آرشیو

آرشیو شماره ها:
۸۰

چکیده

متن

رسالت ادریس
بعد از جریان پادشاه ستمگر و توبه مردم، ادریس از طرف خداوندمتعال مامور شد قوم بنى قابیل را هدایت کند; زیرا کار آن‏ها به‏جایى رسیده بود که بت مى‏پرسیدند. ادریس قوم خود را به توحیددعوت مى‏کرد و اندرز مى‏داد تا از اوامر شیطان اطاعت نکنند; ولى‏آن‏ها نمى‏پذیرفتند. ادریس سه روز هفته را براى ارشاد بنى قابیل‏و پیروانشان قرار داد و آن‏ها را از مخالفت‏با آیین آدم و شیث‏علیهما السلام باز داشت تا اینکه فرمان الهى رسید و به ادریس‏امر کرد به جنگ آن‏ها برود. بدین سبب، وى را «هرمس الهرامه‏»لقب دادند.
حاکمیت ادریس
وقتى حضرت ادریس(ع)به مصر آمد و در آنجا سکونت گزید، مردم رابه اطاعت از حق فرا خواندو امر به معروف و نهى از منکر کرد. اوبه مردم سیاست، آداب تمدن، قوانین مملکتى و طرز اداره شهرها راآموخت. در اثر تعلیمات آن حضرت، 188 شهر روى زمین بنا گردید که‏کوچکترین آن‏ها «درها» بود.
همچنین آیین‏ها و قوانینى متناسب با سرزمین‏هاى مختلف وضع کردو از نظر ادارى، زمین محل حکومت را به چهار بخش تقسیم کرد وبراى هر قسمت‏حاکمى قرار داد تا به امور سیاسى و ادارى مردم‏بپردازد. علامه طباطبایى(ره)نام این چهار تن را چنین ذکر مى‏کند:«پادشاه اول «ایلاوس‏» ، دوم «اوس‏» ، سوم «سقلبیوس‏» وچهارم از آن‏ها «اوس آمون‏» .
پند از قوم ادریس
در عهد ادریس دو تاجر مى‏زیستند. چون هنگام نماز رسید، یکى ازآن‏ها گفت: امر خدا را مقدم مى‏دارم. دیگرى گفت: تجارت را مقدم‏مى‏دارم و سپس نماز را نمى‏خوانم. خداوند عزوجل به ابرها دستورداد مکان تجارت و اموال آن شخص را با صاعقه آتش بزنند. چون آتش‏شعله ور شد، آن بیچاره گرفتار خاموش کردن آتش گردید و در نتیجه‏تجارت و نمازش را از دست داد. پس از این جریان، با دست غیب بردر خانه‏اش نوشته شد: «بنگرید که دنیا با مال اندوزى چه بر سرصاحبش مى‏آورد.»
مراد از «مکانا عتیا» چیست؟
در ذیل این آیه تفاسیر گوناگونى مطرح شده است، جمع اقوال به‏دو صورت است:
1- مراد از آیه، رفعت مکانى است. به این معنا که خداوندایشان را به آسمانها برد و به خاطر رفتن به آسمان، رفعت مکانى‏پیدا کرد. گروهى نیز این نظر(عروج به آسمان)را پذیرفته، در ذیل‏این آیه عروج ادریس را مطرح کرده‏اند; مانند انس، ابوسعید خدرى،کعب، مجاهد، ابن عربى و فرخ رازى.
2- بعضى دیگر معتقدند منظور از آیه، رفعت مکانتى و برترى‏معنوى است که در این قول هم دو نظر است:
بعضى این برترى معنوى را به خاطر شرف و اعطاى نبوت به وى‏مى‏دانند; مانند شیخ طوسى(ره)، علامه طبرسى(ره)، علامه‏طباطبائى(ره)، و ... .
بعضى دیگر اعتلاى ادریس را به خاطر توحیدش مى‏دانند. آیت‏الله‏جوادى حفظه‏الله این قول را پذیرفته، به آیه چهلم سوره‏توبه: «جعل کلمه الذین کفروا السفلى و حکمه‏الله هى العلیا»استدلال کرده است
نتیجه
قبل از بررسى اقوال، باید بگوییم که ما در اینجا در پى اظهارنظر نیستیم. سعى بر این است که آراى مختلف و ادله آن مطرح شود.
آیت‏الله جوادى در رد قول اول چنین مى‏فرماید: منظور از آیه‏شریفه، برترى معنوى است نه برترى مکانى همانند برترى آسمان برزمین; زیرا برترى در علومکانى، اعتبارى و قراردادى است و بااعتبار فرق مى‏کند و وقتى که اعتبارى شد، دیگر هیچ فخرى وجودندارد. بنابراین، بودن در آسمان براى کسى یا چیزى فخر نیست.
عروج ادریس به آسمان
از پیامبر(ص)درباره روز پنج‏شنبه پرسیدند. فرمود: پنجمین روزدنیاست و پنج‏شنبه روز انیسى است; چرا که در آن روز ابلیس لعن‏شده و ادریس به آسمان رفته است.
گروهى از مفسران عروج ادریس به آسمان را قبول ندارند ومى‏گویند: داستان رفتن ادریس به آسمان از اسرائیلیات است.
شباهت غیبت ادریس علیه السلام به غیبت‏حضرت مهدى (عج)
یکى از شبهاتى که در بحث مهدویت مطرح مى‏شود، این است که‏چگونه ممکن است امام پنهان باشد؟ این با مامت‏سازگار نیست; زیرا امام باید آشکار باشد.
علماى ما در جواب مى‏گویند: غائب شدن پیامبران بویژه غایب شدن‏حضرت ادریس، بر نادرستى این شبه گواهى مى‏دهد.
ملاقات پیامبر با ادریس
پیامبر(ص)مى‏فرماید: وقتى که به آسمان چهارم رسیدم، در آنجامردى دیدم. از جبرئیل پرسیدم: این کیست؟ جبرئیل گفت: همان‏ادریس است که خداوند مقامش را عالى و بلند قرار داد. پس به اوسلام کردم و به من سلام کرد. براى او طلب استغفار کردم و او هم‏براى من طلب استغفار کرد.
در حدیثى دیگر از پیامبر(ص)نقل شده است که فرمود: وقتى به‏معراج رفته بودم، ادریس را در آسمان چهارم ملاقات کردم. در روایت دیگرى نیز چنین آمده است: هنگامى که جبرئیل وپیامبر(ص)در شب معراج گذرشان به ادریس افتاد، ادریس به پیامبرفرمود: مرحبا به پیامبر صالح و برادر صالح. پیامبر از جبرئیل‏پرسید: این کیست؟ جبرئیل گفت: ادریس پیامبر است.
البته ممکن است پیامبر با قالب مثالى یا بعد از ارتحال ادریس‏با وى ملاقات کرده باشد.
جانشین ادریس
در روایتى آمده است: هنگامى که ادریس به پایان عمر خود رسید،خداوند به او وحى کرد که من مى‏خواهم تو را به آسمانها ببرم ودر آنجا قبض روح کنم. پس فرزندت را جانشین خود قرار ده ...«حرقاسیل‏» نیز به وصیت پدر عمل کرد.
گروهى فرزند دیگرش «متوشلح‏» را جانشین ادریس مى‏دانند. دسته‏اى «متوشلح‏» و جمعى «ناخورا» را جانشین ادریس به شمارمى‏آورند.
سرانجام ادریس
عمر شریف وى سیصد سال یا بیشتر بود. در این مدت سى صحیفه براو نازل شد. درباره رحلت این پیامبر اختلاف است. مفسران پس ازآیه «و رفعنا مکانا عتیا» دو نظر مطرح کرده‏اند:
1- ادریس همانند عیسى به آسمانها برده شده و اکنون زنده‏است.
بعضى مى‏گویند: در آسمان ششم است. ابن عربى و کعب و ابوسعیدخدرى معتقدند در آسمان چهارم است. ; ابن عباس‏و حسن بصرى‏مى‏گویند: اکنون در بهشت‏به سر مى‏برد.
2- ادریس به آسمانها برده شده و در همانجا قبض روح گردید.
بعضى مى‏گویند: در آسمان چهارم قبض روح شد. به نظر ضحاک درآسمان ششم و به نظر گروهى دیگر، بین آسمان چهارم و پنجم قبض‏روح شد.
بررسى آرا
در یک نگاه اجمالى به اقوال، این نکته به دست مى‏آید که آن‏حضرت به آسمانها رفته است. رفتن وى به آسمانها مورد اتفاق علمااست. و آنچه قابل بحث و بررسى مى‏نماید، زنده بودن و یا زنده‏نبودن آن حضرت در آسمانها است.
ابن عباس مى‏گوید: چهار تن از انبیا زنده‏اند، ادریس و عیسى درآسمانها و الیاس و خضر در زمین.
مرحوم شیخ عباس قمى رحمهم الله روایتى مانند روایت ابن عباس نقل مى‏کند: روزى شخصى از اهل عسقلان از حضرت الیاس(ع)پرسید: چند تن ازانبیا اکنون زنده‏اند؟ حضرت فرمود: چهارتن، ادریس و عیسى درآسمانها و خضر و الیاس در زمین.
همچنین روایتى از پیامبر(ص)نقل شده است که زنده بودن ادریس‏را تقویت مى‏کند. پیامبر(ص)مى‏فرماید:
«انبیاءالله لا یموتون بل ینقلون من دار الى دار.»
انبیاى الهى نمى‏میرند بلکه از جایى(دنیا)به جاى دیگر(برزخ،آخرت)منتقل مى‏شوند.
ظاهر این روایت این است که تمامى پیامبران زنده‏اند و شامل‏حضرت ادریس نیز مى‏شود.
پس سخن ابن عباس و حسن بصرى که مى‏گویند: ادریس در بهشت‏به سرمى‏برد، صحیح نیست; زیرا با حدیثى که از پیامبر اسلام(ص)نقل شده‏است تناقض دارد. پیامبر(ص)مى‏فرماید: «خداوند به من فرمود:
«الجنه محرمه على النبیین و سائر الامم حتى تدخلها»
بهشت‏بر انبیا و دیگر امتها حرام است مگر آنکه تو(اى محمد)،وارد آن شوى.»
یعنى قبل از ورود پیامبر(ص)به بهشت، کسى حق ورود به بهشت‏ندارد.
شاید بتوان گفت: مراد از بهشت، بهشت‏برزخى است.
ابن عربى معتقد است: ادریس هنوز زنده است و در آسمان چهارم‏به سر مى‏برد. خصوصیت آسمان چهارم را این مى‏داند که قلب همه‏آسمانها و جایگاه آفتاب است.
آیت‏الله جوادى در رد قول ابن عربى، مى‏فرماید: «گفتار ایشان‏در این مورد مستند علمى و یا تاریخى ندارد; و اگر هم سند کشف‏شهودى داشته باشد، باید گفت: یا در اصل شهود دچار اشتباه شده... و یا اگر در مراحل کشف از گزند خطا مصون بوده، در هنگام‏تطبیق مشهود بر معقول و ... رسوبهاى رایج روز درباره اخترشناسى‏به طور ناخودآگاه نفوذ کرده و به صورت مقبول عامه و مطبوع خاصه‏تنظیم شده است.»
قبض روح شدن ادریس علیه السلام
امام صادق(ع)مى‏فرماید: «هنگامى که خداوند عزوجل بر یکى ازفرشتگان غضب کرد، بالهایش را قطع کرد و او را به یکى از جزائردور دست انداخت. مدتها در آنجا بود تا اینکه ادریس به نبوت‏رسید. آن فرشته خدمت ادریس رفت و عرض کرد: اى پیامبر خدا، ازخداوند بخواه از من راضى شود و بالهایم را برگرداند. ادریس دعاکرد و خداوند دعاى او را پذیرفت. سپس آن فرشته به ادریس گفت: آیا حاجتى دارى؟ گفت: آرى، مرا به آسمان ببر تا ملک الموت راببینم; زیرا هر وقت‏به یادش مى‏افتم، اوقاتم تلخ مى‏شود. پس‏فرشته ادریس را به آسمان برد. وقتى به آسمان چهارم رسید، ملک‏الموت را دید که نشسته، سر تکان مى‏دهد. سلام کرد و گفت: چرا سرتکان مى‏دهى؟ ملک الموت گفت: خداوند به من دستور داد روحت رابین آسمان چهارم و پنجم بگیرم. به خداوند عرض کرد: چگونه ممکن‏است درحالى که فاصله من و او بسیار زیاد است. در همین فاصله‏گفتگو با خداوند، این فرشته تو را به این جا آورد. بعد ملک‏الموت او را قبض روح کرد.
گلواژه‏هاى اخلاق
بعضى از کلمات حکمت‏آمیز آن حضرت چنین است:
1- بهترین شکرانه نعمتهاى خداوند، احسان و نیکى به بندگان‏او است.
2- قسم دروغ نخورید و دروغ گویان را قسم ندهید.
3- از کسب‏هاى پست اجتناب کنید.
4- در پیشگاه خداوند با نیتهاى خالص قدم بردارید.

تبلیغات