آرشیو

آرشیو شماره ها:
۱۰۲

چکیده

متن

موضوع این مقاله، نظریه اخلاق مبتنی بر امر الاهی یا نظریه حسن و قبح شرعی است. پس از بیان مختصری در خصوص تبیین جایگاه این نظریه در میان نظریات اخلاقی مختلف، تاریخچه مختصر این نظریه مطرح و نشان داده شده است که امروزه نویسندگان در حوزه فلسفه دین و همچنین فلسفه اخلاق، توجه خاصی به آن نشان می‏دهند. بحث بعدی مقاله به تقریرهای مختلف این نظریه می‏پردازد و نشان می‏دهد که چگونه طرفداران نظریه، برای دفع اشکالات مختلف، تقریرهای نوتر و پخته‏تری از آن ارائه کرده‏اند. ولی با این همه، هم چنان اشکالی اساسی بر مبنای «استقلال» اخلاق به این نظریه وارد است. با توجه به «انقلاب کپرنیکی» کانت در عرصه اخلاق، نظریه استقلال اخلاق با تفصیل بیشتری مطرح شده و در پایان مقایسه مختصری میان نظریه کانت در این خصوص با نظریه حسن و قبح ذاتی‏عقلی، نزد اندیشمندان مسلمان صورت گرفت و نشان داده شده است که به چه معنا دیدگاه این اندیشمندان با کانت تطبیق می‏کند.
فلسفه اخلاق شامل دو شاخه اخلاق هنجاری و فرااخلاق است. موضوع بحث اخلاق هنجاری به‏طور کلی مسایل مربوط به وظیفه اخلاقی و ارزش اخلاقی و غیراخلاقی است و موضوع فرا اخلاق، فلسفه اخلاق و به خصوص اخلاق هنجاری است. در اخلاق هنجاری مفاهیم اخلاقی تعریف و احکام اخلاقی توجیه می‏شوند. فرا اخلاق عمدتا به این می‏پردازد که چه منطقی بر این تعریف و توجیه حاکم است. در اخلاق هنجاری عمده‏ترین مساله‏ای که درباره وظیفه اخلاقی مطرح است این که بر اساس چه معیاری درستی یا نادرستی یک عمل را می‏توان تبیین کرد. نظریات اخلاق هنجاری به نظریات وظیفه گرایانه و غایت‏گرایانه تقسیم می‏کنند. همه قواعد اخلاق هنجاری به یک قاعده واحد یعنی اطاعت از اراده خداوند برمی‏گردند و بنابراین می‏توان گفت این نظریه (اخلاق هنجاری) معیاری متفاوت با همه نظریات دیگر عرضه می‏کند که درست فکری اسلامی از این نظریه به حسن و قبح شرعی تعبیر شده است.
تاریخچه این نظریه به محاوره اوتیفرون و افلاطون بازمی‏گردد. پیش از طرح تقریرهای مختلف باید توجه داشت که نظریه حسن و قبح الاهی بر قول به عینیت و مطلق بودن اخلاق مبتنی است. در این‏جا در مقابل نسبیت‏انگاری اخلاقی و نسبیت‏گرایی، فرض بر این است که مفاهیم اخلاقی امور عینی و واقعی‏اند. لذا معتقدند که، حسن و قبح اعمال هم وجودشناختی و هم به لحاظ معرفت‏شناختی، به خداوند وابسته است، یعنی خداوند هم وضح دستورات اخلاقی و هم مبلغ آنهاست، ولی میان این دو جنبه، تلازمی وجود ندارد و متکلمان معتزله و
______________________________
1. گزارش دهنده: ز. کفلو
______________________________
شیعه قایل به نظریه حسن و قبح ذاتی عقل شده‏اند.
تقریرهای مختلف: ساده‏ترین تقریر همان است که از آن به اراده باوری تعبیر می‏شود. بنا به این تقریر، خداوند بر مبنای اراده و نه عقل خویش فرامینی صادر می‏کند و همین فرامین قوانین اخلاق را تشکیل می‏دهند. تقریر شهودی که در دوران معاصر از این نظریه عرضه شده است، تقریر رابرت آدافر است. آدافر می‏پذیرد که اگر مبنای فرامین خداوند را صرفا اراده خداوند بدانم، اطاعت از چنین فرامینی بخردانه نیست. ولی از سوی دیگر معتقد است که اگر فرامین خداوند شرایط خاصی را احراز کنند، اطاعت از آنها معقول است.
استقلال اخلاق از دید کانت: دیدگاه کانت درباره اخلاق و دین، دو جنبه سلبی و ا یجابی دارد. جنبه سلبی بحث کانت، همین نقد وی در خصوص نظریه امر الاهی است و در جنبه ایجابی بحث وی می‏کوشد تا نشان دهد که اخلاق و الزام اخلاقی بدون اعتقاد به دین معقول نیست ولی هر دو جنبه بحث کانت بر استقلال یا خودآیینی اخلاق مبتنی است. از نظر کانت اصل مبنایی اخلاق، نمی‏تواند به چیزی جز عقل محض وابسته باشد.
نظریه حسن و قبح عقلی ذاتی نزد اندیشمندان مسلمان: طرفداران نظریه حسن و قبح عقلی در عالم اسلام، قواعد کلی اخلاق را که ناظر به حسن و قبح اعمال‏اند، تحت عنوان مستقلات عقلیه قرار داده و بدین وسیله خواسته‏اند تناظری میان قضایلی بنیادی عقل عملی و قضایای بنیادی عقل نظری برقرار دارند. قضایای بنیادی عقل نظری که از آن‏ها به بدیهیات تعبیری می‏شوند به دو دسته بدیهیات اولیه و ثانویه تقسیم می‏شوند. بدیهی اولیه، قضیه‏ای است که عقل برای تصدیق به نسبت میان موضوع و محمول آن به چیزی جز تصور حدود قضیه نیاز ندارند، مانند کل بزرگ‏تر از جز است؛ ولی اگر برای تصدیق به نسبت موضوع و محمول به چیزی فراتر از تصور حدود قضیه نیاز باشد، آن‏را بدیهی ثانویه گویند.
از آن‏چه گذشت می‏توان نتیجه گرفت که، هر چند معمولاً دین‏داران در پی آنند که اخلاق را بر اراده خداوند مبتنی سازند، تا بدین وسیله هم عینیت اخلاق را تأمین کنند وهم نقش دین را زندگی بشر پررنگ‏تر سازند؛ ولی این دو غایت هیچ یک از این راه حاصل نمی‏شود و فقط در صورتی می‏توان به فرامین خداوند اعتماد داشت و آنها را مبنای عمل اخلاقی قرار داد که خداوند را به عنوان خدای خیر تصدیق کنیم ولی تصدیق به این معنا، مستلزم آن است که پیشاپیش درکی از «خیریت» و در نتیجه از «اخلاق» داشته باشیم و این همان چیزی است که از آن به «استقلال» اخلاق تعبیر می‏شود.

تبلیغات