آرشیو

آرشیو شماره ها:
۱۹

چکیده

زمینه و هدف: هم اینک تعداد زنان سرپرست خانوار در ایران در حال افزایش است؛ و وفاق عمومی بر سر موضوع آسیب پذیری آنان موجب شده است، بسیاری از پژوهش ها به سمت گره گشایی از مسائل آنان برآیند. یکی از مهمترین آنها بخصوص در ایران، تغییر شکل مناسبات اجتماعی این زنان و انتظاراتی است که جامعه از آنان دارد. هدف پژوهش حاضر مطالعه تجربه زیسته این زنان در مناسبات اجتماعی آنان است. روش: این پژوهش با روش پدیدار شناسی انجام شد. میدان پژوهش، 1962 زن سرپرست خانوار شهر مشهد در زمستان1400بود که به شیوه هدفمند و با بیشینه پراکنش انتخاب شدند. داده ها با استفاده از مصاحبه نیمه ساختارمند گردآوری شد که در بیست و یکمین مورد به اشباع نظری رسید، سپس تحلیل داده ها با روش کلایزی انجام شد. یافته ها: داده ها نشان داد که زنان سرپرست خانوار در چهار بعد زیسته بدن، روابط، فضای اجتماعی و زمان در قبل و بعد از سرپرستی خانوار تغییراتی را در مناسبات اجتماعی خود می دهند. بدن برای گروهی محملی برای حفظ شرافت و برای گروهی ابزاری برای اعتراض به شرایط موجود تلقی می شود. روابط زیسته نیز در طیفی وسیع از فاصله گیری اجتماعی تا آزادی کامل در نوسان است. اکثریت آنان متفق-القولند که فضای اجتماعی برای آنان ناامن و غیر قابل اعتماد است. تعدادی به گذشته با نگرشی مثبت، گروهی با نگرشی منفی، گروهی سعی در فراموشی کردن گذشته و زندگی در اکنون و تعدای خود را تسلیم سرنوشت و بالاخره گروهی با توجه به شرایط موجود درصدد تغییر جهان زیسته خود هستند. نتیجه گیری: ضروریست که سیستم های حمایتی از این زنان چگونگی مناسبات اجتماعی آنان را جدی بگیرند و به طور توامان به هر چهار بعد زیست بدنی، فضای اجتماعی، ارتباطی و زمانی آنان توجه نمایند.

Phenomenological representation of social relations in Female Headed Households heads of households

Background and Aim: The number of Female Headed Households heads of households in Iran is currently increasing; And the general consensus on the issue of their vulnerability has led many studies to unravel their issues. One of the most important, especially in Iran, is the social relations of these women and the expectations that society has of them. The purpose of this research is to study the lived experience of these women in their social relationships. Method: This research was conducted by phenomenological method. The research fild was the city of Mashhad and the participants were female-headed households in the winter of 1400 who were selected in a purposeful manner with maximum distribution. Data were collected through semi-structured interviews which in the 21st case ended with theoretical saturation, Data analysis was performed by Colaizzi method. Results: Female-headed households make changes in their social relationships in the four dimensions of living body, relationships, social space and time before and after household heading. For one group the body is somthing that carries the honor and for another group is a tool to protest the status quo. Lived relationships also fluctuate in a wide range from social distance to complete freedom. They all agree that the social environment is insecure and unreliable for them. Some have a positive attitude towards the past, some have a negative attitude, some try to forget the past and live in the present and some surrender to their destiny, and finally some try to change their lived-world according to their current situation. Conclusion: It is necessary for the support systems of these women to take their social relations seriously and pay attention to all four dimensions of their physical life, social space, communication and time.

تبلیغات