آرشیو

آرشیو شماره ها:
۳۴۰

چکیده

متن

از آیات قرآن برمى‏آید که خواب شباهت‏بسیار زیادى با مرگ دارد، از جمله این آیه‏کریمه: (الله یتوفى الانفس حین موتها و التى لم تمت فى منامها فیمسک التى‏قضى علیها الموت و یرسل الاخرى الى اجل مسمى ان فى ذلک لآیات لقوم یتفکرون) (1) .
«خداوند است که در وقت مرگ جانها را مى‏گیرد و نیز جان آنهایى را که به خواب‏رفته و هنگام مردن آن فرا نرسیده است، پس جانهایى را که حکم مرگ بر آنها جارى‏شده در نزد خود نگه مى‏دارد و دیگران را تا زمانى که معین است، باز مى‏فرستد. دراین، براى آنهایى که فکر مى‏کنند نشانه‏هایى روشن دیده مى‏شود».
این آیه بر این واقعیت صراحت دارد که مرگ و خواب از جنس واحدى هستند و یک حکم‏را دارند و جالب این که براى هر دو لفظ «توفى‏» به کار رفته نه «قبض‏» ومعناى لفظ اول یعنى به‏طور کامل اخذ کردن بوده ولى معناى لفظ دوم گرفتن است.
در آیه دیگرى که اختصاص به خواب دارد، لفظ توفى دیده مى‏شود:
(و هو الذى یتوفیکم باللیل و یعلم ما جرحتم بالنهار ثم یبعثکم فیه لیقضى اجل‏مسمى ثم الیه مرجعکم ثم ینبئکم بما کنتم تعملون) (2) .
«و او پروردگارى است که شب‏هنگام شما را مى‏میراند و هرچه در روز انجام‏داده‏اید، مى‏داند. آنگاه بامدادان شما را زنده نموده تا آن هنگام که عمرتان به‏انتها برسد، سپس مراجعت‏شما به سوى اوست و از آنچه کرده‏اید، شما را آگاه‏مى‏نماید».
در حال خواب بدن روى زمین است ولى روح انسان که به‏طور کامل دریافت‏شده، درعوالم دیگر سیر مى‏کند و بعد به سوى جسم انسان برمى‏گردد.
«لقمان حکیم‏» مى‏گوید: تعجب مى‏کنم از کسى که قیامت و حیات بعد از مرگ راانکار مى‏نماید، درحالى که طى یک شبانه‏روز حداقل یک مرتبه مى‏میرد و دوباره زنده‏مى‏شود. آرى:
«النوم اخ الموت‏» «مرگ و خواب همزاد و برادر هم هستند». رسول اکرم(ص) هرشب که مى‏خوابیدند وقتى بیدار مى‏شدند سر به سجده گذاشته و این ذکر را بر زبان‏جارى مى‏نمودند:
«الحمد لله الذى احیانى بعد ما اماتنى و الیه البعث و النشور» (3) . «سپاس‏خداوندى را که مرا میراند و بعد زنده کرد و به سوى اوست‏بعث و رستاخیز».
مرحله چهارم که عمیق‏ترین قسمت‏خواب است، به حالت مردن شباهت دارد، انسان ازرسیدن به این مرحله که اندک فاصله‏اى با مرگ دارد در وحشت قرار مى‏گیرد و سعى‏مى‏نماید به مرحله سوم، دوم و اول و بالاخره به سطح نزدیک به حیات دنیا برسد واین را دانشمندان در چهار دهه اخیر کشف کرده‏اند، اما بدن خود را مى‏آزماید و به‏گفته شهید «پاک نژاد» انسان توسط نیروى مرموزى آگاهى مى‏یابد که زمان رفتن ازدنیا نیست و هنوز به دنیاى فانى تعلق دارد.
همین که وحشت نزدیک شدن به مرگ در خواب عمیق مستولى گردید، براى باورداشتن‏این که تعلق خاطر مرتبط به همین دنیاست‏به آنچه نشان داده مى‏شود، چشمها نگران‏مى‏گردد و به دنبال آنها دور مى‏چرخد و در همین مرحله چشمها حرکت داشته و پلکهانیمه‏باز است و مى‏توان گردش آنها را دید و در واقع براى باورداشتن وضع حیاتى خاص‏چشمها در دنبال مشاهده شى هستند (4) .
وقتى از حضرت امام محمد تقى(ع) درباره حقیقت مرگ سوال شد، در پاسخ فرمودند:
«مرگ همین خوابى است که هر شب به سراغ شما مى‏آید، با این تفاوت که در موت‏انسان بیدار نمى‏شود، مگر در روز قیامت، افرادى که در خوابند، به وسیله رویاشادمان و یا غمگین مى‏شوند، چنین احوالاتى براى انسانها در برزخ نیز پیش مى‏آید» (5) .
در هنگام خواب روح علاقه خود را به بدن کم مى‏کند ولى قطع نمى‏نماید و به وسیله‏همین میل مختصر است که بدن اعمال خود را انجام مى‏دهد.
در خواب میزان آگاهى انسان افزایش مى‏یابد و گاهى در خواب متوجه موضوعاتى مى‏شود که در وضع بیدارى از آن غافل است، در کتاب عیون اخبار الرضا(ع) از قول والده ماجده حضرت امام رضا(ع) روایت‏شده که فرموده:
«وقتى آبستن گردیدم به فرزندم على بن موسى الرضا(ع) ملتفت‏به ثقل حمل خودنمى‏شدم و در خواب صداى تسبیح و تهلیل و تمجید از رحم خود استماع مى‏نمودم ولى‏چون بیدار مى‏شدم چیزى نمى‏شنیدم چون وضع حمل نمودم تازه مولود دستهاى خود را برزمین نهاد و سر مبارک را متوجه آسمان نمود و با حرکت کردن لبان خویش گویا باخداوند تکلم مى‏نمود (6) .
مرحوم حضرت آیه‏الله العظمى گلپایگانى فرموده است: پدرم همواره سوره توحید راقرائت مى‏نمود و دائما آن را مى‏خواند، دیدم که حتى در هنگام خواب لبهایش حرکت‏مى‏کرد و این سوره مبارکه را قرائت مى‏نمود، پدر این مرجع تقلید بزرگوار شیعه آقاسید محمد باقر موسوى گلپایگانى عالم بزرگ گلپایگان و معروف به زهد و تقوا وپایبند به آداب دینى و سنن مذهبى بود (7) .
آستانه استراحت
قبل از آن که شخص به خواب برود، حالاتى را از خود بروز مى‏دهدکه بیانگر نیاز وى به خواب است، مشخص‏ترین این رفتارها خمیازه است که عامل ایجادآن هورمونى به نام «سروتونین‏» (8) مى‏باشد، برخى مى‏گویند فرآیند ساخت نورآدرنالین منجر به این پدیده مى‏شود.
عده‏اى از دانشمندان عقیده دارند: مغز ماده‏اى به نام «آدنوزین‏» (Adenosine) ترشح مى‏کند که یک ترکیب شیمیایى مرکب از یک مولکول آدنین (یک پورین) و یک‏مولکول قند(ریبوز) از اجزاء اصلى اسیدهاى نوکلتیک و از عوامل عمده و اصلى‏انتقال انرژى در سیستم‏هاى حیاتى بدن به شمار مى‏رود. «پل مارانگوس‏» مى‏گوید:«آنچه اساسا آدنوزین انجام مى‏دهد، قطع شرلیک آتش تعداد زیادى از نرونها(سلولهاى عصبى) مختلف مى‏باشد و این حادثه سبب به خواب رفتن انسان مى‏شود». وى‏مى‏افزاید: «کافئین از حیث‏ساختمان شیمیایى یک پورین (Purine) است و شبیه‏آدنوزین بوده و به همین دلیل مى‏تواند جایگاه آدنوزین را اشغال نموده و فردى رادر حالت‏بیدارى نگه دارد».
در سیستم اعصاب مرکزى مکانیزمهایى براى آرامش یا هیجان وجود دارد و ما درمغزمان دو انتهاى یک طیف ترکیبات شیمیایى مختلى داریم که در جاهاى متفاوت دراین طیف قرار دارند.
کسانى که متناوبا دچار هیجان و یا افسردگى مى‏شوند سیستم آدنوزین آنان مختل‏شده است. دانشمندان مشغول مطالعه در ساختن داروهایى شبیه آدنوزین هستند که حدودیک دهم میلى گرم براى هر کیلو وزن حیوانات را به خواب فرو مى‏برد و قدرت آنهاخیلى بیشتر از داروهاى آرامبخش و خواب‏آورهاى کنونى است (9) .
در مغز علاوه بر بخشهاى فعال کننده، قسمتهاى منع کننده وجود دارد، از این جهت‏درحالى که تحریک بعضى از هسته‏هاى تشکیلات شبکه‏اى به شکل تغییر ناپذیرى به فعال‏کردن حیوان منجر مى‏شود، تحریک سایر هسته‏ها به تغییراتى که در زمینه فعالیت‏الکتریکى قشر مغز که مشخصه خواب بوده و به گسترش آن منتهى مى‏گردد.
وقتى جراح روسى -بوردنکو (Burdenko) دیواره بطن سوم مغز را طى عمل جراحى تحریک‏کرد در بیمارى که بر روى تخت جراحى، تحریک کرد، به حالت مصنوعى در وى خواب‏ایجاد شد و از این آزمایش متوجه گردید که این مرکز به نوعى با خواب رفتن افرادپیوستگى دارد (10) . «ایوان پاولف‏» در سال 1953م در کنفرانسى تکامل حالت توقف رادر مغز یک حیوان(سگ) مورد آزمایش قرار داد و آن را تا برقرارى کامل خواب توصیف‏و تفسیر نمود، نظریات وى درباره چگونگى خواب در دو فرضیه خلاصه مى‏شود:
الف ) خواب پدیده توقف منتشرى است که در تمام قسمتهاى فوقانى مغز پخش مى‏شود.
ب ) اثر خواب در مغز عبارت از تامین اعمال حفاظى و اصلاح است (11) . درواقع وى‏خواب طبیعى را عبارت از انسداد و توقف فعالیت قسمت‏بالایى مغز دانسته است.
عده‏اى دیگر طرفدارى نظریه عروقى خواب هستند و مى‏گویند وقتى خون کمترى به مغزمى‏رسد، فرد به خواب مى‏رود وبرعکس گروهى تشدید جریان خون در مغز را عامل خواب‏رفتن دانسته‏اند.
دانشمندانى چون «لوژاندروپرزن‏»(اهل فرانسه) بر این راى اتفاق دارند که به‏خواب رفتن در انسان و حیوان مربوط به مسمومیت مغز توسط مواد مشتق از سوخت و سازمى‏باشد و این مواد به هنگام بیدارى احتباس یافته و تجمع مى‏یابند اما آزمایشهاى‏غیر قابل انکارى این فرضیه را تایید نکرده‏اند (12) .
گروهى جمع شدن گاز کربنیک (Co2) را در بدن موجب خستگى و خواب پس از آن‏دانسته‏اند و از دلائل مشهود آن این که در هواى آلوده که این گاز غلبه دارد،انسانها چرت مى‏زنند و خواب‏آلوده هستند (13) .
پژوهشهاى اخیر خواب رفتن افراد را به بخشى از هیپوتالاموس مغز مربوط دانسته‏اندکه با تناوب خواب و بیدارى سر و کار دارد. نوع آدمى دوره بیست و چهار ساعته‏اى‏دارد که منشا آن بایستى قاعدتا پاسخ به تناوب روشنایى و تاریکى گردش زمین باشدو به همین دلیل مسافرتهاى هوایى که انسان را در دوره‏اى غیر از گردش زمین قرارمى‏دهد امکان دارد عادات مربوط به خواب و بیدارى را مختل کند.
آدمى در هنگام خواب در نوعى زمستان‏خوابى خفیف به سر مى‏برد و سرعت‏سوخت و سازبدن تا 15% از کمترین حد آن در بیدارى تقلیل یافته، ضربان قلب کند شده، فشارخون پایین آمده و انقباض ماهیچه‏ها کاهش مى‏یابند. در واقع خواب جهت ترمیم بدن پس‏از فعالیتهایى است که در بیدارى انجام مى‏دهد ولى اعضایى وجود دارند که طى‏شبانه‏روز به‏طور دائم کار مى‏کنند و به این ترمیم نیازى ندارند اما بیدارى ممتدهماهنگى‏بخش متنوع سلسله اعصاب مرکزى را دچار اختلال کرده و خیالات واهى و سایراختلالات روانى پیش مى‏آورد.
شروع خواب ممکن است‏با واسطه بخشى از هیپوتالاموس باشد، زیرا آسیب وارد شده بربرخى از بخشهاى آن، فرد را در حالتى شبیه خواب قرار مى‏دهد.
اینکه هیپوتالاموس چگونه این عمل را انجام مى‏دهد، هنوز کاملا مشخص نگردیده، یک‏فرضیه این است که این بخش علائمى به قشر مخ مى‏فرستد و مخ نیز علامتهایى به صورت‏محرکهاى متقابل در پاسخ به هیپوتالاموس پس مى‏فرستد، با ادامه بیدارى هماهنگى بین‏این دو از بین رفته و فرستادن علائم قطع شده و شخص به خواب مى‏رود. با برقرارى‏ارتباط اگرچه محرک مهمى چون صداى بلند و تکان دادن شانه هم دخالت نکند بیدارى‏حاصل مى‏شود.
شبکه دستگاه فعالى که اطلاعات حسى را پالایش مى‏کند، در کار بیدارى دخالت دارد وبا منع عبور احساسها خواب را تقویت مى‏کند و با اجازه عبور آنها بیدارى را تسریع‏مى‏نماید، از این گذشته شعور را در فواصل بیدارى حفظ مى‏کند.
کم‏رنگى و کم‏نورى در خواب رفتن دخالت دارد، تکرار محرکهاى سنجیده چون تاب‏خوردن و تکان دادن و نیز یکنواختى فعالیت مثل گوش دادن به یک سخنرانى تکرارى وخسته‏کننده یا رانندگى در جاده‏هاى مستقیم و بدون عارضه در به خواب رفتن موثرند (14) .
پى‏نوشتها:
1- سوره زمر: آیه 42.
2- سوره انعام: آیه 60.
3- معارفى از قرآن(تفسیر سوره حدید) شهید آیه‏الله سید عبدالحسین دستغیب،ص 206.
4- اولین دانشگاه و آخرین پیامبر، همان مجلد، ص 70.
5- معانى الاخبار، ص‏289.
6- منتخب التواریخ، حاج محمد هاشم خراسانى، ص 523.
7- آیه‏الله گلپایگانى، فروغ فقاهت، ناصرالدین انصارى قمى، ص 16 - 17.
8- سروتونین (Serotonin) یا هیدروکسى تریپتامین پنج (5 - HydroxytryptAmine) .در مغز انسان موجود است.
9- جهان شگفت‏انگیز مغز، جودیشا هوپر دیک ترسى، ترجمه دکتر ابراهیم یزدى، ص‏179 - 181.
10- کارکرد مغز، ا.ر. لوریا، ترجمه رویا منجم، ص 54.
11- خواب از نظر پاولف، ص 52 - 53.
12- همان ماخذ، ص 23.
13- خواب و بیدارى، محمد باقر محقق، ص 5.
14- اسرار مغز آدمى، آنیراک آسیموف، ترجمه محمود بهزاد.

تبلیغات