« آفتاب لب بام » ما را بر آن میدارد که تجربههای زنده را تشویق به سخن گفتن کنیم. این افراد نه الزاما از دسته و رده بزرگانند و نه حرفی غیرمعمول در چنته خود دارند. آنها گذشته را به شکل معمول دیده و تجربه کردهاند. شاید فرصتی برای اخبار خود نداشته یا شاید ما فرصتی برای شنیدن این دست اخبار نداشتهایم. در این مقاله برآنیم که برخی خطوط اصلی و بحث انگیز تاریخ شفاهی را برجسته سازیم، تا از سویی به عنوان مقدمهای در سطح نظری بابی گشوده شود و در سطح عملی نیز راهکارهای بنیادی این منظر تاریخنگاری مورد ارزیابی قرار گیرد.
پس از طلوع جمال پیامبر خاتمصلی الله علیه وآله، کاروان تمدن اسلامی فراز و نشیبهای بسیاری را پیموده و به هر بیابان که وارد آمد، رحمتخداوند در آنجا نازل شد. وادی به وادی تاریخ، لبریز از شکوفایی، سرسبزی و برکات این کاروان است و بهمن ۱۳۵۷ اوج طراوت سرگذشت مسلمانان در عصر حاضر محسوب میشود. بهاری که دستان بزرگ مردی از سلاله پیامبرصلی الله علیه وآله آن را برای ملت ایران به ارمغان آورد و شمیم گلهای آن جهان را فرا گرفت و مستضعفان و محرومان از برکات آن بهرهها بردند.
بعد از فتح مغرب, آمادگى مسلمانان و بروز شرایط مناسب, زمینه فتح یکى از مناطق وسیع یعنى اندلس را ممکن ساخت و با فتح آن, اسلام تمام این منطقه را فرا گرفت. ابتدا سیاست هاى مسالمت آمیز حکام و اتحاد مسلمانان توانست مسلمانان را به عزت و افتخار برساند, ولى دیرى نپایید که بروز اختلافات قبیلگى و آشوب هاى سیاسى, سرزمین اندلس را در معرض تاخت وتاز اسپان, فرانک ها و ... قرار داد