آرشیو

آرشیو شماره ها:
۲۵

چکیده

هدف این پژوهش شناسایی چالش های محیط آموزش عالی در قرن بیست ویک و الزام جهت گیری های برنامه درسی بر اساس آن ها بود. در پژوهش حاضر از رویکرد کیفی و از روش تلفیقی (سنتز پژوهی) استفاده شد. جامعه ی آماری شامل مبانی نظری و پژوهشی داخلی و خارجی مرتبط و در دسترس که از شروع قرن بیست ویک تاکنون (2016-2001) در حیطه موضوع مورد مطالعه به انجام رسیده و همچنین مطالعاتی که قبل از شروع قرن 21 در راستای هدف پژوهش بودند در دو مرحله جمع آوری و از طریق نمونه گیری هدفمند و معیار اشباع نظری داده ها، انتخاب گردیدند. تجزیه وتحلیل داده ها از طریق تحلیل محتوا با استفاده از رویکرد جامع (کمی، کیفی) انجام گرفت. در بخش کمی از روش توصیفی و قالب مضامین و در بخش تحلیل محتوای کیفی از روش قیاسی و با استفاده از شبکه مضامین داده ها تحلیل گردید. همچنین جهت بررسی اعتبار داده ها از تحلیل مقایسه ای، بازبینی و تطابق داده ها با منابع اطلاعاتی و جهت برآورد قابلیت اعتماد داده ها و الگوی پیشنهادی از روش مرور همتا و نظرسنجی متخصصین استفاده گردید. درنهایت، یافته ها هشت مؤلفه ی بحران زیست محیطی، کیفیت، یادگیری مادام العمر، فناوری اطلاعات و ارتباطات، آموزش توده، خصوصی سازی، جهانی شدن و بین المللی سازی، عناصر برنامه درسی آموزش عالی را به عنوان چالش های محیطی آموزش عالی در قرن بیست یکم معرفی و در چهار بٌعدکلی شامل،1- بُعد دسترسی 2- بُعد پاسخگویی 3- بٌعد یادگیری فناورانه 4-بٌعد برنامه درسی پویا، ترکیب نموده و ابعاد الگوی جهت گیری های برنامه درسی آموزش عالی با توجه به این فراترکیب توسط شبکه ی مضامین ترسیم گردید.

تبلیغات