آرشیو

آرشیو شماره ها:
۷۶

چکیده

متن


طلال عتریسی: اسم من طلال عتریسی استاد در دانشگاه لبنان، رشته روانشناسی اجتماعی تدریس می کنم.
حضور: از تاثیر انقلاب اسلامی ایران و شخصیت حضرت امام در کشورهای عرب نشین برای ما صحبت کنید.
طلال عتریسی: اگر به عقب برگردیم آنگاه که انقلاب پیروز شد و اوضاع اسلامی سیاسی را در دنیا مطالعه می کنیم درمی یابیم که در ابتدا افکار عمومی از کمونیسم متاثر شده بود و حرکتهای اسلامی حضور قوی در کشورهای عربی نداشتند و ماهیت این حرکت ها غالبا بر دعوت مردم و یک سری تلاشهای اسلامی بود تا اینکه تغییر سیاسی در سطح حاکمان خائن ایجاد کند.
حرکت های اسلامی در بسیاری از کشورهای عربی نیز در همین زمره به شمار می آیند چه همگی برخلاف رویه اسلام عمل می کردند به این معنی که اندیشه ای در سطح کشورهای عربی و در سطح دنیا رایج بود که تغییر سیاسی ایجاد کردن در توان دین اسلام نیست، زیرا افکار کمونیستی و ملی گرایی سیاسی حضور بیشتری داشت. این طرز فکر با تحقق پیدا کردن انقلاب اسلامی در ایران تغییر کرد. البته باید ملاحظه کرد که افکار کمونیستی و الحادی که بر احزاب و تشکیلات سیاسی حاکم بود در
برنامه هایشان به بن بست رسیده بودند، به طوریکه در بعضی اوقات این افکار نتوانستند به نتیجه یا تغییر مطلوبی در اکمیت برسند. در کشورهای دیگر این افکار و حرکات در کمتر از نیم قرن نتوانستند که تغییر در جامعه یا در حاکمیت ایجاد کنند در این مرحله بود که انقلاب اسلامی با شعارهای روشن خود و اهداف اسلامی، فرهنگی و اخلاقیش حضور پیدا کرد. آن چیزی که امام خمینی راحل در بسیاری از سخنرانیها و موضع گیریهایش از ابتدای انقلاب و حتی قبل از پیروز شدن انقلاب مطرح کرده بود این بود که اسلام
می تواند تغییر را در سطح جامعه و حاکمیت ایجاد کند و اسلام نیازی به مشارکت افکار دیگری در این تغییر ندارد، و اینکه اسلام باید اسلام حرکت زایی باشد که مطابق با توصیفات اسلام باشد نه چیز دیگری. آنچه که به امام اجازه داد تا بر این افکار تاکید بکند پیروزی انقلاب اسلامی بود به این دلیل می توان گفت پیروزی انقلاب اسلامی به رهبری امام خمینی و افکاری که از اسلام ارائه کرد در سطح دنیای اسلام دو انقلاب ایجاد کرد انقلاب در داخل اسلام و گرایشات فقهی اسلام به طوریکه لزوم حرکت و جنبش را در این عصر مورد تاکید قرارمی داد، به خاطر اینکه جامعه اسلامی و حکومت اسلامی را به پا کند برخلاف گرایشات واندیشه های عده زیادی که این فکر را رد می کردند، انقلاب دوم آن بود که در سطح دنیا خارج از دایره اسلام فقهی، بوجود آمد و تاکید بر این موضوع داشت که اسلام می تواند تغییر ایجاد کند و می تواند به حاکمیت برسد و می تواند دولت تاسیس کند برخلاف فکری که از دوره نهضت اروپا علیه آن بود و از دوره انتشار افکار مارکسیستی که اعتقاد داشت که این ملتها را ضعیف می کند و دین افیون ملتهاست. به همین دلیل انقلاب امام بمثابه تغییر بزرگی است که در دهه هشتم در دنیا در سطح حرکتهای اسلامی و شخصیتها رفته رفته بوجود آمد، به این سبب ملاحظه می کنیم که حرکتهای اسلامی در بیشتر کشورهای اسلامی و عربی در دهه هشتاد یعنی بعداز پیروزی انقلاب رفته رفته به سمت رسیدن به حاکمیت قدرت در جوامعشان گام برمی دارند به طوریکه تا به امروز میان آنها و کشورهایشان جنگ ادامه دارد.
حضور: تحلیل شما از مساله فلسطین و جریانات موجود چیست؟
طلال عتریسی: ما می دانیم که مساله فلسطین از زمان اشغال فلسطین به سال 1240، مساله اساسی جهان اسلام است و نیز مساله اساسی دیگر، استکبار جهانی است که فلسطین را از اسلام جدا کرد. به همین سبب یک اتفاق متقابل ولی با منافعی مختلف را می بینیم. در جهان اسلام با وجود اختلاف دولتها و مردم، مساله فلسطین را مساله اصلی می شمرند که هیچ اختلافی در قانونی بودن آن نیست، چنانچه عموما دنیای غرب با وجود اختلاف میان قدرتهای بزرگ در طول تاریخ بر پشتیبانی اسرائیل و اشغال فلسطین متفق هستند به این دلیل هرگاه به طرح تحمیلی جنگ بین عرب و اسرائیل نظر می کنیم که همان مسئله فلسطین است، من معتقدم که قدرتهای بزرگ به نمایندگی آمریکا دائما می خواهند مصلحت اسرائیل را حفظ کنند و مساله فلسطین را از اسلام جدا و از دست مسلمانان بگیرند.
حضور: با توجه به اینکه شما در زمینه روانشناسی انسان دارای دانش و تسلط بالایی هستید، سه سوال مطرح می کنیم، یکی در مورد شخصیت مدیران آینده حاکم بر جهان، آنها در آینده چه ویژگی می توانند داشته باشند؟ دوم در مورد روحیه و روان امام به عنوان یک ظهور مقدس. سوم در مورد روان انسان معاصر و گرایشات انسان امروز، استاد چه بررسی و تحلیلی در این باره دارند؟
طلال عتریس: امتیازات خاصی که امام راحل به جای گذاشت و بر تمام مردم جهان تاثیر نهاد، علاوه بر افکار و سیاستهایش روش حیات و زندگانی امام است، روش ساده و خاضعانه، روشی که برای دنیای معاصر ما نامانوس است. به عبارت دیگر همه کسانی که در موقعیت امام بودند زندگی راحتیمی کردند و در حد امکان از قدرت و تسلط بر دولتهایشان و یا در سطح جهانی لذتمی بردند، ولی امام چنین نبود. علاوه بر این شخصیت امام یک شخصیت چند بعدی است، نه یک بعدی، یعنی اینکه او در شخصیتش سیاست را با اخلاق، تقوی، سادگی و تواضع جمع کرده است که این صفات در هیچ یک از شخصیت های بارز دنیا دیده نمی شود و شاید بسیاری از علماء را ببینیم که خود را به صفات عرفانی، اخلاقی و غیر آنها زینتب داده باشند ولی خصوصیت امام در این بود که امام در موقعیتی بود که هرچه را می خواست و دست به هر چیزی که می نهاد برای او مهیا بود ولی متاثر از اینها نشد، در زندگی شیوه ای را در پیش گرفت که به زندگی ساده ترین مردم و فقیرترین آنها نزدیک بود و این مسئله علاوه بر ابعاد روحی و معنوی که امام داشت و شاید شخصی مثل من از آن اطلاع نداشته باشد، یک اثر عمیق در وجود نه تنها ایرانی ها بلکه میلیونها فرد خارجی گذاشته است. به این دلیل من اعتقاد دارم که این شخصیت بر عده بسیار زیادی که به اسلام گرویده اند اثر عمیقی گذاشته ست بدون اینکه با امام و یا حتی با جمهوری اسلامی ارتباط مستقیمی داشته باشند.
نسبت به انسان معاصر، من معتقدم که امکان پذیر نیست از انسان معاصر صحبت کنیم، بدون اینکه از آنچه که تمدن امروز به آن رسیده است و از آنچه که برای انسان پیش آورده است صحبت نکنیم ما در تمدن امروز مشکلی را می بینیم و اگر می گویم تمدن امروز منظورم تمدن غربی است زیرا تمدن غربی مسلط بر دنیای ماست. آن مشکل در مسائل ذیل نمایان می شود: این تمدن پیشرفت تکنیکی و علمی زیادی را محقق ساخته است ولی این پیشرفت ابعاد روحی، معنوی و اخلاقی انسان را کنار زد، اساس این امر به آغاز انقلاب صنعتی و عصر نهضت اروپا برمی گردد که بر پایه نابودی دین و کلیسا بوجود آمد به طوریکه بعدها مسئله دگرگون شد و به جای دین، عقل معتبر، گردید. این امر در نتیجه دگرگونی هایی بود که پدید آمد و بر دو خط با سرعت غیر متساوی سیر می کرد، خط اول، خط علم و تکسب بود که با سرعت زیادی حرکت می کرد و خط دوم خط اخلاق و معنویت بود که به صورت قهقرایی حرکت می کرد. به این سبب می بینیم که انسان معاصر در تمدن امروز در مشکل انسانی، روحی، معنوی و اخلاقی به سر می برد و از سالها پیش تحقیقات و بررسیهای زیادی حتی در دنیای غرب پیرامون این مشکل طرح شده است، این تحقیقات تاکید دارند که پیشرفت در این مسیر به سقوط همه دستاوردهای تمدن غرب می انجامد و این برای تمام بشریت زیان خواهد بود. این تحقیقات انسان را به لزوم برگشت به احیاء ابعاد روحی و معنوی فرامی خواند و من معتقدم که جهان اسلام نیز درگیر این مشکل است، زیرا از یک قرن پیش از ره آوردهای تمدن غربی متاثر شده است. در طول این مدت به صورت دو شخصیت زندگی کرده است، بقایای شخصیت اسلامیش و آنچه که دستاوردهای تمدن غرب او را بدان سوقمی دهد به این دلیل ممکن است به طور خلاصه بگویم که انسان معاصر یک انسان نیست بلکه بر یک انسان در جوامع مختلف می خواهم تاکید کنم تمدن غربی که تمدنی مسلط بر جهان اسلامی ما به حساب می آید رفته رفته بنابه گفته بسیاری ازاندیشمندان و محققان از سرنوشتی که منتظر اوستمی ترسد اگر ابعاد روحی و معنوی انسان را جبران نکند.
حضور: به نظر شما مهمترین مسئله جهان اسلام چیست؟
طلال عتریسی: جهان اسلام در مشکلات بسیاری به سر می برد ولی می توان اولویت هایی را برای این مشکلات قرار بدهیم.
مشکل اول مسئله رهبری در جهان اسلام است به این معنی که در جهان اسلام رهبری واحد نیست و دلیل این مسئله وجود حکومتهای متعدد و سیاستهای مختلف این حکومت هاست. هر حکومتی و هر رئیس جمهوری به این چشم دوخته که در جهان اسلام نقش اول را بازی کند. مشکل دوم که به مشکل اول مربوط می شود این است که اکثر این حکومت ها مستقل نیستند، یعنی سیاست گذاریهایشان از تصمیمات خودشان سرچشمه نمی گیرد بلکه در گرو منافع دولتهای غربی یا قدرت های بزرگ است. این یکی از دلایلی است که مانع اتفاق و اجماع این حکومت ها بر رهبری واحد می شود. مشکل سوم، مربوط به مشخص کردن منافع مشترک در جهان اسلام است و در مقابل، مشخص کردن خطرهایی که جهان اسلام را تهدید می کند، من معتقدم که سایر مشکلات به مشکل اول (رهبری واحد) برمی گردد.
حضور: نظر شما در مورد برائت از مشرکین چیست؟
طلال عتریسی: در تفسیر این مسئله دو سطح دیده می شود سطح اول، سطح قرآن کریم است که نص صریح در مورد آن دارد که بین حج و اعاده برائت رابطه ایجاد می کند، در این سطح هیچ مشکل و پیچیدگی دیده نمی شود. اما سطح دوم این است که قبل از پیروزی انقلاب اسلامی ایران هیچ کس متوجه این موضوع نبود به این صورت که حج به عنوان یک عبادت فردی صورت می پذیرفت، هزاران هزار مسلمان از گوشه و کنار جهان در حج همدیگر را می دیدند ولی عبادتشان یک عبادت فردی بود. فقط این اعلان برائت بود که می توانست این عبادت فردی را به آیین ابراهیمی یعنی عبادت دسته جمعی بدل کند. از طریق اتفاق مسلمانان و یکپارچگی آنان ولو در یک زمان و مکان یعنی پیرامون شعارهای مشخص و مشخص کردن خطرهای سیاسی که قبلا گفتیم اینها مورد اختلاف جهان اسلام است بنابراین می توان فهمید کشتاری را که سالها پیش سعودیها مرتکب شدند و راهپیمایی را منع کردند و همیشه در خصوص این موضوع اختلاف می کردند، همه اینها اختلاف دیدهای سیاسی را منعکس می کند. مشکل در فهم نص صریح قرآن نیست، مشکل در بخش سیاسی است و در مشخص کردن این موضوع است که چه کسی برای جامعه اسلامی یا دولت اسلامی خطرآفرین است؟ در این مسئله اختلافی است بین حکام سعودی و مسئولان جمهوری اسلامی که در مفهوم اعلان برائت از مشرکین منعکس می شود.
حضور: وجوه اختلاف در بین مذاهب اسلامی در چیست؟ و چگونه می توان مسلمانان را برای مبارزه با استکبار گرد هم آورد و ید واحده ساخت؟
فتانی: من معتقدم که مشکل در رویارویی با استکبار جهانی اختلاف مذاهب نیست. مسئله اختلاف سیاسی در مشخص کردن استکبار است. من معتقد نیستم که مسئله، فقط مسئله شیعه و سنی یا این مذهب و آن مذهب است، نه هرگز چنین نیست. اساس مشکل فقهی نیست زیرا اساس همه اختلافات بین مسلمانان در دنیای امروز سیاسی است و فقهی نیست، بدین سبب ما اختلافاتی بین خود مذهب فقهی در دولتهای اسلامی می بینیم ولی خود این دولتها، حرکتهای اسلامی را از مشارکت سیاسی منع می کنند و یا اساسا خود آن حرکت ها را به رسمیت نمی شناسند و یا آتش جنگ بین خود و حرکتهای اسلامی بوجود می آورند و این حرکت ها و آن دولت ها به مذهب واحدی اعتقاد دارند به عنوان مثال در مصر، تونس و الجزایر، درگیریهایی که امروز در الجزایر بین حکومت و حرکتهای اسلامی اتفاق می افتد به دلایل فقهی نیست. چنانچه اساس اختلافی که بین ایران و دولتهای غربی و اسلامی است، فقهی نیست بلکه سیاسی است. بنابراین باید مسئله را از دید سیاسی بررسی کنیم در کنار آن موضوع، بحث از تقریب بین مذاهب مطرح می شود. من معتقدم که در حالت کنونی مشکل است که اتفاق نظری بین دولتهای اسلامی در مقابل استکبار جهانی پدید آید، زیرا اکثر این دولتها در مشخص کردن مصالح سیاسی که مناسب آنهاست اختلاف دارند. به عنوان مثال جمهوری اسلامی ایران دولت های استکباری را مشخص می کند که مصلحت جهان اسلام را نمی خواهند، دولتهای استکباری را آمریکا و اسرائیل به طور مشخص معین می کند. درحالیکه اکثر حکام کشورهای اسلامی این دو دولت را خطر جهان اسلام به حساب نمی آورند. بنابراین من معتقدم که هم اکنون گفتار از وحدت سیاسی در رویارویی با استکبار جهانی مشکل است ولی می توان از مصالح اقتصادی بعد از تبادل فرهنگی بین دولتهای اسلامی صحبت کرد ولی برخورد سیاسی واحد از ناحیه کشورهای اسلامی خصوصا با این دولت خیلی مشکل است البته شاید نسبت به موارد دیگر بتوان یک هماهنگی در عمل سیاسی مشترک بین کشورهای اسلامی ایجاد کرد.
حضور: نظر شما در مورد اسلام ناب محمدی و اسلامی که وهابیت مروج آن است، چیست؟
طلال عتریسی: من معتقدم که مساله فقط به فهم از اسلام برنمی گردد زیرا مسئله به تنهایی مسئله فقهی نیست بلکه فهم اسلام ابعاد مختلفی دارد. ولی آنچه را که امام راحل مطرح کرد در اعاده روح به اسلام خلاصه می شود که از طرف حکومت و دولتهای اسلامی نابود شده بود. به عبارت دیگر امام خواست که روح تحرک را به اسلام بازگرداند بعداز اینکه تصور عمومی در مورد اسلام این بود که آن یک عبادت فردی، یک سری مراسم دینی، تصوف و شعائر است بدون اینکه در مسائل سیاسی، اجتماعی و فرهنگی دخالت داشته باشد، به استناد تجربه اسلامی - تاریخی، امام راحل اظهار داشت که اسلام ناب محمدی آن اسلامی است که در تشکیل حکومت و ایجاد تغییر تلاش می کند و تلاش می کند تا الگویش را به جهان معرفی کند. در مقابل اندیشه دیگری است که نمی خواهد اسلام تحرک داشته باشد، نمی خواهد که اسلام با زمان و دگرگونیهایش براساس اصول روبرو شود. به عبارت دیگر می خواهد بین دین و سیاست جدایی بیفکند بویژه نزد وهابیت دو تعریف است. غیر آنها نیز گرایشاتی دارند که جدایی دین از سیاست را امری لازم الاجراء به حساب می آورند و نباید دین را در سیاست وارد کرد. چه، بعضی از فقها در مذاهب اسلامی که از چارچوبه وهابیت خارج هستند همین حرف را می زنند و همبستگی بین دین و سیاست را رد می کنند; بین آن دو جدایی می اندازند و معتقدند که اسلام فقط عبادت و یک سری اعمال شرعی است اگرچه وهابیت این مسئله را به شکل واضحتری پذیرفته است خصوصا که ما مطابقتی بین حکام سعودی و مذهب وهابی می بینیم و با توجه به اینکه سیاست حکام سعودی، سیاستی است که به منافع آمریکا در منطقه مربوط می شود و می توان صفت اسلام آمریکایی را بر سیاست آنها اطلاق کرد با علم به اینکه می توان گفت دولتهای دیگری نیز در همین خط حرکت می کنند زیرا آنها معتقدند که آمریکا می تواند هرآنچه را که می خواهد محقق سازد.
حضور: کدامیک از آثار حضرت امام را مطالعه کرده اید؟
طلال عتریسی: من اکثر کتابهایی که از امام به عربی ترجمه شده است مطالعه کرده ام کتاب سرالصلواة، آداب الصلوة، اربعین حدیث، تمام سخنرانی امام، وصیت نامه سیاسی - الهی.
حضور: در حال حاضر وظیفه روشنفکران و علماء جهان اسلام چیست؟
طلال عتریسی: بیاد می آورم جمله ای از امام که فرمود: بر علماء و روشنفکران واجب است با خطرهایی که جهان اسلام را تهدید می کند در چارچوب توانشان از طریق نوشتن و تالیف و کارهای دسته جمعی رویارویی کنند و چنانچه ذکر کردم مشکلات جهان اسلام بسیار است و باید علماء و روشنفکران اولا به طور موکد اقدام به رشد فرهنگی جهان اسلام نمایند ومن بر تاکید رشد پافشاری می کنم زیرا ما می دانیم که بسیاری از روشنفکران و حتی علماء یک دوگانگی در شخصیت و فکرشان در حال، بین رشد واندیشه غربی و رشد واندیشه اسلامی دیده می شود و دوگانگی در دو شخصیت غربی و اسلامی دیده می شود و بنابر همین، من می گویم وظیفه علماء و روشنفکران تاکید مسئله رشد و آنچه که بر آن مترتب است می باشد، من جمله مفاهیم، افکار و سیر و سلوک و زمانی که این به وجود آید به انسان اجازه می دهد که مشکلات این جهان را بیشتر درک کند و آنها را توضیح دهد زیرا وظیفه علماء و روشنفکران در دو مسئله خلاصه می شود، اول اظهار مشکلات جهان اسلام و دفاع از آنها، دوم توضیح این مشکلات به عموم مردم تا بتوانند آنها را بفهمند و در دفاع از آن مشارکت کنند.
حضور: نظر شما در مورد مراسم ارتحال امام چیست؟
طلال عتریسی: برگزاری مراسم ارتحال امام یک مسئله ضروری و مهم است و برای بسیاری از مهمانان خارجی که از گوشه و کنار جهان اسلام در سطوح مختلف فکری، فرهنگی، سیاسی در آن شرکت می کنند، شناختن جمهوری اسلامی ایران نیز مناسبت دارد. به طور طبیعی این امر مهمی است برای اینکه باید ارتباط این مردم و یا این هیات ها با امام، افکار امام خمینی و جمهوری اسلامی باقی بماند. ولی مانند هر عملی که انسان انجام می دهد دارای نواقصی است که ازجمله آنها این است که کتابها یا کتابچه هایی که افکار امام را به طور خلاصه بیان کرده باشند در اینجا نیست، خصوصامی توان فرض کرد که چه بسا برخی از میهمانان به بسیاری از کتابهایی که در مورد امام منتشر شده است، دست نیافته اند و حتی اگر آن عده به کتابها دست یافته باشند، یادآوری بدان امری مفید است. مسئله دیگری نیز هست و آن اینکه میهمانان عموما از قشرهای مختلف هستند مثلا اساتید دانشگاه، روزنامه نگاران، مسئولان موسسات اجتماعی، جهادگران و غیره و مفید است که در ضمن برنامه های عمومی برای هریک از قشرها برنامه های خاصی باشد تا از وجود این مهمانان در جمهوری اسلامی بیشتر استفاده شود. به عنوان مثال می توان برنامه دیدار برای روزنامه نگاران با برخی از مسئولان جمهوری اسلامی، دیدارهای خاصی برای اساتید دانشگاهی با برخی از مسئولان در دانشگاه و غیر اینها ترتیب داد تا بیشترین استفاده از این مراسم برده شود.
افکار امام خمینی در سطح دنیای اسلام دو انقلاب ایجاد کرد: انقلاب دراندیشه های فقهی، انقلاب در دنیای خارج.
به عقیده امام خمینی اسلام می تواند در سطح جامعه تغییر ایجاد نموده و حاکمیت کند.
در جهان اسلام با وجود اختلافات میان دولتها، هم چنان فلسطین مساله اصلی است.
امام خمینی شخصیتی چند بعدی است وی سیاست را با اخلاق، تقوی، تواضع جمع کرده است.
انسان معاصر در تمدن امروز با مشکلات انسانی، روحی، معنوی و اخلاقی روبروست.
مهم ترین مشکل جهان اسلام عدم رهبری واحد است، هر حاکمی گمان می کند که نقش اول را دارد.
با اعلان برائت حج از صورت عبادت فردی به آیین ابراهیمی یعنی عبادت دسته جمعی تبدیل شد.
منشا اختلافات موجود ملتها و دولتهای اسلامی در نگرش های سیاسی آنان است نه اختلافات مذهبی.
قبل از پیروزی انقلاب اسلامی هیچکس به بعد اجتماعی مراسم حج توجه نداشت.
دراندیشه امام خمینی اسلام ناب محمدی آن اسلامی است که در تشکیل حکومت و ایجاد تغییر تلاش می کند.
بسیاری از روشنفکران با نوعی دوگانگی میان اندیشه غربی واندیشه اسلامی روبرواند.
وظیفه علماء و روشنفکران اظهار و توضیح مشکلات مربوط به جهان اسلام و مشارکت در رفع آنهاست.
 

تبلیغات