صفحه اولمقالات پایگاه ها مجلات صاحبان آثار جستجو آرشیو
  • تماس با ما
  • درباره ما
  • نقشه سایت

حقوق
اقتصاد
علوم اسلامی
فلسفه و منطق
تاریخ
علوم سیاسی
علوم اجتماعی
مدیریت
روانشناسی
علوم انسانی
مطالعات هنر
زنان
ادبیات
زبان شناسی
جغرافیا
علوم اسلامی > تصوف و عرفان اسلامی > کلیات > مفهوم شناسی تصوف و عرفان
كد مطلب: 164109

حجاب عرفانی در معارف بهاء ولد و مثنوی مولوی

مریم مشرف
حسن حیدرزاده سردرود

چکیده: کتاب «معارف» تنها اثر باقی مانده از بها ولد، محمد بن حسین خطیبی بلخی، پدر مولانا است. بها ولد و اثرش «معارف» در طول تاریخ مورد بی توجهی ادیبان و دوستداران عرفان و ادبیات بوده است. ولی امروزه عرفان صادقانه و ساده و ناب و بی لفظ بازی او مورد توجه بیش از پیش ایرانیان و محققان وعرفان دوستان غربی واقع شده است. این کتاب بر خلاف آنچه از نامش تصور می شود، مجوعه منظمی از اندیشه ها و عقاید نیست بلکه حاوی مجموعه ای پراکنده و نامنظم از افکار، بیان رویاها، تصورات، تعمق در معنی و تفسیر برخی آیات قرآنی و تاویل عرفانی آنها، تفکر در مورد مسائل کلامی چون جبر و اختیار و... و گاهی گلچینی از مواعظ و خطابه های اوست که بدون هیچ ترتیب موضوعی توسط خود او یا دیگران کنار هم جمع شده و بعدها نام «معارف بها ولد» به خود گرفته است. عرفان او، عرفان مثبت و جمع گرا (صحبت) و به دلیل تاکید بر انس و جمال و معیت مهرآمیز الهی مبتنی بر احساس شادی ومسرت و مزه (در برابر عرفان متکی بر زهد و خوف) است. حجاب یکی از مقوله های عرفانی مطرح شده در این کتاب است. در این مقاله ابتدا حجاب عرفانی را با توجه به اقوال متقدمین صوفیه تعریف کرده و سپس اندیشه های بها ولد را در این مورد به تفصیل بررسی نموده و آن گاه بازتاب اندیشه های بها ولد را در مثنوی نشان خواهیم داد.

پیوست(ها):
منابع:
دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تبریز 1383 شماره 193

نظرات بینندگان

نام و نام خانوادگی:
پست الکترونیکی (email):
* متن نظر:
 
  
    لطفاً منتظر بمانيد ...
تازه های پژوهشگاه


© کلیه حقوق این سایت متعلق به پژوهشگاه علوم انسانی می باشد.
تهیه شده توسط نرم افزار ناشر حرفه ای شرکت پویندگان دنیای ارتباطات (پویاسافت)