آرشیو

آرشیو شماره ها:
۸۰

چکیده

متن

بر اساس تحقیقات پلیس انگلیس در هر شش تا بیست ثانیه یک مورد خشونت علیه زنان انگلیسی در خانه صورت می‌گیرد. در این پژوهش که 28 سپتامبر 2000 انجام گرفت، بیش از 1300 پیام تلفنی درباره خشونت علیه زنان در خانه دریافت شد.
سالانه حدود یکصد هزار زن آسیب دیده از خشونت‌های خانگی در لندن برای دریافت کمک‌های پزشکی تلاش می‌کنند و هفده درصد از زنان آواره و بی خانمان نتیجه خشونت‌های خانگی هستند.
الیزابت استانکو[1] «مدیر برنامه تحقیقاتی خشونت، در انجمن پژوهش‌های اجتماعی و اقتصادی انگلیس» معتقد است میزان واقعی خشونت‌های خانگی بر اساس گزارش‌های پلیس به دست نمی آید. به طور متوسط یک زن قبل از آنکه به پلیس مراجعه کند، 35 بار مورد خشونت و تعرض شوهر فعلی یا قبلی خود قرار می‌گیرد.
مجله ساندی تایمز چاپ لندن، در یک گزارش نوشت: بیش از نیمی از زنان رده‌های بالای مشاغل حرفه‌ای و سی درصد از کارکنان امور اداری و دفتری در انگلستان و 77 درصد آنان در آمریکا با مزاحمت‌های مدیران و همکارانشان در محیط کار رو به رو  هستند.[2]
در طول قرن بیستم آمار طلاق هفتصد درصد رشد داشته است که بیشتر آن در دهه‌‌های پایانی این قرن رخ داده است. از هر پنج کودک آمریکایی که در سال 1986م به دنیا آمده‌اند ، سه نفر تا قبل از هیجده سالگی شاهد طلاق و جدایی والدین بوده‌اند.[3]
بر اساس آمار، 75 درصد کودکانی که فاقد نیروی کافی عقلانی و روحی ‌اند، از پدر یا مادر الکلی هستند.
کسانی که در حین انعقاد نطفه مست هستند، 35 درصد عوارض الکلیسم حاد را به فرزند خود منتقل می‌کنند.[4]
جالب است بدانید که پنجاه درصد مرتکبین قتل، 8/77 درصد ضرب و شتم‌ها، 5/88 درصد سرقت‌ها و 8/88 درصد جرائم جنسی ، الکل مصرف کرده بودند و چهل درصد اطفال مجرم سابقه مصرف الکل داشته‌اند.[5]
زندگی بدون حضور خدا
به راستی، دلیل پیدایش این معضلات را کجا باید جستجو کرد؟ امنیت اخلاقی را چگونه باید به دست آورد؟
مهم‌ترین دلیل بروز این ناهنجاری را از زبان برخی دانشمندان غربی می‌خوانیم:
ژوزف دی میستر[6] در کتاب درس‌هایی از تاریخ به نقل از تاریخ دانانی چون ویل دورانت[7] می‌نویسد: تا پیش از زمان ما هرگز نشانی در تاریخ وجود ندارد که بتوان زندگی اخلاقی بدون کمک مذهب را از آن استنباط کرد. جرج آن گیر[8] در همین زمینه می‌افزاید: من به این نتیجه رسیده‌ام که داشتن جامعه‌ای اخلاقی بدون اعتقاد به خدا ممکن نیست؛ چرا که بدون خدا همه چیز به «منِ انسانی» وابسته می‌شود و «من» به تنهایی بی معنی است.[9]
او هشدار می‌دهد که امروزه دیگر آمریکایی‌ها بر مبنای اعتقادات اخلاقی و مذهبی خویش عمل نمی‌کنند و به آنچه زمانی درست می‌دانستند، جامه عمل نمی‌پوشانند. اکنون برای آمریکایی‌ها «من» ملاک همه چیز شده است؛ در حالی که این فقط جوامع اخلاقی هستند که کارآمدی دارند. [10]
فرهنگ تباهی
برهنگی و بدحجابی و میل به خودنمایی در زنان، گسترش مشروبات الکلی و محصولات مختلف جنسی، میل به سوء استفاده هر چه بیشتر از زنان در مردان، بی‌اهمیت دانستن دستورهای دینی و عادی‌سازی مخالفت با دین، مهم‌ترین عوامل انحطاط اخلاقی و در نتیجه عدم امنیت در جوامع غربی است.
عوامل فوق باعث شده است که :
1. حس شهوت و غریزه جنسی از کنترل خارج و جامعه به سمت مفاسد جنسی کشیده شود.
2. در پی تحریک غریزه جنسی، فحشا و تجاوز فزونی یابد و امنیت و عزت زنان را بیش از دیگر اقشار جامعه در خطر قرار دهد.
3. فرزندان نامشروع بسیاری متولد شوند که سرپرست ندارند و تحت حمایت‌های ناچیز دولت قرار گرفته‌اند.
4. نظام مقدس خانواده از هم پاشیده شود و افزایش روند طلاق از یک سو و عدم میل به ازدواج از سویی دیگر، جامعه را با بحران مواجه سازد.
5. جامعه به ابزار و وسایل تزئینی و آرایشی و جنسی، نیاز کاذب پیدا کند و سرمایه زیادی صرف تولید ، خرید و فروش این گونه کالاهای غیر ضروری شود.
6. افراد چنین جامعه‌ای از دغدغه‌های عالی انسانی بازمی‌مانند و به دور از مسائل علمی، اجتماعی، سیاسی و ...، در فساد غوطه‌ور می‌شوند و روابط انسان‌ها نیز دچار خلل و از قالب انسانی خارج می‌شود.
7. زن در چنین جامعه‌ای از ارزش واقعی خود سقوط کند و در حد یک کالا و شیء درآید و عروسکی در دست هوس‌بازان و سرمایه‌داران شود.
بیم ها و هشدارها
قسمتی از آمار تکان دهنده جامعه غربی بیان شد. آمار فساد در کشور ما با جامعه غربی قابل مقایسه نیست، اما آمار اعلام ‌شده، زنگ خطر  و هشدار را به صدا درآورده است. در این زمینه باید به افزایش دوستی‌ها بین دختران و پسران بدون نظارت پدر و مادر و خارج از محدوده تعیین شده از سوی شرع مقدس و در نتیجه افزایش آمار طلاق، فرار از خانه، افزایش قاچاق و تولید مشروبات الکلی، حرکت‌های موذیانه برای کم اهمیت جلوه دادن نقش دین در زندگی، مورد توجه قرار گیرند.
بدیهی است که هر چه جامعه از مبانی دین مبین اسلام دور و به مظاهر پست غربی نزدیک شود، این آمار نیز افزایش خواهد یافت.
تنها راهی که می‌تواند جامعه را از این خطرات مهلک برهاند، بازگشت به فرهنگ اصیل و ناب اسلام و سیره نورانی پیامبر و ائمه اطهار: است. از این رو، ما در این مقاله ضمن توجه به وضعیت اخلاقی عصر امام هادی(ع)، رهنمودها و اندیشه آن امام همام را در این باره بیان می‌کنیم.
وضعیت فرهنگی
اسراف در بیت المال، می‌گساری و ترویج مفاسد اخلاقی در عصر امام هادی (ع) نمود زیادی داشت. متوکل عباسی مبلغ دو میلیون دینار برای ساخت کاخ جعفری هزینه کرد؛ در حالی که هفت کاخ دیگر نیز داشت.[11]
در کاخ متوکل چهار هزار کنیز از نقاط مختلف دنیا حضور داشتند و متوکل با همه آنان معاشرت نزدیک داشت و با یکی از آنان ارتباط تنگاتنگ داشت.[12]
قاضی تنوخی که مسند قضاوت بصره را بر عهده داشت، وضع خلیفه عباسی را در قالب شعری چنین ترسیم می‌کند:
نشا بین طنبور وزق و مزهر
و فی حجر شاد او علی صدر ضارب
یعنی: (متوکل) میان تار و تنبور و باده و عود و در دامن آوازه خوان یا روی سینه نوازنده به سر می‌برد.[13]
میگساری در آن دوران رایج شده بود و متوکل و وزیران و اطرافیان علناً آن را مرتکب می‌شدند؛ حتی اهدای بطری‌های شراب در نظر آنها بالاترین هدیه بود.

     

البته دامنه بی بند و باری به عموم مردم نیز کشیده شده بود. بی اعتنایی به امور دینی، ترویج می‌گساری و شهوت‌رانی در اشعار شاعران آن عصر انعکاس یافته است.[14]
فساد متوکل عباسی به عنوان خلیفه جامعه اسلامی و به تبع فساد توده مردم را می‌توان در ماجرای زیر دید:
روزی امام به مجلس متوکل احضار شد و نزدیک متوکل نشست. متوکل متوجه شد که جنس عمامه امام نفیس است. از روی اعتراض گفت: این عمامه را چند خریده‌ای؟
امام فرمود: کسی که برای من آورده، به پانصد درهم خریده است.
متوکل گفت: اسراف کرده‌ای که عمامه‌ای با این قیمت بر سر بسته‌ای؟!
امام فرمود: شنیده‌ام در همین روزها، کنیز زیبایی به هزار دینار سرخ[15] خریده‌ای؟
متوکل پاسخ داد: آری، صحیح است.
امام فرمود: من برای شریف‌ترین عضوم هزینه کرده‌ام، ولی تو برای پست ترین عضوت! انصاف بده کدام اسراف است؟[16]
امام با این پاسخ خویش، هم جواب گستاخی متوکل را داد و هم به این نکته اشاره کرد که در این گونه اعمال، دو گناه نهفته است: مخالفت با امر خدا و بی پروایی، هزینه کردن در راه گناه که مصداق اسراف است.
امنیت اخلاقی از نگاه امام هادی(ع)
در زمینه امنیت اخلاقی روایات اندکی  از امام هادی (ع) نقل شده است و آنچه  بیشتر در روایات آن امام همام دیده می‌شود، مباحث اعتقادی و ولایت اهل بیت: است که این امر نشانگر اهمیت این مباحث در سلامت روحی و روانی جامعه و بیانگر این مطلب است که ریشه همه فسادها، دوری مردم از اعتقادات اصیل و ولایت ائمه اطهار: است.
نگاهی به روایات آن وجود قدسی می‌تواند راهگشای مشکلات امروز جامعه باشد.
 ازدواج موقت
یکی از احکام حکمت آمیز دین اسلام، تشریع ازدواج موقت است. این حکم اسلامی بنا بر نیاز‌ها و تفاوت‌های مرد و زن و به منظور حفظ امنیت اخلاقی جامعه وضع شده است. اسلام به جای آنکه روابط جنسی را آزاد بگذارد، این روابط را محدود ساخته است.
تجربه نشان داده است که همیشه مردان آماده به ازدواج از زنان آماده به ازدواج کمترند. از این رو،اسلام برای برآوردن نیازهای عاطفی و جنسی و کنترل و محدود ساختن آن، ضمن مخالفت با ارتباط‌های آزاد جنسی، ازدواج موقت را تحت شرایط خاص، تجویز کرده است.[17]
امام هادی (ع) در جواب مردی درباره متعه فرمود:
«هی حلال مباح، مطلق لمن لم یغنه الله بالتزویج، فلیستعفف بالمتعه فإن استغنی عنها بالتزویج فهی مباح له اذا غاب عنها؛[18]ازدواج موقت برای کسی که به واسطه ازدواج دائم (از مسائل جنسی) بی‌نیاز نشده، حلال و مباح است  و هیچ گونه قیدی ندارد. پس اگر ازدواج نکرده است ( و نیازهای جنسی آزارش می‌دهند) عفت خود را با ازدواج موقت حفظ کند (و گرفتار ارتباط‌های بی حد و مرز نگردد)؛ اما مردی که همسر دارد، اگر دسترسی به همسر خود ندارد، ازدواج موقت برای او نیز مباح خواهد بود».
این روایت به خوبی نشان می‌دهد که فلسفه ازدواج موقت، بی‌بند و باری و هرزگی نیست.
از سوی دیگر، ممکن است جوّ حاکم بر جامعه به گونه‌ای باشد که انجام ازدواج موقت باعث بدبینی به دین اسلام و یا ائمه: شود. امام هادی(ع) در نامه‌ای به بعضی از دوست‌داران خود نوشت:
«لا تلحّوا علی المتعه، انما علیکم اقامة السنّه فلا تشتغلوا بها عن فرشکم و حرائرکم فیکفرن و یتبرین و یدعون علی الامر بذلک و یلعنونا؛[19]
به سراغ ازدواج موقت نروید، به شما سفارش می‌کنم سنت را به پا دارید (و ازدواج دائم کنید)، به خاطر انجام ازدواج موقت، همسران خود را فراموش نکنید؛ زیرا آنان کفران نعمت می‌کنند و بیزار می‌شوند و بر کسانی که این دستور شرعی را داده‌اند، نفرین می‌کنند و به ما نیز لعنت می‌فرستند».
از این حدیث نکات زیر قابل برداشت است:
1. جو حاکم و فرهنگ عمومی به شدت علیه عقاید شیعی بوده است.
2. این بدبینی به حدی بوده که بیزاری جستن و لعن ائمه را در پی داشته است.
3. مردان متأهل با ازدواج‌های موقت از همسران خود رویگردان می‌شوند و میل کمتری به  آنان نشان می‌دهند. برآورده نشدن نیازهای آنان هم باعث بدبینی می‌شود.
ترویج فرهنگ ازدواج
از بین بردن عوامل منحرف کننده اجتماعی از یک سو و ترویج فرهنگ ازدواج از سوی دیگر، می‌تواند نقش مهمی در سلامت جامعه ایفا کند.
امام هادی(ع) در یکی از خطبه‌های عقد ازدواج، پس از حمد و ثنای الهی و تأکید بر اصول اعتقادی فرمود:
«اما بعد، خدای سبحان، دامادی (و خویشاوندی سببی) را دستاویز انس دل‌ها و فامیلی همسران قرار داد که با آن، خویشاوندی‌ها را به هم آمیخت و آن را مایه دلسوزی و مهربانی قرار داد: «در این نشانه‌هایی است برای عالمان».[20] خدای سبحان در کتاب خود می‌فرماید: « و او کسی است که از آب، انسانی آفرید و او را (دارای خویشاوندی) نسبی و سببی قرار داد»[21] و «به افراد بی‌همسر قوم خود و غلامان و کنیزان درستکارتان همسر دهید!».[22] همانا فلانی پسر فلانی ، کسی است که موقعیت اجتماعی و رفتار او را می‌شناسید. او مایل است در زندگی شما شریک شود. او دامادی شما را دوست دارد، به خواستگاری دختر شما فلانی دختر فلانی آمده است و چنین و چنان مقدار را مهریه دختر قرار داده است که نقد آن این مقدار است و نسیه آن این مقدار. وساطت ما را برای او بپذیرید و به خواستگار ما همسر دهید، پاسخ نیک دهید و سخن نیک به زبان آورید، من از خدا برای خود و شما و همه مسلمانان مغفرت می‌طلبم».[23]
حجاب در حضور نامحرمان
امام هادی (ع) حجاب کامل زنان را در مقابل کودکانی که خوب و بد را نمی‌فهمند، ضروری نمی‌داند. اما از باز گذاشتن سر و بد حجابی در برابر مردان نامحرم، اگر چه رفت و آمد زیادی هم به خانه دارند، نهی فرموده است.[24]
حرمت مسکرات
یکی از ابزارهایی که به امنیت اخلاقی جامعه صدمه زیادی می‌زند، استفاده از مسکرات است که از گذشته‌های دور وجود داشته و همواره بشر را به سمت فساد کشانده است. یکی از مهم‌ترین دلایل حرمت شراب، این است که عقل را زایل می‌کند. به همین دلیل، هر ماده‌ای که بر عقل انسان خدشه وارد کند و او را از حالت عادی خارج گرداند، مسکر و حرام است.
امام هادی(ع) در جواب نامه‌ای که در همین زمینه پرسش شده بود، فرمود:
«کل مسکر حرام؛[25] هر چیز مست کننده‌ای حرام است».
از آنجا که مخالفت عمدی با حکم خداوند، با این نیت که حکم خداوند را قبول ندارد باعث کفر انسان می‌شود، امام هادی(ع) در جواب نامه‌ای که از شارب خمر پرسیده شده بود، فرمود: «شارب الخمر کافر».[26]
نفی روابط آزاد جنسی
امام هادی (ع) در مقابل کسانی که همجنس بازی را جایز می‌شمردند، فرمود: «لعنة الله علی من فعل ذلک؛[27] خداوند کسانی را که چنین کارهایی انجام می‌دهند، لعنت کند».
 و در حدیث دیگری که از توبه همجنس بازان پرسیده شده بود، فرمود: «القتل؛[28] توبه‌ای جز مرگ برای او نیست».
این برخورد شدید با روابط نامشروع، نشانه قدرت تخریب فراوان این امور در زندگی بشر است.
 یاد مرگ
اگر انسان معاد را فراموش کند و تنها همین زندگی پست بشری را ببیند، هیچ عاملی او را از غرق شدن در ورطه گناهان نگه نمی‌دارد.
یاد مرگ، شیطان و وسوسه‌هایش را دور می‌کند. اهل بیت در روایات زیادی این نکته را گوشزد کرده‌اند و سیره عملی امام هادی(ع) نیز گواه بر این مدعاست.
متوکل در مجلس عیش خود هنگامی که از حضرت امام هادی (ع) خواست شعری بخواند، با اشعاری مواجه شد که امام مرگ را برای او یادآوری کرد و بدین سان مجلس شراب آنان دگرگون شد.[29]
برخورد قاطع با متجاوزان
در میان افراد جامعه، عده‌ای هستند که به دلیل فراموشی خدا و قیامت، هنجارهای جامعه را برنمی‌تابند؛ به گونه‌ای که تذکر و موعظه در این گونه افراد تأثیری ندارد. امام هادی(ع) درباره این افراد می‌فرماید:
«الحکمة لا تنجع فی الطباع الفاسده؛[30]
حکمت، اثری در دل‌ها و قلب‌های فاسد نمی‌گذارد».
تنها راه مبارزه با این گونه افراد، برخورد قاطع است.
پی نوشتها[1] . Eli Zabeth Stankoz
[2] . فلسفه خلقت، تبعیض یا تفاوت، دیروز امروز فردا، طوبی کرمانی، انتشارات بین المللی هدی، چ1، 1383، ص 121؛ به نقل از کیهان 28/9/70، ص 15.
[3] . ww.Womenrc.com/howraw   ماهنامه حوراء ، شماره 3، اسفند 1382 و فروردین 1383، «غرب و گرداب بحران اخلاقی»
[4] . لقمه‌های حرام، سید حسن موسوی خراسانی، چ1، 1376، ناشر: مؤلف، ص 43.
[5] . همان ، ص 44؛ به نقل از سمپوزیوم الکل، ص66.
[6] . Joseph De Maistre
[7] . Will Duront
[8] . Georgie Ann Geyer
[9] . اشاره به مکتب فکری منحرف اومانیسم است که انسان و لذت‌ها و خواهش های نفسانی او را محور قرار می‌دهد و همه امکانات و طبیعت و ... را برای لذت بیشتر انسان قلمداد می‌کند. در حقیقت هدف را زندگی پست انسانی می‌داند و به معاد و زندگی اخروی و رسیدن به خدا معتقد نیست.
[10] . مجله حوراء شماره 3، اسفند 1382 و فروردین 1383، «غرب و گرداب بحران جنسی».
[11] . تحلیلی از زندگانی امام هادی(ع) ، باقر شریف قرشی، ترجمه محمدرضا عطائی، کنگره جهانی حضرت رضا(ع)، چ 1، انتشارات آستان قدس رضوی، 1371ش، ص 434.
[12] . همان، ص 432، به نقل از سیر اعلام النبلاء ج8، ص153.
[13] . همان، ص 476.
[14] . رک: تحلیلی از زندگانی امام هادی(ع)، ص477 ـ 480.
[15] . گفتنی است دینار از طلا و درهم از نقره است و هر دینار معادل ده درهم است.
[16] . سیره عملی اهل بیت، حضرت امام علی هادی، سید کاظم ارفع، چ 1، 1380ش، نشر تربیت ، ص 7، به نقل از لطائف الطوائف، ص 411.
[17] . ر.ک : حقوق زن در اسلام، شهید مطهری.
[18] . موسوعة الامام الهادی، گروه حدیث مؤسسه ولی عصر، زیر نظر آیت الله خزعلی، چ 1، 1424ق، ج 2، ص 357.
[19] . موسوعة الامام الهادی، ج3، ص 25، به نقل از الکافی ج5، ص453، ح 3.
[20] . روم / 22.
[21] . فرقان / 54.
[22] . نور / 32.
[23] . فرهنگ جامع سخنان امام هادی(ع)، گروه حدیث پژوهشکده باقرالعلوم، چاپ و نشر بین الملل، وابسته به امیرکبیر، چ1، 1385، ص 280، به نقل از کافی، ج 5، ص 372، ح 6.
[24] . موسوعة الامام الهادی، ج2 ، ص 356 و 357، به نقل از تحف العقول، ص 458؛ تهذیب الاحکام ج7،ص457، ح 1828.
[25] . موسوعة الامام الهادی، ج 2، ص419.
[26] . همان.
[27] . همان، ج2 ، ص 439، به نقل از استبصار، ج4 ،ص222، ح 829.
[28] . همان.
[29] . سیره عملی اهل بیت، امام علی هادی، ص 12.
[30] . چهل داستان و چهل حدیث از امام هادی(ع)، عبدالله صالحی، نشر مهدی یار، چ 1، 1381، ص129، به نقل از اعلام الدین ، ص 311.

تبلیغات