه انتخاب 18/5/78.
دلشاد ، جعفر. «مشکلات تدریس زبان عربی درایران». نشریه رشد آموزش معارف اسلامی. شماره 38.
دادفرما ، فرشته. 11و12/5/78. « زبان عربی درایران، ضرورت یک نوزایش».  گفتگو با آذر‌تاش آذرنوش. نشریه انتخاب.
ذکیانی، غلامرضا . «نگاهی به کتاب‌های عربی دوره دبیرستان». نشریه رشد آموزش معارف اسلامی.  شماره 93.
ستاریان، مهدی. «مقدمات بازنگری درآموزش زبان عربی متوسطه». نشریه آموزه. 6،پیش شماره.
عبداللهی، شفیقه. «نگاهی به کتاب‌های جدید التألیف عربی متوسطه». نشریه رشد آمورش معارف اسلامی. شماره43.
علی نیا، بتول. «جایگاه آموزش شعر در کتاب‌های درس عربی». نشریه رشد آموزش معارف اسلامی. شماره 93.
علی نیا ، بتول. 2 مرداد 78. «چرا عربی می‌آموزیم چگونه عربی بیاموزیم». نشریه راه دانشگاه.
علی نیا، بتول. «قصه نویسی و جایگاه آموزش آن در کتاب عربی دوره راهنمائی».  نشریه رشد آموزش معارف  اسلامی. شماره 43.
الموسوی، سیدابوالحسن. «تدریس زبان عربی درمدارس» . نشریه کیهان فرهنگی. شماره 1.
مظلوم کریمخانی، فریدون. 8 و 15/2/79. «هست‌ها و بایدها در کتاب‌های عربی مدارس» . نشریه اطلاعات.
«نکات برجسته مقالات عربی ». 1377. همایش زبان عربی سال.
وزیری،کریم. 30/1/78. «زبان خموش ولیکن دهان پر از عربیت گفتاری در اهمیت زبان عربی».  نشریة اطلاعات.
آذرشب، محمدعلـﻰ. 1379. «اللغـﮥ العربیـﮥ الحدیثـﮥ».  ؛ تهران:‌ سمت
آذرنوش، آذرتاش. 1376. «آموزش زبان عربـﻰ». تهران‌:‌ نشر دانشگاهی
اچ ، داگلا‌س. «اصول یادگیری آموزش زبان دوّم». ترجمه فهم منصور.
شحاتـﮥ، حسن. 1996. «تعلیم اللغـﮥالعربیـﮥ، بین‌النظریّـﮥ والتطبیق». الدار المصریّـﮥ اللبنانیّـﮥ.
ابن خلدون، بی‌تا. المقدمـﮥ . دار احیاءالتراث العربی.
دامادی، سید محمد. 1371. «مضامین مشترک در ادب فارسی و عربی».  تهران:‌ انتشارات دانشگاه تهران.
صفا، ذبیح‌الله. 1378. «تاریخ ادبیات ایران».  تهران:‌ انتشارات فردوس.
فرشیدورد، خسرو. 1376. «عربی در فارسی». تهران:‌ انتشارات دانشگاه تهران.
«قانون اساسی جمهوری اسلامـﻰ ایران». 1380. تهران:‌ انتشارات روزنه.
مجلسـﻰ، محمد باقر. 1403. «بحارالأنوار». دار إحیاء التراث العربی.
مطهری، مرتضی. 1366. «خدمات متقابل اسلام و ایران». تهران: انتشارات صدرا
محفوظ ، حسین علـﻰ. 1336. «متنبی و سعدی» چاپخانه حیدری.
دستور العمل وزارت آموزش و پرورش به استان‌ها، در مورد تشکیل ستاد اعتلای دروس دینی، قرآن و عربی. 
منابع:
کنگره علوم انسانی 1387

نظرات بینندگان

نام و نام خانوادگی:
پست الکترونیکی (email):
* متن نظر:
 
  
    لطفاً منتظر بمانيد ...

© کلیه حقوق این سایت متعلق به پژوهشگاه علوم انسانی می باشد.
تهیه شده توسط نرم افزار ناشر حرفه ای شرکت پویندگان دنیای ارتباطات (پویاسافت)