آرشیو

آرشیو شماره ها:
۵۵

چکیده

این مقاله می کوشد قیام های مردمی در کشورهای عرب خاورمیانه و شمال آفریقا را از منظر اقتصاد سیاسی نفت بررسی کند. دراین راستا، مقاله برپایه یک الگوی تحلیلی چندمتغیره، هم علل بروز قیام ها و هم علل سمت و سوی متفاوت تحولات در جریان قیام های مردمی درکشورهای عرب منطقه را که از اواخر سال 2010 آغازشد، تجزیه وتحلیل می کند. مقاله نشان می دهد که همه کشورهای منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا در حوزه اقتصاد سیاسی خود ویژگی مشترکی دارند که می توان آن را بر پایه اتکا به رانت های خارجی توضیح داد. نوع و حجم این رانت ها و میزان اتکای به آنها در سطح کشورهای منطقه با هم تفاوت دارد؛ اما حضور چشمگیر رانت های خارجی، در همه جا شایع است و به شیوه های متفاوتی بر ثبات سیاسی اثر می گذارد. مهمترین پرسش مقاله این است که اقتصاد سیاسی نفت خاورمیانه چگونه بر بروز قیام های مردمی و سیر تحول آنها در کشورهای عرب منطقه تأثیر گذاشته است؟ فرضیه ای که درپاسخ به این پرسش ارائه شده، این است که اقتصاد سیاسی نفت در کشورهای عرب خاورمیانه به سبب تولید ساختارهای متصلب رانتیری در بروز قیام های مردمی نقش عمده ای داشته و در عین حال، ترکیب های متفاوت درآمدهای رانتی با طیفی از متغیرهای سیاسی و اجتماعی واسط داخلی وخارجی، سیر متفاوتی از تحولات را در جریان قیام های مردمی در کشورهای منطقه رقم زده است. مقاله برای آزمون فرضیه از رویکرد نظری جدید در مطالعات نفت و سیاست بهره می گیرد و بر پایه آن تحلیلی ارائه می کند که در آن آثار رانت های خارجی همزمان در سطوح داخلی، منطقه ای و فرامنطقه ای بر ثبات داخلی کشورهای عرب مدّ نظر قرار می گیرد. این شیوه نگاه، هم از رویکرد تقلیل نگر در تحلیل علل بروز قیام های مردمی در کشورهای عرب جلوگیری می کند و هم قادر است علل تفاوت سرنوشت کشورها در خلال این رخدادها را تا اندازه زیادی توضیح دهد. مقاله طیفی از داده های کمّی وکیفی را به روش تحلیلی و توصیفی در راستای آزمون فرضیه تجزیه و تحلیل کرده است.

تبلیغات