چکیده

هنر اسلامی، هنری نیست که فقط به مسائل مذهبی اسلام مرتبط باشد. اصطلاح «اسلامی» نه تنها به مذهب بلکه به فرهنگ غنی و متنوع مردمان سرزمین هایی که آیین اسلام در آن رواج دارد اشاره می کند. حکمت هنر اسلامی حقیقتی است از صور گوناگون عالم هستی که حقیقت وجود این صورتها در قالب نگارگری، خوشنویسی و ....به منصه ظهور می رسد. هنری که از ذات وجود انسان پاک سرشت بر می خیزد و هر چه هنرمند بیشتر به تهذیب نفس و وجود خود بپردازد هنرش بیشتر بر لوح و ضمیر انسان ها تأثیر می گذارد و ماندگارتر است. ایران مهد فرهنگ، هنر و تمدن است از این رو هنرهایی که با ادیبات، شعر و کتابت ارتباط دارد در دوران مختلف تاریخی به کامل ترین و عمیق ترین وجه آن شکل می گیرد. هنر کتاب آرایی و تزئین نوشته ها از دیر باز در ایران رواج داشته است. قرآن ها و نسخ ادبی و علمی فراوانی از دوران مختلف نشان دهنده همین موضوع است. تشعیر یکی از هنرهایی است که به طور اخص در کتاب آرایی کاربرد دارد و برای آرایش و زیباتر کردن کتاب ها و آثار ادبی و مقدس به کار می رود. تشعیر اصطلاح و روشی در تذهیب و نقاشی ایرانی یا نگارگری است که در آن آرایش کتاب یا قطعات خط و مینیاتور و مرقعات استفاده می شود. در واقع تشعیر نوعی تزئین نسخ خطی است که در حاشیه نسخ یا مرقعات، معمولاً با یک یا دو و حتی با سه رنگ طلا انجام می گیرد. در این پژوهش بر آنیم که با مطالعه و بررسی تشعیر در دو دوره تیموری و صفوی به ارتباط حکمت و هنر اسلامی با این هنر ارزشمند بپردازیم. پژوهش به روش توصیفی و تحلیلی صورت گرفته و در پی آن است که به این پرسش ویژه پاسخ دهد که «ارتباط حکمت با هنر تشعیر چگونه است و بر اساس چه منطقی می توان این هنر را هنر حکمی برشمرد؟»

تبلیغات