آرشیو

آرشیو شماره ها:
۳۴۰

چکیده

متن

جناب آقاى «دکتر منصور اشرفى‏» از پزشکان متعهد کشور و از نظر دانش پزشکى و اطلاعات وسیع در رویدادهاى پزشکى کم‏نظیر است. او مساله «کلونینگ‏» را سقراطوار، هم از نظر علمى بحث کرده و هم از نظر اخلاقى. اکنون نوبت مراجع و علماى دین است که نظر اسلام را درباره این موضوع بیان نمایند. امید است این درخواست در شماره‏هاى آینده عملى گردد.
مدیر مسؤول
کلونینگ (1) چیست؟ «کلون‏» (2) در زبان یونانى به معنى جوانه و ترکه چوب است و کلونینگ عبارت از بریدن و تکثیر کردن است. در علم زیست‏شناسى، کلونینگ عبارت است از توالد موجود زنده بدون آمیزش جنسى و هر یک از موجودات جدید را کلون مى‏گویند. کلون‏ها از نظر ژنتیکى (وراثت) شبیه هم هستند و اگر تعداد اینها زیاد باشد تشکیل «کولونى‏» (3) مى‏دهند. کولونى عبارت است از گروهى از «ارگانیسم‏ها» و یا گروهى از سلولها که از یک «ارگانیسم‏» واحد بدون آمیزش جنسى تکثیر یافته باشند. پس به زبان ساده، کلونینگ عبارت است از کلون‏سازى یعنى مشابه‏سازى یا دوقلو و چندقلوسازى موجود زنده، بدون آمیزش جنسى و نیز کلونینگ عبارت است از پیوند یک سلول «سوماتیک‏» (4) (غیر جنسى) به تخمک ماده که مى‏تواند به جنین «امبریو» (5) تبدیل شود. (امبریو مراحل اولیه رشد جنین است که در انسان معمولا از زمان لقاح تا پایان ماه دوم جنینى است) که با کلونینگ مى‏توان از آن جنین‏هاى مشابه تولید کرد.
به هر حال به زبان ساده‏تر منظور از کلونینگ یا ایجاد کلون این است که موجود زنده را بدون آمیزش جنسى تکثیر نمایند مانند قلمه‏زدن درخت‏بید و مو و گل شمعدانى براى به وجود آوردن درختان و گلهاى مستقل به طورى که گروه کثیرى ازگیاهان را از یک تخم واحد با قلمه‏زدن و خواباندن بخشى از آن در زیر خاک تولید مى‏کنند، این عمل میلیونها سال است که در طبیعت انجام مى‏گیرد و نیز زنبورهاى عسل با عمل کلونینگ تکثیر مى‏یابند چه ملکه زنبورها (که درست‏تر است آن را مادر زنبورها بنامیم)، در عمر چند ساله خود یکبار جفت‏گیرى مى‏کند و یک تخم از آمیزش نر و ماده تشکیل مى‏شود و این تخم در شکم مادر(ملکه) زنبورها تکثیر مى‏یابند و ده‏ها هزار تخم به وجود مى‏آیند که هرکدام تبدیل به یک زنبور مى‏شود.
در آزمایشگاه نیز روى حیوانات کلونینگ انجام مى‏دهند. مى‏دانیم پس از آن که لقاح انجام مى‏گیرد، تخم اولیه به دو، چهار، هشت و... تقسیم مى‏شود. و جنین که رشد کرد به تدریج اندامها پى‏ریزى مى‏شوند در تخم نخستین تمام مشخصات یک موجود زنده به طور بالقوه وجود دارد. وقتى که این تخم دوتا مى‏شود اگر آنها را از هم جدا کنند مى‏توان دو موجود جدا ازهم به وجود آورد و بدین ترتیب امکان تولید موجودات بیشترى وجود دارد منتهى هر کدام از آنها را باید در رحم یک حیوان کاشت تا هرکدام بزرگ شده و یک حیوان مستقل به وجود آید.
در این نوشتار ما فقط نام یونانى یعنى کلمه «کلونینگ‏» را به جاى کلمه مشابه‏سازى و یاکپى کردن جانوران و یا انسان به کار خواهیم برد.
اکنون با پیشرفت‏باور نکردنى و شگفت‏انگیز دانش زیست‏شناسى نوع دیگرى از کلونینگ انجام گرفته است و در حدود دو ماه پیش نخستین محصول این آزماش که یک بره سالم بود، پا به عرصه هستى نهاد و نام این بره را که اسم آن در تمام جهان پیچید «دالى‏» (6) نام نهادند.
و همکارانش در انستیتوى «روزلین‏» (8) در نزدیکى «ادنبورک‏» خبر از تحولى حیرت‏آور در امر «کلونینگ‏» دادند که در نظر اغلب دانشمندان و صاحب‏نظران غیر ممکن مى‏نمود.
این خبر پس از درج در مجله «نى‏چرنین‏» (9) یعنى طبیعت‏بلا فاصله در سراسر گیتى طنین‏انداز شد. پژوهشگران و نیز اخلاقیون این خبر را با حیرت دریافت کردند. خبر این بود که دانشمند اسکاتلندى نامبرده و همکارانش در انستیتوى یاد شده توانستند یک سلول از نسج غده پستان یک میش سفید باردار بردارند و آن را در داخل «اوول‏» (10) یعنى تخمک بدون هسته گوسفند ماده دیگر جا دهند و سپس آن را در رحم همان گوسفند دوم که سر آن موى سیاه داشت‏بکارند. پس از مدتى از آن یک بره سالم و سرزنده متولد شد که کاملا شبیه گوسفند سفید بود (توجه شود که در این مورد بخصوص اسپرماتوزوئید یا تخم حیوان نر بکار نرفته است، بلکه هر دو گوسفند ماده، میش بودند و به جاى تخم نر از نسج پستان گوسفند ماده استفاده شده است).
پس از انتشار این خبر دانشمندان زیست‏شناس از نظر علمى، و علماى دینى واخلاقیون از نظر دینى واخلاقى به بحث پرداختند چه ترس از این است که روزى کلونینگ انسانى انجام گیرد و مسائل و مشکلات اخلاقى و قانونى واجتماعى فراوان به وجود آورد. رؤساى جمهور بعضى از کشورهاى غربى بلافاصله بودجه بخش دولتى را در امر کلونینگ قطع کردند و هر یک از صاحب‏نظران به گونه‏اى بحث را ادامه دادند. چون کلونینگ انسان سابقه دارد و امکان‏پذیر هم هست که ما مختصرى از آن را یادآورى کرده و سپس به بحث درباره عواقب غیر اخلاقى کلونینگ انسان مى‏پردازیم. پیشاپیش این را یادآورى کنم که نه ما و نه هیچ عاقلى مخالف پیشرفت علم و فن‏آورى (تکنیک) نیست فقط ترس جامعه از عواقب ناگوار و بد دانش در دست نااهلان است. کیست که با شکافتن اتم مخالف باشد اما کدام انسان عاقل را مى‏توان یافت که با ویران کردن شهرهاى آباد «هیروشیما و ناکازاکى‏» با بمب اتم مخالف نباشد. ما علمى را مى‏خواهیم که جهت‏دار باشد و پیشرفت آن موجب سعادت بشر گردد.
نه تنها علوم زیست‏شناسى و فیزیک و شیمى بلکه علم دین نیز که از سرچشمه زلال وحى جارى است، اگر به دست نااهلان بیفتد چنان دمار از روزگار مردم درمى‏آورند که دادشان به هوا مى‏رود و این نااهلان مسلح به سلاح دانش چنان سرابى به تشنگان جویاى حقیقت نشان مى‏دهند که تا ابد گمراه شوند و به آنان همان رود که به فرقه مذهبى، در بحبوحه خبر شگفت‏انگیز کلونینگ گوسفند رفت. آن این بود که 39 نفر زن و مرد و پیر و جوان به فتواى رهبر فرقه دینى خود به نام «آپل وایت‏» (11) در کالیفرنیاى آمریکا، همراه با رهبر خود، دسته‏جمعى خودکشى کردند که به خیال خام خود با کشتى فضائى که همزمان با ظهور ستاره دنباله‏دار مى‏آید به بهشت موعود بروند (در همان موقع یعنى دوماه پیش ستاره دنباله‏دار بزرگ چندین هفته در آسمان دیده مى‏شد) شگفت‏آور این که یک نفر دیگر از همان فرقه دو روز بعد پس از انتشار خبر خودکشى کرد تا کشتى فضائى حرکت نکرده خود را به آن برساند و از قافله عقب نماند پس ترس صاحب‏نظران از علم نیست، بلکه از سوء استفاده از علم است و الا چه کسى منکر است که با علم «کلونینگ‏» میوه‏ها و غلات فراوان به دست آید همچنان که در مورد ذرت انجام گرفته است و چه ایرادى دارد اگر کلونینگ براى ازدیاد شیر و فرآورده‏هاى دامى بکار رود.
ترس از عواقب «کلونینگ‏» انسان همچنان وجود دارد. چهار سال پیش دکتر «جرى‏هال‏» (12) از کلینیک بارورى دانشگاه «جرج واشنگتن‏» در «مونترال‏» به انجمن بارورى آمریکا گزارشى ارائه کرد مبنى بر این که «کلونینگ‏» انسانى را انجام داده است و این موضوع مانند مطلب اخیر بلافاصله به سراسر جهان مخابره شد و باعث واکنش‏هاى تند و سریع گردید چرا که عده‏اى از افراد صاحب‏نظر و اخلاقیون به ویژه اساتید اخلاق پزشکى با این عمل به مخالفت‏برخاستند. قبلا نیز بحث و جدل، در این مورد بین اخلاقیون و دانشمندان زیست‏شناسى وجود داشت که مبادا روزى به این کار اقدام شود.
به هرحال گزارش «جرى هال‏» مورد تحسین عده‏اى از همکارانش قرار گرفت چه آنان بر این باورند که ممکن است عمل «کلونینگ‏» براى بارور کردن بعضى از افراد غیر بارور بکار رود. براى این کار اگر از راه شرعى انجام گیرد کسى مخالفتى ندارد ولى به‏طورى که ذکر خواهیم کرد با وجود این بازهم توالى فاسد فراوانى بر این امر مترتب است.
پس از این گزارش دکتر «هال‏» بود که مساله کلونینگ انسانى از نظر اخلاقى به طور جدى و با سرو صداى زیاد در محافل علمى و روزنامه‏ها و مجلات معتبر جهان مورد بحث قرار گرفت. اخلاقیون و پژوهشگران هرکدام نظرات متفاوتى ارائه کردند. چه اخلاقیون همیشه بر اصول اخلاقى و نیز قوانین واعمالى که بر پایه اخلاقى محکم بنا شوند، تکیه دارند. این بار جدى بودن مساله از آنجا ناشى شد که سلولها از گیاه، خوک و خرگوش گرفته نشده بودند، بلکه «کلونینگ‏» روى انسان انجام مى‏گرفت. دو روز پس از انتشار سریع خبر به وسیله ماهواره‏ها و خبرگزاریها به سراسر گیتى، اعتراض‏هاى تند و سریع به این عمل انجام گرفت.
سخنگوى انجمن پزشکان ژاپن، با حیرت، این آزمایش را غیر قابل تصور توصیف کرد «فرانسوامیتران‏» رئیس جمهور فقید فرانسه آن را وحشتناک خواند. روزنامه واتیکان در صفحه اول به قلم سردبیر نوشت: «این چنین اعمال، انسانیت را به پستى خواهد کشاند». دکتر «ژان فرانسوا متى‏» (13) از مارسى فرانسه گفت: «این پژوهش نیست‏بلکه یک انحراف است که از فقدان احساس مسؤولیت و نبود احترام به انسانیت‏سرچشمه مى‏گیرد».
در آلمان «هانس برنارد وارم برگ‏» (14) که معلم اخلاق پزشکى دانشگاه است کلون‏سازى براى به دست آوردن اندامهاى یدکى را براى استفاده در پیوند اعضا مردود دانست و آن را نوع جدید بردگى نامید. مقامات آلمانى به سرعت‏خاطر نشان کردند که آزمایش «هال - استیل من‏» درباره کلونینگ جنین انسان در آلمان یک جرم بر علیه دولت (و در نتیجه جامعه) محسوب مى‏شود و تا 5 سال محکومیت زندان دارد. «رودولف درشلر» (15) جانشین رهبرى اپوزیسیون سوسیال دمکرات در پارلمان آلمان گفت «در آمریکا حتى در محذورات اخلاقى وسواسى ندارند و پژوهش را و لو هر بهائى انجام مى‏دهند».
در ایران نیز این بنده طى مقاله مستدل و مفصلى در مجله طب و تزکیه در همان موقع این عمل را غیر قابل قبول و تجاوز به حقوق طبیعى انسانها به ویژه خانواده‏ها دانستم و تالى فاسدهاى آن را یادآور شدم.
در انگلیس براى کلونینگ انسان اجازه نامه لازم است که براى این کار هیاتى از طرف دولت تعیین شده است و این هیات نیز از صدور چنین اجازه‏اى خوددارى مى‏کند. متجاوزان از این امر به ده سال زندان محکوم خواهند شد در ژاپن هر نوع پژوهش درباره «کلونینگ‏» منع قانونى دارد.
لازم به یادآورى است که کلونینگ LVF نیست که در آن لقاح یعنى آمیزش نطفه مرد و زن در خارج از رحم انجام مى‏گیرد و سپس جنین بعد از چند روز از لوله آزمایش به رحم مادر منتقل مى‏شود تا در آنجا به رشد خود ادامه دهد اگر نطفه از غیر زوج گرفته نشود، هیچ اشکال قانونى و شرعى ندارد.
در عین حال «کلونینگ‏» ارتباطى به مهندسى «ژنیتک‏» ندارد بلکه همان‏طورى که ذکر شد نوع دیگر به وجود آوردن انسان یا حیوان است.
خوشبختانه کلونهاى انسانى دکتر «هال‏» زنده نماندند و به اصطلاح در نطفه مردند و سر و صدا تا حدودى خوابید تا این که دوماه پیش جهان با نوع جدیدى از کلونینگ روبرو شد و در نتیجه بحث‏هاى داغ فراوان درگرفت گرچه دکتر «ویلموت‏» و همکاران وى در اسکاتلند مدت ده سال تلاش کردند تا به «کلونینگ‏» گوسفند به طرز جدید دست‏یافتند اما پیش از آن نیز زیست‏شناسان سالها این رؤیا را در سر مى‏پروراندند و مى‏گفتند وقتى که ستاره دریائى و دیگر نرم‏تنان توالد غیر جنسى دارند وچرا این امر نباید در قلمرو سایر جانداران انجام گیرد؟ در دهه 1980 دانشمندان دانشگاه «آلگنى‏» (16) از گویچه‏هاى قرمز قورباغه بالغ تعدادى بچه قورباعه تولید کردند اما اینها با وجود این که شنا مى‏کردند و غذا مى‏خوردند و چشمان و اندامهایشان رشد کرد ولى در نیمه راه «متامورفوز» (17) یعنى دگردیسى مردند. دانشمندان در «اورگان‏» (18) آمریکا میمونها را کلون کردند و سالم متولد کردند.
مطالب مورد بحث در مورد کلونینگ فراوان است‏براى این که از مطلب دور نیفتیم به ملاحظات اخلاقى د رمورد کلونینگ مى‏پردازیم:
ملاحظات اخلاقى کلونینگ انسان
قبلا این نکته را یادآورى کنم وقتى که جنین را در مراحل اولیه «کلون‏» مى‏کنند و از آن نطفه‏هاى متعدد به وجود مى‏آورند آنها را منجمد کرده و براى مصرف آینده نگاه مى‏دارند. خود کلون‏سازان مى‏گویند اگر روزى کلون‏سازى انسان انجام بگیرد، (به احتمال قوى انجام خواهد گرفت) ما قصد ایجاد کارخانه جنین‏سازى و یا فروش کودکان را نداریم که باعث ناراحتى مذهبیون و اخلاقیون بشویم چه آنان (کلون‏سازان) نیز بر طبق گفته خودشان به حیات و احساسات انسانى احترام مى‏گذارند و به باور آنان کلونینگ انسانى پس از Ivf (بچه آزمایشگاهى که در آن از نطفه مرد و زن استفاده مى‏شود، گام بعدى است که مى‏تواند آلام عده‏اى از افراد بشر را کاهش دهد و به زوج‏هائى که توان بارورى ندارند، این امید را بدهد که مى‏توانند صاحب فرزند شوند.
آنان مى‏گویند ما نه حیاتى خلق کرده‏ایم و نه حیاتى را از بین برده‏ایم فقط با کار خود اطلاعاتى فراهم کرده‏ایم مى‏گویند اگر کلونینگ در راه درست انجام گیرد، بسیار سودمند است مثلا مى‏توان حیوانات پستاندار بیشترى تولید کرد و مى‏توان تعداد جانورانى را که نسل آنان در حال انقراض است، افزایش داد و مى‏توان حیواناتى را که اعضاى آنها مى‏تواند در پیوند به انسان مورد استفاده قرار گیرد زیاد نمود و نظائر آن.
اما در برابر سودهائى که شمرده شد، مسائل و مشکلات اخلاقى به ویژه در مورد کلونینگ انسان فراوان است که باید دقیقا مورد توجه قرار گیرند. به عنوان نمونه وقتى که صاحبان کلون یعنى پدر و مادر، که از نطفه منعقده آنان کلونهاى چندى درحالت انجماد براى روز مبادا نگاه داشته شده است، بمیرند با این موجودات زنده یخ بسته که انسانهاى بالقوه هستند چه باید کرد؟ اگر همسر از شوهر خود طلاق گرفت و مایل بود از نوباردار شود و از کلونهاى خود استفاده کند چه کسى مى‏تواند بپذیرد که باردارى زن بى‏شوهر، اخلاقى است. یا اگر زن مطلقه بخواهد از کلون خود باردار شود حق شوهر سابق وى که او نیز شریک و پدر همان کلون است، چه مى‏شود؟ و ده‏ها پرسش دیگر. ممکن است در پاسخ گفته شود کسانى که چنین درمانگاه‏هاى بارورى را اداره مى‏کنند اگر داراى صلاحیت اخلاقى کافى باشند چنین مسائلى پیش نخواهد آمد. در تئورى این حرف‏ها درست هستند آیا در عمل نیز چنین است؟ چه تضمینى هست که کلیه مسؤولان درمانگاه‏هاى بارورى داراى اهلیت اخلاقى کافى باشند؟ و آنگهى مگر فراموش کرده‏ایم که در بعضى از کشورها و در برخى درمانگاه‏هاى بارورى ممکن است تبلیغات ناروا بکنند. به این آگهى توجه فرمایند که در سال 1975 در مجله علمى انجمن پزشکان انگلیس چاپ شد.
«خیلى فورى دهنده منى براى درمانگاه (کلینیک) بارورى لازم است مزد و هزینه قابل توجه پرداخت‏خواهد شد. صندوق پستى شماره...» چه کسى ضامن است که فردا «کاتالوگى‏» پر از عکس‏هاى بچه‏ها چاپ نکنند و از هوش و زیبائى آنان داد سخن ندهند و به پدر و مادرهاى غیر بارور و حتى بارور مژده ندهند که عکس یکى از این بچه‏ها را انتخاب کنید تا نظیر آن را از کلون منجمد، در رحم شما زنان بکاریم!!
و حتى مژده بدهند که پدر فلان بچه که تصویر آن را ملاحظه مى‏کنید نابغه، برنده جایزه نوبل و یا قهرمان بى‏بدیل فلان رشته ورزشى است و تا دیر نشده و کلون‏ها تمام نگشته است‏شما نیز از موقعیت استفاده کنید. چه کسى ضامن است که زن جوان از کلون منجمد شده پدر و مادر آتیه نگرش شبیه (دوقلوى) خودش را در رحم خود پرورش ندهد؟
آیا باور کردنى و اخلاقى است که زن جوان را با سلول غده بافت پستانش بارور نمایند؟
به هر حال کلون‏سازى انسان از نظر اخلاقى بسیار پرسش‏برانگیز است اساسا تصور این که انسان را به دو نیم کنند واز هر نیم آن یک انسان بسازند (همان‏طورى که نطفه را دو نیم مى‏کنند) مشکل است. و تصور این که زنى را با نسج‏بدن خودش بارور کنند دشوارتر است.
اگر تعدادى از این کلونهاى منجمد که در ظرف پر از «نیتروژن‏» مایع که نوعى بازداشتگاه یخى براى انسانهاى بالقوه بوده و در آن شناور مى‏باشند و براى استفاده آتى والدین خود نگاه داشته شده‏اند، اگر به هر علتى مورد استفاده قرار نگرفتند در این صورت آیا والدین‏شان اجازه مى‏دهند که آنها را بکشند و دور بیندازند یعنى قتل نفس بکنند چه آنها انسانهاى بالقوه هستند؟ آیا حق دارند آنها را به مزایده بگذارند و به بیشترین بهاى پیشنهادى بفروشند؟آیا مى‏توانند آنها را به دیگرى ببشخند؟ پس از طلاق چه کسى صاحب این «امبریوها» (جنین‏ها) است پدر یا مادر؟ چه کسى ضامن است که سودجوئى نشود؟ وقتى که سودجوئى وارد میدان مى‏شود ملاحظات اخلاقى با توجیه‏هاى گونه‏گون رنگ مى‏بازند و فراموش مى‏شوند. وقتى که کودک معصوم فروخته مى‏شود چه تضمینى هست که امبریو(جنین) یخ‏زده فروخته نشود؟
«جرمى ریفکین‏» (19) مؤسس گروه پاسدار بیوتکنولوژى مى‏گوید «کلونینگ سپیده دم عصر اصلاح نژاد یا «اوژینک‏» (20) است که تصویر تیره‏اى از انسانهاى استاندارد با کیفتى که مى‏خواهند به وجود آورند، نشان مى‏دهد». عده‏اى از افراد عمل کلونینگ را نه تنها غیر اخلاقى بلکه آن را خلاف اراده خدا (21) مى‏دانند. بعضى بر این باورند براى انجام هر کارى که به فکر انسان مى‏رسد حد و مرزى وجود دارد و نباید تقدس حیات مورد هجوم قرار گیرد. کلونینگ مى‏تواند عوارض روانى نیز در پى داشته باشد، به عنوان مثال فردى که مى‏داند کلون وى که قبل از او به دنیا آمده در اثر بیمارى ارثى فوت نموده است مسلما موضع روانى به هنجار نخواهد داشت زیرا دقیقا تاریخ مرگ خود را مى‏داند. عده‏اى کلون کردن انسان را نفرت‏انگیز مى‏دانند چه آیا انسانها را مانند فراورده کارخانه مى‏دانیم که آنها را بهتر و یکنواخت‏تر و مشابه همدیگر و مشترى پسند نمائیم یعنى به اصطلاح کیفیت آن را کنترل و پیش‏بینى نمائیم و این نوع تفکر در مورد انسان، بنفسه دردناک است. آیا مى‏توان انسانى راکلون کرد منحصرا براى دادن عضو پیوندى به انسان اصلى (یعنى دو قلوى بزرگترش)؟ نمى‏توان پذیرفت که انسانى را کلون بکنیم که محصول آن را درو نمائیم یعنى قلب و کلیه آن را به مشابه (دوقلوى) بزرگترش پیوند بزنیم یعنى این که این کلون انسان شده را بکشیم به خاطر نجات بچه قبلى.
عده‏اى بر این باورند که در صورت لزوم مى‏توان از مغز استخوان بچه حاصل از کلون مقدارى برداشت و به دوقلوى بزرگترش پیوند زد بدون این که او را کشت در این صورت نیز از بچه دوم که به خاطر دادن عضو پیوندى به دنیا آورده شده است، به عنوان بچه دست دوم مواظبت مى‏شود نه این که به قدر بچه اول او را دوست داشته باشند.
کلون سازان مى‏گویند با کلون‏سازى مى‏توان نسل نوابغ را ادامه داد و در هر عصرى امثال ابن سینا، رازى و انشیتین راکلون کرد تا این که همیشه به چنین نوابغى دست‏یافت. آیا واقعا مى‏توان نظیر مردان متفکر و داراى استعداد و نبوغ خدادادى را که مرگ آنان ضایعه‏اى است‏بزرگ مشابه‏سازى کرد؟ درست است کسى مخالف این نیست که در هر عصر و زمانى ابن سیناها و علامه طباطبائیها به وجود آیند ولى چه کسى تضمین مى‏کند که کلون یک نابغه از هر لحاظ مشابه آن خواهد شد؟ نبوغ تماما ذاتى و جبلى نیست. اگر فردى با «پتانسیل‏» یا نیروهاى بالقوه و مستعد براى توانائیهاى ویژه متولد شود ولى در محیط نامناسب رشد یابد استعدادهاى وى شکوفا نخواهند شد. یک نابغه بالقوه علمى اگر در کودکى تحت نفوذ افراد نااهل و در محیط نامناسب بزرگ گردد، ممکن است پس از بلوغ به یک دیوانه و یا نابغه ضد بشر تبدیل گردد. یک هنرمند بالقوه اگر در محیط فاسد بزرگ شود ممکن است از هنر خود در ترویج فساد استفاده کند نه در جهت تعالى انسانها.
ماهیت انسان بسیار پیچیده است‏براى این که به طرف تعالى سوق داده شود لازم است مراحل تربیتى را پشت‏سر هم و به موقع بگذارند ولى اگر در یکى از مراحل، به موقع و درست هدایت نشود، ممکن است تمام زحمات بر باد برود و یک انسان بالقوه دانشمند و سودمند به یک انسان بى‏فایده و زیان‏آور تبدیل شود. همان‏طورى که اگر یکى از کلیدهاى کنترل کارخانه عظیم را به غلط و در زمان نامناسب بزنند ممکن است کارخانه تا ابد از کار بیفتد و یا محصول نابهنجار تولید کند چه کسى مى‏تواند ضامن بشود که یک حاکم ستمگر براى ادامه سلطه خانواده خود بر قلمروش نخواهد مشابه خود را کلون بکند تا مثل وى با ستمگرى کشورش را اداره کند؟
مطلب دیگر این که آیا روزى اگر «کلونینگ‏» انسان انجام بگیرد، انسان کلونى از نظر روانى مثل اصل خواهد بود؟ من که تصور نمى‏کنم. ملاحظه بفرمائید هر مردى که در گستره گیتى هست‏با تقریب 999 در هزار از نظر ژنتیکى مشابه نگارنده است چه ژنهائى که داریم مشابه هم هستند منتهى تفاوتى در فرمول ژنتیکى وجود دارد و این ژنها باعث مى‏شوند که محیط در ما اثر بکند تا این که از نظر روانى واجتماعى باهم متفاوت باشیم. گزینش اصلح طبیعى این «ژنهاى‏» سازش‏پذیر را حفظ کرده است که تا بتوانند در شخصیت و خصوصیات اخلاقى ما اثر بگذارند و به آنها شکل دهند. به طور مثال انسان در موقعیتى شجاع است و نترس و در وقت دیگر در همان موقعیت محافظه‏کار. مثلا مردان متاهل و داراى فرزند و علقه خانوادگى کمتر از زمان تجرد خود را در معرض خطر قرار مى‏دهند. یا بعضى از مردم بیشتر از دیگران اتکا به نفس دارند. حتى دوقلوهاى مشابه که در محیطهاى مختلف بزرگ مى‏شوند و یا در خانواده از توجه و محبت متفاوت برخوردارند، از نظر روانى از همدیگر متفاوتند.
هر انسان یک واحد زنده ویژه است که به طور معجزه‏آسا، خارج از آزمایشهاى آزمایشگاهى به دنیا مى‏آید ما باید به این هدیه گرانبهاى الهى احترام بگذاریم و از وسوسه کپى کردن آن بپرهیزیم. در کلن کردن نه تنها با احتیاط، بلکه با وجدانى پاک پیش برویم.
کلام آخر این که یکى از متفکران چه خوب گفته است که:
«پیش از آن که آدم نقش خدا را بازى کند، باید یاد بگیرد که انسان بشود و پس از آن که انسان شدن را یاد گرفت، نقش خدا را بازى نخواهد کرد».
در پایان لازم به یادآورى است که :
بشر با تمام پیشرفتهایى که در علوم، به ویژه در علم زیست‏شناسى نموده است،محال است‏با دانش فعلى بتواند سلول زنده‏اى را با تمام خصوصیاتش پدید آورد.
پى‏نوشتها:
1- Cloningc
2- Clonec
3- Colony
4- SSomatic
5- Embryo
6- Dolly
7- Ian Wilmut
8- Roslin
9- Natore
10- Ovule
11- Apple White
12- Jerry Hall
13- Jean Francois Metti
14- Hans Bernard Wueremberg
15- Rudolf Dresler
16- Allegheny
17- Metamorphosis
18- Oregan
19- Jermy Riflon
20- Eugenic
21- خلاف قانون الهى.

تبلیغات