چکیده

قرآن پژوهی در حوزه کشورهای آلمانی زبان از سده شانزدهم تا دوران معاصر سیر تحول داشته است. به نظر می رسد برای این موضوع می توان چهار نقطه عطف را ترسیم کرد: عصر اصلاحات، دوره رمانتیسم، مواجه جدلی و آغاز رویکرد همدلانه به قرآن. با بررسی های به عمل آمده این فرضیه شکل گرفت که ترجمه قرآن از زبان اصلی، عربی تأثیر مستقیم در شکل گیری رویکرد همدلانه به قرآن در دوره معاصر داشته است. اگر پیش تر قرآن با عنوان کتاب مقدسِ ترک ها یا کتاب قانون ترک ها از زبان های واسطه ای ترجمه می شد، یا نویسندگانی چون هیرشفلید و کارل آرنس داده های قرآنی را اقتباسی ناهمگون از کتاب مقدس می شمردند، در رویکرد نوین تلاش می شود قرآن به مثابه یک میراث مشترک در ادیان ابراهیمی فهم و تفسیر شود. در مقاله حاضر، بر اساس روش تحقیق کتابخانه ای، پس از مروری بر این سیر تحول، در رابطه با دستاوردهای رویکرد اخیر، به عنوان مطالعه موردی به بررسی تفسیر سوره بقره اثر برترام اشمیتس می پردازیم که نویسنده آن سوره بقره را از نگاه بینامتنیت «تورات ثانی» تلقی می کند.

تبلیغات